بررسی مبانی قرآنی روائی مناجات الشاکرین
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

بررسی مبانی قرآنی روائی مناجات الشاکرین

 

بِسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیمِ

( این مقاله به توضیح مضامین مناجات هفتم ازدعای خمس عشره،معروف

به مناجات الشاکرین صادره از امام چهارم(ع) پرداخته است )

« کسی راکه از خود هیچ چیزی جز دعا ندارد، ببخش. »

« اغفر لمن لا یملک الّا الدّعاء » حضرت امیرالمومنین امام علی(ع) دعا را این گونه معرفی می کنند. قرآن کریم می فرمایند:

« و َ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَ الإِنسَ إلّا لِیَعبُدُونِ »

«و جن وانس را جز برای این که مرا بپرستند، نیافریدیم. »

دعا آن پل ارتباطی مستحکم و قوی ایست که بنده را به معبود وصل می کند. بسیار زیاد شنیده وخوانده ایم که امام سجاد(ع) زینت عبادت کنندگان بوده اند و دعاهایی با مضامین عالی از ایشان صادر شده است. یکی از این ادعیه مناجات خمس عشره است که در این مقال ابتدا به بررسی آن می پردازیم ، وسپس به توضیح یکی از این مناجات، معروف به مناجات الشاکرین می پردازیم.

دوره ای که حضرت امام سجاد (ع) در آن زندگی می کردند، دورانی بود که همه ارزش های دینی دستخوش تحریف و تغییر حکومت امویان قرار گرفته بود و مردم مهم ترین شهرهای مذهبی از جمله مدینه، می بایست به صورت اجباری با یزید بیعت کنند. احکام اسلامی بازیچه دست افرادی چون ابن یزید، حجاج بن یوسف ثقفی و عبدالملک بن مروان بود. در سایه چنین حکومتی آشکار است که تربیت دینی مردم تا چه اندازه تنزل کرده و ارزش های جاهلی چگونه احیا خواهد شد. امام سجاد (ع) در این شرایط خفقان شدید، انسانی اهل عبادت بودند که مهم ترین تأثیر اجتماعی ایشان در ایجاد پیوند مردم با خدا به وسیله دعا بود. ایشان به عنوان امام عصر، هدایت خویش را از راه بیان دعا به مردم ارائه می دادند. بسیاری از طالبان علم راوی احادیث ایشان(ع) گشتند و از سرچشمه پر فیض ایشان، که برگرفته از علوم پیامبر اکرم (ص) و حضرت امیرالمومنین (ع) بود، بهره می جستند. قسمتی از شهرت امام(ع) و محبت ایشان در میان مردم، به دلیل انتشار جملات زیبای امام سجاد (ع) در قالب دعا بود که همه را به خود جذب می کرد تا چه رسد به شخصیت محبوب ایشان.

در چنین فضایی حضرت امام علی بن الحسین (ع)این مناجات را در قالب پانزده قطعه مجزا که هریک از آن ها به نامی نامیده شده اند، بیان فرمودند. در کتب هیچ یک از متقدمین از جمله : کامل الزیارات ابن قولویه، مصباح المتهجد وسلاح المتعبد ابوجعفر محمد طوسی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال محمد بن علی قمی (شیخ صدوق) ، المصباح کفعمی، ارشاد القلوب محمد حسن دیلمی ، و از متأخرین در کتاب عقاب الاعمال سید بن طاووس ، مناجات خمس عشره روایت نشده ا ست.

اما علامه مجلسی ره در بحار الانوار فرموده اند که من این مناجات ها را به روایت از امام علی بن الحسین(ع) در چندین کتاب معتبر مروی از اصحاب ایشان دیده ام و هم چنین شیخ عباس قمی صاحب کتاب گران قدر مفاتیح الجنان و حضرت آیت الله مکارم شیرازی دامت ظله العالی در کتاب مفاتیح نوین، در بخش مناجات ها آورده اند.

گرچه این مناجات ها در کتاب های مشهور ادعیه شیعه، اعم از متقدمین ومتاخرین دیده نمی شود، اما اولا با توجه به نقل بزرگان و اظهار نظر و اقرار شخصیت های بزرگ و جامع در فن حدیث شناسی و سایر علوم اسلامی اعم از عقلی ونقلی که علامه مجلسی هم از این دست می باشد، قابل توجه است. ثانیا نظر به وجود عبارات قوی و مضامین عالی آن که جملگی منطبق بر مبانی مستحکم شریعت ، کتاب و سنت وعقل می باشد ، از غیر معصوم بعید به نظر می رسد. ثالثا از لحاظ ادبی و بلاغت بسیار دلنشین و زیبا و چشمگیر می باشد. بر این اساس اعتبار سندی و متنی مناجات خمس عشره در ترازی قابل قبول بلکه نیکو قرار می گیرد که همگان می توانند از فضای علمی و معنوی آن فیض برده و بهره مند شوند.

حال خود را به این دریای نورانی می سپاریم تا گوهری هرچند اندک از سفره اکرام سیدالساجدین امام زین العابدین(ع) نصیبمان گردد.

انسان همان طور که از نامش پیداست فراموش کار است و این فراموشی تا وقتی نعمات پروردگار جاری وساری است ادامه دارد، ولی به محض این که انسان با فقدان نعمتی مواجه می گردد اعم از این که مادی باشد یا معنوی ، به تکاپو افتاده و به هر چیزی چنگ می زند تا بتواند به شرایط قبل باز گردد. اگر هیچ دستاویزی پیدا نکند واگر اندک معرفتی در دل این انسان باقی مانده باشد ، خدا را می خواند. حضرت امیر المومنین امام علی (ع) می فرمایند:

من کان فی النعمه ، جهل قدر البلیّه

کسی که در نعمت باشد، قدر گرفتاری را نمی داند.

در روایتی دیگر حضرت امام حسن (ع) نیز می فرمایند:

تجهل النعم ما اقامت، فاذا ولّت عرفت

نعمت ها تا موجودند ، ناشناخته اند و همین که رفتند، قدرشان شناخته می شود.

خداوند نیز به وسیله اسباب و علل به صورت مداوم و پشت سر هم ، انسان را مرهون لطف خود می کند و انسان در عوض تشکر از حضرتش دوباره خدا را فراموش می کند. و این ناسپاسی بنده و لطف حق تکرار می گردد. امام زین العابدین (ع) در مناجات الشاکرین چنین می فرمایند :

اِلهی اَذهَلَنی عَن اِقامَه شُکرِکَ تَتابُعُ طَولِکَ وَ اَعجَزَنی عَن اِحصاءِ ثَنائِکَ فَیضُ فَضلِکَ وَ شَغَلَنی عَن ذِکرِ مَحامِدِکَ تَرادُفُ عَوائِدِکَ وَ اَعیانی عَن نَشرِ عَوارِفِکَ تَوالی اَیادیکَ .

( خدایا بخشش پی در پی تو، انجام دادن سپاسگزاریت را از یاد من برد و ریزش فضل و احسانت ، مرا از شمردن ثنا و ستایشت عاجز کرد و پشت سرهم آمدن نیکی هایت ، مرا از ذکر ستودنی هایت بازداشت و پیاپی رسیدن نعمت هایت مرا از نشر دادن نیکویی هایت درمانده کرد.)

ارسال رسل برای تبشیر و انذار ، تذکرات مداوم ائمه اطهار(ع) و در عصر حاضر روایات رسیده از ایشان و مهمترین یادآوری که همان قرآن کریم است، باعث شده که انسان در این فراموشی دائمی، ناگاه به خود بیاید و ببیند که چگونه تا حال در غفلت و فراموشی به سر برده است و بر عمر تلف شده خویش افسوس بخورد و از پروردگارش عذرخواهی کند. امام سید الساجدین(ع) در ادامه مناجات می فرمایند :

وَ هذا مَقامُ مَنِ اعتَرَفَ بِسُبوغِ النَّعماءِوَ قابَلَها بِالتَّقصیرِ وَ شَهِدَ عَلی نَفسِهِ بِالاِهمالِ وَ التَّضییعِ

(و این جا که هستم جای کسی است که اعتراف به وفور نعمت های تو و در مقابل آن ها اعتراف به کوتاهی کردن خود دارد و به اهمال کاری و تلف کردن عمر خویش گواهی می دهد.)

بنشین بر لب جوی وگذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس

حضرت امیرالمومنین امام علی (ع) می فرمایند :

ایها الناس! الان الان من قبل النّدم، و من قبل ” اَن تَقُولَ نَفسٌ یَا حَسرَتِی عَلَی مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللهِ ”

ای مردم دریابید زمان را . الان همین الان ! پیش از آن که پشیمان شوید و پیش از آن که ” هرکسی بگوید : ای دریغا که در کار خدا کوتاهی کردم.”

حال این بنده که به اشتباه خود مبنی بر فراموشی یاد خدا و اتلاف عمر خود پی برده است ، به امید مغفرت الهی به درگاهش توبه می کند. شیخ اجل سعدی شیرازی در حدیثی از سرور کائنات حضرت ختمی مرتبت(ص) روایت کرده است که :

هرگاه یکی از بندگان گنهکار پریشان روزگار ، دست انابت به امید اجابت، به درگاه حق جلّ وعلاء بردارد، ایزد تعالی در وی نظر نکند. بازش بخواند، باز اعراض کند. بار دیگر او را به تضرع و زاری بخواند، حق سبحانه و تعالی فرماید : یا ملائکتی قد استحییت من عبدی و لیس له ربّ غیری فقد غفرت له . ازو در گذشتم وگناهش بخشیدم که از بسیاری زاری بنده همی شرم دارم.

کرم بین ولطف خداوندگار گنه بنده کرده ست و او شرمسار

در ادامه ی مناجات آمده است:

وَ اَنتَ الرَّؤوفُ الرَّحیمُ البَرُّ الکَریمُ اَلَّذی لا یُخَیِّبُ قاصِدیه وَ لا یَطرُدُ عَن فِنائِهِ امِلیهِ، بِساحَتِکَ تَحُطُّ رِحالُ الرّاجینَ وَ بِعَرصَتِکَ تَقِفُ امالُ المُستَرفِدینَ .

(و تو ای خدای با عطوفت و مهربان و نیکوکار و بزرگواری که رو آورندگان به سویت را نومید نسازی و آرزومندانت را از درگاهت نرانی . امیدواران به آستانه تو بار امید خود را بیندازند و آرزوهای عطا خواهان به میدان وسیع کرم تو متوقف شود.)

خداوند تواب در قرآن می فرمایند :

” وَ هُوَ الَّذِی یَقبَلُ التَّوبَهَ عَن عِبَادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیِّئَاتِ ”

” و اوست که توبه را از بندگانش می پذیرد و از گناهان در می گذرد ”

پس همه انسان ها با آمال و امید و آرزوهای خویش زندگی می کنند. ممکن است آرزویی چندان بزرگ و دور و دست نیافتنی هم نباشد، ولی باز هم آرزوست و مورد پسند و خواسته انسان است. اگر این امید به آینده و آرزوها نباشد، انسان ناامید شده و نومیدی منجر به تباهی زندگی او در دنیا و آخرت است . چنین انسانی در دنیا انگیزه ای ندارد و از آن جایی که یاس از گناهان کبیره است، در آخرت هم جزء زیانکاران خواهد بود. در مناجات آمده است :

فَلا تُقابِل امالَنا بِالتَّخییبِ وَ الإِیاسِ وَلا تُلبِسنا سِربالَ القُنُوطِ وَ الإبلاسِ

(پس ای خدا تو آرزوهای ما را با نومیدی و یأس روبرو مگردان و جامه ناامیدی و دلشکستگی بر ما نپوشان.)

هرچه انسان امیدش به رحمت حق تعالی بیشتر می شود و به او نزدیک تر می گردد ، عظمتش را بیشتر حس کرده و خود را در برابر شوکت و قدرت او بی مقدار وناچیز می انگارد. این کوچکی و حقیر بودن در برابر ذات حق ، باعث می گردد انسان نه تنها خود را در برابر عظمت بی انتهای الهی، کوچک ببیند بلکه اعمال، رفتار، کردار و گفتار خود را نیز در برابر او ناچیز می شمرد چه رسد به اینکه لفظی بر زبان رانده باشدکه صد البته آن نیز در برابر او، بی مقدار است. در ادامه مناجات آمده است :

اِلهی تَصاغَرَ عِندَ تَعاظُمِ آلائِکَ شُکری وَ تَضائَلَ فی جَنبِ اِکرامِکَ اِیّایَ ثَنائی وَ نَشری

(خدایا در برابر نعمتهای بزرگت سپاسگزاری من کوچک است و در کنار اکرام و بزرگواری تو، ثناء و ستایش من خرد و ناقابل است .)

هرگاه انسانی دارای نخوت وتکبر باشد و در برابر حق سبحانه، برای خود حقی قائل باشد، نه تنها خود را بزرگ می بیند بلکه ناسپاسی هم می کند. انگیزه ناسپاسی و کفران نعمت در این انسان این است که خود را سزاوار اعطای نعمت خداوند می داند، در حالی که خداوند آن چه را که به او عطا فرموده ، عین مهربانی و تفضّل است و اگر عطا نمی فرمود، او ذی حق نبود. این که حضرتش انسان را به نور ایمان هدایت فرموده، از رحمت بی کران اوست و دیگر نعمت هایی که در اختیار او قرار داده است، باعث منت داشتن حق بر گردن تمامی انسان هاست. سرور سجده کنندگان امام زین العابدین (ع) در ادامه مناجات الشاکرین چنین می فرمایند:

جَلَّلَتنی نِعَمُکَ مِن اَنوارِ الاِیمانِ حُلَلاً وَ ضَرَبَت عَلَیَّ لَطائِفُ بِرِّکَ مِنَ العِزِّ کِلَلاً وَ قَلَّدَتنی مِنَنُکَ قَلائِدَ لا تُحَلُّ وَ طَوَّقَتنی اَطواقاً لا تُفَلُّ .

(نعمتهای تو زیورهایی از انوار ایمان بر من پوشانده و ریزه کاری های نیکی ات خیمه هایی از عزت بر سرم زده و احسان هایت گردنبندهایی به گردنم انداخته که باز نشود و طوقهایی بدان آویخته که نگسلد.)

البته شناخت ومعرفت پیدا کردن به تمامی نعمت های الهی ممکن نیست. ازنعمت حق حیات گرفته تا دیگر نعمات از جمله نعمت عقل ، نعمت هدایت ، نعمت ابتلاء و امتحان و …. .

پس همان طور که حضرت حق نا محدود است و قابل احاطه نیست ، نعمت های او نیز که از ذاتتش ناشی می شود ، قابل احصاء و شمارش نیست. نعمت های او نه تنها قابل شمارش نیستند بلکه انسان حکمت آفرینش بسیاری را نمی داند و از درک و فهم آنها عجز است ، چه رسد به این که بخواهد تمامی آنها را بشمارد و ادعا کند که تمام نعمت ها را احصاء کرده و به پایان آن ها را یافته است. پر واضح است که انسان در این مورد ناتوان وعاجز است. در مناجات الشاکرین آمده است :

فَالائُکَ جَمَّه ٌ ضَعُفَ لِسانی عَن اِحصائِها وَ نَعمائُکَ کَثیره ٌ قَصُرَ فَهمی عَن اِدراکِها فَضلاً عَن اِستِقصائِها

(نعمت های بسیار تو زبان مرا از شمردنش ناتوان کرده و بخششهای فراوانت فهم مرا از ادراکش کوتاه کرده تا چه رسد به پی بردن به پایانش.)

در اینجا به اختصار به ذکر دو نعمت ” حق حیات ” و ” نعمت هدایت ” می پردازیم.

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در آغاز سخن خویش در دیباچه گلستان می فرماید : منت خدای را عز ّ وجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود، ممدّ حیات است و چون بازمی گردد، مفرح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب.

قال الامام الصادق(ع) :

فی کلّ نفس من انفاسک شکر لازم لک ، بل الف واکثر.

برای هر نفسی از نفسهایت شکری ، بلکه هزار و بیشتر از هزار شکر بر تو واجب است.

وقتی برای هر بار تنفس خود باید از پروردگار این گونه سپاس گذاری کنیم ، پس چگونه می توانیم در برابر نعمات بی حد و حصرش زبان ببندیم و از بی شمار الطاف حق سپاس گذاری ننماییم. از نعمت تنفس و خلقت گرفته تا نعمت سخن گفتن که بنا به روایت حضرت امیرالمومنین (ع) بهترین چیزیست که خداوند کریم آفریده است.

در مناجات نیز چنین آمده است :

فَکَیفَ لی بِتَحصیلِ الشُکرِ وَ شُکری ایّاکَ یَفتَقِرُ الی شُکرٍ فَکُلَّما قُلتُ لَکَ الحَمدُ وَجَبَ عَلَیَّ لِذلِکَ اَن اَقولَ لَکَ الحَمدُ

(و با این ترتیب من چگونه می توانم تو را سپاس گزاری کنم و سپاس گزاری من، احتیاج به سپاسگزاری دیگری دارد. هر گاه بگویم ستایش مخصوص توست، برای این جمله لازم است دوباره بگویم ستایش مخصوص توست.)

و اما نعمت هدایت . قال رسول الله(ص) :

من لم یرالله عزّ وجلّ علیه نعمه الّا فی مطعم او مشرب او ملبس، فقد قصر عمله و دنا عذابه.

هر که نعمت خداوند را فقط در خوراک یا نوشیدنی یا پوشاک ببیند، بی گمان عملش کوتاه و عذابش نزدیک باشد.

بسیاری از مردم این گونه می اندیشند و بر این باورند که نعمت های الهی ، خلاصه شده در این چند نعمت است . امام زین العابدین(ع) در ضمن یادآوری این نکته متذکر می شوند که نعمت های مهم تری نیز وجود دارند و گستره ی فکر مخاطب را از این حوض کوچک به دریای عظیم اندیشه متصل می فرمایند. اگر با دید وسیع تری به موضوع بنگریم خواهیم یافت که از نعمت های مهمی مثل هدایت به مذهب جعفری که همان اسلام واقعی است ، در نص صریح کلام وحی به عنوان نعمت یاد شده است:

” اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رضِیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً ”

“امروز دینتان را برای شما کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم.”

در مناجات الشاکرین حضرت امام زین العابدین(ع) می فرمایند :

اِلهی فَکَما غَذَّیتَنا بِلُطفِکَ وَ رَبَّیتَنا بِصُنعِکَ ، فَتَمِّم عَلَینا سَوابِغَ النِّعَمِ وَ ادفَع عَنّا مَکارِهَ النِّقَمِ .

(خدایا چنان چه به لطف خویش ما را خوراک دادی و به پرورش خود پروریدی ، پس نعمت های فراوانت را بر ما کامل کن و ناگواری های سخت و بد را از ما دور کن.)

امام(ع) از حضرتش تقاضای دفع بدی را دارند که با توجه به توالی جملات ، می توان این نقمت را، سلب توفیق هدایت به راه حق دانست که از زبان امام همام(ع) برای عوام بیان شده است . نقمت دنیوی که همان هدایت نشدن به راه مستقیم است، باعث عذاب الهی وگرفتاری آخرت نیز می گردد. از این روست که هر عملی در دنیا، نتیجه ای در آخرت دارد . توفیق انجام عمل نیک در دنیا نعمتی است که باعث دریافت پاداش آن ، از طرف خداوند رحمان در آخرت است. پس می توان تقاضای حضرت را در این فراز از دعا، از حضرت باری تعالی برای دفع نقمت را، رفع نقمت اخروی دانست. در حدیثی از امام پنجم(ع) ذکر شده است که :

قال الامام الباقر(ع) :

نعم العون الدنیا علی الاخره .

دنیا یاور خوبی برای آخرت است.

این دنیا چون مزرعه ای است که در آن توشه آخرت کاشته می شود و انسان در آخرت از آن استفاده می کند. حضرت رسول(ص) می فرمایند :

الدنیا مزرعه الاخره .

دنیا کشتزار آخرت است.

حضرت امیرالمومنین امام علی (ع) نیز می فرمایند:

باالدنیا تحرز الاخره .

آخرت با دنیا به دست می آید.

پس باید به امور این دنیا تا جایی که به آخرت ما کمک می کند ، رسیدگی کنیم و از حضرتش مطابق کلام وحی این گونه استمداد بطلبیم که :

” رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنیَا حَسَنَهً وَ فِی الآخِرَهٍ حَسَنَهً ”

” پروردگارا به ما در دنیا نیکی و در آخرت هم نیکی عطا کن. ”

در ادامه ی مناجات الشاکرین چنین آمده است :

وَ آتِنا مِن حُظُوظِ الدّارَینِ اَرفَعَها وَ اَجَلّها عاجِلاً وَ آجلاً .

(و عطاکن به ما از بهره های برتر دو جهان ، چه اکنون و چه در آینده .)

در مقابل این همه رحمت بی کران الهی و بارش نعمات بر سر بندگان، خداوند نیز این دنیا را ابتلاء و آزمایشی قرار داده است، برای این که مشخص گردد چه کسی عمل صالح انجام می دهد و از حضرتش پیروی می کند.

امیر المومنین امام علی (ع) می فرمایند:

ان الله سبحانه قدجعل الدّنیا لما بعدها و ابتلی فیها اهلها لیعلم ایهم احسن عملاً .

همانا خدای سبحان دنیا را برای پس از آن آفریده و اهل دنیا را در آن می آزماید تا معلوم شود که چه کسی نیک کردارتر است.

باید توجه داشت که تمام دنیا و ما فیها از جمله نعمت های گوناگون، هم از آزمایشات الهی است .

حضرت سید الساجدین(ع) در قسمتی از مناجات الشاکرین می فرمایند :

وَ لَکَ الحَمدُ عَلی حُسنِ بَلائِکَ و سُبوغِ نَعمائِکَ

(و ستایش تو راست برای آزمایش نیکویت و نعمت های فراوانت)

حال ببینیم چه نوع ستایشی در خور این آزمایش نیکو و تشکر از نعمت های فراوان حق سبحانه و تعالی می باشد. صد البته که ستایش و حمد خدا چه با گفتار و چه با اعمال باید صورت گیرد و بهترین اعمال و عبادات نیز طاعتی است که خشنودی خداوند را به دنبال دارد .

قال الامام علی(ع) :

رضا الله سبحانه مقرون بطاعته

خشنودی خداوند سبحان، قرین طاعت اوست .

بندگی در درگاه احدیت و اطاعت نمودن از فرامین او باعث خشنودی اوست . بنده ای که حمد وستایش خداوند را نماید، خداوند از او خشنود می گردد. در مناجات الشاکرین آمده است :

وَ لَکَ الحَمدُ …. حَمداً یُوافِقُ رِضاکَ وَ یَمتَرِی العَظیمَ مِن بِرِّکَ وَ نَداکَ یا عَظیمُ یا کَریمُ .

(ستایشی که برابر خشنودیت باشد و احسان و بخشش بزرگ تو را به سوی ما جلب کند، ای بزرگ و ای بخشنده .)

این خشنود بودن خدا از بنده به این دلیل است که بنده در برابرش اطاعت کرده است و خشوع بنده باعث می شود حضرت باری تعالی در برابرش بهشت جاودان را وعده بفرمایند :

” جَزَاءُهُم عِندَ رَبِّهِم جَنَّاتُ عَدنٍ تَجرِی مِن تَحتِهَا الاَنهَارُ خَالِدِینَ فیهَا اَبَداً رَضِیَ اللهُ عَنهُم وَ رَضُوا عَنهُ ذَلِکَ لِمَن خَشِی رَبّهُ ”

” پاداششان نزد پروردگارشان بهشت های پاینده ای است که از زیر آن نهرها جاریست ، در آنها جاودانه اند. خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنود اند ، آن برای کسی است در برابر پروردگارش خاشع است ”

حال متن دعا را به نقل از کتاب مفاتیح نوین حضرت آیت الله مکارم شیرازی دامت ظله العالی نقل می نماییم به امید آن که با نگرشی تازه در آن بیاندیشیم و از انوار روشنی بخش کلام امام چهارم (ع) شمع جان را بیافروزیم. اگر متصل به دریا شدید؛ قدحی هرچند کوچک ، نویسنده این سطور را مهمان نمایید.

 

اِلهی اَذهَلَنی عَن اِقامَه شُکرِکَ تَتابُعُ طَولِکَ

خدایا بخشش پی در پی تو انجام دادن سپاسگزاریت را از یاد من برد

وَ اَعجَزَنی عَن اِحصاءِ ثَنائِکَ فَیضُ فَضلِکَ

و ریزش فضل و احسانت مرا از شمردن ثنا و ستایشت عاجز کرد

وَ شَغَلَنی عَن ذِکرِ مَحامِدِکَ تَرادُفُ عَوائِدِکَ

و پشت سرهم آمدن نیکی هایت مرا از ذکر ستودنیهایت بازداشت

وَ اَعیانی عَن نَشرِ عَوارِفِکَ تَوالی اَیادیکَ

و پاپی رسیدن نعمتهایت مرا از نشر دادن نیکوییهایت درمانده کرد

وَ هذا مَقامُ مَنِ اعتَرَفَ بِسُبوغِ النَّعماءِ وَ قابَلَها بِالتَّقصیرِ

و اینجا که هستم جای کسی است که اعتراف به وفور نعمتهای تو و در مقاب آنها به کوتاهی کردن خود دارد

وَ شَهِدَ عَلی نَفسِهِ بِالاِهمالِ وَ التَّضییعِ

و به اهمال کاری و تلف کردن عمر خویش گواهی دهد

وَ اَنتَ الرَّؤوفُ الرَّحیمُ البَرُّ الکَریمُ

و تو ای خدای با عطوفت و مهربان و نیکوکار و بزرگواری

اَلَّذی لا یُخَیِّبُ قاصِدیه

که رو آورندگان به سویت را نومید نسازی

وَ لا یَطرُدُ عَن فِنائِهِ امِلیهِ

و آرزومندانت را از درگاهت نرانی

بِساحَتِکَ تَحُطُّ رِحالُ الرّاجینَ

امیدواران به آستانه تو بار امید خود را بیندازند

وَ بِعَرصَتِکَ تَقِفُ امالُ المُستَرفِدینَ

و آرزوهای عطا خواهان به میدان وسیع کرم تو توقف کنند

فَلا تُقابِل امالَنا بِالتَّخییبِ وَ الإِیاسِ

پس ای خدا تو آرزوهای ما را با نومیدی و یأس روبرو مگردان

وَلا تُلبِسنا سِربالَ القُنُوطِ وَ الإبلاسِ

و جامه ناامیدی و دلشکستگی بر ما نپوشان

اِلهی تَصاغَرَ عِندَ تَعاظُمِ آلائِکَ شُکری

خدایا در برابر نعمتهای بزرگت سپاسگزاری من کوچک است

وَ تَضائَلَ فی جَنبِ اِکرامِکَ اِیّایَ ثَنائی وَ نَشری

و در جنب اکرام و بزرگواری تو ثناء و ستایش من خرد و ناقابل است

جَلَّلَتنی نِعَمُکَ مِن اَنوارِ الاِیمانِ حُلَلاً

نعمتهای تو زیورهایی از انوار ایمان بر من پوشانده

وَ ضَرَبَت عَلَیَّ لَطائِفُ بِرِّکَ مِنَ العِزِّ کِلَلاً

و ریزه کاریهای نیکیت خیمه هایی از عزت بر سرم زده

وَ قَلَّدَتنی مِنَنُکَ قَلائِدَ لا تُحَلُّ

و احسانهایت گردن بندهایی به گردنم انداخته که باز نشود و

وَ طَوَّقَتنی اَطواقاً لا تُفَلُّ

و طوقهایی بدان آویخته که نگسلد

فَالائُکَ جَمَّه ٌ ضَعُفَ لِسانی عَن اِحصائِها

نعمتهای بسیار تو زبان مرا از شمردنش ناتوان کرده

وَ نَعمائُکَ کَثیره ٌ قَصُرَ فَهمی عَن اِدراکِها فَضلاً عَن اِستِقصائِها

و بخششهای فراوانت فهم مرا از ادراکش کوتاه کرده تا چه رسد به پی بردن به پایانش

فَکَیفَ لی بِتَحصیلِ الشُکرِ

و با این ترتیب من چگونه می توانم تو را سپاسگذاری کنم

وَ شُکری ایّاکَ یَفتَقِرُ الی شُکرٍ

و سپاسگزاری من احتیاج به سپاسگزاری دیگری دارد

فَکُلَّما قُلتُ لَکَ الحَمدُ وَجَبَ عَلَیَّ لِذلِکَ اَن اَقولَ لَکَ الحَمدُ

هر گاه بگویم ستایش مخصوص توست برای این جمله لازم است دوباره بگویم ستایش مخصوص توست

اِلهی فَکَما غَذَّیتَنا بِلُطفِکَ

خدایا چنانچه به لطف خویش ما را خوراک دادی

وَ رَبَّیتَنا بِصُنعِکَ

و به پرورش خود پروریدی

فَتَمِّم عَلَینا سَوابِغَ النِّعَمِ

پس نعمتهای فراوانت را بر ما کامل کن

ادفَع عَنّا مَکارِهَ النِّقَمِ

و ناگواریهای سخت و بد را از ما دور کن

وَ آتِنا مِن حُظُوظِ الدّارَینِ اَرفَعَها وَ اَجَلّها عاجِلاً وَ آجلاً

و عطاکن به ما از بهره های دو جهان برتر چه اکنون و چه در آینده

وَ لَکَ الحَمدُ عَلی حُسنِ بَلائِکَ

و ستایش توراست برای آزمایش نیکویت

وَ سُبوغِ نَعمائِکَ

و نعمتهای فراوانت

حَمداً یُوافِقُ رِضاکَ

ستایشی که برابر خشنودیت باشد

وَ یَمتَرِی العَظیمَ مِن بِرِّکَ وَ نَداکَ

و احسان و بخشش بزرگ تو را به سوی ما جلب کند

یا عَظیمُ یا کَریمُ بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ .

ای بزرگ و ای بزرگوار به رحمتت ای مهربانترین مهربانان

فهرست منابع

۱٫ قرآن کریم

۲٫ الارشادفی معرفه حجج الله علی العباد.ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان،معروف به شیخ مفید، تحقیق:موسسه آل البیت(علیهم السلام).

۳٫ الارشادالقلوب.ابومحمد حسن بن ابی حسن دیلمی،بیروت:موسسه اعلمی،چاپ چهارم.

۴٫ اعلام الدین فی صفات المومنین.ابومحمدحسن بن محمد دیلمی،تحقیق:موسسه آل البیت(علیهم السلام)،قم: موسسه آل البیت(علیهم السلام).

۵٫ الامالی.ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی،معروف به شیخ صدوق،تحقیق:موسسه بعثت،قم:موسسه بعثت،چاپ اول.

۶٫ الامالی.ابوجعفر محمد بن حسن،معروف به شیخ طوسی،تحقیق:موسسه بعثت،قم:دارالثقاقه،چاپ اول.

۷٫ بحارالانوارالجامعه لدرراخبارالائمه الاطهار.محمدباقر بن محمدتقی مجلسی،بیروت:موسسه الوفاء،چاپ دوم.

۸٫ بصائرالدرجات.ابوجعفر محمد بن حسن صفار قمی،معروف به ابن فروخ،قم:کتابخانه ی آیت الله العظمی مرعشی نجفی،چاپ اول.

۹٫ تحف العقول عن آل رسول الله.ابومحمدحسن بن علی حرانی،معروف به ابن شعبه،تحقیق:علی اکبر غفاری،قم:دفترانتشارات اسلامی،چاپ دوم.

۱۰٫ تفسیرالقمی.ابوالحسن علی بن ابراهیم بن هاشم قمی،تصحیح:سیدطیب موسوی جزایری،نجف:چاپخانه ی اشرف.

۱۱٫ تفسیرنورالثقلین.شیخ عبد علی بن جمعه عروسی حویزی،تحقیق:سیدهاشم رسولی محلاتی،قم:موسسه اسماعیلیان،چاپ چهارم.

۱۲٫ ثواب الاعمال وعقاب الاعمال.ابوجعفرمحمد بن علی قمی،معروف به شیخ صدوق،تحقیق:علی اکبرغفاری،تهران:کتابخانه ی صدوق.

۱۳٫ جامع الاحادیث.ابومحمدجعفربن احمد بن علی قمی،معروف به ابن رازی،تحقیق:سیدمحمدحسینی نیشابوری،مشهد:موسسه آستان قدس رضوی.

۱۴٫ جامع الصغیرفی احادیث البشیرالنذیر.جلال الدین عبدالرحمان بن ابی بکرسیوطی،بیروت:دارالفکر،چاپ اول.

۱۵٫ الخصال.ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی،معروف به شیخ صدوق،قم:دفترانتشارات اسلامی،چاپ چهارم.

۱۶٫ الدره الباهره من الاصداف الطاهره.محمد بن شیخ جمال الدین مکی بن محمد بن حامد بن احمدعاملی نبطی جزینی،ملقب به شهید اول،مشهد:موسسه آستان قدس.

۱۷٫ روضه الواعظین.محمدبن حسن بن علی فتال نیشابوری،تحقیق:حسین اعلمی،بیروت: موسسه اعلمی،چاپ اول.

۱۸٫ شرح نهج البلاغه.عزالدین عبدالحمیدبن محمدبن ابی الحدیدمعتزلی،معروف به ابن ابی الحدید،بیروت:دارالاحیاءالتراث،چاپ دوم.

۱۹٫ الصحیفه السجادیه.منسوب به امام علی بن حسین(علیه الیلام)،تصحیح:علی انصاریان،دمشق:سفارت جمهوری اسلامی.

۲۰٫ علل الشرایع. ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی،معروف به شیخ صدوق،بیروت:داراحیاءالتراث،چاپ اول.

۲۱٫ علل الشرایع. ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی،معروف به شیخ صدوق،بیروت:داراحیاءالتراث،چاپ اول.

۲۲٫ عیون اخبارالرضا. علل الشرایع. ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی،معروف به شیخ صدوق،سیدمهدی حسینی لاجوردی،بیروت:موسسه اعلمی.

۲۳٫ غررالحکم ودررالکلم.عبدالواحدآمدی تمیمی،تحقیق: میرسیدجلال الدین محدث ارموی. دانشگاه تهران، چاپ سوم.

۲۴٫ الکافی. ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحق کلینی رازی

تحقیق : علی اکبر غفاری، بیروت : دار صعب و دار التعارف ، چاپ چهارم.

۲۵٫ الکامل فی التاریخ . ابوالحسن علی بن محمد شیبانی موصلی ، معروف له ابن اثیر، تحقیق : علی شبیری، بیروت : دار احیاء التراث العربی، چاپ اول

۲۶٫ کامل الزیارات . ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه ، تحقیق : جواد قیومی ، قم : نشر الفقاهه ، چاپ اول.

۲۷٫ من لا یحضره الفقیه . محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی ، معروف به شیخ صدوق، تحقیق : علی اکبر غفاری ، دفترانتشارات اسلامی،چاپ اول.

۲۸٫ کنز العمال فی سنن اقوال و الافعال. علاء الدین علی متقی بن حسام الدین هندی، تصحیح صفوه سقا ،بیروت : مکتبه التراث الاسلام ، چاپ اول.

۲۹٫ کنز الفواید. الوالفتح محمد بن علی بن عثمان کراجکی طرابلسی ، تصحیح : عبدالله نعمه، قم : دار الذخایر ، چاپ اول .

۳۰٫ المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء. ملا محسن فیض کاشانی ، حاشیه : علی اکبر غفاری ، قم : دفتر انتشارات اسلامی .

۳۱٫ مشکات الانوار فی غرر الاخبار . ابوالفضل علی طبرسی، قم : دار الحدیث ، چاپ اول.

۳۲٫ معانی الاخبار. ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی،معروف به شیخ صدوق،، تحقیق : علی اکبر غفاری ، دفترانتشارات اسلامی،چاپ اول.

۳۳٫ المعجم الکبیر. ابوالقاسم سلیمان ابن احد لخمی طبرانی، تحقیق :عبدالمجید سلفی ، چاپ دوم.

۳۴٫ مصباح المتهجد. ابوجعفر محمد بن حسن بن علی بن حسن طوسی، موسسه فقه الشیعه، چاپ اول.

۳۵٫ میزان الحکمه . محمد محمدی ری شهری، قم : دار الحدیث.

۳۶٫ نهج البلاغه . ابوالحسن شریف رضی حسین بن موسی موسوی ، موسسه المعارف.

۳۷٫ نهج الفصاحه. ابوالقاسم پاینده ، تهران ، سازمان انتشارات جاویدان ، چاپ بیست و سوم.

۳۸٫ وسایل الشیعه. محمد بن حسن حر عاملی، تحقیق : موسسه آل بیت(ع).

۳۹٫ تفسیر موضوعی قرآن کریم مراحل اخلاق در قرآن. آیت الله جوادی آملی، نشر اسراء ، ۱۳۷۷ .

۴۰٫ علم اخلاق اسلامی. ترجمه کتاب جامع السعادات ، علامه ملا مهدی نراقی