+ سلام برگل نرگس

سلام برگل نرگس
به نام آن که انسان را مسافر کاروان انتظار گردانید
سلام اى گل نرگس، اى که شیرین ترین انتظار، انتظار توست
و بهترین منتظر، منتظر توست
مى توانم در یک کلمه پر معنا بگویم:
گر عشقى هست و عاشقى
نام تو معشوق و من عاشق و شیفته توأم
در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم که ظهورت را نزدیک گرداند
ما محتاج یک نگاه گذراى شما هستیم،

خدا کند که بیایى و ما هم یکى از یارانتان باشیم

به جز دستهای پر قدرت تو راهی نیست

که قلب پر از فراموش من از نام پر از حیاط تو آکنده شود و می دانم ،

 می دانم مهربانی تو را آن قدرت هست

 که قلبم را چنان وسعتی بخشد که از محبت تو سیراب شود.
آقای من کرم کن و بر من بتاب ...

 

امروز هم از صبح منتظرت بودم.

خانه دلم را آب و جارو کرده بودم برای تو. چشم هایم از پگاه، یکسره به در بود.

گوش هایم را سپرده بودم به سمت هر صدایی که میتوانست نشانی از تو را به همراه داشته باشد.

می دانم قابل نیستم،اما خیلی دلم می خواهد ببینمت؛

جمعه ها، همه جمعه ها،دیدگانم را به سمت آمدن تو می دوزم؛

دلم نیز پیوسته سرک می کشد تا ببیند چه هنگام می آیی.

گوش های من،صادقانه عاشق صدای تو هستند.

نه من تنها؛که همگان، انتظار دیدن روی تورا دارند.

همه دوستت دارند. همه عاشق تو هستند.

دنیا،بی تو فاقد گل و عطر معناست.

ای پسرفاطمه؛مهدی جان؛ مرا دریاب

مرا دریاب

مرا دریاب

مرا دریاب

مرا دریاب به حق عمویت عباس

نویسنده : حسین طالبی ; ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک