خدایا ! عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون دار
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

خدایا !

عقیده‌ی مرا از دست عقده‌ام مصون دار

خدایا !

 

 به من قدرت تحمل عقیده‌ی مخالف را ارزانی کن

خدایا !

 مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تاپیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری درباره آن قضاوت نکنم

خدایا  !

خودخواهی را چندان در من بکش ، یا چندان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم

خدایا !

مرا در ایمان "اطاعت مطلق " بخش !

 تا در جهان "عصیان مطلق" باشم

خدایا !

یاری‌ام ده تا شهرت ، منی را که "می‌خواهم باشم "  قربانی منی که  "می‌خواهند باشم"  نکند

خدایا !

به من "تقوای ستیز" بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از "تقوای پرهیز" مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم

خدایا !

مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان اضطراب‌های بزرگ ، غم‌های ارجمند و حیرت‌های عظیم را به روحم عطا کن  لذت‌ها را به بندگان  حقیرت  بخش  و دردهای عزیز برجانم ریز

خدایا !

مرا از چهار زندان بزرگ انسان: طبیعت، تاریخ، جامعه و خویشتن رها کن تا آنچنان که تو، ای آفریدگار من، مرا  آفریده‌ای خود آفریدگار خود باشم و نه خود را با محیط ، که محیط را با خود ، تطبیق دهم

خدایا !

تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی سپاس می گزارم که دشمنان مرا از میان احمق‌ها برگزینی که چند دشمن ابله نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا می‌کند

خدایا !

این کلام مقدسی را که به "روسو" الهام کرده‌ای هرگز از یاد من مبر که :

“ من دشمن تو و عقاید تو هستم اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم! "

خدایا !

 این آیه را که بر زبان داستایوسکی رانده‌ای بر دل‌های روشنفکران فرود آر که :

” اگر خدا نباشد ؛ همه چیز مجاز است"

جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف؛ پوچ است و انسان فاقد معنی؛ فاقد مسئولیت نیز هست

خدایا !

 به هر که دوست میداری بیاموز که؛

عشق از زندگی کردن بهتر است ،

 و به هر که دوست‌تر می‌داری بچشان که

دوست داشتن از عشق  برتر  

خدایا !

به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بدارند را روزی کن

خدایا !

 به سارتر بگو که اگر ملاک خیر را هم خود من آنچنان که می‌خواهم .می‌سازم  پس "نیت خیر" که او ملاک اخلاق می‌گیرد  چیست ؟!

خدایا !

به ماتریالیست‌ها بگو که انسان درختی که ناخودآگاه در طبیعت ، تاریخ و جامعه می‌روید نیست

و به مذهبی‌ها بفهمان که آدم از خاک است. بگو که یک پدیده مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی می‌کند که یک پدیده غیبی و در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید، پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد

خدایا !

 کافر کیست؟  مسلمان کیست؟  شیعه کیست؟  سنی کیست؟ مرزهای میان هرکدام ، کدام است؟

من آرزو می‌کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی، در این تنها کشور شیعه جهان، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما فاطمه را آن چنان بفهمد که سلیمان کتانی؛ طبیب مسیحی شناسانده است و علی را آنچنان که دکتر جورج جرداق توصیف می‌کند و اهل بیت را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و ابوذر غفاری را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتی قرآن را آنچنان که بلاشر؛ کشیش رسمی کلیسا ترجمه نموده است و پیغمبر ما را آنچنان که ردنسن محقق یهودی می‌بیند؛ بفهمد .

خدایا !

به من بگو! تو خود چگونه می‌بینی و چطور قضاوت می‌کنی؟ آیا عشق ورزیدن به "اسم‌ها" تشیع است؟ یا شناختن "مسمی‌ها "؟ و بالاتر از این‌ها؛ آیا تشیع پیروی از "رسم‌ها"ست؟!

خدایا !

 به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه‌ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطایم کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم. بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست داری. خدایا! چگونه زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.

خدایا !

 رحمتی عطایم کن تا ایمان، نان و نام برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم، تا از آنها باشم که پول دنیا را می‌گیرند و برای دین کار می‌کنند نه آنها که پول دین می‌گیرند و برای دنیا کار می‌کنند

خدایا !

مگذارکه ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر مرا با کسبه دین و حمله تعصب و عمله ارتجاع هماواز کند

خدایا !

مگذارکه  "دینم"  در پس  "وجهه دینی‌ام”  دفن شود و مگذارکه آنچه را حق می‌دانم، به خاطر آنکه بد می‌دانند کتمان کنم

خدایا !

وسیعترین روزی‌هایت را بر من در هنگام پیر شدنم و قوی‌ترین نیروهایت را  در من  به هنگام خستگیم قرار ده و مرا به کاهلی  در عبادتت و کوری در تشخیص طریقتت و ارتکاب  خلاف  دوستیت  و پیوستن با کسی که از تو جدا شود و جدا شدن از کسی که با تو بپیوندد مبتلا مساز

برگرفته از کتاب نیایش
دکتر علی شریعتی