+ غنچه از خواب پرید

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست  
  ....
 
  غنچه از خواب پرید ... و گلی تازه به دنیا آمد ...   
خار خندید و به گل گفت : سلام ... و جوابی نشنید ...
خار رنجید ولی هیچ نگفت ...
ساعتی چند گذشت ... گل چه زیبا شده بود ... 
دست بی رحمی آمد نزدیک ... گل سراسیمه ز وحشت افسرد ... 
لیک آن خار در آن دست خلید ... و گل از مرگ رهید ... 
صبح فردا که رسید ... خار با شبنمی از خواب پرید ...
 گل صمیمانه به او گفت : سلام ...
 
http://up.clip2ni.com/i/images/b5yw4nqkh8b96h0kx24.jpg
  
 
  
گل اگر خار نداشت، دل اگر بی غم بود، اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،
 زندگی ،عشق، اسارت ،قهر ،آشتی، هم بی معنا بود
 
http://up.clip2ni.com/i/images/8a59eho17f900u6v3xf.jpg 
 

 زندگی با همه وسعت خویش 
محفل ساکت غم خوردن نیست 

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست 
اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست 
زندگی جنبش جاری شدن است 
زندگی کوشش و راهی شدن است 
از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند. 
زندگی چون گل Red roseسرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف، 
 
http://up.clip2ni.com/i/images/lcyp6jh25c1tk2gx7e9w.jpg
 
یادمان باشد اگر گل چیدیم، 
عطر و  برگ و  گل و  خار، 
همه همسایه دیوار به دیوار همند
..
   
http://up.clip2ni.com/i/images/wfprn4kvq2foaawe70y.jpg
 
http://up.clip2ni.com/i/images/c4s0lhyc91tyaikkrrk2.jpg








نویسنده : حسین طالبی ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک