"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

۸ اصل مهم برای یک زندگی بیست

 

در معادلات زندگی هیچگاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آنچنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامتهای مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.
۱) صبحها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهیم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.
۲) در معادلات زندگی هیچگاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آنچنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامتهای مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.
۳) هیچگاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بیجا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر کردن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.
۴) آنتنهای ذهنتان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.
۵) دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام کنید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دلهایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گردابها و جریان های حوادث هم آرامش شان را برهم نخواهد زد.
۶) سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.
۷) تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یک درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چراکه مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.
۸) همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلادهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید

 خبرگزاری ایسنا

1390/09/27

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

چگونه روابط عاطفی مان را مدیریت کنیم که ضربه نخوریم؟
دکتر بدری‌سادات بهرامی به ما یاد می‌دهد چگونه روابط عاطفی‌مان را مدیریت کنیم
با قلب من بازی نکن!
داشتم دفتر تلفن‌‌ام را ورق می‌زدم که چشم‌ام افتاد به یک نام و تلفن خط‌خورده. دقیق‌تر نگاه کردم....
شماره یکی از همکاران‌ام بود که از پیش ما رفته بود؛ نه فقط از محل کار ما، اصلا از ایران رفته بود تا کنار همسرش زندگی تازه‌ای را در کشوری دیگر آغاز کند. روی شماره تلفن‌اش خط زده بودم و نوشته بودم: «یادش به خیر!» اگرچه سعی می‌کنم کلا آدم‌ احساساتی‌ای نباشم اما دست خودم نیست و در پایان هر رابطه‌ای با دوستانم، حس غریبی به سراغ‌ام می‌آید که حتی اگر بعد از مدت‌ها خاطره‌ای مرا به آن روزها ببرد، همه تلخی‌ها و شیرینی‌های آن رابطه دوباره در ذهن‌ام زنده می‌شود.
خانم مرادی، همکار من بود و البته دو سال بودن در کنار او، مرا وابسته کرده بود. با خودم فکر می‌کردم وقتی آدم‌ها در روابط دوستانه‌شان اینقدر وابسته می‌شوند، وای به حال آنهایی که یک رابطه عشقی نافرجام را تجربه می‌کنند. امیدوارم همه ارتباط‌هایی که با آشنایی و علاقه شروع می‌شود، جاودانه شود و همه دختر و پسرهای عاشق امروز به همسران مهربان فردا بدل شوند و رابطه‌شان هرگز ناکام نشود. به همین موضوع فکر می‌کردم که یکی از همکاران، ایمیلی را به‌ام رساند و گفت: «این ایمیل برای صفحه «با خوانندگان» آمده.» ایمیل «خانم یگانه» (که در ایمیل خود، خواسته بود او را به این نام بنامیم) خیلی ناراحت‌ام کرد؛ چون دیدم آرزویی که کردم، برآورده نشد و شاید خیلی‌ها وقتی این داستان را بخوانند آن را مشابه زندگی خود بیابند. با دکتر بدری‌سادات بهرامی، روان‌شناس مشاور خانواده درباره همین موضوع حرف زدم و او راه‌حل‌هایی ارایه داد تا امثال «یگانه» از زندگی لذت ببرند.
قصه از کجاشروع شد؟
هر هفته داستان زندگی مردم را می‌خوانم تا شاید به نمونه‌ای مشابه خودم برسم و بدانم که باید چه کنم اما شما به این قصه مهم که داستان زندگی بسیاری از دخترها و شاید برخی از پسرهای امروز است نپرداخته‌اید. منظورم قصه دخترهایی است که به قصد ازدواج با پسری که به آنها ابراز علاقه می‌کند، آشنا می‌شوند و وقتی حس می‌کنند رابطه عشقی آنها دوطرفه است، ناگهان می‌فهمند رودست خورده‌اند و طرف مقابل فقط قصد داشته احساسات او را به بازی بگیرد. تا به حال سه مورد این‌چنینی برای من اتفاق افتاده است. اولی در دوران دبیرستان بود که حس کردم خام بودن من باعث شده که آن پسر را نشناسم. بعد از آن در دوره دانشگاه به پسری که دو ترم از من بالاتر بود دل‌بسته شدم و به او و حرف‌های عاشقانه‌ای که می‌زد، اعتماد کردم اما خیلی اتفاقی فهمیدم که او این رفتار را با دو دختر دیگر هم دارد و به خاطر رابطه چندماهه‌ای که داشتیم آن‌قدر سرخورده شدم که چند واحد درسی‌ام را افتادم و مدتی افسرده شدم. حالا هم که 26 ساله هستم و در یک شرکت کامپیوتری کار می‌کنم با یکی از همکاران‌ام که در بخش دیگری مشغول است، دوست شده‌ام. او می‌گوید تمایل دارد فعلا با من فقط دوست باشد و اگر شرایط ازدواج مهیا شد شاید ازدواج کنیم. نمی‌دانم باید چه کار کنم؟ اگر به او اهمیت ندهم، شاید دیگر به چنین موقعیتی برنخورم و بعدها افسوس بخورم اما از طرفی می‌ترسم که او نیز مثل قبلی‌ها با احساسات‌ام بازی کند و دست‌آخر هم از ازدواج طفره برود. کاملا گیج شده‌ام و نمی‌توانم تصمیم بگیرم...
در مطب مشاور
دکتر بدری‌سادات بهرامیروان‌شناس و مشاور
یکی از نیازهای اساسی ما آدم‌ها نیاز به دوست داشته شدن و دوست داشتن است. اگر نتوانیم کسی را دوست بداریم، از سلامت روانی فاصله داریم. به دلیل اهمیت این نیاز، فرد تامین‌کننده آن نیاز می‌تواند در ما تاثیر فراوانی بگذارد و گویا کمندی نامریی بر گردن ما بیندازد و ما را دنبال خود بکشاند. بنابراین ما در هر نوع رابطه عاطفی که قرار بگیریم، به درجاتی وابستگی‌های عاطفی‌روانی را تجربه خواهیم کرد. البته میزان وابستگی در کسانی که خلأهای عاطفی‌روانی را از گذشته داشته باشند عمیق‌تر و سریع‌تر خواهد بود. آنچه اهمیت دارد این است که ماهیت رابطه داشتن به خاطر جذابیت‌هایی که دارد ما را به خود وابسته می‌کند. اگر در شما هیچ وابستگی ایجاد نشود و بی‌اهمیت پس از پایان یک رابطه، همه چیز را فراموش کنید و انگار نه انگار، از کنار آن بگذرید، واقعا جای نگرانی دارد و باید برای این مشکلی که دارید تحت بررسی قرار بگیرید. به طور کلی، وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می‌بینیم که دوست‌مان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت می‌شود. برعکس، وقتی می‌بینیم کسی دوست‌مان ندارد و یا از رابطه‌ای که با ما دارد، خارج می‌شود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می‌شود، احساس بی‌ارزشی است. معمولا اولین فکری که به ذهن ما می‌آید این است: «مگر من چه بدی داشتم که او رهایم کرد و رفت؟» حتی احساس حقارت در مواقعی که باورمان شود دوست‌داشتنی نیستیم، به وجود می‌آید و ما را آزار می‌دهد. اگر بخواهم به بررسی داستان زندگی خانم یگانه بپردازم، باید بر صحبت‌های او صحه بگذارم و بگویم قضیه وابستگی‌های عاطفی در روابط میان دختر و پسرهای امروزی بسیار دیده می‌شود. شاید تنها راهی که بتوان با آن به این دختر و پسرها کمک کرد آن است که انواع رابطه‌ها را برایشان تعریف کنیم و سپس در مورد مراحل مختلف رابطه عشقی توضیحاتی بدهیم که با شناسایی تغییر رفتارهای خود بتوانند بر اوضاع مسلط شوند. اگر با چارچوب رابطه‌های تعریف شده آشنا باشید، می‌توانید به این موضوع فکر کنید که چه‌طور رفتار کنید تا کسی نتواند احساسات و عواطف شما را به بازی بگیرد.
چرا بعضی‌ها با احساسات دیگران بازی می‌کنند؟
وقتی کسی آنچه در درون‌اش نیست را به شما منتقل کند، در واقع عواطف شما را به بازی گرفته است. یعنی انتقال غلط و غیرواقعی احساسات، به نوعی بازی در میان برخی از جوان‌ها و نوجوان‌ها تبدیل شده است که هر دو سوی یک رابطه با انتخاب آگاهانه وارد این بازی می‌شوند و هر دو طرف با قواعد بازی آشنا هستند. البته گاهی دختر یا پسر نقش خود را فریبکارانه بازی می‌کند و دیگری که مانند او رفتار نکرده آسیب بیشتری در این بازی می‌بیند.
در این بازی، دو طرفی که وارد یک رابطه می‌شوند، در جستجوی یک رابطه جدی و هدف‌مند نیستند اما وانمود می‌کنند لبریز از عشق و عاطفه‌اند و احساس خوشایندی به هم دارند. آنها به دروغ با بیان الفاظی محبت‌آمیز و کلیشه‌ای قصد دارند احساسات طرف مقابل را به بازی بگیرند. زیربنای این بازی شاید امری طبیعی و بیولوژیک باشد و به نوعی کشش درونی برای رسیدن به ازدواج تعبیر ‌شود اما آنها یکدیگر را به بازی می‌گیرند.برخی معتقدند در صورت سلامت نفس طرفین و وجود انگیزه‌های سالم و غیرفریبکارانه این بازی حرکت به سوی رفتارهای پخته و آمادگی برای ازدواج است. شک دارم که تا به حال، برخی الفاظی را که توسط برخی دختر و پسرهای جوان به کار برده می‌شود نشنیده باشید: «طرف را به تور انداختم... مخ طرف را زدم...» اما وقتی در مورد به کار گرفتن دروغین الفاظ محبت‌آمیزی که قاعدتا در عشق‌های واقعی رد و بدل می‌شود از این جوان‌ها می‌پرسم، در توجیه رفتار خود می‌گویند: «اینها را می‌گم چون عادتمه؛ چون قاعده بازی همینه. اگر من نگم، دیگری می‌گه و خلاصه من قوانین بازی را بلدم...»
پسرهایی که وارد زندگی «یگانه» شده‌اند دچار مشکلات روانی نبوده‌اند اما آنها قوانین بازی فریبکارانه را از هم‌سالان خود آموخته و می‌دانستند چه‌طور باید رفتار کنند تا بتوانند احساسات او را به بازی بگیرند. دو دختری که در دانشکده با آن پسر رابطه داشته‌اند نیز می‌دانستند چه‌طور باید حرکت‌های مقابل او را انجام دهند تا رودست نخورند. این دختر و پسرها دنبال رابطه‌های ابزاری و یا دوستی ساده و شاید هم رابطه‌ای حمایتی باشند و به هر جهت، خواهان رابطه‌ای عاشقانه و به قصد تشکیل خانواده نیستند. اگر شما هم مانند «یگانه» دوست دارید طوری رفتار کنید که دیگر کسی نتواند شما را به بازی بگیرد و یا به قول خودتان کسی نتواند شما را سرکار بگذارد، بهتر است کلمات کلیشه‌ای و عاشقانه آنها که رد و بدل کردن‌اش جزو قوانین بازی است فریب‌تان ندهد و از شنیدن آن مدهوش نشوید. فرقی نمی‌کند دختر یا پسر باشید باید مراقب باشید ندانسته وارد بازی نشوید.
پس باید رابطه‌ها را به عنوان درس اول بشناسید. دستورات مذهبی، اخلاقی و حتی برخی سنت‌های اجتماعی، همه و همه در طول قرن‌ها برای حفظ و حراست از تک‌تک ما و نهاد خانواده به وجود آمده‌اند.
درس دوم اینکه اگر حتی می‌دانید کسی که وارد رابطه با شما شده آدم خوبی است و از این قماش نیست و قصدی جز ازدواج ندارد، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایط‌اش شود. چه بسا جواب شما در نهایت به درخواست او منفی باشد، پس نباید کاری کنید که زمینه بازی با عواطف‌تان فراهم شود و اگر روزی خواستید به هر دلیلی این رابطه را ختم کنید و او را مورد مناسب ازدواج ندانستید، کارتان به مراکز اعصاب و روان بکشد و یا در کنج خانه افسردگی بگیرید یا متقابلا چنین مشکلاتی را برای او ایجاد کنید.
سوم اینکه اگر قصد وارد شدن در یک رابطه، دوستی است و یا طرف مقابل واضح و شفاف به شما اعلام می‌کند که قصد ازدواج ندارد، سعی کنید خوب چشم و گوش‌تان را باز کنید و مدام بر خود کنترل داشته باشید تا بتوانید درست حرکت کنید؛ به یاد داشته‌باشید که رعایت حدود شرعی و اخلاقی لازمه حفظ سلامت شما و طرف مقابل شماست. مثلا اگر می‌بینید به سمت وابسته شدن در حرکت‌اید و مغز شما در حال شرطی شدن و دریافت تغذیه عاطفی از اوست و یا آن‌قدر احساساتی هستید که با شنیدن کلمات عاشقانه از او بین زمین و آسمان معلق می‌مانید، باید هوشیارانه عمل کنید. گاهی موبایل‌تان را خاموش کنید و یا به او بگویید دیگر نباید از این کلمات استفاده کند، وگرنه به تماس‌هایش پاسخ نمی‌دهید تا او بداند شما حدود رابطه دوستی را می‌شناسید و اجازه نمی‌دهید شما را بگذارند سر کار و یا بازی‌تان بدهند. گاهی با به کار بردن برخی جواب‌های کوتاه اما شفاف و معنادار می‌توانید به او بفهمانید بهتر است خودش باشد و آنچه در درون واقعی‌اش هست را آشکار کند.
اگر شما مدام بازخوردهای مثبت به او بدهید و با رفتارتان تشویق‌اش کنید به این بازی ادامه بدهد، به او پیام داده‌اید که بازی را ادامه بده چون هر دو از آن لذت می‌بریم. اگر چنین رفتاری کردید نباید پس از مدتی تنها به محکوم کردن او بپردازید و بگویید شما را به بازی گرفته بود چون شما دانسته و آگاهانه در این راه آمده‌اید و از این بازی لذت برده‌اید.
انواع رابطه‌ها
روابطی که ما با دیگران برقرار می‌کنیم انواع و اقسامی دارد که در زیر به آنها اشاره می‌کنم:
1 یکی از این رابطه‌ها، رابطه دوستی است. رابطه‌ای که در بین جوان‌ها کاملا تعریف شده و شناخته شده است (Just Friend). در این رابطه، وقتی دوست شما خبر ناراحت‌کننده‌ای در موردتان می‌شنود، همدلانه به کنارتان می‌آید و تنهای‌تان نمی‌گذارد. به شما می‌گوید دوست‌تان دارد و اگر مشکلی داشتید، می‌توانید روی کمک او حساب کنید. در جامعه ما این دوست اغلب از جنس موافق است. ما در این ارتباط، حتی به این دوستان هم وابسته می‌شویم و اگر مدتی خبری از هم نداشته باشیم، سراغ یکدیگر را می‌گیریم و تمایل داریم ریتم دوستی‌مان حفظ شود. اگر هفته‌ای یک بار یا ماهی یک بار با هم تماس تلفنی یا دیدار داشتیم وابسته آن می‌شویم. ما حس خوبی به هم داریم و وظایف دوستی را انجام می‌دهیم.
2 رابطه دیگری داریم به نام رابطه کارکردی. یعنی ما کاری به خود شخص نداریم، بلکه با کارکرد او در ارتباط هستیم و وابسته‌اش شده‌ایم. دوستی یک روان‌شناس مشاور با دوستی که کارمند بانک است، اگر ما به هر دلیلی رابطه‌مان به هم بخورد تا مدتی کلافه هستیم و خلأ او را حس می‌کنیم چون ذهن ما وابسته او شده است و آرزو می‌کنیم کاش دوباره برگردد. آن کارمند هر وقت مشکل داشته باشد دوست‌اش تلفنی راهنمایی‌اش می‌کند و در عوض همه کارهای بانکی دوست‌اش را انجام می‌دهد تا مبادا وقت او در صف بانک گرفته شود.
3 رابطه دیگری که رایج است و اغلب وابستگی‌های عاطفی را شامل می‌شود همان رابطه عشقی (Love) است. دختر و پسری دچار وابستگی عاطفی می‌شوند که به دلیلی به یک رابطه آمده‌اند. گاهی اوقات محیط کاری، محیط تحصیلی و یا مکان خاص باعث می‌شود دو نفر با یکدیگر در ارتباط باشند و آغاز یک رابطه باشد.
روزهای اول رابطه وقتی شما کششی نسبت به فردی در خود می‌بینید دنبال بهانه می‌گردید و به عنوان پیش مقدمه طوری رفتار می‌کنید که ببینید آیا او هم‌چنین حسی دارد؟ با او بیشتر تماس می‌گیرید و این بهانه‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود و شما و طرف مقابل به یکدیگر نشان می‌دهید علاقه‌مندی به وجود آمده است. حالا که دست ‌دل‌تان برای همدیگر رو شده و فهمیده‌اید شما دو نفر حس مشترکی به هم دارید، رابطه‌تان وارد فاز عاطفی می‌شود. در اینجاست که می‌گوییم اینها زود به زود دل‌شان برای یکدیگر تنگ می‌شود: «به محض خداحافظی کردن، دل‌ام تنگ شد و حالا که در مسیر خانه هستم به تو اس‌ام‌اس می‌دهم یا تماس تلفنی می‌گیرم...» در این مرحله بهترین کلمات رد و بدل ‌شود. همه‌چیز به نظر آن دو عالی و لذت‌بخش است. سطح نوراپی‌نفرین و دوپامین خون ما در این فاز اول رابطه بالاست و حالت کاملا سرخوشی و نشئگی داریم و تغییر رفتار می‌دهیم. تا دیروز خیلی جدی بودیم و حالا شوخ‌طبع می‌شویم و شعر می‌گوییم. قبلا خیلی کم‌رو بودیم اما حالا حاضرجوابی می‌کنیم و خلاصه یک تغییر رفتار واضح خواهیم داشت.
حس ما فوق‌العاده است و به خاطر سطح هورمون‌های بدن‌مان همه‌چیز را زیبا می‌بینیم (در روان‌شناسی به نوراپی‌نفرین و دوپامین هورمون‌ عشق می‌گویند) و حتی کارهای بد و رفتارهای دور از ادب را به خودمانی بودن و یا تعابیر زیبا برداشت می‌کنیم (این نکته را به خاطر بسپارید.)
در این مرحله، بی‌اختیار به یکدیگر وابسته می‌شوید چون مدام به مغزتان این برنامه را می‌دهید که می‌خواهم هر لحظه با تو باشم. این برنامه‌ای که به مغز داده می‌شود، چنین حسی را تقویت می‌کند که قرار است همه زندگی‌ام با تو باشد و می‌خواهم با تو ازدواج کنم. این در حالی است که شما گاهی چنین قراری را نداشتید و فقط درگیر عاطفی یکدیگر شده‌اید. مدت‌زمان بودن در این فاز عاطفی برای افراد متفاوت است. بعضی‌ها در مدت سه هفته به این حس می‌رسند. بعضی‌ها در مدت دو ماه و بعضی‌ هم بودن در این فاز را تا 6 ، 7 ماه یا بیشتر تجربه می‌کنند و ادامه می‌دهند. بسته به طول مدت زمانی که در این فاز وابستگی عاطفی بوده‌اید، پس از قطع ارتباط، حالات عاطفی‌روانی و هیجانی که خواهید داشت، متفاوت خواهد بود. اگر شما سه هفته در این فاز بوده‌اید، طبیعی است که تا سه، چهار روز پس از پایان رابطه حال‌تان خوب نباشد. به هر حال مغز شما مدت 20 روز در این برنامه ذهنی بوده است که صبح با صدای تلفن و پیام محبت‌آمیز آن دوست بیدار شود. در طول روز بارها با او در ارتباط باشد و حالا چنین منبع تغذیه عاطفی ناگهان قطع شود و انگار این گمشده، سیستم ذهنی شما را بر هم زده است و حال‌تان خوب نیست اما اگر این حالت ناخوشی بیش از این ادامه داشته باشد و شما تا ماه‌ها حال‌تان بد باشد، طبیعی نیستید و باید حتما بررسی شوید. یعنی ما انتظار داریم حتی اگر آدم احساسی‌عاطفی هستید، بتوانید بر اوضاع مسلط شوید و ظرف یک هفته تا 10 روز خودتان را جمع و جور کنید. در رابطه‌های عاشقانه‌ای که ماه‌ها طول می‌کشد طبیعی است به زمان بیشتری برای مسلط شدن بر اوضاع روانی‌مان پس از قطع ارتباط نیاز داشته باشیم. افت عملکرد، گریه کردن، حوصله کاری را نداشتن و کلافه بودن از نشانه‌های طبیعی این وابستگی عاطفی است که باید بشناسید و به خودتان کمک کنید تا آنها را مدیریت نمایید. طول مدت سوگواری عشق باید منطقی باشد و در تناسب یا طول مدت فاز عاطفی باشد

1390/09/26

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

مصاحبه تبیان با دکتر بهرامی(روانشناس)

دکتر بهرامی

 

در اولین مصاحبه به سراغ خانم دکتر بدری السادات بهرامی چهره ی شناخته شده ی مشاوره رفتیم و مهمان ایشان شدیم و بخشی از سوالات شما را مطرح کردیم . شما عزیزان بعد از مطالعه ی این مصاحبه سوالاتتان را در قسمت نظرات بنویسید تا در مصاحبه های بعدی پرسیده شود.

تبیان :خانم دکتر در ابتدا برای کاربران تبیان کمی از خودتان بگوئید.

من بدری السادات بهرامی هستم. تحصیلاتم را در دانشگاه تهران و رشته ی مشاوره شروع کردم با معدل نوزده مقطع کارشناسی را تمام کردم و با کسب رتبه ی اول کنکور وارد مقطع کارشناسی ارشد شدم . مقطع ارشد و دکترا را بدون وقفه خواندم و از سال 80 مرکز مشاوره ی شکیبا را تاسیس کردم و در آن تیم کاملی از روان شناسان و مشاوران مشغول هستند و در تمامی حیطه ها ازکودک تا سالمند را در بر می گیرد.

در دانشگاه شهید بهشتی و امام حسین تدریس کرده ام و 3 جلد کتاب ترجمه کرده ام و عضو کمیته ی تخصصی ازدواج سازمان ملی جوانان هستم.

 

تبیان : یکی از سوالاتی که در بین زوج های جوان و افراد در آستانه ی ازدواج مطرح است این است که چرا شور و علاقه ی روز های اول کمرنگ می شود و زن و شوهر بعد از چند سال دیگر آن افراد سابق نیتند؟ چه چیزی تغییر می کند؟

 

در روز های اول آشنایی کارهایی انجام می دهیم که کمک کننده اند و رابطه مان را گرم می کند اگر به انجام آن کارها ادامه دهیم رابطه به همان صورت باقی می ماند.

1- ما در ظاهر خود بسیار دقت می کنیم ، به نظافت خود می رسیم ، لباس های زیبا می پوشیم و خلاصه با وضعی آشفته به دیدن هم نمی رویم ولی در روز ها و ماه ها ی بعد این اتفاق نمی افتد . دیگر به ظاهر خود نمی رسیم ،با لباس های مناسب مقابل هم دیده نمی شویم که این خود روی احساس تاثیر دارد.

در روز های اول آشنایی کارهایی انجام می دهیم که کمک کننده اند و رابطه مان را گرم می کند اگر به انجام آن کارها ادامه دهیم رابطه به همان صورت باقی می ماند.

2- علاوه بر پوشش روز های نخست آشنایی لحن صحبتمان متفاوت است . در حرف زدن دقت می کنیم .از بهترین واژه ها استفاده می کنیم . برای مطرح کردن مسائلمان مقدمه ی مناسب طرح می کنیم و ملاحظه ی احساسات طرف مقابل را می کنیم اما به تدریج به بهانه ی صمیمیت این کار را نمی کنیم و با هر لحنی حرف می زنیم ،احساسات طرف مقابل را خدشه دار می کنیم و عواقب آن را رفته رفته در زندگی مان می بینیم.

3- در روز های اول مراقب رفتارمان هستیم و با احترام با طرف مقابل رفتار می کنیم و به گونه ای رفتار می کنیم که طرف مقابل احساس ارزشمندی بکند اما به تدریج رفتارمان عادی شده و دیگر دراعمالمان نشان نمی دهیم که چقدر برایمان مهم است .

البته چون در اوایل آشنایی آگاهی افراد از هم کم است ، بیشتر با هم صحبت می کنند و از هم سراغ می گیریند

و چون ما انسان ها به میزانی که از ما سراغ بگیرنداز لحاظ عاطفی تغذیه می شویم ، وقتی این سراغ گرفتن ها کم شود ، به دنبال منابع دیگر می رویم مثل کار،روابط دوستی.

اما اگر روابط روز های آول را با تنوع ادامه دهیم ، گرمی رابطه مان باقی می ماند .

همسر

 

تبیان : پس تکلیف صمیمیت و اصطلاحا خودمانی شدن چه می شود؟

صمیمیت ویژ گی هایی دارد :

- من بدون ترس می توانم عقایدم را بگویم بدون اینکه دائم مورد قضاوت قرار گیرم.  

- من بتوانم احساساتم را بیان کنم ،بدون طرد شدن.

- بتوانم نیاز هایم را مطرح کنم و طرف مقابل در رفع آن به من کمک کند.

ما فکر می کنیم صمیمیت یعنی همدیگر را باالفاظ سبک صدا کنیم در مقابل هم هر رفتاری را بکنیم و... اما اینطور نیست صمیمیت یعنی رابطه ای که در آن سه عامل بالا حضور داشته باشد در غیر اینصورت اسمش صمیمی بودن نیست.

 

تبیان : آیا زن و شوهر باید همه چیز را با هم مطرح کنند یاباید با سیاست عمل کرده و بعضی چیز ها را مخفی کنند؟

مطرح کردن همه چیز به معنی بلاهت، نه! باید ورود و خروج درستی برای گفتن داشته باشیم .مومن باید دانا باشد . بداند چه چیزی را کی و کجا و با چه مقدمه ای بگوید .این به معنی مخفی کاری نیست .باید صادقانه زندگی کنیم اما زیرکانه.

پنهان کاری انرژی زیادی می گیرد و آرامش را از ما سلب می کند و در ثانی به مرور زمان و با زیاد شدن پنهان کاری اعتماد سلب می شود و اگر اعتماد نباشد احساس امنیت از بین می رود و همانطور که می دانید احساس امنیت مهم ترین نیاز بعد از نیاز فیزیولوژیک است.ما از کسی که در رابطه ی با او احساس امنیت نکنیم ، می ترسیم و دوری می کنیم و این در ارتباط همسران بسیار آسیب زننده است.

 

 

 

تبیان : با توجه به صحبت های شما پس زندگی زناشویی هنر و توانایی خاصی می خواهد ، زوج جوان چگونه باید آن را کسب کنند؟

_ زندگی مهارت می خواهد و ما مهارت های مختلف را در طول زندگی ابتدا از پدر و مادر و سپس از مدرسه جامعه و ... می آموزیم . در بسیاری از رفتارها ما تابع الگو ها هستیم و اگر الگو ها درست نباشند ، آموزه ها هم صحیح نیستند.

اگر پدر ومادر به نقش های جنسیتی خود درست عمل نکنند، فرزندان نقش هایشان را اشتباه می آموزند و اگر رسانه ها و جامعه این خطا را جبران نکند و تازه با اطلاعات غلط خود به این اشتباه دامن بزند آنوقت ما دختر و پسر جوان و در آستانه ی ازدواجی داریم بدون دانستن روش صحیح زندگی.

باید آموزش مدونی در مدرسه شروع کنیم و مهارت زندگی را به صورت جدی آموزش دهیم.از دوره های مقدماتی تا پیشرفته. برای سلامت جامعه باید آموزش دهیم . جامعه ناسالم برای همه بد است.

همسر

تبیان: به اعتقاد شما و با توجه به مراجعینی که در طول روز دارید ، خراب شدن ارتباط بین همسران بیشتر از طرف خانم هاست یا آقایان؟

رابطه یک ارتباط دو سویه است و برای خراب شدن آن به دو نفر احتیاج هست و برای سالم شدن آن یک نفر از چرخه ی معیوب در بیاید برای شروع کافی است اما بعد از آن هر دو باید مهارت ارتباط با هم را یاد بگیرند وگرنه به شدت آسیب می بینند. نمی شود کلی گفت اما چون در گذشته خانم ها بسیار صبور بودند و در بعضی مواقع مجبور به تحمل هر شرایطی و امروز کمی وضع فرق کرده است،بعضی ها قصد دارند تقصیر را گردن آن ها بیاندازند ، اما این صحیح نیست.

 

تبیان: آیا ارتباط زن وشوهری نسبت به گذشته تغییر کرده است؟ این تغییر مثبت است یا منفی؟

با توجه به تغییر فرهنگ از گذشته تا امروز و تفاوت انتظارات و در بعضی موارد وظایف،

در گذشته جمله ی مردی گفتن و زنی گفتن بسیار متداول تر بود. مرد خیلی بیشتر از زن آزاد بود و زن ها محتاج تر از امروز و در خیلی از موارد زن ها تحمل می کردند البته با عواطف زخمی.

البته ما هم اعتقاد داریم زنی گفتن و مردی گفتن اما از جهت تفاوت ها نه برتری. دین مقدس اسلام زن را ریحانه می نامد و دستوراتی برای برخورد با خانم ها دارد که اگر اجرا شود ، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

تبیان: شما به عنوان خانمی که شاغل هم هست ،آیا مشکلی در اشتغال و تحصیل زنان نمی بینید؟

 

اگر خانم ها درست و با برنامه عمل کنند ،خیر. زیرا امروزه هم تکنولوژی به کمک کار خانه آمده و هم تعداد فرزندان کم تر شده و...

انرژی که یک زن برای پخت غذا صرف می کرد ، امروزه به کمک فریزر و فر و.. بسیار کم تر شده و زنان می توانند وقت مازاد را به جای پای تلویزیون و تلفن هدر دادن ، صرف کاری کنند که هم برای خود و هم جامعه مفید باشد البته منظورم این نیست که الزاما شاغل باشند بلکه به فعالیت های دیگر هم بپردازندمثل یادگیری هنر،ورزش کردن و..

البته کار اصلی شان را فراموش نکنند.که همان رسیدگی به خانواده شان است.

 

با تشکر از اینکه وقتتان را به ما اختصاص دادید.

مصاحبه کننده : ندا داوودی

1390/09/26

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

هدف اصلی که انسان در امر ازدواج باید دنبال کند را توضیح داده و مشخصات و خصوصیات همسری را که بتواند انسان را به این هدف برساند ، بیان کنید

سؤالی را که در خصوص هدف از ازدواج و مشخصات همسری که بتواند انسان را به این هدف برساند. در این راستا آگاهی از مشخصات ، خصوصیات ، روحیات ، وضعیت خانوادگی و . . .  شخص سؤال کننده نیز در پاسخ به آن قطعا مؤثر خواهد بود و طبیعی است که این موارد ، از عهده این صفحات بیرون است . صاحب نظران اسلامی هنگامی که در این مقوله وارد می شوند ، با توجه به اهمیت و جایگاه آن در زندگی انسان ، گاه ماهها و در طی جلسات گوناگون به بحث می نشینند . همانگونه که می دانی ، حتی کتب مختلفی نیز در این موضوع تألیف گشته است . لذا ما در این مجال تنها می توانیم به پاره ای از خطوط کلی این مسأله آن هم به صورت اختصار بپردازیم ، اما امیدواریم اگر قسمت خاصی از این موضوع را مد نظر داشتی و یا مطالب ارسالی برایت واضح نبود ، آنرا با دوستانت در سایت رشد در میان بگذاری .

 

مقصدی جاودانه :

اصولا نه تنها در بحث ازدواج ، بلکه در تمامی مراحل زندگی ، انسان باید یک هدف اصلی را دنبال نماید که آن  طاعت الهی و قرب به پروردگار متعال است؛ چرا که هر هدفی غیر از او ، پوچ و گذراست و سرانجام رنگ فنا به خویش می گیرد . اما اگر عمل انسان به خاطر اجرای فرمان الهی و هدف او از انجام آن عمل ، اطاعت دستورات محبوب خویش و بندگی آستان او بود ، در این صورت عمل او محدود به زندگانی گذرای دنیا نیست . این چنین فردی از آن جهت که عملش با ذات جاودانه الهی پیوند خورده  و رنگی الهی به خویش گرفته است ، همواره و تا ابد از ثمرات آن بهره مند می گردد . به علاوه این عمل ، او را گامی بیشتر به پروردگار مهربانش که کمال مطلق است ، نزدیک می کند . قرآن کریم نیز ما را در این مسیر بارها و بارها تذکر می دهد و بیان می دارد که : " همه کسانى که روى آن (زمین) هستند فانى مى‏شوند، و تنها ذات ذوالجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‏ماند! " (1)  و یا می فرماید : " رنگ خدایى ( بپذیرید! رنگ ایمان و توحید و اسلام) و چه رنگى از رنگ خدایى بهتر است؟! . . . " (2)

شاید این گونه اندیشیدن تجربه ای تازه در زندگیمان باشد و یا حتی کمی دور از دسترس به نظر برسد ، اما این مقصد دست یافتنی است . اگر اینگونه باشیم ، واقعا دنیائی تازه در برابر چشمانمان گشوده می شود و چه بسا بتوانیم حقیقتا منظره ای از بهشت را در همین زندگی مشترکمان تجربه کنیم . . .

 

در کنار هم ، در راه دوست :

از آن جهت که ازدواج یکی از مقاطع حساس زندگانی انسان است و نقشی تعیین کننده در حیات مادی و معنوی او دارد ، لذا این هدف گذاری ، در امر ازدواج از اهمیت بیشتری نسبت به سایر امور برخوردار می گردد . آنچه تعالیم اسلامی در این زمینه به ما می آموزند ، آنست که هدف خویش را از ازدواج ، قرب الهی و اطاعت پروردگارمان انتخاب کنیم . این بدان معناست که معیار و هدف زندگی مشترک خود را کمک به یکدیگر و تعاون برای اطاعت خدای مهربانمان و بندگی آستانش قرار دهیم ؛ هر دو به دنبال تحصیل رضایت پرودگار خویش در تمامی امور و انجام وظیفه خود در تک تک لحظات زندگانی باشیم و یکدیگر را در این کار یاری کنیم .

اگر زندگی این گونه به خویش رنگ گرفت و در این راستا تشکیل شد ، لحظه به لحظه مهر و محبت ما و همسرمان نسبت به یکدیگر بیشتر و بیشتر خواهد گشت و بدیهی است طبق آنچه که ذکر شد ، دیگر این زندگی فانی نخواهد بود . حتی ائمه اطهار ( علیهم السلام ) در بیانات خویش این گونه ذکر نموده اند که این چنین زندگی و پیوندی حتی در بهشت نیز گسسته نخواهد شد و نور این چنین همسری از حور العین با آن همه وصف زیبائیش بیشتر است و این دو همسر در بهشت الهی نیز در کنار یکدیگر مأوی خواهند گرفت .

 

همسری اینگونه . . .  :

از آنچه که ذکر شد ، پاسخ قسمت دوم سؤالت نیز روشن می گردد . لازمه آنکه همسر انسان بتواند او را در این مسیر یاری کند ، آنست که در درجه اول او نیز همانند شوهرش از میان تمامی اهداف گوناگونی که انسانهای مختلف برای زندگی خویش انتخاب می کنند ، آزادانه و آگاهانه این آرمان را برگزیند . خصوصیت بارز چنین افرادی نیز سعی و کوشش مضاعف در تقوای الهی و اجتناب از محرمات خداست  .

اما در عمل چگونه می توانیم این خصوصیات را در همسر آینده خود بررسی کنیم ؟ باید توجه داشته باشیم که خانواده همسرمان نقشی تعیین کننده در روحیات او دارند . لذا اگر در میان خانواده او نظمی صحیح و تفاهمی درست وجود داشته باشد ، خود امتیازی بزرگ به شمار می آید .  یعنی پدر در کنار انس با خانواده ، مدیری توانمند در آن به حساب آید و مادر نیز در پیچ و خمهای زندگی جایگاه مهربانی و محبت خویش را حفظ کند .

بر این اساس و جدای از تأثیرات اجتماعی و اثرات محیط های گوناگون ، معمولا ساختار اصلی شخصیت پسر ، بیشتر شبیه به پدر اوست و دختر نیز اساس شخصیت خویش را از مادر خویش دارد . لذا به خوبی می توانیم با دقت در خصوصیات و ویژگیهای پدر و مادر همسر آینده یمان تا حدودی از آرمانها و خصوصیات اصلی او آگاه گردیم.

تحقیق و جستجو از آشنایان خانواده آنان نیز عاملی بسیار مؤثر به شمار می آید که ما را در این زمینه کمک خواهد نمود .

در کنار تمامی این مسائل ، باید توجه داشته باشیم که زیبائی و آراستگی ظاهری ، مسائلی مهم ، اما در درجه دوم از اهمیت هستند ؛ چرا که انسان با اخلاق و آرمان همسرش زندگی می کند و نه با زیبائی و حتی میزان تحصیلات او . به همین خاطر است که اگر کمی جستجو کنیم ، می یابیم بسیاری از زوجها هستند که هر دو در مراتب بالای علمی بسر می برند ، و یا آنکه خصوصیات ظاهری منحصر به فردی دارند ، اما زندگی زناشوئی بسیار تیره ای را تجربه می کنند.

پس جای هیچ شکی باقی نمی ماند که اساس و عمق مهر و محبت و پایداری آن به انگیزه های انسان از ازدواج

باز می گردد .  لذا ژرف ترین آرمانها ، ناگسستنی ترین پیوند ها را رقم خواهند زد . اگر حقیقتا ، هر دو همسر اهدافی الهی را برای خویش برگزیدند ، طبیعی است که در عمل نیز سعی می کنند تا لحظه به لحظه در مسیر دست یافتن به آن قدم بردارند و یکدیگر را یاری کنند و در اینچنین زندگانی ، قطعا مهر و محبت عمیق تر و پایدار تر خواهد بود .

 

زیباترین پیوند ، عمیق ترین عشق :

نمونه بارز این زندگانی زیبا و سرشار از محبت ، زندگانی امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا ( سلام الله علیهما ) است . به جاست تا در این قسمت ، به عنوان شاهدی بر آنچه ذکر شد ،  به نمونه ای متعالی از زندگانی آن دو بزرگوار  اشاره کنیم ؛ حیاتی که از هنگام شکل گیری آن ، معیار وحدت بخشش ، محبت پروردگار متعال  بود و در لحظه به لحظه آن تنها خدا مد نظر قرار داشت و غیر از او هرگز چیزی در دیدگاه آنان جلوه نمی نمود .

پس از آنکه رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) امیر المؤمنین ( علیه السلام ) را به حضرت زهرا ( سلام الله علیها) تزویج نمودند ، روزی بر خانه آن حضرت وارد گشتند . در این هنگام پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) رو به امیر المؤمنین نمودند و از آن حضرت پرسیدند که فاطمه چگونه است ؟ حضرت در پاسخ فرمود : " نعم العون علی طاعة الله "،" نیکو یاوری است برای طاعت الهی ". سپس رو به صدیقه طاهره ( سلام الله علیها ) نمودند و از ایشان در خصوص امیر المؤمنین پرسیدند . آن حضرت در پاسخ فرمودند : " خیر البعـل "، " امیر مؤمنان برترین شوهر است ". رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) با شنیدن این سخنان دست به دعا برداشتند و فرمودند : " خدایا ، جمعشان را مجتمع گردان دلهایشان را مأنوس نما ، آنان و ذرییشان را از وارثان بهشت قرار ده ، ذریه طیب و طاهر و مبارک نصیبشان بنما و در خاندانشان برکت قرار ده و آنان را امامانی قرار بده که به امرت وبه سوی طاعتت هدایت نمایند و بر طبق رضای تو فرمان دهند . " (3) و (4)

اگر توجه نمائیم ، بسیار جالب و شگفت انگیز است که با آنهمه مراتب کمال که وجود مقدس حضرت زهرا(سلام الله علیها) دارا بود ، اما در هنگامی که امیرالمؤمین ( علیه السلام ) می خواهند ایشان را توصیف نمایند ، والاترین مطلبی که ذکر می کنند آنست که او نیکو یاوری در مسیر اطاعت خداست .

همه می دانیم هرگز این گونه نبود که آن دو بزرگوار زندگی معمولی خویش را رها نمایند و دائما بر سجاده خویش مأوی داشته باشند ، بلکه مانند هر زن و شوهری و هر پدر و مادری مسیر طبیعی زندگی را می پیمودند . اما هدف آنان از خواب و خوراک ، کار وکسب و تمامی بخشهای زندگی ، تنها اطاعت الهی و کسب رضایت او بود . تنها او را می دیدند و به او می اندیشیدند . لذا سّر وجود عمیق ترین پیوند مهر و محبت در میان آن دو بزرگوار نیز همین است . این رضایت پروردگار است که  پایدارترین پیوند هستی را رقم می زند .

 

ازدواج ، سکون و آرامشی همه جانبه :

به دنبال این چنین رویکردی نسبت به پیوند زناشوئی ، آن ثمره عملی را  که قرآن کریم برای ازدواج ذکر می کند یعنی سکون و آرامش در تمامی ابعاد وجود انسان ، به طور کامل ظهور پیدا می کند . همانگونه که می دانید ، خداوند متعال در سوره مبارکه روم ، فلسفه ازدواج را دستیابی به سکون و آرامش بر می شمرد و می فرماید : " و از نشانه‏هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکر مى‏کنند!" (5)  . از آنجا که پروردگارمان هیچ قیدی را برای این آرامش ذکر نمی کند ، در می یابیم آرامشی که ثمره ازدواج است ، در شئون مختلف انسان جلوه گری می کند . بدان معنا که پس از ازدواج ، هر دو همسر در امور اقتصادی ، اجتماعی ، مادی و مهمتر از همه مراتب معنوی و روحی به نوعی از طمأنینه و آرامش دست می یابند و آشفتگیها و بی قراریهای موجود در وجودشان به سکون و آرامش مبدل می شود .

طبیعی است که دست یابی به این سکون و طمأنینه مادی و معنوی ، خود نیز یکی از امور محرک انسان به سمت ازدواج می باشد ، چرا که هرکس تا پیش از ازدواج در وجود خود نا بسامانیها و بی قراریهائی را می یابد که در صدد آرام ساختن آنهاست . اما اگر انسان با رویکرد طاعت الهی و قدم نهادن هر چه بیشتر در مسیر بندگی و قرب خداوند متعال در این مسیر گام نهد ، قطعا آرامش او نسبت به سایرین در مرتبه ای والاتر و عمیق تر قرار خواهد داشت ، چرا که بر طبق آیات شریفه قرآن ، آنچه که در حقیقت و به صورت تام و کامل تشنگی وجود انسان را سیراب می کند ، یاد پروردگار و بندگی اوست.

 

آغازی نیکو ، مقدمه ای برای ادامه مسیر :

در کنار همه این مسائل باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که انتخاب همسری خوب ، با تمام اهمیتی که دارد ، تازه پیمودن نیمی از راه است . نباید تنها به این مقدار بسنده کنیم که همسری خوب را برای خویش برگزیده ایم ، بلکه نیکو زندگی کردن و در تمامی فراز و نشیب زندگی نیکو در کنار او بودن ، مسأله ایست که اهمیتی بسیار ویژه در سعادتمندی انسان در طول زندگانی او دارد. پس بیائیم هدفی الهی برای خود برگزینیم و در لحظه به لحظه زندگی آنگونه که او می پسندد ، زندگی کنیم .

 

1390/09/01

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

پرسید : دوستیم؟

خندیدم و گفتم : آره که دوستیم.

گفت : تا کی؟!

گفتم : دوستی که تا نداره!

گفت : تا مرگ.

جواب دادم : گفتم که ، تا نداره.

گفت : تا بهشت!

گفتم : یه خط واسه دوستی مون بکش تا اون سر دنیا ، ولی واسه من که تا نداره.

اون همش اصرار داشت که دوستی مون تا داشته باشه و حرف منو نمی فهمید.

آخرش هم با تعجب گفت :

مگه می شه؟!

بعدش هم کمی فکر کرد و گفت :

بیا واسه دوستی مون یه نشونه هم بذاریم!

گفتم : نشونه اش رنگ دل مون.

گفت : نه ، نشونه اش شکلات!

تو الآن شکلاتت رو بده به من و منم شکلاتم رو می دم به تو.

از این به بعد هم هر وقت همدیگه رو دیدیم ، یه شکلات تو به من بده و یکی هم من به تو!

قبول کردم و هر بار که همدیگه رو می دیدیم یه شکلات می گذاشتم کف دستش و اونم شکلات خودش رو می داد به من.

بعدش هم زیر چشمی به هم نگاه می کردیم و مفهوم نگاه مون این بود که :

دوستیم؟ آره دوستیم.

هر بار ، من شکلاتم رو باز می کردم و با لذت تموم می خوردمش.

آخ که چه طعمی داشت این دوستی!

و اون با تعجب به من نگاه می کرد و شکلاتش رو می گذاشت توی یه صندوقچه که همراهش بود.

می گفتم : بخورش.

می گفت : تموم می شه ، می خوام تا همیشه بمونه!

می گفتم : چیزی که هیچ وقت طعمش رو نچشیدی چجوری تمایل داری واسه همیشه نگهش داری؟!

می گفت : با گذاشتنش توی صندوقچه.

آخا اینها نشونه دوستی مونن!

سال ها گذشت و هر دومون قد کشیدیم.

یه روز گفت :

دارم می رم سفر ، اومدم واسه خداحافظی.

و ادامه داد که :

نگران نباشی ها ، زود برمی گردم پیش تو و نشونه های دوستی مون!

یه حسی بهم می گفت اون دیگه بر نمی گرده.

آخه حتی طعم یکی از نشونه های دوستی مون رو هم نچشیده بود!

و رفت و دیگه برنگشت.

اون از اولش هم می خواست بدونه تا کی؟

فکر کردم چه خوب شد که همه شکلات ها رو خوردم و از خودم پرسیدم :

راستی اون با کرور کرور شکلات نخورده می خواد چکار کنه؟!

 

 

عزیز دلم عشق که اندازه و تا و مقدار نداره.

رسم و رسوم و شرط و شروط نداره.

عشق رو فقط باید چشید.

مگه نه؟

آخ که چه قشنگه این عشق.

دکتر شاهین فرهنگ

 

 

1390/09/01

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

عشقبازی به همین آسانی است...

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

کارهمواره باران با دشت

برف با قله کوه

رود با ریشه بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه ای با آهو،برکه ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

وشب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانی است...

شاعری با کلماتی شیرین

دست آرام و نوازش بخش بر روی سری

پرسشی از اشکی

وچراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دل آرام و تسلا

و مسیحای کسی یا جمعی

عشقبازی به همین آسانی است...

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حراج کنی

رنج ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

وبپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آنها بزنی

مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانی است...

هر که با پیش سلامی در اول صبح

هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

نمک خنده بر چهره  در لحظه کار

عرضه سالم کالای ارزان به همه

لقمه ی نان گوارایی از راه حلال

و خداحافظی شادی در آخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است...

 

((مجتبی کاشانی))

 

1390/09/01

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

عشق چیست؟


ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌ عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌

عشق‌ یعنی‌ مهر بی‌اما، اگر عشق‌ یعنی‌ رفتن‌ با پای‌ سر

عشق‌ یعنی‌ دل‌ تپیدن‌ بهر دوست‌ عشق‌ یعنی‌ جان‌ من‌ قربان‌ اوست‌

عشق‌ یعنی‌ مستی‌ از چشمان‌ او بی‌لب‌ و بی‌جرعه، بی‌می، بی‌سبو

عشق‌ یعنی‌ عاشق‌ بی‌زحمتی‌ عشق‌ یعنی‌ بوسه‌ بی‌شهوتی‌

عشق‌ یار مهربان‌ زندگی‌ بادبان‌ و نردبان‌ زندگی‌

عشق‌ یعنی‌ دشت‌ گلکاری‌ شده‌ در کویری‌ چشمه‌ای‌ جاری‌ شده‌

یک‌ شقایق‌ در میان‌ دشت‌ خار باور امکان‌ با یک‌ گل‌ بهار

 

1390/09/01

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

یک بغل عشق برای محبوبم

امروزه زندگی زناشویی مفهوم زیباتری برای خود پیدا کرده است. دیگر مردان مانند مردان صدسال پیش خود رای نبوده و برای همسر خود حضوری مستقل در زندگی مشترک قائل هستند و زنان هم برای خود خواستار حق و حقوقی شده اند.
هردو زن و مرد می خواهند باهم و در کنار هم فکر کنند، تصمیم بگیرند و پله های ترقی زندگی را بسازند. هردو می خواهند وسایل رضایت قلبی و آرامش دیگری را فراهم کنند و زندگی همراه با خشنودی و مهربانی و آسایش داشته باشند.
امروز یک زندگی مشترک موفق و کانون گرم خانواده مستلزم تساوی، تعادل به ویژه در عشق و احساسات است. پس اگر عواملی کوچک باعث قهر و دعوا و آزردگی خاطر همسر شما شده باشد، زندگی را به محل جنگ و دعوا تبدیل نکنید و بدانید که همه قابل علا ج و درمان اند.
کافیست قبول کنید که ارزش زندگی مشترک شما و ادامه آن خیلی بیشتر از این مسائل پیش پا افتاده است. با کمی همدلی و همزبانی می توانید سو»تفاهم ها را برطرف کنید و به زندگی پراز عشق و مهربانی خود بازگردید. در اینجا به چند توصیه ساده اما مفید و موثر برای درمان نارسایی های به ظاهر کوچک اما مخرب زندگی زناشویی مشترک اشاره می شود که امیدواریم با خواندن و عمل به آنها به نتیجه مطلوب برسید:
با ادامه دادن به سرزنش های کنایه آمیز، نه تنها همسرتان به حرف های شما توجه بیشتری نمی کند بلکه دیگر گوش شنوایی هم برای شنیدن حرف های شما ندارد.
برای اینکه همسر خود را وادار به شنیدن حرف هایتان بکنید، بایدحس خطر گوش دادن به حرف هایتان، حس سرخوردگی و سرزنش شدن را در او از بین ببرید. نخست احساس تایید شدن، ستایش شدن و پذیرفته شدن را در او تقویت کنید. پس مستقیما او را سرزنش نکنید، نگویید که اشتباه می کنی و افکارت پوچ است. به جای ایجاد دلخوری، همسر خود را ستایش کنید و به او بگویید که عاشق اش هستید و آنچه انجام می دهد برای شما با ارزش است و در این راه بدانید که حتما نباید با نظر او موافق باشید بلکه تنها با بیان خود نظر و احساس او را در آن لحظه تایید کنید تا این تایید اعتماد لا زم را به وجود بیاورد.
با گفتن همین جمله به ظاهر ساده می توانید قلب او را تسخیر کنید. بگذارید تا شریک زندگیتان به عشق واقعی شما پی ببرد، از هم شناخت درستی پیدا کنید و راه های ابراز عشق و محبت را به یکدیگر یاد بدهید. برای این کار، لحظات عاشقانه و خاطرات آرامش بخش را با هم به یاد بیاورید. به یاد بیاورید که کجا بودید؟ چه می کردید؟ چگونه به هم علا قمند شدید؟... و بگویید که این عشق جاودانه است، آن را ادامه خواهیم داد و هر روز بیشتر خواهد شد.
علا وه بر ابراز عشق با کلا متان، باید در رفتار خود هم این عشق را نشان دهید، با یک لبخند ساده و نگاه سرشار از محبت عشق و امنیت را به همسرتان القا کنید.
پس هر لحظه که همسرتان را می بینید با لبخندی احساس خشنودی خود را از دیدن او ابراز کنید علا وه بر آن با نوازش، گرفتن دست همدیگر و روش های دیگر هم به ابراز عشق به همسرتان بپردازید.

نویسنده : مهزاد سیدکریمی
برگرفته از کتاب همسرم با من باش ـ روش های پیشرفته زناشویی ـ راز شادزیستن

روزنامه مردم سالاری

 

1390/08/10

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

۳ قانون ابتدایی برای دوست داشتن بی قید و شرط

قوانینی وجود دارد که طبق آن، دوست داشتن در خالص ترین شکل خود و بی تکلف و بی قید و شرط است.
سه مورد از این قوانین عبارتند از :
ـ پذیرفتن در برابر طرد کردن
ـ درک کردن به جای قضاوت کردن
ـ همراهی کردن به جای اعمال نفوذ
زندگی کردن با این قوانین یک انتخاب خودخواسته است که تکیه بر رفتارهای دیگران یا شرایط اجتماعی، موفقیت تحصیلی، ثروت، شهرت یا هر عامل دیگر، به جز شایستگی های ذاتی بشر ندارد.
این قوانین، مبنای فرهنگ غنی خانوادگی است. چون وقتی ما با این قوانین ابتدایی دوست داشتن زندگی می کنیم، برای پیروی کردن از قوانین اولیه ی زندگی نیز تشویق می شویم، قوانینی همچون صداقت، مسئولیت پذیری، بی عیب بودن و خدمتگزاری.
گاهی اوقات مردم با کسی که دوستش دارند در ستیزند و هر کاری بتوانند انجام می دهند تا به آن شخص بفهمانند که خط و مشی آنها مسئولانه است، این افراد ممکن است در نوع دوم قوانین دوست داشتن، یعنی قضاوت گرفتار شوند. آنها دیگران را با قید و شرط دوست دارند؛ به عبارت دیگر دوست داشتن را برای تحت نفوذ قرار دادن و کنترل کردن دیگران به کار می برند. درنتیجه دیگران احساس طرد شدگی می کنند و سعی می کنند بر موضع خود باقی بمانند. ولی وقتی که عمیقاً مردم را دوست داشته باشید و آنها را همان گونه که هستند بپذیرید، در واقع آنها را به بهتر بودن ترغیب می کنید.
شما با پذیرفتن افراد، نه رفتارهای ضعیف آنها را به کل شخصیتشان نسبت می دهید و نه با نظرشان توافق می کنید، بلکه به سادگی شایستگی ذاتی آنها را تشویق می کنید. شما روش خاص احساسات و افکار آنها را می شناسید و آنها را تأیید می کنید و دست آنها را در دفاع، حمایت و حفاظت از خود باز می گذارید. بنابراین آنها به جای تلف کردن انرژی شان برای دفاع از موضع خویش، قادر به تمرکز بر تعامل با وجدان خود می شوند و رشد بالقوه ی خود را شکوفا می کنند.
از طریق دوست داشتن بی قید و شرط افراد، شما نیروی طبیعی آنها را برای بهتر شدن آزاد می کنید. ملاحظه کنید که در برخورد با یک عضو خانواده که در دوره ی خاصی دچار اشتباه شده است این برخورد چقدر ارزشمند است. تصور کنید اگر به جای سرزنش کردن و برچسب زدن به آن فرد، به واسطه ی رفتارهای خوب و ظرفیت های پنهانی او را دوست بدارید چه اتفاقی می افتد؟
بعضی افراد هرگز بدون قید و شرط دوست داشته نشده اند و هرگز یک حس شایستگی ذاتی را در خود متحول نساخته اند، برای جبران احساس بینوایی، تهی بودن و خلاء درونی، تمام عمر به دنبال گرفتن تأیید و تقدیر هستند. آنها از قدرت، حاکمیت، پول، مالکیت، اعتبار یا شهرت نیرو به عاریت می گیرند و اغلب بسیار خود شیفته می شوند و هر چیزی را به گونه ای شخصی تعبیر می کنند و تمام رفتارهایشان آنچنان با بی رغبتی است که دیگران آن را طرد می کنند.
به همین دلیل است که قوانین ابتدایی دوست داشتن این قدر مهم هستند. آنها شایستگی پایه ای افراد را تشویق و تأیید می کنند. افرادی که نامشروط دوست داشته شده اند، قدرت خود را از طریق متحد شدن با ذات درونی شان آزاد می کنند.

شبکه خبری برنا

 

 

1390/08/10

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

امان از دست «بدبینی»

هیچ چیز مانند بدبینی در خراب کردن یک رابطه قدرتمند نیست. بدبینی، خالق تشویش و استرس، عصبانیت، تنفر و ترس است. هیچ فرد بدبینی نمی تواند به روشنی فکر کند و تصمیم بگیرد.
رابطه داشتن با کسی که بدبین است وحشتناک است. آدم بدبین رفتاری غیرمطمئن و ناشایست دارد. چنین فردی جذابیت ندارد و حتی دیگران را از خود دور می کند. هیچ کس همدمی بدبین نمی خواهد و هیچ کس نمی خواهد بدبین باشد، پس عامل بدبینی چیست؟
«بزرگترین عامل در به هم خوردن ازدواج ها بدبینی است. بدبینی بخاطر احساس ناامنی فرد بدبین پیش می آید و ممکن است ریشه ای داشته باشد یا نداشته باشد. این فرد از خطوط ارتباطی پنهان می ترسد و سعی می کند آنها را کشف کند.»
هنگامی که به همسر یا شریک زندگی خود بدبین می شوید، در حقیقت به ارتباطاتی خیالی و مخفی مظنون شده اید. راز باعث رنجش شما می شود. اگر با شریک زندگی خود درباره تردید خود صحبت کنید آنگاه دیگر رازی بین شما نخواهد بود و دیگر آن احساسات بد تقویت نخواهد شد. ارتباطات مخفی یا رازها باعث می شوند افکار و سوالات اینچنینی به ذهن شما خطور کند. «آیا او همدمی بهتر از من پیدا کرده است؟»، «آیا می خواهد مرا ترک کند؟»، «آیا ا از نظر او من آدم نچسبی هستم؟»و...
وقتی که احساس بدبینی دارید چیزهایی که به نظر شما راز هستند باعث می شوند بدترین گمان ها را ببرید و ناخواسته فرضیه ای می سازد که در آن بدترین حالت های ممکن لحاظ شده است و جهنم آغاز می شود. جهنمی که خود و اطرافیانتان در آتش آن می سوزند و کم کم کنترل از دست شما خارج می شود. به نوشته پایگاه یادبگیر دات کام؛ خوب حال که به این نتیجه رسیدیم بدبینی و حسادت بدترین بلا ها را بر سر ما می آورد چگونه می توانیم از چنین وضعیتی جلوگیری کنیم؟ یا اگر طرف مقابل ما آدم بدبینی است با او چگونه باید برخورد کنیم؟
برقراری ارتباط ریشه موفقیت رابطه زناشویی است که بر پایه آن یک جامعه قدرتمند رشد می کند، و ارتباط ضعیف همانند تخته سنگی است که به کشتی این رابطه برخورد می کند و مسافرانش را غرق می کند.
اگر فرد بدبینی هستید باید ارتباط برقرار کنید. باید حدس زدن و پیشداوری را کنار بگذارید و به جای آن بپرسید. احساسات خود را با ارتباط برقرار کردن فرو بنشانید.
اگر شریک زندگی شما آدم بدبینی است. مطمئن باشید در ارتباطات خود با دیگران هیچ چیز را از او مخفی نمی کنید. مثلا وقتی که نامه ای از کسی دریافت می کنید به او پیشنهاد دهید آن را بخواند. ارتباط برقرار کنید تا مشکل را حل کنید. مثلا وقتی که می بینید او عصبی یا ناراحت است و زیاد صحبت نمی کند فکر کنید ببینید چه چیزی را از او مخفی نگه داشته اید. این بدبینی می تواند در محیط کاری هم رخ دهد مثلا ممکن است ببینید مدیر شما از ابتدای شروع به کار شما تاکنون چنین رفتاری با شما نداشته، گاه کافی ست نشان دهید که با او رو راست و صادق هستید تا اگر افکار بدی درباره شما به سرش زده به اشتباه خود پی ببرد. (البته باید در هنگام برقراری ارتباط با شریک زندگی خود حتما همانطور که می خواهید سوء تفاهم ها را از بین ببرید باید بتوانید علاقه خود را به او نمایان کنید و مهربانی خود را به او نمایان کنید.)
اسرار قدیمی را ریشه کن کنید و آشکارا احساسات عاشقانه خود را بیان نمایید. برای آینده خود برنامه داشته باشید و فقط بخاطر یک ارتباط خوب موفقیت بزرگی در انتظار شماست.

روزنامه ابتکار

 

1390/08/10

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

توصیه به تازه عروس ها و تازه دامادها

ازدواج یک مرحله گذر است. یک فرد مجرد پس از ازدواج دیگر تنها نیست و امیدوار است در کنار همسر خود سالها زندگی لذتبخش را سپری کند.
کسانی که به تازگی ازدواج کرده اند خود را در میانه راه احساس می کنند و تا زمانی که واقعیت روی خود را نشان نداده دوران شیرین ماه عسل را می گذرانند.
زوجین جوان با به کاربستن توصیه های زیر راحت تر می توانند مرحله گذر را پشت سربگذارند:


● گذر از استقلال
زوج های جوان باید با دیدگاهی واحد به مسائل مختلف نگاه کنند. آنها باید دست از خودخواهی بردارند و همه چیز را با شریک شان تقسیم کنند.


● خلاق باشید
بسیاری از زوجین در زمان نامزدی از خود خلاقیت نشان می دهند ولی نه پس از ازدواج!
این مسئله یکنواختی و ملال را به همراه دارد که دشمن سرسخت ارتباط موثر می باشد. هرازگاهی دست از کارهای خسته کننده روزمره بردارید و با همسرتان بیرون بروید.


● در مقابل مشاجرات برخورد موثری داشته باشید
خشم فزاینده و ناامیدی ممکن است منجر به بروز مشکلاتی شود و آزار جسمی و روحی طرف مقابل را به همراه داشته باشد.
با همسر خود ارتباط موثر و صریحی برقرار کنید. برای این کار لازم است گوش دادن را فرابگیرید.
از هم اکنون تصمیم بگیرید با کمک هم روزی یک مشکل را حل کنید. درغیر این صورت مشکلات گذشته بر روی هم انباشته می شود.
بسیاری از مشکلات فعلی ریشه در مشکلات حل نشده گذشته دارد.


● مذاکره کردن را یاد بگیرید
زوجین در یک ارتباط به تمام اهداف خود دست نمی یابند بنابراین باید یاد بگیرید که پای میز مذاکره بنشینید. دراین صورت از میزان استرس و مشاجرات کاسته می شود.


● کانون زناشویی خود را گرم نگاه دارید
آیا روزهای هیجان انگیز آشنایی را به یاد دارید؟ این احساس باید تداوم داشته باشد. مشکل اینجاست که بسیاری از زوجین که مدتها در کنار هم زندگی کرده اند معتقدند همه چیز را در مورد همسر خود می دانند و به همین دلیل دست از جست وجو برمی دارند. ولی یادتان باشد زندگی کردن با یک نفر لزوما به مفهوم شناخت او نیست!
مطمئن باشید شخصیت همسر شما زوایای پنهان زیادی دارد که باید آنها را کشف کنید و برای این کار لازم است دست به جست وجو بزنید.

روزنامه کیهان

 

1390/08/10

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

۶ بـاور غـلـط درباره ازدواج

1)  تنها چیز کامل در یک ازدواج، عکس رتوش شده عروسی است. زندگی مشترک خوب یک فرآیند درازمدت است، نه یک معجزه یک شبه. بررسی این ۶ باور رایج درباره زندگی مشترک ممکن است دید روشن تری در این باره به شما بدهد:
۲) این همسر به درد نمی خورد: گاهی همسرانی که در ازدواجشان دچار مشکل شده اند، می گویند تازه فهمیده اند همسرشان جفت مناسب آنها نیست. یقینا زوج هایی وجود دارند که به درد هم نمی خورند اما ریشه بیشتـر شکایت ها درباره اینکه همسر با فرد هماهنگ نیست، انتظارات غیرواقع گرایانه است.
۳) صمیمیت خود به خود بین همسران به وجود می آید: ازدواج، با توجه مداوم زن و شوهر به هم و مراقبت آنها از یکدیگر موفقیت آمیز می شود نه خودبه خود. همراهی زن و شوهر در گذر مراحل مشکل آفرین در مسیر زندگی مشترک عامل مهمی در افزایش صمیمیت در ازدواج است اما این فرآیند به تلاش هر ۲ نفر نیاز دارد.
۴) بیان اختلاف نظرها و انتظارات روابط را خراب می کند: بیشتر زوج ها با این باور وارد زندگی مشترک می شوند که بحث و مشاجره بد است. آنها انتظار دارند اوضاع همیشه آرام باشد و در نهایت فقط اختلافاتی جزئی را در این مسیر پیش بینی می کنند اما بعد از مدتی درگیر اختلافات معمول درباره پول، روابط زناشویی، بچه ها و تقسیم مسوولیت های زندگی می شوند. اگر زن و شوهر ندانند که همه همسران با چنین مشکلاتی روبرو می شوند، ممکن است احساس کنند انتخابشان اشتباه بوده است. در بسیاری از موارد این اختلافات ممکن است ناشی از انتظارات غیرواقعی یکی از طرفین باشد و او را دچار احساس ناامیدی کند.
۵) دستیابی به اهداف شخصی با موفقیت در ازدواج مغایرت دارد: این باور نادرست ناشی از این عقیده است که زوج ها برای سعادتمندی باید هر کاری را همراه هم انجام دهند، اما این طور نیست. گرچه وقتی دو فرد ازدواج می کنند به بخشی جدایی ناپذیر از دنیای یکدیگر تبدیل می شوند و باید به اهداف شخصی همسرشان هم توجه نشان دهند اما منظور این نیست که به اجبار هر کاری را همراه هم انجام دهید.
۶) همسران می توانند نقص های یکدیگر را رفع کنند: برخی از همسران به همراهی بیشتر هم و برخی دیگر به استقلال بیشتر نیاز دارند. هر زوجی باید متوجه ش وند که در چه زمینه هایی شبیه هم هستند و در چه زمینه هایی متفاوتند. بهترین راه برای این کار، برقراری تعادل میان همراهی کردن یکدیگر و استقلال فردی است. اگر رشد شخصیتی زن یا شوهر و سهم هر یک از آنها در زندگی مشترک با سهم دیگری در زندگی تناسبی نداشته باشد، عدم تعادل ایجاد می شود که سرانجام به سست شدن ازدواج می انجامد.
۷) هدف از ازدواج این است که هر نفر دقیقا به چیزی که می خواهد برسد: این تفکر که ازدواج راهی برای رسیدن به سعادتمندی است، جدید است. در گذشته مردم بنا به ضرورت اقتصادی یا فقط برای بچه دارشدن ازدواج می کردند اما اکنون بسیاری از افراد معتقدند ازدواج راهی برای رسیدن به سعادتمندی و رضایت شخصی است.

منبع: دیسکاوری هلث

روزنامه سلامت

 

1390/08/10

 """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

شما در آستانه طلاق هستید؟

در حدود نیمی از ازدواج هایی که در آمریکا صورت می گیرد به طلاق می انجامد و اکثر طلاق ها نیز در ازدواج اول رخ می دهد. البته این رقم در ازواج دوم به ۶۰ درصد می رسد . هر زن و مردی بعد از مدتی که به مشکل میرسند با خود فکر می کنند که آیا من در آستانه طلاق هستم؟ آیا این زندگی به بن بست رسیده است.
محققان اجتماعی به این سئوال ما پاسخ می دهند. در ابتدا باید دو نکته را مد نظر قرار دهید . اول اینکه این آمار در مورد همه یکسان نیست ؛ یعنی اینکه افراد با توجه به شرایط مختلفی که دارند تصمیمات مختلفی می گیرند.
دوم اینکه آماری که معمولا در مورد طلاق ارائه می شود به علت و چگونی آن اشاره ای نمی کند. اغلب تحقیقاتی که در مورد طلاق صورت گرفته دو عامل را با هم مقایسه می کنند ، مدت ازدواج و نرخ طلاق ، اما این به معنی این نیست که جوانی یکی از فاکتورهای طلاق به حساب می آید. درست است که ما در جوانی تجربه و آگاهی کافی در مورد زندگی زناشویی نداریم اما این عامل به تنهایی برای تحقق جدایی کافی نیست. مطمئنا عوامل دیگری نیز باعث می شود تا فرد از همسرش جدا شود.
دکتر وندی والش یک تست جالب برای افرادی که فکر می کنند در زندگی زناشویی شان به بن بست رسیده اند طراحی کرده است.
اگر شما به اغلب سئوال های این تست جواب مثبت بدهید ، درصد بیشتری احتمال دارد که از همسرتان جدا شوید :
۱) آیا شما تقریبا یکسال است که با همسرتان رابطه زناشویی ندارید؟
۲) آیا شما قبل از ازدواج با همسرتان زندگی می کردید؟
۳) آیا والدین شما از هم جدا شده اند؟
۴) آیا شوهر تان قبل از شما همسر دیگری داشته است؟
۵) آیا درآمد شما از شوهرتان بیشتر است؟
۶) آیا شما حساب بانکی مجزایی از شوهرتان دارید؟
۷) زمانیکه با هم دعوا می کنید ، آیا او شما را سرزنش و تحقیر می کند و شما را کتک می زند؟
۸) آیا احساس می کنید که در دعواها شوهر شما همیشه پیروز است؟
۹) آیا زمانی که ازدواج کردید کمتر از ۲۳ سال داشتید؟
۱۰) آیا شما و همسرتان عقاید مذهبی گوناگونی دارید؟
۱۱) آیا خانواده شما و دوستان تان مخالف ازدواج تان بودند؟
۱۲) ایا زمانیکه با همسرتان دعوا می کنید دچار تنگی نفس و اضطراب شدید می شوید؟
باید به این نکته توجه کنید که این تست صد در صد درست نیست. یعنی اگر شما بیشترین جواب مثبت را به این تست داده باشید به این معنی نیست که حتما از همسرتان جدا می شوید. این تست به شما کمک می کند تا نگاه جدیدی به زندگی زناشویی تان داشته باشید ؛ باید توجه بیشتری به زندگی بکنید

زوج هایی که در مرحله ای از زندگی شان به مشکل برخورد می کنند باید این نکته را بدانند که بروز این مشکلات به معنی پایان یافتن زندگی شان نیست. در واقع آنها باید روش های ارتباطی شان را تغییر دهند و مطمئنا پس از تغییر روش برخورد و رفتارشان زندگی بهتری در پیش رو خواهند داشت.
ولی در تمام جدایی هایی که صورت می گیرد یک نکته قابل توجه است:
یک یا دو طرف از ایجاد ارتباط و نزدیکی احساس شکست می کنند. هر چه صمیمیت بین زن و شوهر بیشتر باشد ، همدلی بیشتری با هم دارند. همدلی بیشتر باعث درک و تفاهم بیشتر می شود ، هر چه بیشتر با هم تفاهم داشته باشید بیشتر بهم عشق می ورزید و با هم روراست هستید و این باعث ایجاد یک تعهد عمیق بین شما می شود.

دکتر وندی والش

1390/08/10

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

اشتباهاتی که در دوران نامزدی نباید مرتکب شوید

همه انسان ها اشتباه می کنند اما برخی مقاطع در زندگی است که باید تلاش کرد اشتباهات را در آنها به حداقل رساند. مقطع نامزدی هم به این دلیل در نظر گرفته شده تا امکان اشتباه در یکی از مهم ترین تصمیمات آدمی را به حداقل برساند؛ برای آنکه در این مقطع دچار اشتباه نشوید این اشتباهات که اشتباهات شایع این دوران هستند را مرتکب نشوید:
۱) سازش های عجولانه
گاهی برای اینکه وانمود کنیم با طرف مقابل توافق داریم از ارزش های خود چشم پوشی می کنیم، عقاید خود را ابراز نمی کنیم و خطای شخص مقابل را هم نادیده می گیریم. در فعالیت هایی که هیچ علاقه ای به آن نداریم، شرکت می کنیم و از علایق خود هم دست بر می داریم. اینکه بخواهیم با چشم پوشی رابطه را حفظ کنیم اشتباه محض است.
۲) کناره گیری از خانواده و دوستان
در این دوره نیازی نیست خانواده و دوستان را به کلی کنار بگذاریم. وجود این گونه ارتباط ها ضروری است. حتی نحوه برخورد با افراد خانواده اطلاعات زیادی به ما می دهد؛ اینکه فرد با آنها صادق و راحت است یا تعارض و ضدیت دارد. شناخت الگوی خانواده خیلی مهم است. از طرف دیگر، نظر والدین نیز بسیار حایز اهمیت است و بی توجهی به آن عواقب بدی می تواند داشته باشد.
۳) تسلیم در برابر مسایل مادی و ظاهری
وضعیت مالی خوب و ظاهر مناسب تنها ملاک برای ازدواج موفق نیست. پس چشم خود را باز کنید و بیشتر با هم آشنا شوید.
۴) مقدم دانستن تعهد بر تفاهم
گاهی قبل از اینکه بفهمیم چقدر با هم تفاهم داریم سریع قول ازدواج می دهیم و تعهد ایجاد می کنیم و حتی اگر طرف مقابل درخواست زمان بیشتری برای آشنایی را داشته باشد او را متهم به زیر پا گذاشتن تعهد می کنیم؛ این اشتباه است.
۵) مقدم دانستن تفاهم بر علاقه
گاهی هم بدون اینکه هیچ علاقه و جذابیتی باشد به فکر ایجاد تفاهم هستیم و فکر می کنیم با ازدواج علاقه ایجاد می شود. همان طور که تنها با علاقه نمی توان تفاهم ایجاد کرد تنها با تفاهم هم نمی توان انتظار علاقه و جذابیت داشت. تفاهم مهم است اما علاقه، تعهد و تفاهم در کنار همدیگر است که منجر به ازدواج موفق می شود.
۶) نادیده گرفتن تردیدها
گاهی دچار تردیدهایی در ازدواج می شوید اما به دلایلی این تردیدها را نادیده می گیرید و سریع تصمیم به ازدواج می گیرید. بهتر است تردیدها را بررسی و بر آنها غلبه کنید مگر اینکه دچار وسواس باشید.
۷) باور به اینکه او را تغییر خواهیم داد
گاهی افراد متوجه تفاوت های اساسی و مشکلات در طرف مقابل می شوند اما چون فکر می کنند که می توانند او را تغییر دهند این مسایل را نادیده می گیرند. اما همان طور که قبلا هم اشاره کردیم کسی را برای ازدواج انتخاب کنید که او را همان طور که هست بدون هیچ تغییری می پذیرید.

روزنامه شرق

 

1390/08/10

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

ردپای شوم دروغ گویی و پنهان کاری در روابط همسران

یکی از دلایل قطع روابط عاطفی میان همسران، عدم صداقت است. بسیار دیده می شود که یکی از زوجین از سر محبت به همسر خود دروغ می گوید و یا دروغ های کوچکی که به خاطر ضعف شخصی و یا تفکر اشتباه گفته می شود. برای مثال شوهری که تحت فشار مالی است و نمی خواهد که همسر خود باخبر شود و دروغی سر هم می کند، ولی در نهایت همسر مطلع می شود.
آنچه در این میان لطمه می بیند، رابط است. آنچه یک رابطه عمیق به آن نیاز دارد صمیمیتی است که از پس آن شناخت دو نفر ممکن می شود. وقتی یکی از همسران دست از فریب بر نمی دارد، مشکل از یک موضوع اقتصادی و یا اجتماعی به رابطه زناشویی تسری پیدا می کند. اینجاست که دیده می شود یکی از زوجین این جمله را بسیار به کار می برد" من فقط می خواهم حقیقت را بدانم".
البته در این جمله پیام های خوبی نهفته است. فرد قدرت رویارویی با مشکلات را به همسر خود نشان می دهد. دلگرمی می دهد که توانایی روبرو شدن با مسائل را دارند و در نهایت از همسر خود پشتیبانی می کند. اما وقتی دروغگویی باعث شد که همسری این جمله را بکار ببرد بدانید که رابطه،عمیقاً خدشه دار شده است" من او را نمی شناسم. فکر می کردم می شناسم، بعد معلوم شد که اصلاً نمی شناسم".
فریب رابطه را به نابودی می کشاند. دروغگویی مخرب تر از چیزهایی است که در موردشان دروغ گفته می شود. احساسی که در پس دروغگویی به همسر انتقال داده می شود، احساس دست به سر شدن است.
بسیاری از زوج ها در انتقال احساسات، ناامیدی ها، علایق، رنجش ها، خشم و کینه، گناه ها، شکست ها، نیاز ها و آسیب پذیری ها ناتوانند.
در واقع این عدم توانایی ناشی از ترس است.
ترس از نزدیک شدن به احساسات و تمایلات،
ترس از دست دادن وجهه،
ترس از دادن عشق همسر،
ترس از تحت کنترل قرار گرفتن
که در یک رابطه سطحی اتفاق می افتد، رابطه ای که زوج ها برای عمیق ترین حالات خود پشتیبانی احساس نمی کنند.
صمیمیت از شناختن عمق وجود دیگری سرچشمه می گیرد. اگر موانعی بر سر راه صداقت هست، شناخت حذف می شود و ریا به جایش می نشیند. زوج ها اغلب سال ها با دروغ سر می کنند و سعی دارند که رابطشان را حفظ کنند و نجات بدهند، در حالی که تمام فرصت ها را برای رابطه واقعی از دست می دهند.
برای ایجاد یک زندگی عمیق، پایا و صمیمی، نیاز به فضایی عاری از دروغ و پنهان کاری است

شبکه خبری برنا

 

1390/08/10

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

پیش از ازدواج به دنبال دلایل طلاق باشید

اگر چه دلایل بسیاری برای شکست خوردن ازدواج ها وجود دارد اما در بسیاری از موارد می توان مشترکاتی را نام برد. اغلب دلایل طلاق پیش از ازدواج وجود دارند اما به خاطر دوره عشق بازی و باورهای مبهم از آن ها چشم پوشی می شود.

● ناسازگاری
همه یکتا هستیم و مانند برفی که در زمستان می آید همزمان بر روی زمین نمی نشینیم.
آیا چیز عجیبی است که بگوییم یکی از دلایل طلاق ناسازگاری است؟
مطمئناً نه اما موضوع تعجب آور ناتوانی ما در شناسایی این ناسازگاری ها قبل از ازدواج است.
چرا در افرادی که برای اولین بار یکدیگر را می بینند و از هم خوششان می آید با هم ازدواج می کنند؟ باید دلیل آن را در ذیل عناوینی چون رابطه ضعیف ( ارتباط بدون شناخت، جست وجو تفاوت در دوره عشق بازی و جذابیت های افراد جست وجو کرد.
انواع مختلفی از ناسازگاری مانند انتظارت و بلند پروازی ها وجود دارد. از سویی می توان از
نوع تفکر،
احساسات
و انتظارات
به عنوان منابع ناسازگاری نام برد.

● مشکلات اقتصادی
وقتی مشکلات اقتصادی فشار می آورد، تفاوت سلیقه در دخل و خرج می تواند ریشه طلاق شود. برای مثال وقتی زنی بدون در نظر گرفتن وضعیت مالی دست به خریدهای غیر ضروری می زند و یا مردی که تحت فشار مالی نسبت به وضعیت اقتصادی بی خیال است، راه برای طلاق گرفتن تسهیل می شود.

● بد رفتاری
بد رفتاری می تواند فیزیکی، احساسی و جنسی باشد. در بسیاری از موارد یکی از زوجین از طریق کتک کاری یا فشار برای کار بیش از حد، تحقیر و توهین مداوم و پرخاشگری، بد رفتاری می کند.

● خیانت
در فرهنگ ما و در بسیاری از فرهنگ ها ازدواج به معنای تک همسری است. اگر چه در فرهنگ ما چند زنی مشکل شرعی و قانونی دارد اما پسندیده نیست. به همین دلیل یکی از دلایل طلاق ارتباطاتی است که یا فراتر از ازدواج اول به صورت شرعی اتفاق می افتد و یا ارتباطاتی است که بین زن و مرد به صورت مشترک و غیر شرعی صورت می پذیرد.
دلایل بسیار دیگری نیز برای طلاق وجود دارد دلایلی چون:
ـ ناپختگی ( عدم مهارت های زندگی)
ـ عدم تعهد به ازدواج
ـ انتظارات جنسی متفاوت
ـ مصرف مواد مخدر و الکل
ـ بیماری های روانی
ـ تفاوت در سبک زندگی
ـ از بین رفتن عشق
ـ تفاوت های فرهنگی و مذهبی
در واقع برای جلوگیری از طلاق بایستی بدانیم از زندگی چه می خواهیم و دانستن این خواسته ها احتیاج به شناخت خود دارد. در مرحله بعد بایستی بتوانیم طرف مقابل را بشناسیم تا بتوانیم در مرحله بعدی زندگی را براساس آنچه هستیم بسازیم.

شبکه خبری برنا

 

1390/08/10

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

رابطه زناشویی با طعم پول

توافق بر سر مسائل مالی، بسیاری از جنبه های زندگی زناشویی را تحت الشعاع قرار می دهد. پول میتواند، جدا از عملکردهای واقعی خود، وسیله ای برای اعمال قدرت و اظهار عشق باشد.
زن و شوهرها میتوانند، با رسیدگی نکردن به مشکلات و اختلافات زناشویی، زندگی نسبتا آرامی را داشته باشند، اما تفاوت آرامش ناشی از عادت و خوگیری بسیار متفاوت از آرامش ناشی از حل مشکلات است.
تفاوت کسانی که به زندگی زناشویی عادت میکنند با کسانی که در پیافزایش رضایت زناشویی هستند در یک چیز خلاصه می شود، زندگی کردن. زوجهایی که شیوه تطابق را در مقابله با مشکلات در پیش میگیرند، رضایت به آرامشی میدهند که گهگاه می تواند آرامش قبل از طوفان باشد. اما آرامشی که ناشی از تلاش زن و شوهرها برای حل اختلافات است، آرامشی است که در دل خود، پویایی، پیشرفت، پایایی و توافق را به همراه دارد.
زندگی زناشویی بدون تغییر و اختلاف، اجتناب ناپذیر است. زن و شوهرها باید از خود بپرسند" آیا نقاط قوت و ضعف خود را می شناسیم؟" و در نهایت" با چه روشی میتوانیم نقاط قوت را تقویت و نقاط ضعف را رفع کنیم؟".
اما براستی به چه میزان از رابطه خود شناخت داریم؟
برسر چه چیزهایی توافق داریم؟
برای چه چیزهایی همکاری می کنیم؟
به خاطر چه چیزهایی دعوا می کنیم؟ از چه چیزهایی عصبانی و از چه چیزهایی خوشحال می شویم؟ نکته مهمی که در شناخت روابطمان وجود دارد، پیش آگهی است. وقتی می دانیم که در مورد چه چیزها و چه موقعیت هایی، چه واکنشی نشان می دهیم، می توانیم کنترل زندگی خود را برای بهبود آن، افزایش دهیم.برای آنکه کشمکشهای زندگی زناشویی خود را بشناسید به سوالات زیر پاسخ دهید.

● معضلات مالی
ـ آیا بودجه واقع بینانه ای دارید؟
ـ آیا شما و همسرتان امکانات مالی یا اموال شخصی دارید؟
ـ چقدر حق دارید بدون مشورت با همسرتان پول خرج کنید؟
ـ چه کسی مسئول امور مالی خانواده است؟
ـ به نظر شما هر ماه چقدر پول باید پس انداز کنید؟
ـ برای چه کاری پول پس انداز می کنید؟
ـ پول چه جایی در رابطه شما با همسرتان دارد؟
ـ آیا پول مظهر عشق شماست؟
ـ آیا پول مظهر قدرت شماست ؟

چه کسی کنترل پول ها را به عهده دارد؟
برخی از زوج هایی که شیوه تطابق را در مقابله با مشکلات در پیش می گیرند، رضایت به آرامشی می دهند که گهگاه می تواند آرامش قبل از طوفان باشد. اما آرامشی که ناشی از تلاش زن و شوهرها برای حل اختلافات است، آرامشی است که در دل خود، پویایی، پیشرفت، پایایی و توافق را به همراه دارد. توافق بر سر مسائل مالی، بسیاری از جنبههای زندگی زناشویی را تحت الشعاع قرار می دهد. در واقع پول می تواند، جدا از عملکردهای واقعی خود در بازار، به عنوان وسیله ای برای اعمال قدرت، اظهارعشق و محبت، ابراز وجود و در کل بستری برای شکل دادن به نوع تعاملات زناشویی باشد. در مورد اختیارات پولی به توافق برسید و برای زندگی اقتصادی خود برنامه ریزی کنید. و در نهایت رسیدن به یک الگوی اقتصادی مورد توافق، باعث بهبود روابط زناشویی می شود.

روزنامه مردم سالاری

 

1390/08/10

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

اول یک دوست خوب باشید، بعد همسر!

حتماً شما هم شنیده اید که اگر بخواهید در زندگی مشترک خود موفق شوید، اول از همه باید دوست همسرتان باشید. اگر فکر می کنید این کار غیرممکن است یا تاثیری ندارد، مطمئن باشید مرتکب اشتباه بزرگی شده اید؛ اشتباهی که حتی شاید زندگی شما را از بین ببرد.
بنابراین بهتر است با انجام کارهایی خاص و در عین حال ساده، با همسرتان رابطه ای دوستانه برقرار کنید. مطمئن باشید این کار بسیار ساده و در عین حال ارزشمند است.
با او صحبت کنید. همان طور که با دوستانتان در مورد همه چیز حرف می زنید و کمتر چیزی است که از آنها مخفی باشد، با همسرتان نیز صحبت کنید. از هر موضوعی استفاده کنید تا بتوانید بیشتر با هم صحبت کرده و احساساتتان را بیان کنید. در حقیقت موضوع صحبت چندان مهم نیست و این کار تنها راهی برای نزدیک شدن بیشتر شما به یکدیگر است؛ می توانید در مورد آب و هوا، خاطرات گذشته، دوستان، ورزش یا هر موضوع دیگری صحبت کنید. فقط نگذارید سکوت میان شما فاصله ایجاد کند.
وقتی را برای خودتان اختصاص دهید. لازم است هر از گاهی، شما ۲ نفر تنها و بدون حضور هیچ کس ـ حتی بچه ها ـ با هم باشید. این ساعت هایی که شما با هم تنها هستید، می تواند به برطرف شدن مشکلات زندگی کمک کند.
وقتی همسرتان در محل کارش است، به او زنگ زده و از این طریق با او در ارتباط باشید. همان طور که اگر از دوستی خبر نداشته باشید، به او زنگ می زنید و حالش را می پرسید، به همسرتان هم بدون هیچ دلیلی زنگ بزنید. با این کار به او نشان می دهید که چقدر برای شما مهم است و چقدر به او اهمیت می دهید.
در زندگی مشترک خودخواه نباشید. خودخواهی به هر نوع رابطه ای آسیب می زند و منجر به قطع آن رابطه می شود. بنابراین به نیازها و خواسته های همسرتان بیشتر اهمیت داده و به او نشان دهید که برای شما چقدر مهم است.
اعتماد را در زندگی ایجاد کنید. اعتماد در هر رابطه دوستانه ای باید وجود داشته باشد. بنابراین شما هم سعی کنید در زندگی خود این ویژگی را به وجود آورده و حتی آن را پرورش دهید. برای موفقیت و آرامش بیشتر در زندگی، همسرتان باید بتواند به شما اعتماد کند؛ بنابراین برای او فردی قابل اعتماد باشید.

 

1390/08/10

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

اول یک دوست خوب باشید، بعد همسر!

حتماً شما هم شنیده اید که اگر بخواهید در زندگی مشترک خود موفق شوید، اول از همه باید دوست همسرتان باشید. اگر فکر می کنید این کار غیرممکن است یا تاثیری ندارد، مطمئن باشید مرتکب اشتباه بزرگی شده اید؛ اشتباهی که حتی شاید زندگی شما را از بین ببرد.
بنابراین بهتر است با انجام کارهایی خاص و در عین حال ساده، با همسرتان رابطه ای دوستانه برقرار کنید. مطمئن باشید این کار بسیار ساده و در عین حال ارزشمند است.
با او صحبت کنید. همان طور که با دوستانتان در مورد همه چیز حرف می زنید و کمتر چیزی است که از آنها مخفی باشد، با همسرتان نیز صحبت کنید. از هر موضوعی استفاده کنید تا بتوانید بیشتر با هم صحبت کرده و احساساتتان را بیان کنید. در حقیقت موضوع صحبت چندان مهم نیست و این کار تنها راهی برای نزدیک شدن بیشتر شما به یکدیگر است؛ می توانید در مورد آب و هوا، خاطرات گذشته، دوستان، ورزش یا هر موضوع دیگری صحبت کنید. فقط نگذارید سکوت میان شما فاصله ایجاد کند.
وقتی را برای خودتان اختصاص دهید. لازم است هر از گاهی، شما ۲ نفر تنها و بدون حضور هیچ کس ـ حتی بچه ها ـ با هم باشید. این ساعت هایی که شما با هم تنها هستید، می تواند به برطرف شدن مشکلات زندگی کمک کند.
وقتی همسرتان در محل کارش است، به او زنگ زده و از این طریق با او در ارتباط باشید. همان طور که اگر از دوستی خبر نداشته باشید، به او زنگ می زنید و حالش را می پرسید، به همسرتان هم بدون هیچ دلیلی زنگ بزنید. با این کار به او نشان می دهید که چقدر برای شما مهم است و چقدر به او اهمیت می دهید.
در زندگی مشترک خودخواه نباشید. خودخواهی به هر نوع رابطه ای آسیب می زند و منجر به قطع آن رابطه می شود. بنابراین به نیازها و خواسته های همسرتان بیشتر اهمیت داده و به او نشان دهید که برای شما چقدر مهم است.
اعتماد را در زندگی ایجاد کنید. اعتماد در هر رابطه دوستانه ای باید وجود داشته باشد. بنابراین شما هم سعی کنید در زندگی خود این ویژگی را به وجود آورده و حتی آن را پرورش دهید. برای موفقیت و آرامش بیشتر در زندگی، همسرتان باید بتواند به شما اعتماد کند؛ بنابراین برای او فردی قابل اعتماد باشید.

 

1390/08/10

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

زندگی مشترک لذتبخش

آیا هنوز به اندازه گذشته به همسرتان علاقه دارید؟ اگر پاسخ تان منفی است باید به فکر چاره باشید.
ازدواج مسئله ای پیچیده است و زوجین گاهی احساس می کنند که از یک صخره بلند سقوط کرده اند! خوشبختانه قرار نیست پس از ازدواج آرامش خود را از دست بدهید. البته طبیعی است که گاهی دچار نومیدی شوید ولی یادتان باشد همیشه جای امیدواری هست.
با به کار بستن توصیه های زیر می توانید زندگی زناشویی لذت بخشی داشته باشید:
صداقت را در سرلوحه زندگی خود قرار دهید
آیا هرگز به این نتیجه رسیده اید که نمی توانید با همسرتان به درستی ارتباط برقرار کنید؟
غالباً زوجین ساعت ها صرف دفاع از خود می کنند، بدون اینکه بتوانند به درستی به بیان احساسات و عقایدشان بپردازند. به عنوان مثال یک زن ممکن است همسرش را به تنبلی یا گرفتاری بیش از حد متهم کند. اگر زن می توانست این مسئله را به درستی بیان کند همسرش متوجه می شد که در انجام کارهای خانه نیاز به کمک او دارد.
یادتان باشد ارتباط صادقانه بسیاری از مشکلات را حل می کند.
اجازه ندهید خشم اختیار را از شما بگیرد
چند بار پیش آمده که بدون اینکه بخواهید، همسرتان را از خود برنجانید؟ به قول قدیمی ها، «زخم شمشیر درمان می شود، ولی زخم زبان نه» اگر از دست همسرتان ناراحت هستید صبر کنید تا عصبانیت شما فروکش کند و سپس نارضایتی خود را ابراز کنید.
از یاد نبرید وقتی کلمات بر زبان جاری شد نمی توان کاری انجام داد. به کنترل خشم خود بپردازید تا در آینده پشیمان نشوید.
ازدواج خود را در اولویت قرار دهید
آیا مسائل دیگری در زندگی شما اولویت دارند؟ یک ازدواج موفق با شادی، رضایت خاطر و خشنودی همراه است و نباید اجازه دهید سایر مسائل شما را از این هدف دور کند.
حتماً بارها این جمله را از زبان زوجین شنیده اید که «ما دیگر یکدیگر را دوست نداریم.»
شایع ترین دلیل ناکامی یک زندگی مشترک این است که زوجین مسائل زیادی را در اولویت قرار می دهند در حالی که اولویت شماره یک، همان ازدواج است.

 

روزنامه کیهان

 

1390/07/26

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

اشتباه های رویایی دختران در ازدواج !!

 

● همیشه زندگی خوشی خواهیم داشت
زنان از همان روز اول زندگی، آرمان های عاشقانه دارند. کتاب ها و فیلم هایی که هدفشان جلب توجه دختران است، تصور عروسی مجلل و مرد کامل را در ذهن آنها ایجاد می کند. بنابراین تعجب آور نیست که زنان پیش از ازدواج بیشتر به عشق و عروسی توجه دارند تا ۵۰ سالی که پس از آن باید با همسرانشان بگذرانند! حقیقیت این است که ازدواج، کار مشکلی است.
یک دیدگاه واقع گرایانه این است که ازدواج شامل حدود ۲۰ درصد خوشی و شادی ، ۳۰ درصد رضایت و ۵۰ درصد کار سخت است. ازدواج با نگرشی واقع گرایانه از بروز بسیاری ناامیدی ها جلوگیری می کند.


● می توانم همسر آینده ام را تغییر دهم
زنان تمایل دارند خصوصیات ناخوشایند فرد مورد علاقه شان را نادیده بگیرند و خودشان را قانع کنند که در آینده می توانند آنها را تغییر دهند اما حقیقت این است که چنین آرزویی معمولا برآورده نمی شود و نمی توان به زور کسی را تغییر داد.
تازه اگر زن با فشار بتواند مرد را به تغییری وادارد، ممکن است روابط آسیب ببیند. در این موارد یا باید تفاوت های تان را با همسر آینده تان بپذیرید و از آنها لذت ببرید یا باید محیطی ایجاد کنید که همسرتان تشویق شود به خاطر شما خودش تغییر مورد نظر را بپذیرد.


● مشکلی به نام حفظ هویت
مشکل رایج دیگر یک زن جوان پیش از ازدواج، عواطف شدیدی است که در دوران نامزدی پیش از آنکه درک روشنی از هویت خود داشته باشد، او را در برمی گیرد. برخی از دختران جوان و کم تجربه در این دوره بدون اینکه درک واضحی از هویت خود داشته باشند به نحوی آشکار با نامزدشان همانندسازی می کنند بنابراین توجه و دفاع از خود و نیازهای شان برایشان مشکل می شود.
زنی که حسی قوی از هویت خودش داشته باشد، همسر متعادل تر و موفق تری خواهد بود.


● رهاکردن دوستان و علایق قبلی
عشقی که زنان را در دوره ازدواج فرامی گیرد، ممکن است باعث شود دوستان، خانواده، سرگرمی ها و ورزش های مورد علاقه شان را کنار بگذارند.
این کار اشتباهی اساسی است، به این علت که زنان به شبکه های حمایتی در سراسر زندگی شان نیازدارند و فقط همسرشان نمی تواند همه مشکلات آنها را حل کند. داشتن چنین تقاضایی از همسر بیش از حد توان آنهاست. مهم است که در این مورد در زندگی تان تعادل را حفظ کنید.


● صحبت نکردن درباره موضوعات جدی
لازم است با همسر آینده درباره نظرات خود در مورد مسایلی که ممکن است باعث اختلاف در زندگی مشترک شود، صحبت کنید.
درباره تعداد بچه هایی که می خواهید داشته باشید، در مورد اینکه برای بزرگ کردن آنها حاضرید کارتان را رها کنید و در خانه بمانید یا نه ، درباره اولویت های زندگی ، نحوه هزینه کردن درآمدها در زندگی ، آرزوها و اهداف ، اینکه ۲۰ سال بعد می خواهید در چه موقعیتی قرار داشته باشید، سبک های تربیت بچه ها ، سهیم شدن در مسوولیت ها و... از قبل باید دانست آیا عقاید همسران شبیه هم هست یا نه.
به توافق رسیدن درباره این موضوعات می تواند تعیین کننده ازدواجی شادمان یا پر از مشاجره در آینده باشد.



منبع : afkarnews.ir

1390/07/26

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

چگونه متوجه شوید که برای ازدواج آماده اید

 

آیا ازدواج کردن برای شما مناسب است؟ قبل از اینکه به قول معروف قاطی مرغ ها شوید چه چیزهایی را باید بدانید؟ توصیه می کنیم قبل از اینکه آستین هایتان را بالا بزنید، نگاه دقیقتری به خودتان و رابطه تان بیندازید. این سوالات را از خودتان بپرسید.
▪ چرا می خواهید ازدواج کنید؟
صادق باشید و دلایلتان را بررسی کنید. لیستی از مزایا و معایب طرف مقابل و رابطه تان تهیه کنید. اگر می خواهید خودتان را برای ازدواج کردن راضی کنید، به هیچ وجه اینکار را نکنید. اگر می خواهید طرفتان را به اینکار راضی کنید، باز هم اینکار را نکنید. مطمئن شوید که برای فرار کردن یا جلوگیری از بروز چیزی نیست که می خواهید ازدواج کنید. آیا همیشه دوست داشتید که ازدواج کنید؟ این هم اصلاً دلیل خوبی نیست.
▪ آیا به گذشته طرف مقابلتان اطمینان دارید؟
بهترین پیش گوی رفتارهای آینده، رفتارهای گذشته طرف مقابلتان است. باید از آن درس بگیرید. طرفتان در روابط قبلی خود چطور رفتار کرده است؟ با شما چطور رفتار کرده است؟ از والدین خود درمورد ازدواج چه چیزهایی یاد گرفته است؟ به دقت والدین طرف مقابلتان را بررسی کنید بچه ها تا حد زیادی تحت تاثیر والدین خود هستند.
▪ فقط می خواهید ازدواج کنید یا برنامه یک مراسم عروسی مفصل دارید؟
کیک، گل و غذاهای عالی همه هیجان انگیز به نظر می رسند اما چیزهای مهمتری هم وجود دارد. عروسی یک شب است و ازدواج یک عمر. نباید فقط بخواهید که ازدواج کنید باید بخواهید که با خوشبختی کنار هم زندگی کنید. به ۵۰ سال آینده فکر کنید. حداقل همان مقدار زمان و انرژی که برای برنامه ریزی روز عروسیتان صرف می کنید را صرف برنامه ریزی برای زندگی زناشوییتان کنید. قبل از ازدواج با طرفتان درمورد نحوه بزرگ کردن بچه ها، نظم، رابطه جنسی، مسائل مالی، کار، مذهب، بازنشستگی، مادر/پدر همسر، و از این قبیل تصمیم بگیرید. اگر در مورد این موضوعات قبل از ازدواج با هم حرف نزنید نمی توانید با هم به خوبی زندگی کنید.
آیا بیشتر از آنچه برای از دست دادن در توانتان است، سرمایه گذاری کرده اید؟
به قیمت رابطه تان نگاه کنید. مثلاً اگر مجبور خواهید بود قید دوستان، کار یا خانواده تان را بزنید، یعنی قیمت این ازدواج برایتان خیلی بالا است. ببینید اگر این ازدواج شکست بخورد، از نظر احساسی ورشکسته خواهید شد؟ بهتر است تنها ولی سالم باشید تا با هم ولی بیمار.
▪ آیا درمورد نیازها و انتظاراتتان باهم حرف زده اید؟
خودتان را بشناسید. اگر با نیازهای خودتان آشنا نباشید نمی توانید تعیین کنید که فردی برای شما خوب است یا نه. اصلاً خودخواهانه نیست که در یک رابطه برای خودتان هدف داشته باشید. نیازها و انتظارات خود را مطرح کنید، البته قبل از ازدواج نه بعد از آن!

 

سایت مردمان

1390/07/26

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

ضرورت ارزیابی موشکافانه برای انتخاب شریک زندگی

 

هر فرد با ساختار تربیتی خاصی رشد می کند. بعضی ها مشکلات روان شناختی، نیازها و ناکامی هایی در زندگی دارند و هنگامی که با جنس مخالف ارتباط عاطفی برقرار می کنند، این نیازها و ناکامی های گذشته باعث می شود در انتخاب شریک زندگی اشتباه کنند.
انتخاب در این شرایط ممکن است با عشق همراه باشد ولی آگاهانه نیست. عشق درواقع مجموعه ای از عوامل روانی، رفتاری و عقلانی است. افراد به طور تصادفی در مسیر زندگی یکدیگر قرار می گیرند، عاشق می شوند و زمان طولانی را با هم سپری می کنند اما با گذشت زمان نظرشان تغییر می کند چون انتخاب براساس معیارهای غلط و همان ناکامی های گذشته بوده است. درواقع بت سازی و رویاپردازی چنان قوی عمل کرده که طرف مقابل را کاملا پاک و بی آلایش تصور کرده اند. مثبت اندیشی بیش از حد باعث می شود دخترها و پسرها از روی احساس عمل کنند و با ورود به زندگی زناشویی دچار تنش و اختلاف شوند. برای شناخت درست باید از دوستی های خیابانی پرهیز کرد و شناخت فرد مقابل از روی آگاهی و تفکر باشد.
همچنین ارتباط قبل از ازدواج را به صورت هدف کوتاه مدت در نظر بگیرند. مثلا اگر فردی دانشجو است و بعد از دانشگاه نیز باید خدمت سربازی هم برود، ازدواج برایش طولانی مدت است و حدود ۴ تا ۵ سال طول می کشد. طبیعی است عقیده او نیز در طول این مدت دستخوش تغییرات زیادی می شود. مهم تر از همه اینکه دختران و پسران باید بحران های عاطفی را پشت سر بگذارند و بعد ازدواج کنند. گذار از بحران در دختران بین۲۰ تا ۲۲ و در پسران بین ۲۳ تا ۲۴ سالگی است. این سنین بهترین زمان برای ازدواج جوانان محسوب می شود زیرا احساسات و عواطف روی افکار تسلط کمتری دارد و در این سن اشخاص چارچوب ها را بهتر می شناسند و موشکافانه تر مسایل را ارزیابی می کنند.

دکتر پرویز رزاقی
روان شناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

1390/07/26

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

ازدواج یا جنگ قدرت ها؟

 

زوج ها از نظر اعمال قدرت و نفوذ و به نوبه ای الگوهای رهبری به شکل های متفاوتی تقسیم می شوند. بسیار از زوج ها در مورد اعمال نظر و یا قدرت به توافق می رسند. بسیاری از آنها بر سر این موضوع مشکلات بسیاری دارند. دعوا و مشاجره می کنند و اگر نظر یکی به کرسی نشست، دیگری منتظر تلافی کردن است، این زمانی است که ازدواج تبدیل به جنگ قدرت ها می شود.

● الگوی صمیمیت و فعالیت
همسرانی که در زندگی نقش فعالی دارند، صمیمی هستند و به یکدیگر احترام می گذارند، در تعیین قوانین و مرزهای زندگی نیز فعال هستند. اگرچه ممکن است این زوج ها اشتباهاتی بکنند اما در اثر تجربه یاد می کیرند که چگونه بایستی زندگی کرد. این زوج ها احساس مسئولیت را به یکدیگر انتقال می دهند.

● الگوی قدرت و سازگاری
بسیاری از زوج ها از الگوی قدرت و سازگاری تبیعیت می کنند. در این الگو یک نفر نظر می دهد، تصمیم می گیرد و عمل کند و در مقابل همسرش تبعیت می کند. وقتی همسری با این الگو سازش می کند، در واقع رفتار طرف مقابل را تایید می کند.

● وقتی از این الگو تبعیت می کنیم چه اتفاقی می افتد؟
▪ همسر فعال بر زوج منفعل خود تسلط پیدا می کند
▪ همسر منفعل نسبت به همسر خود احساس درماندگی می کند
▪ همسر منفعل به ابتکار عمل همسر فعال خود بسیار وابسته می شود
▪ همسر منفعل به همسر فعال خود احساس خشم می کند

● اما چگونه این الگو ایجاد می شود؟
بسیاری از همسران به خاطر ترس از دادن عشق همسرشان و یا ناتوانی در مهارت های زندگی و یا الگوهای خاص فرهنگی مانند مرد سالاری و یا عدم اعتماد به نفس شخصی از این الگو تبعیت می کنند.
وقتی هر دو زوج برای زندگی اهدافی تعیین می کنند، حرفشان را می زنند، با مشکلات روبرو می شوند، در برابر حقوق خود پافشاری می کنند، در مورد مرزهای بین فردی نظر می دهند، رشد می کنند. این چنین است که با حمایت هم و احساس مسئولیت خود و احساس بزرگ و ارزشمند آزادی باعث عشق و شکوفایی هم می شوند. در جایی که آزادی هست، مسئولیت و فعالیت است و آنجایی که این سه باشند عشق متبلور می شود.

 

شبکه خبری برنا

 

1390/07/26

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

برای یافتن همسر مناسب قوانین زیر را رعایت کنید

 

▪ قانون ۱: همان گونه با طرف مقابل تان رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.
اجرای این قانون درباره تمام مراحل زندگی است که در واقع یادآور این جمله است که آنچه را بر خود نمی پسندی بر دیگران هم مپسند. اگر می خواهید شریک زندگی تان با شما صادق باشد، شما نیز باید با او صادق باشید، اگر می خواهید به شما احترام بگذارند، به طرف تان احترام بگذارید.
▪ قانون ۲: شریک زندگیتان به همان اندازه شما به عشق، محبت، توجه، اطمینان خاطر و امنیت نیازمند است. از این کلیشه رایج بگذرید که فقط زنان احساساتی هستند؛ چراکه مردان هم به اندازه زنان احساساتی و آسیب پذیرند اما غالبا بروز نمی دهند.
▪ قانون ۳: هرگز طرف مقابل تان را به بازی نگیرید. در واقع باید گفت در زندگی مشترک وارد هیچ نوع بازی نشوید همان طور که از اسمش پیداست بازی مختص بچه هاست، پس چرا باید به روابط صمیمی کشانده شود. این قانون بیشتر متوجه زنان است که از غریزه و احساسات شان کمک می گیرند و طرف شان را به بازی می کشانند.
▪ قانون ۴: همیشه خودتان باشید. سعی نکنید کسی باشید که نیستید یا تصویری از خود ارایه ندهید که مطابق خواسته شریک زندگیتان باشد. خویشتن واقعی را فراموش نکنید.
▪ قانون ۵: قبل از آنکه روابط تان به مرحله جدی و ازدواج کشیده شود، سوال های زیادی از طرف مقابل تان بپرسید. برخی همچنان بر این عقیده هستند که در ملاقات های اول نباید سوالی پرسید؛ چرا که معنای فضولی و دخالت در کار دیگران است. اما زمانی که شما می خواهید یک خانه را بخرید حتما فهرستی از سوال هایی که برای آن هیچ پاسخی ندارید، تهیه می کنید تا از مالک آن بپرسید، حال برای زندگی مشترک که بزرگ ترین تصمیم فرد است آیا صحیح است که از طرف مقابل مان سوال نکنیم؟
تلاش کنید در همان جلسات اول آشنایی اکثریت سوالاتی که ذهن تان با آن درگیر است را بپرسید تا بیشترین اطلاعات و داده ها در رابطه با شخصیت موردنظرتان را به دست آورید.
برخی از سوالات عبارتند از:
سابقه خانوادگی و چگونگی روابط میان اعضای خانواده
درس های آموخته شده از تجربه های گذشته
فلسفه مذهبی و معنوی
اهداف شخصی و حرفه ای
ارزش ها، اخلاقیات و نگرش های او به آنچه که برای شما مهم است
نگرش و موضع او در برابر مسایلی نظیر عشق، تعهد و ارتباط
▪ قانون ۶: سعی کنید شریکی انتخاب کنید که دارای نگرش مثبتی نسبت به زندگی باشد. ضرب المثل قدیمی در این باره وجود دارد که می گوید: «دو انسان در این دنیا وجود دارند: انسان های مثبت و انسان های منفی» چنانچه قرار باشد باقی عمر خود را با یکی از این دو انسان سپری کنید، کدام را برمی گزینید؟
▪ قانون ۷: درباره افراد براساس اندازه قلب و وسعت روح شان قضاوت کنید نه بر اساس حساب بانکی و کیف پول شان.
گرچه متاسفانه هنوز این باور چندان تغییری در انتخاب شریک زندگی نکرده؛ چرا که آمارها همچنان نشان می دهد که بر انتخاب ما پول، قدرت و منصب اجتماعی، شغل، حرفه، شهرت و اعتبار همچنان تاثیرگذار است که در این مورد بیشتر در زنان به چشم می خورد که امروزه مردان هم به این جرگه پیوسته اند.
▪ قانون ۸: هرگز عاشق استعدادهای درونی یا توانایی های بالقوه طرف مقابل تان نشوید. در واقع سعی نکنید عاشق پتانسیل های شریک آینده زندگیتان شوید؛ چرا که آن فرد برای شما به صورت یک پروژه تبدیل می شود که نیاز به نجات یافتن دارد.
▪ قانون ۹: در مورد احساسات خود با دیگران صادق باشید. روابط موفق همواره بر پایه و اساس «صداقت» استوار است، فقط زمانی که در مورد احساسات خود صادق نیستیم، روابط مان ناخوشایند، متلاطم و مشکل دار می شود.
▪ قانون ۱۰: زیباترین جنبه وجودی خود را که همانا فکر و ذهن شماست به شریک آینده تان نشان دهید. در واقع طرف تان باید عاشق خرد و اندیشه های شما شود نه جذابیت ظاهری. به جای سکوت در مورد مسایل، اندیشه و نگرش و شناخت های خود را با آن شخص در میان بگذارید.

آریا شیروانی
برگرفته از کتاب قوانین روابط موفق

1390/07/26

 

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

در همسریابی بدنبال تکامل باشیم یا تشابه؟

 

اگر از دوستانتان درمورد نامزدهایشان بپرسید که " آیا شما مثل هم هستید؟ آنها اغلب پاسخ می دهند "اوه، نه؛ او خیلی با من فرق دارد".
نظریه ای وجود دارد که متضادها همدیگر را جذب می کنند، این نظریه به طور رسمی تئوری تکمیل نیازها نامیده می شود؛ یعنی مردم جذب کسی می شوند که شخصیت او، شخصیت آن ها را کامل (متوازن) کند. در این نظریه فرض بر این است که ما تمایل به جستجوی کسی داریم که او آنچه را که ما نداریم اما دوست داریم داشته باشیم، دارا است.
اغلب مردم جذب این عقیده می شوند زیرا در ظاهر حس خوبی را ایجاد می کند. اما در اغلب ازدواج های موفق، مردم معمولاً از بسیاری جهات شبیه هم هستند. آنها معمولاً طبقه ی اجتماعی، گروههای قومی و فرهنگی مشترک، نظام ارزشی و دیدگاه مذهبی مشترکی دارند. زوج ها از نظر سنی و تحصیلات رسمی شبیه هم هستند؛ علایق آنها در زندگی مشترک است در حالیکه ضرورتاً در همه ی زمینه ها مثل هم نیستند. زوج ها روابط محکمی می سازند که در آن روابط بعدی پایه گذاری می شود. این به این معنی نیست که یک آمریکایی با یک آفریقایی نمی تواند زندگی شادی داشته باشد. نمونه های بیشماری وجود دارد که ازدواج بین فرهنگی و بین قومی کرده اند و ارتباطات قومی ایجاد کرده اند.
مهم ترین مسائل در زندگی مسائلی است که افراد در آنها مشترک هستند. این استدلال قابل دفاعی است زیرا ارتباط با کسی که نگرش شماست، آسانتر است. به همین دلیل، متخصصین معمولاً با این عقیده موافقند که اگر شما می خواهید یک ارتباط طولانی مدت و پایدار ایجاد کنید، باید به دنبال کسی باشید که ویژگی های او شبیه ویژگی هایی باشد که در بهترین دوست شما است.

 

1390/07/26

 """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

زیبایی و خوش تیپی یعنی عشق به زندگی

همیشه از مردم می شنوید که می گویند، «اگر چیزی را که حالا می دانم آن موقع می دانستم چه و چه» هیچوقت خواسته اید پاسخ این را بدانید؟ پس گوش کنید.
اگر چیزی را که حالا می دانم آن موقع می دانستم با دقت بیشتری به ندای قلبم گوش می دادم بیشتر لذت می بردم... کمتر نگران می شدم می دانستم که مدرسه هم بزودی تمام می شود و کار هم همین طور پس فکرش را نمی کردم.
این قدر نگران نمی شدم که مردم درباره ام چه فکر می کنند، قدر شور و نشاط کودکی و جوانی ام را می دانستم، بیشتر بازی می کردم، کمتر ناراحت می شدم، می دانستم که زیبایی و خوش تیپی یعنی عشق به زندگی، می دانستم که پدر و مادرم عاشقانه دوستم دارند و باور می کردم که هرکاری از دستشان بربیاید می کنند. از این که مثل بچه ها باشم نمی ترسیدم، شجاعتر می شدم، در دیگران دنبال خوبی هایشان می گشتم و از مصاحبت با آنها به خاطر خوبی هایشان لذت می بردم. با مردم فقط به خاطر این که سرشناس و پرطرفدار هستند، معاشرت نمی کردم. از ظاهر و جسمم به همان شکلی که بود لذت می بردم. برای دیگران دوست قابل اعتمادی می شدم. از محبت کردن و محبت دیدن لذت می بردم. مسلماً قدرشناس تر و شاکرتر می شدم.

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

زنـدگـی بـا زنـده بـودن فـرق دارد

زنده بودن فی نفسه دارای ارزش است. به همین دلیل است که همه موجودات از کوچک ترین میکروب تا اشرف مخلوقات، برای زنده ماندن تلاش می کنند. ممکن است یک جانور تک سلولی به نظر انسان بسیار حقیر برسد اما حتی آن موجود هم دارای خصوصیتی است که انسان نمی تواند آن را بیافریند...
زنده بودن، یعنی همان تعادل لرزنده ولی پیچیده ای که نام حیات به آن داده ایم و فقط خداوند قادر به خلق آن بوده است. اگر همه اجزای یک میکروب را کنار هم بچینیم و مولکول های پیچیده و موادمعدنی را هم کنار یکدیگر بگذاریم، آن مجموعه حیات نخواهد یافت و به یک سامانه زنده تبدیل نخواهد شد. به همین دلیل است که ارزش زنده بودن را که در فرضیه عمومی سامانه های زنده به عنوان یک پدیده نوخاست مطرح می شود و هدیه خداوند است، باید شناخت.اما همان گونه که سامانه زنده بر موجود بی جان و جماد برتری دارد، در سیر تکاملی زندگی، حرکتی را به سوی شعور می بینیم. این شعور، آگاهی از زندگی، آگاهی از خود و سرانجام آگاهی از آفریننده است که در مسیر تکامل زندگی پدیدمی آید. باز هم برحسب فرضیه عمومی موجودات زنده، پدیده نوخاسته دیگری به نام زبان، اندیشه و خودآگاهی در انسان به لطف حق پدیدار شده و او را بر دیگر جانداران برتری داده است.
انسان تنها موجودی است که نه فقط زنده است بلکه آگاهی کامل از زنده بودن خود دارد. انسان برخلاف دیگر موجودات زنده نه فقط در زمان حال زندگی می کند بلکه گذشته و آینده هم دارد. انسان تنها موجودی است که دارای تاریخ است یعنی علاوه بر گذشته فردی، گذشته گروهی هم دارد که برای ساختن آینده بهتر از آن عبرت بگیرد. توجه به موارد فوق الذکر باعث شده تعریف محدود تندرستی، امروز به تعریف جامع تر سلامت که شامل ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی و روحانی زندگی است، تبدیل شود. انسان سالم نه تنها به بیماری های جسمی دچار نیست، بلکه مشکلات روانی نیز ندارد.

دکتر فربد فدائی
مدیرگروه روانپزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

زندگی مشترک لذت بخش

آیا هنوز به اندازه گذشته به همسرتان علاقه دارید؟ اگر پاسخ تان منفی است باید به فکر چاره باشید.
ازدواج مسئله ای پیچیده است و زوجین گاهی احساس می کنند که از یک صخره بلند سقوط کرده اند! خوشبختانه قرار نیست پس از ازدواج آرامش خود را از دست بدهید. البته طبیعی است که گاهی دچار نومیدی شوید ولی یادتان باشد همیشه جای امیدواری هست.
با به کار بستن توصیه های زیر می توانید زندگی زناشویی لذت بخشی داشته باشید:
صداقت را در سرلوحه زندگی خود قرار دهید
آیا هرگز به این نتیجه رسیده اید که نمی توانید با همسرتان به درستی ارتباط برقرار کنید؟
غالباً زوجین ساعت ها صرف دفاع از خود می کنند، بدون اینکه بتوانند به درستی به بیان احساسات و عقایدشان بپردازند. به عنوان مثال یک زن ممکن است همسرش را به تنبلی یا گرفتاری بیش از حد متهم کند. اگر زن می توانست این مسئله را به درستی بیان کند همسرش متوجه می شد که در انجام کارهای خانه نیاز به کمک او دارد.
یادتان باشد ارتباط صادقانه بسیاری از مشکلات را حل می کند.
اجازه ندهید خشم اختیار را از شما بگیرد
چند بار پیش آمده که بدون اینکه بخواهید، همسرتان را از خود برنجانید؟ به قول قدیمی ها، «زخم شمشیر درمان می شود، ولی زخم زبان نه» اگر از دست همسرتان ناراحت هستید صبر کنید تا عصبانیت شما فروکش کند و سپس نارضایتی خود را ابراز کنید.
از یاد نبرید وقتی کلمات بر زبان جاری شد نمی توان کاری انجام داد. به کنترل خشم خود بپردازید تا در آینده پشیمان نشوید.
ازدواج خود را در اولویت قرار دهید
آیا مسائل دیگری در زندگی شما اولویت دارند؟ یک ازدواج موفق با شادی، رضایت خاطر و خشنودی همراه است و نباید اجازه دهید سایر مسائل شما را از این هدف دور کند.
حتماً بارها این جمله را از زبان زوجین شنیده اید که «ما دیگر یکدیگر را دوست نداریم.»
شایع ترین دلیل ناکامی یک زندگی مشترک این است که زوجین مسائل زیادی را در اولویت قرار می دهند در حالی که اولویت شماره یک، همان ازدواج است.

 

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

آموزش زندگی در کلاس مورچه ها

همه ما سعی می کنیم که از افراد بزرگ درس زندگی بگیریم و دوست داریم رمز و راز موفقیت آنها را بدانیم، اما فراموش می کنیم که گاهی بزرگترین درس های زندگی از کوچکترین موجودات کنار ما گرفته می شوند. مثلا مورچه ها را در نظر بگیرید. آیا باور می کنید که این موجودات کوچک می توانند به ما یاد بدهند که چطور باید زندگی بهتری داشته باشیم؟ از رفتار مورچه ها می توانیم چند درس مهم بیاموزیم که به ما برای داشتن یک زندگی بهتر کمک می کنند:
مورچه ها هیچ وقت تسلیم نمی شوند: آیا متوجه شده اید که چطور مورچه ها همیشه به دنبال راهی برای رد شدن از موانع هستند؟ انگشت تان را در راه یک مورچه قرار دهید و آن را دنبال او بکشانید، یا حتی روی او. مدام به دنبال راهی برای عبور از انگشت شما خواهد بود. هیچ وقت یکجا نمی ایستد و گیج نمی ماند. هیچ وقت دست از تلاش بر نمی دارد و عقب نمی کشد. همه ما باید یاد بگیریم که اینچنین باشیم. همیشه موانعی در زندگی ما وجود دارد. چالش این است که دست از تلاش برنداریم و به دنبال راه های جایگزین برای رسیدن به اهدافمان باشیم.
مورچه ها همه تابستان به فکر زمستان هستند: داستان قدیمی گنجشک و مورچه را یادتان هست؟ در اواسط تابستان، مورچه ها به شدت مشغول جمع کردن آذوقه برای زمستان خود هستند، در حالیکه گنجشک برای خود خوش می گذراند. مورچه ها می دانند که تابستان (اوقات خوش) برای همیشه نمی ماند. بالاخره زمستان می آید. این درس خیلی خوبی است. وقتی زندگی خوب می شود، نباید مغرور شوید و تصور کنید که هیچ وقت زندگی تان با شکست روبرو نخواهد شد. با دیگران با ملاطفت و مهربانی رفتار کنید. برای روزهای سخت پس انداز کنید و به فکر آینده باشید. و یادتان باشد که اوقات خوب همیشه نیستند اما انسان های خوب همیشه هستند.
مورچه ها همه زمستان به فکر تابستان هستند: وقتی با سرمای طاقت فرسای زمستان مواجه می شوند، همیشه به خودشان یادآور می شوند که این همیشگی نخواهد بود و بالاخره تابستان فرا می رسد. و با اولین اشعه های خورشید تابستان، مورچه ها بیرون می آیند و آماده کار و تلاش و تفریح هستند. وقتی ناراحت و افسرده هستید و وقتی تصور می کنید مشکلات تمامی ندارند، خوب است که به خودتان یادآور شوید که این نیز می گذرد. اوقات خوش فرا می رسد و خیلی مهم است که همیشه رویکری مثبت به زندگی داشته باشید.
مورچه ها هرچه از توانشان برمی آید را انجام می دهند: مورچه ها چه مقدار غذا در تابستان جمع می کنند؟ هرچقدر که بتوانند! این الگوی خیلی خوبی برای کار است. هرچه که از دست تان برمی آید را انجام دهید. یک مورچه نگران این نیست که مورچه دیگر چقدر غذا جمع کرده است. عقب نمی کشد و به این فکر نمی کند که چرا باید این قدر سخت تلاش کند. از حقوق کم خود هم شکایت نمی کند. آنها فقط سهم شان را از کار انجام می دهند. موقیت و خوشبختی معمولا در نتیجه ۱۰۰درصد بدست می آید. یعنی همه آنچه که در توان دارید را بکار گیرید. اگر به اطرافتان نگاه کنید، افراد موفقی را می بینید که با هرچه در توانشان هست زحمت می کشند در نتیجه:
۱) عقب نکشید.
۲) به فکر آینده باشید.
۳) مثبت اندیش باشید.
۴) تا جائی که توان دارید تلاش کنید.
و درس دیگری که می توان از مورچه ها آموخت. اینکه آیا می دانستید که مورچه ها می توانند شیئی با ۲۰ برابر وزن خود حمل کنند؟ شاید ما هم همینطور باشیم. ما می توانیم سختی ها را به دوش بکشیم و حجم کارهای سخت و زیاد را مدیریت کنیم. دفعه بعد که چیزی موجب ناراحتی تان شد و تصور کردید که قادر به تحمل آن نیستید، دلسرد نشوید. به آن مورچه کوچک فکر کنید و یادتان باشد که شما هم می توانید وزن بیشتری را به دوش بکشید!

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

حسادت های زنانه را چه باید کرد؟

● حسادت چیست؟
بیایید اول با مفهوم حسادت آشنا شویم. حسادت، نگرانی و ترس از یک رقیب احتمالی است که فکر می کنید علاقه یا محبت همسرتان را به خود جلب کرده است. این احساس می تواند شامل شک و تردید نسبت به خیانت همسرتان یا کسی که دوستش دارید باشد.
سه نوع حسادت وجود دارد. نوع اول بر اساس یک رقابت شکل می گیرد. این نوع حسادت معمولا زمانی بروز پیدا می کند که پای یک رقابت واقعی در میان است. نوع دوم حسادت، برنامه​ریزی شده است.
این احساس زمانی رخ می دهد که شما همسرتان را به حسادت متهم می کنید در حالی که آن کسی که واقعا دارد حسادت می کند خود شما هستید.
در نهایت نوع سوم حسادت، توهمی است. در این نوع حسادت، فرد سناریوهای خیالی در ذهن خود درست کرده و در نتیجه حسودی می کند.


● آیا حسادت همیشه بد است؟
خب نه، حسادت همیشه بد نیست. حسادت می تواند منافعی هم داشته باشد. بعضی از پزشکان معتقدند وجود کمی حس حسادت در عشق لازم است. این حسادت می تواند از رابطه و زندگی زناشویی شما در برابر خطرهای واقعی محافظت کند. گاهی کمی حسادت سالم می تواند ارتباط متقابل شما با همسرتان را بهتر کند، مرز و محدوده زندگی مشترک شما را مشخص نماید و احساس مسئولیت و تعهد شما را افزایش دهد.
اگرچه در صورتی که خانم شما حسود است، به چیزهایی بیشتر از درک معنا و مفهوم حسادت نیاز دارید. برای کسانی که حسادت بر زندگی مشترک آنها سایه انداخته، چند توصیه ویژه دارم که باید مورد توجه قرار دهند.


● صبور باشید
شاید به نظر برسد کسی که با او ازدواج کرده​اید همیشه موضع حسادت را در پیش می گیرد اما این موضوع تا ابد مشکل​ساز نخواهد بود. آدم ها رشد می کنند، تغییر می کنند و عاقل​تر می شوند.
چیزهایی که اوایل ازدواج شما را آزار می دهد، ممکن است بعدها اهمیت چندانی نداشته باشند. من بر اساس تجارب شخصی خود می دانم که کمی رفتار عاقلانه از سوی همسرم می تواند تا حد زیادی مشکل حسادت او را حل کند. اکنون روزها است که او به من نگاه می کند و می گوید واقعا آنقدر وقت و انرژی ندارم که صرف حسادت کنم. بارها در زندگی مشترک خود به این فکر می کردم که هیچ وقت چنین روزی را نخواهم دید. صبر و شکیبایی در مقابله با این مشکل کمک زیادی به شما خواهد کرد.


● اعتمادسازی کنید
هرچه بیشتر اعتماد را وارد زندگی مشترک​مان می کردم، همسرم راحت​تر می توانست حس حسادت خودش را کنترل کند. کارهایی بود که می توانستم برای جلب اعتماد همسرم انجام دهم. مثلا او می دانست که من هنگام کار در ساعت ناهار با همکاران زن ناهار نمی​خورم، مگر اینکه جمع بزرگی از دوستان و همکاران در کنار هم نشسته باشیم. دانستن این موضوع باعث می شد او دیگر وقتی به این فکر می کرد که من الان دارم چه کار می کنم، دچار حسادت توهمی نشود.


● عزت نفس همسرتان را افزایش دهید
ریشه بسیاری از حسادت های همسرتان در کمبود عزت نفس اوست. راهی پیدا کنید تا عزت نفس همسرتان را افزایش دهید. او را تشویق کنید در یک کلاس فوق​برنامه شرکت کرده یا به طور منظم ورزش کند. به روش های گوناگون از تیپ ظاهری یا طرز صحبت کردن او تعریف کنید. اگر همسرتان احساس کند به او احترام می گذارید و دوستش دارید، به سختی گرفتار حسادت می شود.


اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

ارتباط مناسب میان زوجین

برقراری ارتباط مهارتی است که شامل گفتار تأثیرگذار و شنیدن فعالانه می باشد. مشکلات زوجین تا حد زیادی در ناتوانایی آنها در برقراری ارتباط ریشه دارد. سازش میان زوجین به درک شخصیت طرف مقابل بستگی دارد. هر اندازه هم که عشق بر رابطه زوجین حاکم باشد اگر آنها نتوانند ارتباط مؤثری با یکدیگر برقرار کنند با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد.
همسران به طور متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می کنند. مردان دوست دارند در مورد «مسائلی حقیقی» که قابل لمس هستند حرف بزنند در حالی که زنان بیشتر درباره «احساسات انتزاعی» صحبت می کنند. حتی با وجود این تفاوت ها، در صورتی که مردان و زنان بتوانند از پرخاشگری بپرهیزند، می توانند به تعامل درستی دست یابند. بزرگترین مشکلات ارتباطی زوجین به شرح زیر است:

● گوش ندادن
غالباً مردان و زنان به سخنان یکدیگر گوش نمی دهند و معمولا هنگام حرف زدن طرف مقابل تنها به دنبال یافتن جواب هایی هستند که خودشان باید بدهند.برخی ازافراد به شدت درگیر مشکلات زندگی هستند و قدر همسر خود را نمی دانند. آنها از هرگونه بحث خودداری می کنند. برخی از زنان که از بی اعتنایی مردان به حرفهای شان ناخشنود هستند به پرحرفی روی می آورند و در عوض، مردان که در لاک خود فرو می روند متهم به بی توجهی می شوند.

● پیش کشیدن مسائل گذشته
وقتی مسائل غیرقابل حل گذشته پیش کشیده می شود تمام تلاش ها برای برقراری ارتباط مؤثر بی نتیجه می ماند. در این زمان است که زوجین بیشتر به دنبال اثبات مقصر بودن طرف مقابل هستند!هیچ چیزی به اندازه پیش کشیدن مشکلات گذشته موجب بروز مشاجرات شدید نمی شود.

● نیاز به محق بودن
وقتی یک نفر بیشتر از تقسیم افکار و احساسات، به فکر این است که حق به او داده شود تلاش برای برقراری ارتباط با شکست مواجه می شود. به ویژه در زمان بروز اختلاف، تمرکز به آسانی از دست می رود. در این زمان به آسانی مسئله اصلی فراموش می شود و زوجین به فکر این هستند که به هر قیمتی که شده «برنده» شوند!

● احتراز کردن
ایجاد ارتباط مناسب، مستلزم روراستی است. اگر زوجین در مورد برخی از مشکلات سکوت کرده و یا موضوع بحث را عوض کنند ارتباط دچار خلل می شود.از دیگر عادات منفی، پرداختن به مسائل حاشیه ای و مته به خشخاش گذاشتن است.این چها خانوادگی است. اگر متوجه شدید همسرتان ترجیح می دهد درباره مشکلات خود با دوستانش حرف بزند باید موضوع را جدی بگیرید و به فکر چاره باشید. با افزایش آگاهی و کسب مهارت های لازم می توانید به درک درستی از همسرتان دست یابید و رابطه مؤثرتری را پایه ریزی کنید.


1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

۸ راز ازدواج موفــق

اگر احساس می کنید بعد از ازدواج رابطه تان با همسرتان کمی سرد شده و مثل گذشته گرم و صمیمی نیستید نکات زیر را بخوانید و به آنها عمل کنید.
۱) مسایل کوچک را سرسری نگیرید
شاید به نظرتان برسد برخی مسایل آنقدر کوچکند که نمی توانند باعث دعوا شوند اما کاملا برعکس گاهی نگذاشتن ظرف ها در ظرفشویی یا درآوردن کفش در مکانی نامناسب، باعث دعواهای بزرگی می شود. اگر مسایل کوچک بین زوج ها حل نشود تبدیل به یک مشکل بزرگ خواهد شد. پس اجازه ندهید مشکلات بی اهمیت صمیمیت?تان را از بین ببرد و با گذشت زمان شما را از هم دور کند. اگر بتوانید مسایل کوچک را بین خود حل کنید به راحتی از پس حل مشکلات بزرگ تر برمی آیید.
۲) ابراز علاقه کنید
برای خوشبخت بودن در یک رابطه لازم است هر روز پیام مثبت دریافت کنید. بیان جملاتی نظیر دوستت دارم، دلم برایت تنگ شده، احساس خوبی به من می دهی یا خرید یک هدیه، می تواند عشق را شعله ور کند. فراموش نکنید مردان بیش از زنان به شنیدن این مسایل نیاز دارند. زن ها برای حرف زدن و بیان احساساتشان معمولا اشخاص دیگری را در کنارشان دارند اما مردها به ندرت کسی را پیدا می کنند. در میان زوج هایی که زنان به همسرشان ابراز علاقه نمی کنند، میزان طلاق ۲ برابر است.
۳) ابراز احساسات را نادیده نگیرید
مردان با درست کردن میز شکسته آشپزخانه ممکن است علاقه خود را به همسرشان نشان دهند در صورتی که زنان با بیان کلمات این کار را می کنند. فراموش نکنید که زنان و مردان راه های متفاوتی از هم برای بیان احساسات دارند پس به شکلی که همسرتان از طریق آن ابراز احساس می کند احترام بگذارید.
۴) صحبت کنید
هر روز حداقل ۱۰ دقیقه در مورد مسایلی غیر از کار، خانواده، وظایف و رابطه تان صحبت کنید. برخی افراد فکر می کنند همیشه در حال برقراری ارتباط با همسرشان هستند در حالی که در واقع در حال انجام کارهای روزمره اند. ارتباط برقرار کردن واقعی یعنی اینکه شما در رابطه با موضوعات خصوصی، اهداف و رویاهایتان با همسرتان صحبت کنید. به عنوان نمونه موضوعاتی مانند اینکه آیا شده برای چیزی حسرت بخوری؟ وقتی بچه بودی مامان را بیشتر دوست داشتی یا بابا را؟ سال گذشته بهترین کاری که انجام دادی و به آن افتخار می کنی چه بوده است؟ هرچه سوالات شما خصوصی تر باشد درجه صمیمیت شما بالاتر می رود.
۵) از روزمرگی فرار کنید
تمامی روابط ابتدا و انتهایی دارند. زوج هایی که در روزمرگی بمانند به انتهای خط می رسند و روزمرگی خوشبختی آنها را در خود دفن می کند. اگر می خواهید رابطه خوشبختی داشته باشید باید کاری کنید زوج شما احساس بی حوصلگی نکند و از روزمرگی بیرون بیاید. چه عیبی دارد هر از چند گاهی کاری انجام دهید که عادت به انجام آن نداشته اید. با هم به پارک بروید و بدمینتون بازی کنید.
۶) داستان پریان واقعیت ندارد
برخلاف آنچه عموم مردم فکر می کنند ۲ نفر به خاطر داشتن روابط جنسی و برقراری ارتباط با هم ازدواج نمی کنند. آنچه ۲ نفر را به هم نزدیک تر می کند دلسردنشدن است. دلسردی از جمله دلایل اصلی احساس بدبختی در انسان هاست. پس در مورد مشکلات زندگی با هم صحبت کنید و راه حلی بیابید تا طرف مقابل شما دلسرد نشود.
۷) به موقع دعوا کنید
اگر از چیزی ناراحتید موقع مناسبی برای پیش کشیدن آن پیدا کنید. در مورد آنچه می خواهید بگویید درست فکر کنید. بعد از اتمام بحث هم حتی اگر شما آغازگر بحث نبوده اید یا مقصر نیستید، عذرخواهی کنید. اگر دعوا را درست اداره نکنید به مرور رابطه بین شما و همسرتان سرد می شود.
۸) روی منفی ها تمرکز نکنید
برای انجام فعالیت های مثبت وقتی تعیین کنید و تمام تمرکزتان را روی حذف منفی ها نگذارید. اشتباه بسیاری از زوج ها این است که روی امور منفی زندگی و حذف آنها تمرکز می کنند. به جای اینکه تمام مدت به دنبال حل مشکلات زندگی باشید به لذایذ آن، دوستی ها و احساسات تان بها دهید تا ببینید مشکلات چه راحت از سر راه کنار می روند.

منبع: Success Magazine

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

چهار هفته اول آشنایی

 

دیگر از این بدتر نمی شود. احساس مریضی می کنید، نمی توانید لب به غذا بزنید و نمی دانید که چه احساسی دارید و به چه فکر می کنید. اما فکرتان خیلی مشغول است. یک لحظه خوشحالید و یک لحظه ناراحت، احساس آشفتگی و بی ثباتی میکنید. چه اتفاقی برایتان افتاده است؟ چهار هفته ی اولی است که با شوهر آینده تان قرار ملاقات گذاشته اید.

اولین چیزی که ممکن است قبل از یک قرار ملاقات اتفاق بیفتد، احساس آشفتگی و وحشت است. ممکن است تا به حال برای یافتن مرد ایده آل خود با افراد زیادی قرار ملاقات داشته باشید، اما هر بار این احساس رخ می دهد. بعد از قرار، با اینکه همه چیز عالی و خوشایند بوده باز ممکن است دچار این احساس شوید، چون اینجاست که مجبور می شوید در مورد این موقعیت و فرد مزبور کمی فکر کنید. باید تصمیم بگیرید که آیا می خواهید با این فرد ادامه دهید یا اینکه همه ی وعده هایی را که شب گذشته با طرف داشته اید را امروز صبح فراموش کرده اید و نمی خواهید ادامه دهید. این مسئله برای همه ی ما اتفاق می افتد. همه ی ما در چنین موقعیت هایی احساس آشفتگی می کنیم.

برای بسیاری از افراد، روز های بعد از قرار روزهای فوق العاده ای هستند. احساس جذابیت و علاقه می کنید و احساس می کنید که کسی هست که دوستتان می دارد و برایش جذابیت دارید. اما ممکن است در قرار دوم به این نتیجه برسید که کاملاً در اشتباه بوده اید و احساستان درست نبوده است. پس از اتمام قرار ملاقات دوم، باز احساسا فوق العاده ای به شما دست می دهد چون این بار دیگر آزمایشی واقعی بوده است و یکدیگر را دقیق تر مورد بررسی قرار داده اید. وفاداری ها ،قوه ی تعقلتان و جنبه های دیگر شخصیتیتان مورد آزمایش قرار می گیرد. تا این مرحله شما نباید هیچگونه رابطه ی فیزیکی با فرد داشته باشید.

بعد از قرار ملاقات دوم اگر واقعاً به این فرد علاقه مند شده باشید، احساس اضطراب و نگرانی خواهید داشت-- نگرانی برای از دست دادن این فرد. یا ممکن است این نگرانی به خاطر این باشد که فکر می کنید برای علاقه مند شدن عجله کرده اید و دوست دارید که از این مسئله خلاص شوید. اینجاست که ممکن است یک آینده ی ایدآل، دچار فاجعه و مصیبت شود. دست از نگران بودن بردارید و بگذارید که زندگی مسیر همیشگی اش را طی کند. خونسردیتان را حفظ کنید، هیچ جای نگرانی نیست. و در هیچ کار هم عجله نکنید.

از طرف دیگر ممکن است هنوز مطمئن نشده باشید که با این فرد صمیمیت برقرار کنید یا خیر، اما باز هم نگران نباشید. جذابیت روزهای اول آشنایی با یک فرد در همین است. در یک رابطه ی طولانی مدت، این روزها دیگر تکرار نمی شوند، پس سعی کنید که تا می توانید از این جو لذت ببرید. لزومی ندارد که یک رابطه ی جدیدی حتماً به ازدواج ختم شود. دیگر چنین طرز فکری نداشته باشید و از قرارهایتان نهایت لذت را ببرید.

تردیدهای زیادی در روزهای اول آشنایی وجود دارد، مثل اولین برخورد، اینکه سر قرار بروید یا نه، اینکه تلفن کنید یا نه، چه می شود اگر او سر موقع به شما تلفن نکند و...همینطور جلو می رود و هر روز تردیدها و دوراهی های جدیدی برایتان پیش می آید مثل اینکه، او را برای صرف قهوه دعوت کنید یا نه، اینکه با او به سینما بروید یا نه، اگر احساستان نسبت به او بیشتر شد چه کنید و....باز هم چیزی که به شما کمک میکند تغییر طرز فکرتان است، باید بگذارید زندگی روال عادی خود را طی کند، نباید نگرانی در مورد چیزی به خودتان راه دهید. شما زندگی همیشگیتان را داشته باشید، سر موقع همیشگی به باشگاه بروید، کارهایتان را انجام دهید و نگذارید که زندگیتان از مسیرش منحرف شود.

وقتی دیر به دیر قرار ملاقات داشته باشید، آن انرژی لازم برای پیشبرد یک رابطه وجود نخواهد داشت. باید از همه فرصت هایتان استفاده کنید و با فرد مورد نظر بگذرانید. اگر فردی را واقعاً دوست داشته باشید، طبیعتاً می خواهید همیشه با او باشید تا بتوانید او را بیشتر بشناسید و عاشقش شوید. برای این منظور باید قرار ملاقات هایتان را بیشتر کنید تا صمیمیت بین شما بیشتر شود و گرنه فقط وقتتان را تلف کرده اید.

اولین چهار هفته زمان مهمی است چون در این دوران است که همدیگر را خواهید شناخت. اگر بتوانید این دوران را به خوبی پشت سر بگذارید، حتماً خواهید توانست رابطه ی محکمی ایجاد کنید. به عقیده ی من بهتر است از هر گونه رابطه ی جنسی در این دوران و تا قبل از ازدواج خودداری کنید. این دوران فقط دوران آشنایی است و اینکه ببینید از هر لحاظ با هم سازگاری دارید یا خیر. دوران پر خاطره ای خواهد بود، پس سعی کنید بهترین استفاده را ازاین دوران ببرید.

ممکن است احساس بی ثباتی و آشفتگی کنید، اما همه ی ما وقتی به گذشته نگاه می کنیم تا ببینیم عاشق شدنمان چه روندی داشته است، یاد چهار هفته ی اول آشنایی می افتیم. سعی کنید این چهار هفته را به قشنگ ترین حالت ممکن بگذرانید .

1390/07/09

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

هشت قانون کلیدی در آداب معاشرت

 

کافیست نگاهی به دور و اطراف خود بیانـدازیـد تـا مـتوجه شوید در جامعه ما تنها شمار اندکی از افراد متشـخـص و با نزاکت بجای مانده است. در روزگـاران پیـشـیـن به آداب ,و نزاکت اجتماعی بهای بیشتری داده می شد. اما افسوس که جامعه امروز دستخوش تحولات گوناگونی گشته است.

با رعایت این نکات ساده به شما اطمینان میدهم که دیگران شما را در زمره افراد با اصل و نسب و فرهیخته قرار خواهند داد.شخصی که دیگران آرزوی معاشرت و شراکت با وی را دارند. و لازم به ذکر نیست کـه هـمـواره خـانـم ها از ملاقات با یک مرد متشخص خوشنود خواهند شد.

1- همیشه مودب باشید

اگـر هـم از کـسی خوشتان نمی آید نیازی نیست که شان و منزلت خودتان را تا سطح اجـتمـاعی آن فرد تنزل دهید. مودب و با نزاکت بـاشید تـا بـرتـری خـود را نـسـبـت بـه آن شخص ثابت کنید.

2- هیچگاه دشنام ندهید

دشنام و ناسزاگویی مطلقا ممنوع می باشد. چون نشان دهنده آن است که شما قادر نیستید برای بـیـان عقاید خودتان از واژه ها ولغات مناسبتری بهره بگیریـد. از آن گذشته لاابالیگری همیشه دور از نزاکت و ادب می باشد.

3- با صدای بلند صحبت نکنید

هنگامی که با صدای بلند صحبت میکنید، بـاعث بالا بردن سطح استرس میان اطرافیان خود میگردید. بـلند صحبت کردن بیانگر آن است که شما قادر به بحث منطقی با دیگران نـیـستید و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان می دهد و آنکه می خـواهـیـد حرف خودتان را با توسل به زور وخشونت به کرسی بنشانید . هـمـچـنـیـن بلند صحبت کردن سبب جلب توجه اطرافیان میگردد البته توجه منفی.

4- کنترل خود را از دست ندهید

زمانی که شما کنترل اعصاب خود را از دست میدهید و از کوره در میروید به همه نشان می دهید قادر به کنترل احساسات و هیجانات خود نمی باشید. وقـتـی هم که شما از کنترل رفتار خودتان عاجز می بـاشیـد، چـگونـه قـادر بـه کـنـترل چیز دیگری خواهید بود؟ همواره خونسردی خود را حفظ کنید (کار آسانی نخواهد بود اما به زحمتش می ارزد).

5- به دیگران خیره نشوید

زل زدن به دیگران و چـشـم چـرانـی نوعی تعرض به دیگران محسوب می گردد. شما که نمی خواهید بی جهت دیگران را مرعوب خود سازید؟

6-صحبت کسی را قطع نکنید

پیش از آنکه اظهار عقیده ای بکنید، اجـازه دهـیـد صـحـبت دیگـران بـه پایان برسد. میان صحبت کسی پریدن نشانه بی نزاکتی و عدم برخورداری از مـهـارتـهای اجـتـمـاعـی فرد می باشد. اگر نمی خواهید خودبین و از خود راضی بنظر آیید، هیچگاه صحبت کسی را قطع نکنید و هرگاه که ناچار بـه انـجـام ایـن کـار شـدیـد حتـما بـا گـفـتـن جـمله ''معذرت می خواهم''، اقـدام بـه انـجام آن کار کنید. مـودب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت کـه بـرای موقعیت، عقاید و احساسات دیگران احترام قائل شویم.

- همیشه وقت شناس باشید

مهم است که به وقت دیگران احترام بگذارید.سـر مـوقـع در جـلسات، قـرار مـلاقـات هـا، موقعیت های شغلی و اجتماعی حضور یابید. هـمچـنـین یک فرد متشخص می داند چه زمانی باید میهمانی را ترک کند.

8- اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نسازید

آبرو، شرافت، صداقت و بصیرت بـزرگـتـریـن و مـهـمـتـرین عـامـل برای حفظ اعتبار یک فرد متشخص می باشد. جزئیات زندگی عشقی شما باید محرمانه باقی بمانند. بـنـابـراین هرگاه شخصی در مـهـمـانی شـروع بـه سـخن چیـنـی کرد، از اعـتماد مـعشوقتان سوء استفاده نکرده و صحبتی در رابطه به زندگیتان به میان نیاورید.

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

زنده بودن حرکتی است افقی از گهواره تا گور .

                       و زندگی کردن حرکتی است عمودی از زمین تا آسمان

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

عشق واقعی را چطور تشخیص بدهیم؟

درباره عشق حرف و حدیث بسیار است اما برای اینکه نظر یک روانشناس را در این باره بدانیم با دکتر بدری سادات بهرامی مشاوره خانواده و مدرس دانشگاه گفتگو کرده ایم که می خوانید.
سلامت : بیشتر جوان‌ها می‌خواهند عشقی را تجربه کنند که هیچ‌گاه درگیر روزمرگی و تکرار و نابودی نشود. آیا می‌شود به این عشق آرمانی رسید؟
بله. اگر دو نفر به رشد کامل رسیده باشند و علاوه بر تجربه عشق به خود و رضایت‌مندی از شرایط زندگی، به مرور زمان کششی را نسبت به هم پیدا کنند به عشقی پاک و ماندگار می‌رسند. عشق به خود اگر وجود نداشته باشد، حتم بدانید نمی‌توانید دیگری را دوست بدارید.
سلامت : آیا این عشق باید حتما پیش از ازدواج وجود داشته باشد؟
اگر دو نفر به محض اینکه عاشق هم شدند تصمیم به ازدواج بگیرند و از هیچ مشاوره‌ای استفاده نکنند، به احتمال زیاد شکست خواهند خورد. چرا که عشق، راهی برای تجزیه و تحلیل عقل باقی نخواهد گذاشت اما افرادی که برطبق اصول عقلی و منطقی و تناسب‌هایی که با هم دارند تصمیم به ازدواج می‌گیرند پس از شروع زندگی، عشق و علاقه بین آنها ایجاد می‌شود.
سلامت : عشق را می‌شود تعریف کرد؟
عشق در روان‌شناسی یک تعریف قابل قبول دارد، احساس هیجانی نسبت به معشوق که توام با درد و رنج است و با وصال او به آرامش می‌رسد. اولین عشقی که همه تجربه کردیم عشق مادر است که در این عشق، یک‌ سوی رابطه بی‌دریغ و بدون قید و شرط به دیگری ابراز علاقه می‌کند و در قبال این عشق، فقط یک چیز می‌خواهد و آن اینکه او را تحت کنترل خود قرار دهد. این عشق برای ازدواج دوام نخواهد داشت چون یک آدم نمی‌تواند تا ابد مانند یک رودخانه جاری و یک‌طرفه عشق بورزد بدون اینکه پاسخی دریافت کند و در عین حال، طرف مقابل هم نمی‌تواند تا ابد همه سلایق و انتخاب‌های زندگی‌اش را به دیگری بسپارد.
سلامت : مگر عشق با قید و شرط هم وجود دارد؟

بله عشق پدرانه. عشق پدر عشقی با قید و شرط است. پدر می‌گوید به شرطی که انتظارات مرا برآورده کنی دوستت دارم. در میان بزرگسالان نیز این عشق وجود دارد اما در گذر سال‌های زندگی یک نفر نمی‌تواند همیشه قیمت محبت شما را بپردازد و انتظارات‌تان را برآورده کند.
نوع دیگر هم عشق کودکانه است. بچه‌ها هر کسی که دوستشان داشته باشد، دوست‌ دارند و تنها شرط دوست داشتن‌شان این است. این عشق را هم در میان بزرگسالان می‌بینیم که این عشق نیز در گذر زمان از بین می‌رود.
سلامت : عشق واقعی را چطور تشخیص دهیم؟
این عشق مشخصه هایی دارد. اولین آن احترام است. عشق واقعی آن است که طرف مقابل را همان‌طور که هست، با همه تفاوت‌هایی که با ما دارد دوست داشته باشیم. فاکتور بعدی این است که در جهت رشد یکدیگر دلسوزانه بکوشیم. مشخصه سوم دانایی است. باید استعدادهای هم را بشناسیم و موجب تعالی هم شویم. فاکتور بعدی احساس مسوولیت است. اینکه تلاش کنیم طرف مقابل حس خوشایندی داشته باشد. عشق واقعی مفهومی تعالی‌بخش است که بین دو آدم رشد یافته صورت می‌گیرد. پس شامل افرادی که برای یافتن راهی که خلا آنها را پر کند عاشق می‌شوند، نمی‌شود. اگر این عشق پاک میان دو نفر صورت بگیرد که تناسب‌های لازم ازدواج را دارند، بسیار مطلوب است و به درجات بالایی از خودشکوفایی و دگرشکوفایی می‌رسند. چون دو انسان رشدیافته می‌توانند به تعالی هم کمک می‌کنند.
سلامت : یعنی این عشق کمرنگ و تکراری نمی شود؟
اینکه می‌بینیم و می‌شنویم بعد از مدتی عشق سوزان آغازین کمرنگ می‌شود به این معنی است که عشق آنها عشق واقعی نبوده است.
سلامت : چرا گاهی اوقات عشق به نفرت تبدیل می‌شود؟
عشق همسایه دیوار به دیوار نفرت است وقتی که عشق، واقعی نیست، وقتی شما با عشقی کودکانه با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید این امکان که عشق به نفرت تبدیل شود وجود دارد اما عشق واقعی هرچه از استمرارش بگذرد کامل‌تر و مستحکم می‌شود. عشق واقعی عادی نمی‌شود و هیچ‌گاه به نفرت تبدیل نمی‌شود.
سلامت : اینکه می‌گویند عشق در یک لحظه ایجاد می‌شود درست است؟
خیر. اصولا به وجود آمدن عشق، نیازمند زمان است و عشق واقعی به تدریج حاصل می‌شود. آنچه در یک آن و یک نگاه حاصل می‌شود تحریک جنسی و هوس است که با وصل به معشوق پایان می‌یابد.
سلامت : آدم‌ها بر چه اساسی عاشق می‌شوند؟
علاقه آدم‌ها به هم ریشه‌های متعددی دارد و تک متغیری نیست. گاهی افراد به جاذبه تفاوت‌ها جذب هم می‌شوند. مثلا فردی که خودش کم‌ حرف است جذب فردی می‌شود که اتفاقا خوش‌زبان و مجلس گرم‌کن است. بعضی‌ها به جاذبه تشابه‌ها عاشق هم می‌شوند یعنی می‌گوید فلانی کاملا مثل خودم است و انگار سال‌هاست می‌شناسمش و نوع دیگر جاذبه بر اساس ویژگی‌های پاتولوژیک است. افرادی که دارای اختلالات روانی مکمل هستند مجذوب هم می‌شوند. برای مثال، خانمی با اختلال شخصیت هیستریونیک نیازمند توجه و تعریف و دیده شدن است با مردی با اختلال شخصیت وابسته یا شخصیت مرزی عاشق هم می‌شوند. در بین مراجعان من عشاق زیادی بودند که پس از درمان اختلالات شخصیتی با تعجب می‌گفتند: « واقعا من عاشق او بودم؟» توصیه من این است که افراد پیش از ازدواج حتما تحت مشاوره قرار بگیرند.

دکتر بدری سادات بهرامی---برگرفته از سایت سلامت

1390/07/09

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

خواستگاری

آقای علیرضا مهدوی ، کارشناس ارشد علوم تربیتی که روزگاری سردبیر سایت تبیان بودند ؛ و حالا در جایگاه های دیگر فعالیت فرهنگی و تربیتی خود را ادامه می دهند :  مدیر مدرسه راهنمایی پیام ، مدیر و مشاور مرکز مشاوره زندگی بهتر  .

- آقای مهدوی ،چون شما هنوز یکی از تبیانی ها هستین و با کاربران و دغدغه هاشون به خوبی آشنائین ، شروع صحبت رو در باره ی «خواستگاری موفق »دتون واگذار می کنیم :

* اجازه بدین بحث رو از یکی از زیباترین آیات قرآن کریم شروع کنم . همان آیه ای که به مودت و رحمت بین زن و شوهر اشاره می کند .

و من آیاته ی ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودةً و رحمة انّ فی ذالک لآیات لقوم یتفکرون (سوره روم)

و از نشانه های او این است که همسرانی (جفت هایی) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید، در بین شما (زن و شوهر) مودّت و رحمت قرار داد. در این، نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.(مضمون آیه) 

منظور از مودت هم همان محبت عملی است. محبتی که از قلب به عمل کشیده می شود و در کنار آن رحمت که همان مهربانی و همزیستی عاشقانه است بیان می شود. از این آیه و آیات دیگری که در قرآن کریم موجود است ، می توان به نگاه دین اسلام به موضوع خانواده پی برد. تاکیدی که دین ما به خانواده دارد ،هیچ مکتبی ندارد. توجهی که دین ما به مقوله ی انتخاب همسر دارد ،هیچ مکتب و آئین دیگری ندارد . پس اگر ما پیروان این آئین هستیم باید عاشقانه ترین زندگی را در کنار همسر خود داشته باشیم.

 

 

تاکید مکتب ما بر این است که قبل از ازدواج چشمان خود را باز کنید و خوب و دقیق انتخاب کنید تا بعد از آن بتوانید بر برخی کاستی ها ،چشمان خود را ببندید.

در آئین همسر داری و رسیدن به زندگی عاشقانه چشم پوشی از کاستی ها و خطاها در زندگی زناشویی یک کلید واژه است .البته به شرطی که قبل از انتخاب ، دقت کافی را به خرج داده باشیم.

ازدواج سالم از انتخاب سالم نشات می گیرد

- با توجه به تعداد و موضوع مشاوره هایتان ،وضعیت زندگی خانوادگی  را در کشورمان چگونه می بینید؟

*شرایط خانواده ها در ایران دارای وضعیت نگران کننده ای است . ما در انتخاب هایمان مشکل داریم ، در تربیت فرزندمان مشکل داریم. در ارتباط با همسرمان و خانواده اش مشکل داریم و علت آن این است که منبع اصیلی مثل دین را کنار گذاشتیم و سلیقه ای عمل می کنیم. نتیجه اش برای مان بسیار نامناسب بوده است ،از هر 4 ازدواج یکی به طلاق واقعی می کشد.البته آماری از طلاق های عاطفی در دستمان نیست.در کشور ایران با توجه به اعتقادات مذهبی و بافت سنتی و فکری مردم ،این یک فاجعه است. برای مقابله با این اتفاق، باید از انتخاب هایمان شروع کنیم. اگر انتخابمان درست باشد ، زندگی هایمان درست خواهد بود.

اگر خواستگاری بر اساس معیارهای صحیح باشد ، تنها مرگ می تواند زن و شوهر را از هم جدا کند. اما وقتی انتخاب معیار صحیحی ندارد ، خیلی از مسائل می تواند چنین کاری را بکند ، مشکلات مالی ،بیماری ،اختلاف با خانواده و..

پس اولین گام برای داشتن خانواده ی موفق ، داشتن یک انتخاب موفق است . خانواده ی موفق برای خود سرفصل هایی دارد که  به آن در فرصتی دیگر خواهیم پرداخت. 

- پس با توجه به فرمایشات شما ، داشتن یک انتخاب صحیح ، مهم ترین قدم است اما خود این انتخاب چگونه باید باشد تا نتیجه اش مطلوب باشد؟ 

* انتخاب یک نفر برای ازدواج به راه های مختلفی انجام می شود :

1-خواستگاری به روش سنتی

2-  خواستگاری به روش مدرن

3- خواستگاری به روش اصولی

 

خواستگاری به روش مدرن

ازدواج مدرن شکلی از ازدواج است که اولین نسخه اش از غرب و کشورهای دیگر آمده است. دختر و پسر یکدیگر رامی بینند و آشنا می شوند و حرف را تمام می کنند . وقتی به تفاهم رسیدند ، خانواده ها رادر جریان می گذارند. اگر از دختر یا پسر پرسیده شود چرا تن به این ازدواج دادی، می گوید:"از او خوشم آمد و به دلم نشست"! در این نوع ازدواج  معیار های منطقی و اصولی کمتر دیده می شود. به همین خاطر اگر بعد از مدتی به مشکلی بر بخورند ، چون دیگر دل شان نمی خواهد، خیلی راحت این رابطه را تمام می کنند.

خواستگاری به روش سنتی

ازدواجی که خانواده ها ، یکدیگر را می بینند،صحبت می کنند ،به نتیجه می رسند و دختر یا پسر در آن تنها یک رای دارد .معمولا وزن نظر دختر و پسر به اندازه اطرافیان می باشد. که گاهی همان یک رای هم از او گرفته می شود.

به مسائلی مثل علاقه ،تفاهم ،و... توجه نمی شود. در بسیاری از مواقع دختر و پسر یا از روی اجبار یا به خاطر خجالت می پذیرند و تبعات روحی زیادی را بعد از ازدواج باید بپذیرند.

خواستگاری اصولی و منطقی

مهم ترین بحث در این نوع خواستگاری ،ضابطه مند بودن آن است. مانند دو مورد قبلی ،تنها دوست داشتن دو نفر یا صلاحدید دو خانواده مد نظر نیست بلکه اساس و اصولی دارد که بر طبق آن، انتخاب صورت می گیرد.این نوع انتخاب یک انتخاب واقع بینانه است. این انتخاب مولفه هایی دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- انتخاب اصولی ،  منطق محور است نه صرفاً محبت محور. 

زندگی مشترک دو اصل دارد : عشق و  عقل

به اعتقاد من ، یک شروع مناسب باید با عقل باشد و ادامه آن با عشق . با منطق شروع کنیم و بامحبت ادامه دهیم. درست بر عکس شرایط فعلی که با عشق شروع می کنند و بعد از ازدواج می خواهندبا منطق و عقل زندگی کنند. البته نه آن احساسی که قبل از ادواج به هم دارند ،اسمش عشق است و نه این روشی که بعد اتخاذ می کنند ،منطقی است.

در حدیثی نقل است که امام صادق (ع) می فرمایند : اگر کسی به خواستگاری دخترتان آمد از اخلاق و ایمانش سوال کنید. اگر این دوصفت را داشت ، با او موافقت کنید و اگر چنین نکنید ، فساد عظیمی را ایجاد کردید.

 

بیشتر آن احساسی که دختر و پسر اسمش را عشق می گذارند در خوشبینانه ترین نگاه ،نوعی انس گرفتن است. منطق و پایه ای ندارد و همین باعث شده وضعیت خانواده در کشورمان  بسیار نگران کننده باشد. این انتخاب های غیر اصولی باعث می شود در آینده خانواده ای داشته باشیم با روابط سرد، که خطرات خود را دارد.

2- انتخاب اصولی ، انتخابی با آینده نگری است.

وقتی دو نفر یکدیگر را می بینند و  صرفاً ظاهر هم را  پسند کنند و تصمیم به ازدواج بگیرند ، مانند کسی عمل می کنند که برای خرید کالا رفته باشد. در خرید کالا مهم ترین مولفه ،تاریخ مصرف کالاست .  در انتحابِ بر اساس ظاهر ،تو خوبی تا وقتی زیبایی ،من خوبم تا وقتی تمکن مالی دارم .

انتخابی همراه با آینده نگری ، در شرایطی است که من ، شخصی که برای ازدواج انتخاب می کنم را در جایگاه پدر و مادری هم ببینم . در جایگاه عروس و دامادی برای خانواده ام هم ببینم . او را برای تمام لحظات بخواهم .نه تنها خوشی ها.

3- انتخاب اصولی ، انتخابی با مشورت است.

عمدتا کسانی که برای مشاوره می آیند می گویند ، من دیدم به درد هم می خوریم .من احساس کردم او را می خواهم و من .... اما این من گاهی تمام جوانب را در نظر نمی گیرد.

دختر و پسر در سنین جوانی و در اوج هیجان ،نمی توانند بر طبق منطق انتخاب کنند ، بین آن ها انس ایجاد می شود.هیجاناتی ایجاد می شود. و نمی توانند دقیق تصمیم بگیرند پس باید از فکر و تجربه ی افراد دیگر بهره ببرند. افرادی که در گیر این هیجانات نیستند و می توانند تمام جوانب را بسنجند .

از طرفی ما در ایران زندگی می کنیم . اعضای خانواده ی ما در آینده ی زندگی و ارتباط ما با همسرمان تاثیر دارند. پس نظرات آنها می تواند مهم باشد.اگر در غرب ، خانواده آخرین نفر هست که مطلع می شود ، بعد از ازدواج هم ارتباط خانواده ی جوان با والدین شان زیاد نیست اما در ایران چنین چیزی اصلا پذیرفته نیست.

4-  انتخاب اصولی ، به سنخیت و کفویت  توجه می کند.

در یک انتخاب موفق خیلی مهم است که کفو هم باشیم ،مکمل هم باشیم ،درک کننده و آرامش دهنده ی به هم باشیم. اگر در انتخاب همسر به دنبال این باشیم که همسرمان یک آشپز خوب باشد و از ما خوب پذیرایی کند و یا حساب بانکی اش پر باشد ، بعد از ازدواج در کنار یک آشپز یا کیف پول احساس آرامش نمی کنیم. ما در کنار کسی احساس آرامش می کنیم که یکدیگر را درک کنیم.با هم سنخیت داشته باشیم.نگاهمان به زندگی به هم نزدیک باشد.

 

5  -  انتخاب اصولی ، تنها به خاطر ارضای نیاز نیست.

درست است که ازدواج ،تنها و بهترین راه ارضای نیاز جنسی است، اما نباید به همسرمان تنها به عنوان یک شریک جنسی نگاه کنیم . همسرمان قرار است شریک زندگی مان باشد. بسیاری از این جذب شدن ها به خاطر این است که جاذبه های جنسیتی طرف مقابل، ما را جذب می کند در صورتی که هر چند به به این جنبه هم باید توجه بشود، اما نباید اصل قرار گیرد.

- نظرتان راجع به افزایش ازدواج های اینترنتی به خاطر استفاده ی نسل جوان از این ابزار ، چیست ؟

* این روزها نرخ ازدواج ثابت است اما نرخ طلاق رو به افزایش ! میوه ی ازدواج کرم زده شده و به اعتقاد من ریشه ی این کرم به ریشه ی درخت بر می گردد. ریشه همان انتخاب و خواستگاری است. انتخاب ها خیلی سطحی است و هیچ مبنایی وجود ندارد. نه اصولی دارد و نه ضوابطی و نتیجه اش تورم نرخ طلاق است.

انتخاب های مدرن و امروزی ضعف هایی در معیار و اصول دارد . به نظر من انتخاب های اینترنتی و از این دست انتخاب ها   فاجعه هستند.

یکی از مشکلات اصلی آن غفلت از ارزش های اصلی و ماندگار است. اخلاق یک ارزش است و در ازدواج مدرن ،اخلاق کمتر دیده می شود. دین داری ،صداقت ، وفاداری ارزش است که به صورت حداقلی دراین ازدواج ها مطرح است.

دو نفر درگیر احساس می شوند. و هیجانات رابطه ی آن ها را اداره می کند. امروزه شایع ترین نوعش ،ازدواج اینترنتی و آشنایی های مجازی است.باید آسیب شناسی جدی شود. از افرادی که برای مشاوره می آیند ، معلوم است که این فاجعه برای دختران بیشتر است زیرا پسرها زودتر خود را باز سازی می کنند.

- چرا ازدواج اینترنتی به نظرتان اینقدر منفی است؟

*فضای اینترنت فضای مناسبی نیست. زیرا نامطمئن است. اضطراب آور است.

درست نیست که انتخاب حقیقی برای یک عمر زندگی واقعی در فضایی مجازی شکل گیرد. اینترنت خیلی از کارها را ساده کرده حتی امروزه برای خرید کالا ،شما می توانید از فروشگاه اینترنتی به سادگی خرید کنید.  اما انتخاب همسر به اعتقاد ما با خرید کالا خیلی متفاوت است. صحبت سر انتخاب شریک زندگی است. در این گونه انتخاب ها صرف اًنگاه به طرف مقابل است و خانواده ی او اصلا دیده نمی شود. به بیان بهتر ،خانواده ها در این نوع انتخاب ،مشارکت ندارند

از افرادی که برای مشاوره می آیند ، معلوم است که این فاجعه برای دختران بیشتر است زیرا پسرها زودتر خود را باز سازی می کنند.

بیشتر افرادی که این گونه انتخاب می کنند ، بر این باورند که اگر خانواده ها مخالفت کردند ، آن ها را راضی می کنیم و یا اگر نتوانستیم ،چون به انتخاب خود مطمئن هستیم ،والدینمان را حذف می کنیم . دختر و پسر جو گیر هستند . آرامش مقطعی پیدا می کنند .

ازدواج مجازی این روزها زیاد اتفاق می افتد. بین دو شهر ،بین دو مذهب و بین دونفر از کشورها و فرهنگ های مختلف .

توضیح بهتر این است که اگر دو نفر هم بگویند ما عاقل هستیم و همه ی جوانب را بررسی می کنیم ،اما راه آشنایی مشکل دار است. شما جراح معروفی را در نظر بگیرید.  که با چاقوی کثیف قرار است که عمل مهمی را انجام دهد . آشنایی از طریق اینترنت همین است. با اینکه می دانید آن جراح در این نوع عمل زبانزد است اما چون ابزارش آلوده است ،خودداری می کنید. در این ازدواج ها طبق اعتقادات و فرهنگ ما ، الفبای انتخاب غلط  است. پس نتیجه نمی تواند درست باشد.

- پس شما چه روشی را توصیه می کنید؟چگونه دختر و پسر یکدیگر را بشناسند؟

آشنایی قبل از ازدواج لازم و ضروری است اما از کانال خانواده و زیر نظر آن ها . به خاطر هیجانات در سن جوانی اگر نظارتی به ارتباط آن ها نباشد ،حتی امکان سواستفاده هم هست.

بهترین راه این است که دو خانواده طبق معیار کفویت ، با هم آشنا شوند و آن وقت دختر و پسر بتوانند با یکدیگر گفتگو کنند و طبق اصول ومعیارهای شان تصمیم بگیرند.حتی از مشاوره کمک بگیرند.

در گفتگوهای به قصد ازدواج باید دو معیار در نظر گرفته شود :

1- صداقت 2- صراحت

یعنی خودمان را برای طرف مقابل بزک نکنیم و همان چیزی که هستیم را نشان دهیم، بدون رودربایستی مسائلمان را مطرح کنیم.البته نباید لحنمان طوری باشد که طرف مقابل احساس ترس کند اما آرامش دادن در گفتگو نباید به معنی نگفتن ،گفتنی ها باشد.

دین ما نسخه ای دارد که بیان می کند در خواستگاری سوالات و خواسته هایمان حول چه محوری باشد.

 

در حدیثی نقل است که امام می فرمایند : اگر کسی به خواستگاری دخترتان آمد از اخلاق و ایمانش سوال کنید. اگر این دوصفت را داشت ، با او موافقت کنید و اگر چنین نکنید ، فساد عظیمی را ایجاد کردید.

پس در خواستگاری هایمان که به روشی صحیح انجام می شود ،آنچه باید پر رنگ گردد،اخلاق محوری و دین محوری است.

ازدواجی پایدار است که در آن هم اخلاق و هم دین داری دیده شود.

بهتر است دختر و پسر هر کدام معیارهای شان را بنویسند و بعد از گفتگو با طرف مقابل ببینند ، واجد و فاقد کدام یک است و سپس تصمیم گیری کنند.

البته اجباری نباید در کار باشد.الگوهای دینی ما اگر شناخته شوند ،مشکلات مان حل خواهد شد.

پیامبر اکرم (ص) وقتی افراد حتی برخی دشمنان دوست نما از دخترشان  - زهرای اطهر (س)- خواستگاری می کردند ، اولین پاسخ شان این بود که با دخترم صحبت می کنم و پاسخ می دهم.

یعنی مشورت می دادند اما فرصت انتخاب را نمی گرفتند.

ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) تلاقی دو دریا بود و نتیجه اش فرزندانی چون گوهر و مرجان.

البته این حرف ها به این معنی نیست که اگر انتخابی غلط بود ، دیگر نمی شود کاری کرد . زن و شوهر هایی که دچار مشکل هستند و انتخاب اشتباهی داشتند ،در این مرحله باید مهارت های لازم را بیاموزند و اختلافات را به حداقل برسانند. پیشگیری بهتر از درمان است. با انتخاب مناسب ، می توان مشکلات را به حداقل رساند

         گروه خانواده و زندگی تبیان

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


موضوع : تأثیر ترانه و موسیقی عاشقانه بر ازدواج جوانان

دکتر بدری سادات بهرامی» کارشناسی ارشد مشاوره و دکتری روانشناسی سلامت از دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص تاثیر موسیقی عاشقانه بر جوانان و ازدواج آنها گفت: تحلیل مردم دنیا در مورد موسیقی و ترانه ایران این است که شاعران ایرانی دائماً اشعار عاشقانه می‌سرایند تا اشعار اجتماعی و مردمی.

وی ادامه داد: مردم این اشعار را می‌خوانند و به دنبال یک موضوع برای جایگزینی آن مفهوم عاشقانه هستند. یعنی وقتی که شما می‌خوانید که «تنهایی، همین دستای تنهامه» یا «تمام شهر خالیه، من از عشق تو بیدارم»، دنبال این موضوع هستید که برای این مفهوم، موضوع یا شخصی را بیابید تا مفهومی بهتر را برایتان جایگزین کند.

موسیقی عاشقانه مخاطب را به سوی عاشق شدن سوق می‌دهد
بهرامی با اشاره به اینکه موسیقی عاشقانه مخاطب را به سمت پیدا کردن یک موضوع عاشقانه سوق می‌دهد، بیان داشت: موسیقی و ترانه عاشقانه، ما را به سمت پیدا کردن یک موضوع عاشقانه سوق می‌دهد؛ موضوعی که ما عاشقش شویم تا بتوانیم اشعار عاشقانه‌ای که تا عمق جان نفوذ می‌کنند را به آن شخص و موضوع خاص ارجاع دهیم

این عضو هیئت علمی و آموزشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: شاعران نیز که زیبایی شعرشان به این است که از عشق بگویند، اگر از موضوعات دیگری بگویند، شاید این قدر جذاب نباشد که ترانه یا شعر عاشقانه گفته شود.

شاعران برای جذابیت اشعارشان، عاشقانه می‌سرایند
وی ضمن بیان اینکه شاعران برای جذابیت اشعارشان از موضوع عاشقانه می‌سرایند، اظهار داشت: جوانان ما نیز با اشعار عاشقانه دنبال موضوع یا شخصی می‌گردند تا عشق را به آن نسبت دهند و در تنیجه عاشق می‌شوند.

در ترانه‌ها، جنبه الهی عشق نیز لحاظ شود
بهرامی در خصوص بهبود وضعیت موسیقی‌های موجود در جامعه به خبرنگار برنا گفت: قطع به یقین اگر شاعران، ترانه‌ها یا اشعارشان را به نحوی بگویند که قابلیت اتصال به عشق خداوند را نیز داشته باشد، جنبه الهی عشق را نیز بیان می‌کند؛ یعنی در کنار بیان عشق زمینی باید عشق الهی نیز بیان شود. برای مثال وقتی می‌گوییم «امشب در سر شوری دارم»، همه لحظه‌های این شعر برای عشق به خداوند و یا کسی که محرم شده است، مصداق می‌یابد.

ترانه‌سراها به سمت سُرایش اشعار عمیق عاشقانه سوق یابند
وی پیشنهاد داد: در این خصوص دو توصیه وجود دارد؛ اول اینکه جوانان‌مان را به سمت مفاهیم عرفانی که رشد دهنده است، سوق دهیم و دوم اینکه، شاعران و ترانه‌سراهایمان را به سمت سرایش اشعار عاشقانه عمیقسوق دهیم، یعنی این اشعار به قدری عمیق باشد که از مصادیق عرفانی عشق نیز سخن بگوید و به این ترتیب، هم جوانان ما می‌توانند این اشعار را درک کنند و هم شاعران ما رشد می‌کنند و جوانان نیز به جای اینکه به دلبستن‌ها و دل‌شکستن‌های زمینی و سطحی فکر کنند به مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه برسند. به این ترتیب است که ترانه‌ها، جوانان را به سمت فرهنگ صحیح ازدواج سوق می‌دهند.

بیان مفاهیم پیچیده انسانی توسط شعر، نافذتر و تاثیرگذارتر است
بهرامی در پاسخ به این سوال که آیا جای ترانه‌هایی که ارزش‌های واقعی زندگی مشترک را نمایان می‌کنند، خالی نیست، به خبرنگار برنا گفت: خیلی مواقع، وقتی خیلی از مفاهیم ارتباط بین فردی را در قالب ترانه‌ای می‌گوییم، این نوع از بیان آن قدر رسا، نافذ و تاثیرگذار است که جای ساعت‌ها گفت‌وگو را نمی‌گیرد و این موضوع به ایجاب هنر بر می‌گردد. مثلا قطعه:
کنار تو بد آوردم، نرفتم
کنار تو شکستم، خون دل خوردم، نرفتم
تحمل کردم این درماندگی را، از این زندگی مُردم، نرفتم
عمق سازگاری یک زوج را در زندگی زناشویی‌شان می‌رساند و در واقع اگر ساعت‌ها از درد و رنج این زوج صحبت شود، نتواند مفهوم را برساند ولی ایجاب هنر این مفهوم را به راحتی انتقال می‌دهد؛ یعنی با چند خط ترانه یا شعر می‌توانیم صدها خط حرف را در چند دقیقه و به صورت رساتر و عمیق‌تر بیان کنیم.

از تاثیر منفی ترانه عاشقانه نمی‌توان گذشت

وی در پایان تصریح کرد: همان طور که نمی‌توانیم منکر تاثیر مثبت موسیقی و ترانه شویم، اما از تاثیر منفی ترانه‌ها نیز نمی‌توان گذشت؛ یعنی به صورت عینی جوانان و نوجوانان و حتی بزرگسالان ما با شنیدن این ترانه‌ها و موسیقی‌ها، عاشق می‌شوند. یعنی مصداق این برداشت دنیا از مردم ایران می‌شود که مردم ایران عاشقند و بالاترین آمار عاشقی را دارند، چراکه بیشترین تعداد اشعار عاشقانه متعلق به مردم ایران است.

دکتر بدری سادات بهرامی
[ کارشناسی ارشد مشاوره و دکتری روانشناسی سلامت ]

گفت و گو: آزاده فضلی - برنا

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

مهارت های زندگی

مصاحبه با حجت الاسلام شهاب مرادی را می خوانید.

تبیان: دخالت والدین یا دخالت دوستان و اطرافیان در بیشتر موارد باعث ایجاد اختلاف بین زوجین می شود. در این خصوص چه راهکاری را باید در نظر گرفت؟

اولین ضرورت خانواده ی نوپا درک استقلال است یعنی بدانند خودشان یک خانواده هستند ، مثل خانواده ی پدر و مادر همسرشان، چه طور آنها را مستقل می دانند این احساس استقلال را در خودشان هم داشته باشند. دوم این که مناسبات و ارتباطات شان را با سایر خانواده ها، تنظیم کنند.تنظیم نوع رابطه با دیگران  بسیار مهم است.

 

تبیان : لطفاً توضیح بدهید:

ببینید اسلام یک  میزان مشخص و ثابت برای روابط معین نمی کند. یک جا می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش حتی به اندازه ی یک سلام، در جای دیگر می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش به اندازه ی نوشیدن یک لیوان آب، یعنی می گوید قطع رابطه نکن. خط قرمز، قطع رحم و قطع رابطه است. کیفیتش می شود کم و زیاد شود ولی نباید قطع شود.

نکته ی بعد این است که همه ی انسان ها می بایست ارتباط خودشان را با خانواده ی اصلی شان که در آن نقش فرزند را دارند حفظ کنند و حقوق واجبی که در قبال پدر و مادر و برادر و خواهرشان به عهده دارند را انجام دهند. این وظیفه است، یعنی باید به عنوان خانواده ی نوپا یک مناسباتی را با خانواده  های اصلی شان داشته باشند و زن و شوهر جوان تمرین کنند تا مناسبات خانواده ی نوپا را با خانواده ی همسرشان تنظیم کنند یعنی کمک همسرمان باشیم درنیکی به والدینش.اما باید دقت کرد که همه ی اینها با حفظ استقلال خانواده باشد. یعنی وقتی خانواده ی ما کاری را برای خانواده ی خودش یا خانواده ی همسرش انجام می دهد یک خانواده ی مستقل این کار را انجام داده ، نه پسر برای پدرش یا دختر برای والدینش. این مطلب جای خودش بحث دارد و می بایست در این خصوص خیلی مهارت ها و خیلی آموزه ها آموزش داده شود.

چند نکته در این خصوص وجود دارد. بعضی وقت ها خانواده ها حمایت می کنند و ما فکر می کنیم که دخالت می کنند.

وقتی حمایت می کنند باید از آنها تشکر کنیم. خود پذیرفتن حمایت، نوعی نشانگر کرامت آدمی است بعضی از زوج ها می گویند ما حمایت کسی را نمی خواهیم. جوان و خانواده ی نوپا اگر در یک قالب درست که کرامت شان حفظ شود کمک یا حمایتی را قبول کنند رفتار کریمانه و شرافتمندانه ای انجام داده اند. دخالت و تحقیر بد است و حمایت خوب و تفاوت این دو باید برای زوج ها و والدین آنها توضیح داده شود.  

تبیان:  رابطه ی کلامی یک زوج با هم چگونه باید باشد؟ حد و حدود احترام زن و شوهر در گفتار به چه شکل باید باشد ؟خصوصاً درحضوردیگران این موضوع پررنگ ترهم هست.

این موضوع خیلی نیاز به آموزش دارد. بعضی جاها می بایست قرین حیا باشد. بعضی جاها می بایست خودمانی ترباشد. در مورد سبک ارتباط کلامی باید ببینیم که زوج ها ازچه کسی آموزش دیده اند؟!

ما اساساً در این خصوص در هیچ زمینه اش آموزش ندیده ایم. خیلی وقت ها نوع ارتباط کلامی ما درمدرسه به حالت جنگ بوده است. در واقع جنگیدن را یاد گرفته ایم در بیان مان- ما اعتراض و  ناسپاسی را یاد گرفته ایم حتی در ادبیات سیاسی ما هم همین طور، مثلاً می گویند مطالبات مردم. مطالبات دولت، همه از هم انگار طلب کارهستند. ببینید این حالت چقدر می تواند در رابطه انسان ها کدورت ایجاد کند.

دو شاخص مهم در رابطه ی ما با یکدیگرمی تواند شاخص مناسبی باشد. یکی میزان تشکر کردن مان ازدیگران و دیگری نحوه ی عذرخواهی کردن مان از دیگران. درست است که می گویند عاقل نباید کاری کند که عذرخواهی کند ، اما خیلی خطاها به طور سهوی اتفاق می افتد. ما باید  در عذرخواهی کردن مودب و مسئولیت پذیر باشیم و راحت عذرخواهی کنیم. در تشکر کردن از دیگران هم باید بسیار راحت باشیم. مردم ما بیشترعلاقمند به انتقاد کردن از همدیگر هستند و این از لحاظ تربیتی و معنوی خطرناک است و در فرهنگِ گفت وگوی افراد جامعه تاثیر گذاشته است.

دو شاخص مهم در رابطه ی ما با یکدیگر می تواند شاخص مناسبی باشد. یکی میزان تشکر کردن مان ازدیگران و دیگری نحوه ی عذرخواهی کردن مان از دیگران

تبیان : می شود گفت که این ارتباط کلامی بین زوج به نوعی برداشت از ارتباط کلامی پدر و مادرها در دوره ی قبل از ازدواج است با نمک رسانه، نوع گفتگویی که در رسانه پخش می شود بیشتر حالت بحث و جدل دارد.اثرگذاری کدام یک بیشتر است، خانواده یا رسانه؟

من پژوهش دقیقی سراغ ندارم که میزان اثرگذاری خانواده و یا رسانه را در ارتباط کلامی تلخ زوج های جوان تحلیل کرده باشد. بهتر است اظهار نظرهای ما مستند و علمی باشد. باید بگویم هر دو موثرند خانواده به جهت استمرارش می تواند موثر باشد و رسانه به جهت تاثیرگذاری ویژه اش.

رسانه ملی و سینما یک تنگناهایی داشته است. خوب ما نمی توانیم نشان دهیم که زن و شوهری همدیگر را می بوسند چون اسلامی و شرعی نیست. روابط عاشقانه را هم با الگوی غربی یا هندی بلد هستند که  آن هم محدودیت دارد -هرچند راه گشا نیست- پس چیزی که به راحتی می شود در رسانه به تصویر کشیده شود یا غم وغصه است یا جر و بحث . اما می شود به نحو دیگری آن را به تصویر کشید، یک مثال بزنم در فیلم آژانس شیشه ای نامه ای که حاج کاظم برای همسرش می نویسد چقدر صمیمی و زیباست یا پاکتی که همسرش برای حاج کاظم می فرستد که چفیه و پلاک در آن است خیلی سکانس فوق العاده ای است، درست است که بیان گر نوعی سختی است اما این سختی به معنای غم و غصه و بدبختی و عجز و ناتوانی نیست. 

تبیان : چرا این مهارت ها را قبل از ازدواج به پسر و دختری که می خواهند ازدواج کنند آموزش نمی دهند؟

مهارت هایی که باید  قبل از ازدواج آموزش بدهیم ، هم ضرورت دارد و هم  گروه های شان با هم فرق می کند. من قبل از اینکه، به زوج ها آموزش بدهم از سال 85 و 86 دربرنامه ی مردم ایران سلام مباحثی درباره  تا مرحله ی قبل از خواستگاری بود. در دانشگاهها به صورت کارگاهی درباره ی باید ها و نباید های انتخاب همسر آموزش هایی داشته و دارم ..

مهارت های زندگی مسائل ساده ای نیست که هر کسی بیاید و ادعا کند که آن را بلد است یا

اگر کتاب و cd اش را  بخوانند می توانند آنها را یاد بگیرند ، مثل اینکه ما یک بروشور آموزش دوچرخه سواری را بین بچه ها پخش کنیم و آن وقت بگوییم بروید و دوچرخه سواری یاد بگیرید. حتماً مربی می خواهد. حتماً نظارت می خواهد. حتماً استاد می خواهد.معلم می خواهد،شما هر چقدر تحصیلات آکادمیک خلبانی ببینید باید یک ساعت مشخصی با استاد پرواز، پرواز کنی تا پرواز را یاد بگیری- کسانی که می خواهند این مهارت های زندگی را فرا بگیرند می بایست در این دوره ها شرکت کنند. حرف بزنند و تمرین کنند و ...

 

مهارت های زندگی مسائل ساده ای نیست که هر کسی بیاید و ادعا کند که آن را بلد است یا اگر کتاب و cd اش را  بخوانند می توانند آنها را یاد بگیرند ، حتماً مربی می خواهد. حتماً نظارت می خواهد. حتماً استاد می خواهد.

تبیان :در مورد موضوع اشتغال، چقدر درگیری های کاری یا درگیرهایی در محیط کار می تواند روی روابط زن و شوهر در خانواده ی نوپا اثر بگذارد یا چه عاملی می تواند بهترین میزان برای حدود این روابط باشد؟

رعایت موازین فقهی. همین 

تبیان : یعنی حضور خانم ها در محیط کاری و اجتماع هیچ تاثیری در نهاد خانواده ندارد؟

حضور زن در جامعه و اشتغال او هیچ ایرادی ندارد .اما در خانواده تاثیر دارد. برای زن بهتر است که زن کار نکند، چرا بهتر است؟ نه به این خاطر که جامعه به او نیاز ندارد به این خاطر که نگاه اصیلی که اسلام به زن دارد واقعاً ویژه است. زن ریحانه است! من معتقدم اسلام بیشتر طرفدار خانم هاست. شاید خیلی ها این نظر مرا قبول نکنند چون این موضوع را خوب تبیین نکرده ایم. مرد باید به زن خدمت کند، باید مواظب او باشد، از او محافظت و نگهداری کند.سرپرستی و خدمت به زن همراه با احترام متقابل و مودت و عشق و مهربانی. بنا براین بهتر است که زن درخانه باشد. این به معنای این نیست که حضورش در جامعه حرام است حضور زن در جامعه و ارتباط او با نامحرم اگر همراه با حجاب و وقار و ضرورت یک رابطه ی شغل مدار معقول ومعمول ، ارتباطی کاملا منطقی  و قطعا بلا اشکال است.

 تبیان : مظاهر جدید یا بهتر بگوییم دست پخت تکنولوژی. Sms (پیامک) ، ماهواره، چت چه اثری در روابط زناشویی می تواند داشته باشد؟

من در این خصوص اتفاقا مقاله ای درسایت خودم دارم که فکر می کنم پاسخ مناسبی به این سوال شما باشد. 

تبیان : بهترین زمان برای ورود بچه ها به زندگی زناشویی، چه زمانی است؟

بهتر است بگویم مدیریت زمان بچه دار شدن. این موضوع تحت تاثیر باورهای گوناگونی است که در خانواده ها شکل گرفته است- مثلاً باوراینکه فرزند مزاحم خوشی و تفریح زوج است و یا اینکه فرزند ما را به ادامه ی زندگی مجبور می کند و ما شاید بخواهیم از هم جدا شویم و یا ...

شاید به جای اینکه ما به افراد تقویم بدهیم  ، بهتر است باورهایشان را اصلاح کنیم که بچه موجب برکت در زندگی شماست. رسول خدا به بچه های شما مباهات می کنند و اینکه فرزند، مزه ی زندگی را شیرین تر و مفهوم خانواده را بهترمی کند.

مفاهیمی از این دست باید به باور تبدیل شود و وقتی به باور تبدیل شد در کنار یک سری مهارت ها و آموزه ها قرار بگیرد. مثلاً علوم پزشکی می گوید که بارداری بالای 34 سال ریسک بالایی دارد. این یک آموزه است که اگراین مطلب را لحاظ کنند بعد خودشان می توانند برنامه ریزی و زمان بندی کنند. یکی دیگر از فواید آخرین بارداری زیر 34 و 35 سال این است که دوره ی بلوغ بچه ها و دوره ی مرز نوجوانی و جوانی پسر و دختر منطبق با دوره ی یائسگی و بحران خاص آن روزهای مادر نمی شود در این وقت چون مادر خودش درگیر بحران یائسگی است دیگر نمی تواند بحران های بچه ها را به خوبی و سهولت مدیریت کند

1390/07/09

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

طلاق

آمار بالای طلاق در کشور ما؛ یعنی رقم 2/9درصد در فاصله زمانی سال80 تا 85، در مقابل رقم 96/3درصد ازدواج در همین فاصله زمانی؛ آمار بسیار نگران‌کننده‌ای است.

 آماری که نشان می‌دهد چه میزان بی‌اعتمادی، ناآگاهی و سهل‌انگاری در میان جوانان ما وجود دارد که  بسیاری از آنها را اندکی پس از آغاز زندگی مشترک به فکر جدایی می‌اندازد. تردیدی نیست که مقصر اول و آخر، جوانان نیستند.

بالا بودن آمار دوستی‌های پیش از ازدواج و بی‌نیازی برای رفع این نیاز به صورت واقعی و منطقی؛ ترس از افزایش سن، اجبار خانواده‌ها به ازدواج، مراجعه نکردن به مراکز مشاوره و هزار و یک دلیل ریز و درشت دیگر؛ جوان را به سمت انتخاب بدون تفکر سوق می‌دهد اما درست کمی بعد از ازدواج، به نظر می‌رسد جدایی بهترین راه رهایی از این انتخاب نادرست است.

همه این دغدغه‌ها باعث شد تا برای پیدا کردن پاسخ این پرسش‌ها و ضرورت مشاوره پیش از ازدواج  با دکتر بدری سادات بهرامی، دکترای مشاوره خانواده و استاد دانشگاه امام حسین؛ به گفت‌وگو بنشینیم. در این گزارش مقایسه‌ای نیز بین وضعیت مشاوره پیش از ازدواج در کشورمان با کشورهای غربی داریم. بخش نخست این بررسی در این شماره از نظرتان می‌گذرد.

مشاوره در کشور ما و دیگران
هرچند در کشورهای غربی شیوه آشنایی و ارتباط 2جنس مخالف با کشور ما کاملا متفاوت است، اما یکی از نکات مورد توجه در این کشورها کمک گرفتن از مشاور برای آگاهی از مسائل  مربوط به ازدواج است.

همان‌طور که در کشورهای غربی از وکیل برای انجام کارهای حقوقی کمک می‌گیرند، برای ازدواج نیز از راهنمایی‌های مشاور استفاده می‌کنند. دکتر بهرامی در این‌باره می‌گوید: «بهترین زمان مشاوره زمانی است که حتی هنوز مورد خاصی برای ازدواج دختر یا پسر وجود ندارد. به این دلیل که اول باید معیارهای درست انتخاب همسر به دختر یا پسر آموزش داده شود و پس از آن انتخاب انجام شود.»

آمارها نشان می‌دهد چیزی حدود 56/73درصد از جوانان غربی پیش از ازدواج، تنهایی یا همراه با فرد موردنظرشان به مشاور مراجعه می‌کنند و از راهنمایی‌های مشاور بهره می‌گیرند. سطح تحصیلات این جوانان نیز متفاوت است و از کم‌سواد تا تحصیلات بالا را شامل می‌شود. اگرچه در کشور ما هم مراجعه به مشاور مورد توجه قرار گرفته؛ اما اصلا کافی نیست.

دکتر بهرامی  معتقد است: «مراجعه به مشاور پیش و پس از ازدواج در کشور ما هم  افزایش یافته است ولی کافی نیست. از طرفی این مراجعه‌ها بیشتر مربوط به قشر دانشجو است، پس نشان می‌دهد هنوز فرهنگ‌سازی لازم در این‌باره صورت نگرفته است. فکر می‌کنم رسانه‌ها می‌توانند در این‌باره فرهنگ‌سازی کنند. به‌ویژه رسانه‌ها یا برنامه‌هایی که مخاطب اصلی آنها رده سنی نوجوان و جوان است.»

دکتر بهرامی درباره سن مراجعه‌کنندگان توضیح داده و می‌گوید: «در ایران رده سنی مراجعه‌کنندگان بین 22 تا 35سال است که سن مناسبی نیست. سن مراجعه باید 5سال کاهش پیدا کند. یعنی با اولین برخوردها با جنس مخالف باید از مشاور کمک گرفت تا راه را به خطا نرفت.» به این ترتیب نتیجه می‌گیریم که در کشور ما  فرهنگ‌سازی لازم برای مراجعه زوج‌های جوان صورت نگرفته است  و این ناآگاهی می‌تواند یکی از دلایل آمار بالای طلاق در جامعه ما باشد.

با هم برویم یا بی‌هم
به عقیده روان‌شناسان مشاوره زمانی ثمربخش است که  هر دو نفر به مشاور مراجعه کنند. اگرچه مشاوره تک‌نفره هم ثمربخش است، اما بیشتر در شرایط خاص و به تشخیص مشاور اثربخش خواهد بود. دکتر بهرامی درباره شکل مراجعه زوج‌های جوان پیش از ازدواج می‌گوید: «اغلب مراجعه‌ها تک‌نفره است و آمار دخترها بیش از پسرها است.»

دکتر بهرامی علت استقبال دخترها را توجه آنها به شروع یک زندگی موفق و تداوم این وضعیت در زندگی زناشویی دانسته و معتقد است: «کانون خانواده و حفظ امنیت و آرامش آن برای دختر‌ها مقدم بر هر چیز دیگری است اما برای مردها موفقیت‌های شغلی بر هر چیز دیگری مقدم است.

 این تفاوت دیدگاه دلیل اصلی امتناع مردها برای مراجعه به مشاور است و همین امر یکی از اصلی‌ترین دلایل ایجاد مشکل در زندگی  مشترک و حل‌ نشدن مشکلات ریز و درشت است.» بنابراین مراجعه تک‌نفره باری از مشکلات زوج‌های جوان برنمی‌دارد؛ هرچند بهتر از هیچ است!

بی‌مشکل برویم یا با مشکل
در کشورهای غربی مبنای مراجعه زوج‌های جوان، پیش  از ازدواج، بروز مشکل نیست بلکه  مراجعه آنها با هدف مشورت و کسب آگاهی است اما در کشور ما بروز مشکل دلیل اصلی مراجعه به مشاور در همان عده اندک  است.

در حقیقت به عقیده دکتر بهرامی زوج‌های ما پس از بروز مشکل و ناتوانی در حل آن به مشاور مراجعه می‌کنند که در اغلب موارد مشاوره هیچ دردی از آنها دوا نمی‌کند. به گفته دکتر بهرامی اگر مشورت برای شروع زندگی مشترک مبنای مراجعه به مشاور باشد، می‌توان به موفقیت در ازدواج تقریبا مطمئن بود.

مشکلات‌مان چیست
دکتــر بهرامی دربــاره شاخص‌ترین مشکلات مراجعه‌کننده‌ها می‌گوید: «دامنه مشکلات گسترده است؛ اما شاخص‌ترین آن ناآشنایی زوج‌ها با مسئله فردیت و نیازهای مشترک است. به این معنی که دختر یا پسر تصور می‌کنند پیش و پس از ازدواج، طرف مقابل برده آنهاست و باید هر لحظه و هر جا از وضعیت او مطلع باشند.

در حقیقت برای تنهایی و نیازهای فردی  همدیگر احترام قائل نیستند. با طرف مقابل مثل یک شیء رفتار می‌کنند. زوج‌های جوان ما  مهارت داشتن رابطه سالم با حفظ آزادی‌های فردی را ندارند. همین امر رابطه آنها را در هر مرحله دچار مشکل می‌کند.» اگرچه آزادی‌های فردی نباید لطمه‌ای به کانون خانواده وارد کند؛ اما این شکل رفتار کردن نیز مورد تأیید نیست.

نداشتن استقلال عاطفی یکی دیگر از مشکلات زوج‌های جوان ماست. به این معنی که دختر و پسر باید با عواطف و احساسات منطقی‌شان - و نه با القای احساسات از سوی والدین - شریک زندگی‌شان را انتخاب کرده و با او رفتار کنند.

 دکتر بهرامی درباره استقلال عاطفی معتقد است: «زوج‌های جوان ما در مرحله آشنایی پیش از ازدواج، به جای آنکه با تفکر، احساسات منطقی و شعور‌شان تصمیم بگیرند، با فکر و احساسات والدین‌شان تصمیم می‌گیرند چون آموزش درستی در این‌باره ندیده‌اند. مراجعه به مشاور به راحتی می‌تواند آنچه را که نیاز دارند به آنها بیاموزد.»

 در حال حاضر این وابستگی هر روز بیشتر می‌شود، چون جوانان ما هر روز به والدین‌شان بیشتر وابسته می‌شوند. شاید بتوان گفت با وجود همه مشکلات ناشی از استقلال زودهنگام جوانان غربی، یکی از نکات مثبت این استقلال، رسیدن به استقلال عاطفی در زمان مقرر است.

 مهتاب خسروشاهی

1390/07/09

 """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

نقش ازدواج در سلامت روان جوانان

 

ازدواج یک امر طبیعی و فطری و یکی از نیازهای ناگزیر بشر است. کسی که به این نیاز طبیعی پشت کند بدون تردید، احساس کمبود خواهد کرد وچون برخلاف فطرت حرکت می کند، به دشواری ها و مشکلات جسمی وروانی برخورد می نماید. بی شک، یکی از مهمترین عوامل فشارهای روانی و استرس های رو به افزایش در دنیای امروز که گریبانگیر بسیاری از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است.
دختران و پسران جوان، درفراز و نشیب زندگی، به محیطی امن و پایگاهی عاطفی نیازمندند و بهترین فردی را که می توانند برای تأمین این نیاز، برگزینند، همسراست. دختر و پسر جوان به وسیله ی ازدواج، درکنار یکدیگر از آرامش، امنیت و سلامت روان برخوردارمی گردند.

تحقیقات نشان می دهد که ازدواج باعث پیشگیری از بیماریها وآشفتگی های روانی می گردد. افراد متاهل کمتر افسرده شده و در مقایسه با مجردها از لحاظ عاطفی سالمتر هستند. از سوی دیگر محققان دریافته اند که زنان ومردان ازدواج کرده،کمتر سیگار می کشند و نیزکمتر به استعمال موادمخدر رومی آورند.

بنیاد تحقیقات استراتژیک هریتیج آمریکا در تحقیق اخیر خود در مورد ازدواج به این نتیجه دست یافته است که هرچند گرایش به ازدواج در ایالات متحده کاهش یافته اما ازدواج هنوز آثار مثبت اجتماعی و فردی خود را از دست نداده است. برخی از کارکردهای مورد تائید بنیادهریتیج عبارتند از:-1 ازدواج اثر مثبتی در بهبود وضعیت اجتماعی افراد و مطمئن ساختن آن‌ها دارد2 ـ ازدواج باعث خودداری افراد از دست زدن به کارهای خطرناک می‌گرد 3 ـ رفتارهای ضداجتماعی افراد در اثر ازدواج کاهش می‌یابد. 4ـ ازدواج گرایشات خودمحورانه و خودخواهانه افراد را کاهش می‌دهد 5 ـ باعث سلامت جسمی و روحی بهتر زنان و مردان می‌گردد و رفتارهای آن‌ها را بهبود می‌بخشد 6 ـ باعث بهبود روابط اجتماعی و کیفیت زندگی افرادمی‌شود.

پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان نیز، حاکی از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. درهمین زمینه، مطالعات اداره بهداشت عمومی امریکا درسال 1980 نشان می دهد که بین سلامت روانی و ازدواج، ارتباط معنی داری وجود دارد. افراد متأهل درمقایسه با افراد مجرد در وضعیت بهتری از سلامت روانی قرار دارند. نشانه های اضطرابی درمقایسه، کمتر در آنها دیده می شود و درصد کمتری از آنها دربیمارستان های روانی بستری اند. همین فواید ازدواج و تشکیل خانواده، یعنی ایجاد اخلاق نیکو در افراد، سلامت و بهداشت روانی، انس، آرامش، مودت ورحمت است که خانواده را بین دیگر نهادها ی اجتماعی، ناهمانند و منحصر به فرد ساخته است به طوری که از آن به عنوان ریشه ای ترین نهاد اجتماعی یاد می شود.

صدیقه طیبی

1390/07/09

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" 

یک ازدواج موفق (آزمون روانشناسی )

 

انسان‌های موفق در یک مساله با هم مشترک هستند. همه آنها تصویری دقیق از خود و توانایی‌هایشان دارند. بدین ترتیب می‌توانند از استعدادهایشان در راه درستی استفاده کنند. شما هم اگر دوست دارید در زندگی انسانی موفق شناخته شوید، باید بکوشید به خودشناسی دست پیدا کنید. آزمون زیر به شما در این راه کمک می‌کند:

 

1   -   به نظر شما، بهترین شیوه برای این که اطمینان یابید که طرف مقابل‌تان کاملا برازنده و مناسب حال شماست، چیست؟

الف  - اینکه خواسته‌ها و سلایق‌تان در زندگی، عینا مثل هم هستند.

ب - اینکه شما در این ارتباط، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشکلی بین‌تان وجود ندارد.

ج -  اینکه به اتفاق هم با مشکلات مواجه می‌شوید و مبارزه می‌کنید و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می‌شوید.

د  -  اینکه والدین و خانواده‌تان، او را تایید می‌کنند.

2  -  به نظر شما، زوج‌ها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسائل مهم زندگی مشترکشان را حل و برطرف کنند؟ 

الف - این که ابتدا مشخص کنند چه کسی در اشتباه است و حق با کدام یک است. 

ب - حتی در صورت ناراحتی و نارضایتی شدید، باید مدام و همواره در مورد آنها با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند. 

ج  - آنها را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.

د  - تمام حواس و توجه خود را روی آنها متمرکز کنند و گوش دل و جان به حرف‌ها و پیشنهادهای یکدیگر بدهند.

3  -  واژه ماه‌عسل دوره و مرحله‌ای از زندگی مشترک زوج‌ها محسوب می‌شود که:

الف  -  باعث می‌شود اطمینان پیدا کنیم که همسرمان کاملا برازنده و مناسب حال ماست.

ب  -  فرصتی در اختیارمان قرار می‌دهد تا دریابیم که آینده زندگی مشترکمان به چه شکلی پیش خواهد رفت.

ج  -  تا حدی مسخره و بچگانه است و نمی‌توانیم طی آن دوره زندگی طبیعی خودمان را ادامه دهی

د  -  اگر واقعا همسرمان نیمه گمشده و برازنده ما باشد، این دوره می‌تواند تا ابد به همان شکل ادامه داشته باشد. 

4  -  در زندگی مشترک زوج‌ها، ممکن است تفاوت‌ها، اختلاف نظرها و مشکلاتی قدعلم کنند، اینها: 

الف  -  نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید.

ب  -  دلایل و عللی هستند که باعث می‌شوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید.

ج  -  به منزله علائم هشداردهنده‌ای هستند که ثابت می‌کنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی‌خورد.

د  -  به منزله علائم و نشانه‌هایی هستند که به ما می‌گویند زمان آن فرا رسیده است که چیزهای جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم.

5  -  زوج‌هایی که همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی‌شان را با یکدیگر تقسیم می‌کنند با زوج‌هایی متفاوت هستند که دائما ابراز نارضایتی و ناراحتی می‌کنند و دلشان با یکدیگر نیست. به نظر شما، تفاوت اصلی آنها در چیست؟

الف  -  زوج‌های گروه اول، هرگز عصبانی نمی‌شوند، جر و بحث به راه نمی‌اندازند و دعوا مرافعه نمی‌کنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ می‌کنند و خویشتندار هستند.

ب  -  زوج‌های گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمی‌زنند و در واقع در زندگی‌شان، موش نمی‌دوانند.

ج  -  زوج‌های گروه اول مسائل و مشکلات، تفاوت‌ها و اختلاف‌نظرهای کمتری دارند، در نتیجه بیشتر فرصت پیدا می‌کنند که به یکدیگر برسند و از زندگی‌شان لذت واقعی ببرند.

د  -  زوج‌های گروه اول، برای حل و رفع مسائل و مشکلات موجود در زندگی مشترکشان، از ابزار، تجهیزات، شگردها، راهکارها و تدابیر زیرکانه‌تر و بهتری برخوردارند.

نتیجه آزمون 

سوال 1: الف 3 امتیاز، ب 2 امتیاز، ج 4 امتیاز و د 1 امتیاز

سوال 2: الف 3 امتیاز، ب 2 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 4 امتیاز

سوال 3: الف 2 امتیاز، ب 4 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 3 امتیاز

سوال 4: الف 2 امتیاز، ب 3 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 4 امتیا 

سوال 5: الف 2 امتیاز، ب 3 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 4 امتیاز

 

اگر امتیازتان بین 17 تا 20 است، به شما تبریک می‌گوییم! شما بخوبی از نقاط ضعف و قوت شخصیت خودتان آگاهید و معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و همسرداری را کاملا و بخوبی درک کرده‌اید. شما می‌دانید که هر ارتباط مشترکی، از فراز و نشیب‌های خاصی برخوردار است و قادرید خودتان را با آنها هماهنگ و سازگار کنید و مشکلات و موانع را از سر راه بردارید. در هنگام مواجهه با یک اختلاف‌نظر یا اختلاف سلیقه با همسرتان، ابتدا خود را به جای او می‌گذارید و از دریچه دید او به مسائل می‌نگرید. اشتباهات خود را براحتی می‌پذیرید و در صورت لزوم حاضرید مصالحه و گذشت کنید. قطعا با این روحیه ایثار و همدلی که شما دارید، حتی قادرید کوه را از جای خود بلند کنید و از یک زندگی مشترک پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشید.

اگر امتیازتان بین 13 تا 16 است، شما از روحیه‌ای فداکار و ایثارگر برخوردارید، ولی مایلید همسرتان نیز بموقع شما را درک کنید و ازخودگذشتگی نشان دهد. ممکن است در هنگام مواجهه با مشکلات، ابتدا کمی خودتان را ببازید و دچار حالت سردرگمی و بلاتکلیفی باشید؛ ولی خیلی زود به خودتان می‌آیید و اوضاع را به بهترین نحو سروسامان می‌دهید. متاسفانه در هنگام پذیرفتن اشتباهات و خطاهایتان، کمی سرسخت و لجوجانه عمل می‌کنید؛ ولی با کمی تامل و سبک و سنگین کردن جوانب امر، قادرید به راهکارهایی مناسب دست یابید و بر موانع و مشکلات فائق آیید.

اگر امتیازتان بین 9 تا 12 است، شما فردی سرسخت و خودرای هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه‌دار و عمیق‌تان بشدت اصرار می‌ورزید و مایلید آنها را در زندگی مشترکتان اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه دست یابید و بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترکتان و شناخت هرچه بیشتر با یکدیگر، با همفکری همسرتان، آنها را با در نظر گرفتن وضعیت ارتباط‌تان، به کار گیرید. متاسفانه در هنگام مواجهه با مشکلات و موانع، بسرعت دست و پایتان را گم می‌کنید و قادر نیستید بدون گرفتن کمک فکری از اطرافیانتان به رفع و حل آنها بپردازید.

بهتر است در این طور مواقع، ابتدا به غور و بررسی پیرامون مشکل پیش‌آمده بپردازید و با گرفتن کمک فکری و معنوی از همسرتان، بدون دخالت دادن اطرافیان، مشکلات را حل کنید. 

اگر امتیازتان بین 5 تا 8 است، ابتدا باید به این سوال پاسخ دهید: آیا معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و ارتباط دوجانبه را بدرستی درک کرده‌اید؟ اگر پاسخ‌تان به این سوال منفی است (که حتما همین طور است، چون امتیازات شما نمایانگر آن است)‌ قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج، بایستی به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوج‌های اطراف‌تان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آنها را فرا بگیرید. متاسفانه از قدرت تصمیم‌‌گیری بالایی برخوردار نیستید و حرف‌های دیگران بسرعت و بسهولت رویتان اثر می‌کنند، بدون این که پیرامون آنها بیندیشید و بعد از کمی جرح و تعدیل در آنها، اقدام کنید.

زندگی مشترک بسان خیابانی دوطرفه است که باید حق و حقوق طرفین در آن، به طور یکسان و مساوی رعایت شود، وگرنه مشکلات و موانعی بر سر راهتان قد علم می‌کنند که حل و رفع آنها غیرممکن است.

 

1390/07/09

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 خواستگاری

آقای علیرضا مهدوی ، کارشناس ارشد علوم تربیتی که روزگاری سردبیر سایت تبیان بودند ؛ و حالا در جایگاه های دیگر فعالیت فرهنگی و تربیتی خود را ادامه می دهند :  مدیر مدرسه راهنمایی پیام ، مدیر و مشاور مرکز مشاوره زندگی بهتر  .

- آقای مهدوی ،چون شما هنوز یکی از تبیانی ها هستین و با کاربران و دغدغه هاشون به خوبی آشنائین ، شروع صحبت رو در باره ی «خواستگاری موفق »دتون واگذار می کنیم :

* اجازه بدین بحث رو از یکی از زیباترین آیات قرآن کریم شروع کنم . همان آیه ای که به مودت و رحمت بین زن و شوهر اشاره می کند .

و من آیاته ی ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودةً و رحمة انّ فی ذالک لآیات لقوم یتفکرون (سوره روم)

و از نشانه های او این است که همسرانی (جفت هایی) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید، در بین شما (زن و شوهر) مودّت و رحمت قرار داد. در این، نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.(مضمون آیه) 

منظور از مودت هم همان محبت عملی است. محبتی که از قلب به عمل کشیده می شود و در کنار آن رحمت که همان مهربانی و همزیستی عاشقانه است بیان می شود. از این آیه و آیات دیگری که در قرآن کریم موجود است ، می توان به نگاه دین اسلام به موضوع خانواده پی برد. تاکیدی که دین ما به خانواده دارد ،هیچ مکتبی ندارد. توجهی که دین ما به مقوله ی انتخاب همسر دارد ،هیچ مکتب و آئین دیگری ندارد . پس اگر ما پیروان این آئین هستیم باید عاشقانه ترین زندگی را در کنار همسر خود داشته باشیم.

 

 

تاکید مکتب ما بر این است که قبل از ازدواج چشمان خود را باز کنید و خوب و دقیق انتخاب کنید تا بعد از آن بتوانید بر برخی کاستی ها ،چشمان خود را ببندید.

در آئین همسر داری و رسیدن به زندگی عاشقانه چشم پوشی از کاستی ها و خطاها در زندگی زناشویی یک کلید واژه است .البته به شرطی که قبل از انتخاب ، دقت کافی را به خرج داده باشیم.

ازدواج سالم از انتخاب سالم نشات می گیرد

- با توجه به تعداد و موضوع مشاوره هایتان ،وضعیت زندگی خانوادگی  را در کشورمان چگونه می بینید؟

*شرایط خانواده ها در ایران دارای وضعیت نگران کننده ای است . ما در انتخاب هایمان مشکل داریم ، در تربیت فرزندمان مشکل داریم. در ارتباط با همسرمان و خانواده اش مشکل داریم و علت آن این است که منبع اصیلی مثل دین را کنار گذاشتیم و سلیقه ای عمل می کنیم. نتیجه اش برای مان بسیار نامناسب بوده است ،از هر 4 ازدواج یکی به طلاق واقعی می کشد.البته آماری از طلاق های عاطفی در دستمان نیست.در کشور ایران با توجه به اعتقادات مذهبی و بافت سنتی و فکری مردم ،این یک فاجعه است. برای مقابله با این اتفاق، باید از انتخاب هایمان شروع کنیم. اگر انتخابمان درست باشد ، زندگی هایمان درست خواهد بود.

اگر خواستگاری بر اساس معیارهای صحیح باشد ، تنها مرگ می تواند زن و شوهر را از هم جدا کند. اما وقتی انتخاب معیار صحیحی ندارد ، خیلی از مسائل می تواند چنین کاری را بکند ، مشکلات مالی ،بیماری ،اختلاف با خانواده و..

پس اولین گام برای داشتن خانواده ی موفق ، داشتن یک انتخاب موفق است . خانواده ی موفق برای خود سرفصل هایی دارد که  به آن در فرصتی دیگر خواهیم پرداخت. 

- پس با توجه به فرمایشات شما ، داشتن یک انتخاب صحیح ، مهم ترین قدم است اما خود این انتخاب چگونه باید باشد تا نتیجه اش مطلوب باشد؟ 

* انتخاب یک نفر برای ازدواج به راه های مختلفی انجام می شود :

1-خواستگاری به روش سنتی

2-  خواستگاری به روش مدرن

3- خواستگاری به روش اصولی

 

خواستگاری به روش مدرن

ازدواج مدرن شکلی از ازدواج است که اولین نسخه اش از غرب و کشورهای دیگر آمده است. دختر و پسر یکدیگر رامی بینند و آشنا می شوند و حرف را تمام می کنند . وقتی به تفاهم رسیدند ، خانواده ها رادر جریان می گذارند. اگر از دختر یا پسر پرسیده شود چرا تن به این ازدواج دادی، می گوید:"از او خوشم آمد و به دلم نشست"! در این نوع ازدواج  معیار های منطقی و اصولی کمتر دیده می شود. به همین خاطر اگر بعد از مدتی به مشکلی بر بخورند ، چون دیگر دل شان نمی خواهد، خیلی راحت این رابطه را تمام می کنند.

خواستگاری به روش سنتی

ازدواجی که خانواده ها ، یکدیگر را می بینند،صحبت می کنند ،به نتیجه می رسند و دختر یا پسر در آن تنها یک رای دارد .معمولا وزن نظر دختر و پسر به اندازه اطرافیان می باشد. که گاهی همان یک رای هم از او گرفته می شود.

به مسائلی مثل علاقه ،تفاهم ،و... توجه نمی شود. در بسیاری از مواقع دختر و پسر یا از روی اجبار یا به خاطر خجالت می پذیرند و تبعات روحی زیادی را بعد از ازدواج باید بپذیرند.

خواستگاری اصولی و منطقی

مهم ترین بحث در این نوع خواستگاری ،ضابطه مند بودن آن است. مانند دو مورد قبلی ،تنها دوست داشتن دو نفر یا صلاحدید دو خانواده مد نظر نیست بلکه اساس و اصولی دارد که بر طبق آن، انتخاب صورت می گیرد.این نوع انتخاب یک انتخاب واقع بینانه است. این انتخاب مولفه هایی دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- انتخاب اصولی ،  منطق محور است نه صرفاً محبت محور. 

زندگی مشترک دو اصل دارد : عشق و  عقل

به اعتقاد من ، یک شروع مناسب باید با عقل باشد و ادامه آن با عشق . با منطق شروع کنیم و بامحبت ادامه دهیم. درست بر عکس شرایط فعلی که با عشق شروع می کنند و بعد از ازدواج می خواهندبا منطق و عقل زندگی کنند. البته نه آن احساسی که قبل از ادواج به هم دارند ،اسمش عشق است و نه این روشی که بعد اتخاذ می کنند ،منطقی است.

در حدیثی نقل است که امام صادق (ع) می فرمایند : اگر کسی به خواستگاری دخترتان آمد از اخلاق و ایمانش سوال کنید. اگر این دوصفت را داشت ، با او موافقت کنید و اگر چنین نکنید ، فساد عظیمی را ایجاد کردید.

 

بیشتر آن احساسی که دختر و پسر اسمش را عشق می گذارند در خوشبینانه ترین نگاه ،نوعی انس گرفتن است. منطق و پایه ای ندارد و همین باعث شده وضعیت خانواده در کشورمان  بسیار نگران کننده باشد. این انتخاب های غیر اصولی باعث می شود در آینده خانواده ای داشته باشیم با روابط سرد، که خطرات خود را دارد.

2- انتخاب اصولی ، انتخابی با آینده نگری است.

وقتی دو نفر یکدیگر را می بینند و  صرفاً ظاهر هم را  پسند کنند و تصمیم به ازدواج بگیرند ، مانند کسی عمل می کنند که برای خرید کالا رفته باشد. در خرید کالا مهم ترین مولفه ،تاریخ مصرف کالاست .  در انتحابِ بر اساس ظاهر ،تو خوبی تا وقتی زیبایی ،من خوبم تا وقتی تمکن مالی دارم .

انتخابی همراه با آینده نگری ، در شرایطی است که من ، شخصی که برای ازدواج انتخاب می کنم را در جایگاه پدر و مادری هم ببینم . در جایگاه عروس و دامادی برای خانواده ام هم ببینم . او را برای تمام لحظات بخواهم .نه تنها خوشی ها.

3- انتخاب اصولی ، انتخابی با مشورت است.

عمدتا کسانی که برای مشاوره می آیند می گویند ، من دیدم به درد هم می خوریم .من احساس کردم او را می خواهم و من .... اما این من گاهی تمام جوانب را در نظر نمی گیرد.

دختر و پسر در سنین جوانی و در اوج هیجان ،نمی توانند بر طبق منطق انتخاب کنند ، بین آن ها انس ایجاد می شود.هیجاناتی ایجاد می شود. و نمی توانند دقیق تصمیم بگیرند پس باید از فکر و تجربه ی افراد دیگر بهره ببرند. افرادی که در گیر این هیجانات نیستند و می توانند تمام جوانب را بسنجند .

از طرفی ما در ایران زندگی می کنیم . اعضای خانواده ی ما در آینده ی زندگی و ارتباط ما با همسرمان تاثیر دارند. پس نظرات آنها می تواند مهم باشد.اگر در غرب ، خانواده آخرین نفر هست که مطلع می شود ، بعد از ازدواج هم ارتباط خانواده ی جوان با والدین شان زیاد نیست اما در ایران چنین چیزی اصلا پذیرفته نیست.

4-  انتخاب اصولی ، به سنخیت و کفویت  توجه می کند.

در یک انتخاب موفق خیلی مهم است که کفو هم باشیم ،مکمل هم باشیم ،درک کننده و آرامش دهنده ی به هم باشیم. اگر در انتخاب همسر به دنبال این باشیم که همسرمان یک آشپز خوب باشد و از ما خوب پذیرایی کند و یا حساب بانکی اش پر باشد ، بعد از ازدواج در کنار یک آشپز یا کیف پول احساس آرامش نمی کنیم. ما در کنار کسی احساس آرامش می کنیم که یکدیگر را درک کنیم.با هم سنخیت داشته باشیم.نگاهمان به زندگی به هم نزدیک باشد.

 

5  -  انتخاب اصولی ، تنها به خاطر ارضای نیاز نیست.

درست است که ازدواج ،تنها و بهترین راه ارضای نیاز جنسی است، اما نباید به همسرمان تنها به عنوان یک شریک جنسی نگاه کنیم . همسرمان قرار است شریک زندگی مان باشد. بسیاری از این جذب شدن ها به خاطر این است که جاذبه های جنسیتی طرف مقابل، ما را جذب می کند در صورتی که هر چند به به این جنبه هم باید توجه بشود، اما نباید اصل قرار گیرد.

- نظرتان راجع به افزایش ازدواج های اینترنتی به خاطر استفاده ی نسل جوان از این ابزار ، چیست ؟

* این روزها نرخ ازدواج ثابت است اما نرخ طلاق رو به افزایش ! میوه ی ازدواج کرم زده شده و به اعتقاد من ریشه ی این کرم به ریشه ی درخت بر می گردد. ریشه همان انتخاب و خواستگاری است. انتخاب ها خیلی سطحی است و هیچ مبنایی وجود ندارد. نه اصولی دارد و نه ضوابطی و نتیجه اش تورم نرخ طلاق است.

انتخاب های مدرن و امروزی ضعف هایی در معیار و اصول دارد . به نظر من انتخاب های اینترنتی و از این دست انتخاب ها   فاجعه هستند.

یکی از مشکلات اصلی آن غفلت از ارزش های اصلی و ماندگار است. اخلاق یک ارزش است و در ازدواج مدرن ،اخلاق کمتر دیده می شود. دین داری ،صداقت ، وفاداری ارزش است که به صورت حداقلی دراین ازدواج ها مطرح است.

دو نفر درگیر احساس می شوند. و هیجانات رابطه ی آن ها را اداره می کند. امروزه شایع ترین نوعش ،ازدواج اینترنتی و آشنایی های مجازی است.باید آسیب شناسی جدی شود. از افرادی که برای مشاوره می آیند ، معلوم است که این فاجعه برای دختران بیشتر است زیرا پسرها زودتر خود را باز سازی می کنند.

- چرا ازدواج اینترنتی به نظرتان اینقدر منفی است؟

*فضای اینترنت فضای مناسبی نیست. زیرا نامطمئن است. اضطراب آور است.

درست نیست که انتخاب حقیقی برای یک عمر زندگی واقعی در فضایی مجازی شکل گیرد. اینترنت خیلی از کارها را ساده کرده حتی امروزه برای خرید کالا ،شما می توانید از فروشگاه اینترنتی به سادگی خرید کنید.  اما انتخاب همسر به اعتقاد ما با خرید کالا خیلی متفاوت است. صحبت سر انتخاب شریک زندگی است. در این گونه انتخاب ها صرف اًنگاه به طرف مقابل است و خانواده ی او اصلا دیده نمی شود. به بیان بهتر ،خانواده ها در این نوع انتخاب ،مشارکت ندارند

از افرادی که برای مشاوره می آیند ، معلوم است که این فاجعه برای دختران بیشتر است زیرا پسرها زودتر خود را باز سازی می کنند.

بیشتر افرادی که این گونه انتخاب می کنند ، بر این باورند که اگر خانواده ها مخالفت کردند ، آن ها را راضی می کنیم و یا اگر نتوانستیم ،چون به انتخاب خود مطمئن هستیم ،والدینمان را حذف می کنیم . دختر و پسر جو گیر هستند . آرامش مقطعی پیدا می کنند .

ازدواج مجازی این روزها زیاد اتفاق می افتد. بین دو شهر ،بین دو مذهب و بین دونفر از کشورها و فرهنگ های مختلف .

توضیح بهتر این است که اگر دو نفر هم بگویند ما عاقل هستیم و همه ی جوانب را بررسی می کنیم ،اما راه آشنایی مشکل دار است. شما جراح معروفی را در نظر بگیرید.  که با چاقوی کثیف قرار است که عمل مهمی را انجام دهد . آشنایی از طریق اینترنت همین است. با اینکه می دانید آن جراح در این نوع عمل زبانزد است اما چون ابزارش آلوده است ،خودداری می کنید. در این ازدواج ها طبق اعتقادات و فرهنگ ما ، الفبای انتخاب غلط  است. پس نتیجه نمی تواند درست باشد.

- پس شما چه روشی را توصیه می کنید؟چگونه دختر و پسر یکدیگر را بشناسند؟

آشنایی قبل از ازدواج لازم و ضروری است اما از کانال خانواده و زیر نظر آن ها . به خاطر هیجانات در سن جوانی اگر نظارتی به ارتباط آن ها نباشد ،حتی امکان سواستفاده هم هست.

بهترین راه این است که دو خانواده طبق معیار کفویت ، با هم آشنا شوند و آن وقت دختر و پسر بتوانند با یکدیگر گفتگو کنند و طبق اصول ومعیارهای شان تصمیم بگیرند.حتی از مشاوره کمک بگیرند.

در گفتگوهای به قصد ازدواج باید دو معیار در نظر گرفته شود :

1- صداقت 2- صراحت

یعنی خودمان را برای طرف مقابل بزک نکنیم و همان چیزی که هستیم را نشان دهیم، بدون رودربایستی مسائلمان را مطرح کنیم.البته نباید لحنمان طوری باشد که طرف مقابل احساس ترس کند اما آرامش دادن در گفتگو نباید به معنی نگفتن ،گفتنی ها باشد.

دین ما نسخه ای دارد که بیان می کند در خواستگاری سوالات و خواسته هایمان حول چه محوری باشد.

 

در حدیثی نقل است که امام می فرمایند : اگر کسی به خواستگاری دخترتان آمد از اخلاق و ایمانش سوال کنید. اگر این دوصفت را داشت ، با او موافقت کنید و اگر چنین نکنید ، فساد عظیمی را ایجاد کردید.

پس در خواستگاری هایمان که به روشی صحیح انجام می شود ،آنچه باید پر رنگ گردد،اخلاق محوری و دین محوری است.

ازدواجی پایدار است که در آن هم اخلاق و هم دین داری دیده شود.

بهتر است دختر و پسر هر کدام معیارهای شان را بنویسند و بعد از گفتگو با طرف مقابل ببینند ، واجد و فاقد کدام یک است و سپس تصمیم گیری کنند.

البته اجباری نباید در کار باشد.الگوهای دینی ما اگر شناخته شوند ،مشکلات مان حل خواهد شد.

پیامبر اکرم (ص) وقتی افراد حتی برخی دشمنان دوست نما از دخترشان  - زهرای اطهر (س)- خواستگاری می کردند ، اولین پاسخ شان این بود که با دخترم صحبت می کنم و پاسخ می دهم.

یعنی مشورت می دادند اما فرصت انتخاب را نمی گرفتند.

ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) تلاقی دو دریا بود و نتیجه اش فرزندانی چون گوهر و مرجان.

البته این حرف ها به این معنی نیست که اگر انتخابی غلط بود ، دیگر نمی شود کاری کرد . زن و شوهر هایی که دچار مشکل هستند و انتخاب اشتباهی داشتند ،در این مرحله باید مهارت های لازم را بیاموزند و اختلافات را به حداقل برسانند. پیشگیری بهتر از درمان است. با انتخاب مناسب ، می توان مشکلات را به حداقل رساند

         گروه خانواده و زندگی تبیان

22/06/1390

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

نقش ازدواج در سلامت روان جوانان

 

ازدواج يك امر طبيعي و فطري و يكي از نيازهاي ناگزير بشر است. كسي كه به اين نياز طبيعي پشت كند بدون ترديد، احساس كمبود خواهد كرد وچون برخلاف فطرت حركت مي كند، به دشواري ها و مشكلات جسمي ورواني برخورد مي نمايد. بي شك، يكي از مهمترين عوامل فشارهاي رواني و استرس هاي رو به افزايش در دنياي امروز كه گريبانگير بسياري از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است.
دختران و پسران جوان، درفراز و نشيب زندگي، به محيطي امن و پايگاهي عاطفي نيازمندند و بهترين فردي را كه مي توانند براي تأمين اين نياز، برگزينند، همسراست. دختر و پسر جوان به وسيله ي ازدواج، دركنار يكديگر از آرامش، امنيت و سلامت روان برخوردارمي گردند.

تحقيقات نشان مي دهد که ازدواج باعث پيشگيري از بيماريها وآشفتگي هاي رواني مي گردد. افراد متاهل کمتر افسرده شده و در مقايسه با مجردها از لحاظ عاطفي سالمتر هستند. از سوي ديگر محققان دريافته اند که زنان ومردان ازدواج كرده،كمتر سيگار مي كشند و نيزکمتر به استعمال موادمخدر رومي آورند.

بنياد تحقيقات استراتژيك هريتيج آمريكا در تحقيق اخير خود در مورد ازدواج به اين نتيجه دست يافته است كه هرچند گرايش به ازدواج در ايالات متحده كاهش يافته اما ازدواج هنوز آثار مثبت اجتماعي و فردي خود را از دست نداده است. برخي از كاركردهاي مورد تائيد بنيادهريتيج عبارتند از:-1 ازدواج اثر مثبتي در بهبود وضعيت اجتماعي افراد و مطمئن ساختن آن‌ها دارد2 ـ ازدواج باعث خودداري افراد از دست زدن به كارهاي خطرناك مي‌گرد 3 ـ رفتارهاي ضداجتماعي افراد در اثر ازدواج كاهش مي‌يابد. 4ـ ازدواج گرايشات خودمحورانه و خودخواهانه افراد را كاهش مي‌دهد 5 ـ باعث سلامت جسمي و روحي بهتر زنان و مردان مي‌گردد و رفتارهاي آن‌ها را بهبود مي‌بخشد 6 ـ باعث بهبود روابط اجتماعي و كيفيت زندگي افرادمي‌شود.

پژوهش هاي جامعه شناسان و روان شناسان نيز، حاكي از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. درهمين زمينه، مطالعات اداره بهداشت عمومي امريكا درسال 1980 نشان مي دهد كه بين سلامت رواني و ازدواج، ارتباط معني داري وجود دارد. افراد متأهل درمقايسه با افراد مجرد در وضعيت بهتري از سلامت رواني قرار دارند. نشانه هاي اضطرابي درمقايسه، كمتر در آنها ديده مي شود و درصد كمتري از آنها دربيمارستان هاي رواني بستري اند. همين فوايد ازدواج و تشكيل خانواده، يعني ايجاد اخلاق نيكو در افراد، سلامت و بهداشت رواني، انس، آرامش، مودت ورحمت است كه خانواده را بين ديگر نهادها ي اجتماعي، ناهمانند و منحصر به فرد ساخته است به طوري كه از آن به عنوان ريشه اي ترين نهاد اجتماعي ياد مي شود.

صديقه طيبي

 22/06/1390

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 مهارت های زندگی

مصاحبه با حجت الاسلام شهاب مرادی را می خوانید.

تبیان: دخالت والدین یا دخالت دوستان و اطرافیان در بیشتر موارد باعث ایجاد اختلاف بین زوجین می شود. در این خصوص چه راهکاری را باید در نظر گرفت؟

اولین ضرورت خانواده ی نوپا درک استقلال است یعنی بدانند خودشان یک خانواده هستند ، مثل خانواده ی پدر و مادر همسرشان، چه طور آنها را مستقل می دانند این احساس استقلال را در خودشان هم داشته باشند. دوم این که مناسبات و ارتباطات شان را با سایر خانواده ها، تنظیم کنند.تنظیم نوع رابطه با دیگران  بسیار مهم است.

 

تبیان : لطفاً توضیح بدهید:

ببینید اسلام یک  میزان مشخص و ثابت برای روابط معین نمی کند. یک جا می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش حتی به اندازه ی یک سلام، در جای دیگر می گوید با نزدیکانت در ارتباط باش به اندازه ی نوشیدن یک لیوان آب، یعنی می گوید قطع رابطه نکن. خط قرمز، قطع رحم و قطع رابطه است. کیفیتش می شود کم و زیاد شود ولی نباید قطع شود.

نکته ی بعد این است که همه ی انسان ها می بایست ارتباط خودشان را با خانواده ی اصلی شان که در آن نقش فرزند را دارند حفظ کنند و حقوق واجبی که در قبال پدر و مادر و برادر و خواهرشان به عهده دارند را انجام دهند. این وظیفه است، یعنی باید به عنوان خانواده ی نوپا یک مناسباتی را با خانواده  های اصلی شان داشته باشند و زن و شوهر جوان تمرین کنند تا مناسبات خانواده ی نوپا را با خانواده ی همسرشان تنظیم کنند یعنی کمک همسرمان باشیم درنیکی به والدینش.اما باید دقت کرد که همه ی اینها با حفظ استقلال خانواده باشد. یعنی وقتی خانواده ی ما کاری را برای خانواده ی خودش یا خانواده ی همسرش انجام می دهد یک خانواده ی مستقل این کار را انجام داده ، نه پسر برای پدرش یا دختر برای والدینش. این مطلب جای خودش بحث دارد و می بایست در این خصوص خیلی مهارت ها و خیلی آموزه ها آموزش داده شود.

چند نکته در این خصوص وجود دارد. بعضی وقت ها خانواده ها حمایت می کنند و ما فکر می کنیم که دخالت می کنند.

وقتی حمایت می کنند باید از آنها تشکر کنیم. خود پذیرفتن حمایت، نوعی نشانگر کرامت آدمی است بعضی از زوج ها می گویند ما حمایت کسی را نمی خواهیم. جوان و خانواده ی نوپا اگر در یک قالب درست که کرامت شان حفظ شود کمک یا حمایتی را قبول کنند رفتار کریمانه و شرافتمندانه ای انجام داده اند. دخالت و تحقیر بد است و حمایت خوب و تفاوت این دو باید برای زوج ها و والدین آنها توضیح داده شود.  

تبیان:  رابطه ی کلامی یک زوج با هم چگونه باید باشد؟ حد و حدود احترام زن و شوهر در گفتار به چه شکل باید باشد ؟خصوصاً درحضوردیگران این موضوع پررنگ ترهم هست.

این موضوع خیلی نیاز به آموزش دارد. بعضی جاها می بایست قرین حیا باشد. بعضی جاها می بایست خودمانی ترباشد. در مورد سبک ارتباط کلامی باید ببینیم که زوج ها ازچه کسی آموزش دیده اند؟!

ما اساساً در این خصوص در هیچ زمینه اش آموزش ندیده ایم. خیلی وقت ها نوع ارتباط کلامی ما درمدرسه به حالت جنگ بوده است. در واقع جنگیدن را یاد گرفته ایم در بیان مان- ما اعتراض و  ناسپاسی را یاد گرفته ایم حتی در ادبیات سیاسی ما هم همین طور، مثلاً می گویند مطالبات مردم. مطالبات دولت، همه از هم انگار طلب کارهستند. ببینید این حالت چقدر می تواند در رابطه انسان ها کدورت ایجاد کند.

دو شاخص مهم در رابطه ی ما با یکدیگرمی تواند شاخص مناسبی باشد. یکی میزان تشکر کردن مان ازدیگران و دیگری نحوه ی عذرخواهی کردن مان از دیگران. درست است که می گویند عاقل نباید کاری کند که عذرخواهی کند ، اما خیلی خطاها به طور سهوی اتفاق می افتد. ما باید  در عذرخواهی کردن مودب و مسئولیت پذیر باشیم و راحت عذرخواهی کنیم. در تشکر کردن از دیگران هم باید بسیار راحت باشیم. مردم ما بیشترعلاقمند به انتقاد کردن از همدیگر هستند و این از لحاظ تربیتی و معنوی خطرناک است و در فرهنگِ گفت وگوی افراد جامعه تاثیر گذاشته است.

دو شاخص مهم در رابطه ی ما با یکدیگر می تواند شاخص مناسبی باشد. یکی میزان تشکر کردن مان ازدیگران و دیگری نحوه ی عذرخواهی کردن مان از دیگران

تبیان : می شود گفت که این ارتباط کلامی بین زوج به نوعی برداشت از ارتباط کلامی پدر و مادرها در دوره ی قبل از ازدواج است با نمک رسانه، نوع گفتگویی که در رسانه پخش می شود بیشتر حالت بحث و جدل دارد.اثرگذاری کدام یک بیشتر است، خانواده یا رسانه؟

من پژوهش دقیقی سراغ ندارم که میزان اثرگذاری خانواده و یا رسانه را در ارتباط کلامی تلخ زوج های جوان تحلیل کرده باشد. بهتر است اظهار نظرهای ما مستند و علمی باشد. باید بگویم هر دو موثرند خانواده به جهت استمرارش می تواند موثر باشد و رسانه به جهت تاثیرگذاری ویژه اش.

رسانه ملی و سینما یک تنگناهایی داشته است. خوب ما نمی توانیم نشان دهیم که زن و شوهری همدیگر را می بوسند چون اسلامی و شرعی نیست. روابط عاشقانه را هم با الگوی غربی یا هندی بلد هستند که  آن هم محدودیت دارد -هرچند راه گشا نیست- پس چیزی که به راحتی می شود در رسانه به تصویر کشیده شود یا غم وغصه است یا جر و بحث . اما می شود به نحو دیگری آن را به تصویر کشید، یک مثال بزنم در فیلم آژانس شیشه ای نامه ای که حاج کاظم برای همسرش می نویسد چقدر صمیمی و زیباست یا پاکتی که همسرش برای حاج کاظم می فرستد که چفیه و پلاک در آن است خیلی سکانس فوق العاده ای است، درست است که بیان گر نوعی سختی است اما این سختی به معنای غم و غصه و بدبختی و عجز و ناتوانی نیست. 

تبیان : چرا این مهارت ها را قبل از ازدواج به پسر و دختری که می خواهند ازدواج کنند آموزش نمی دهند؟

مهارت هایی که باید  قبل از ازدواج آموزش بدهیم ، هم ضرورت دارد و هم  گروه های شان با هم فرق می کند. من قبل از اینکه، به زوج ها آموزش بدهم از سال 85 و 86 دربرنامه ی مردم ایران سلام مباحثی درباره  تا مرحله ی قبل از خواستگاری بود. در دانشگاهها به صورت کارگاهی درباره ی باید ها و نباید های انتخاب همسر آموزش هایی داشته و دارم ..

مهارت های زندگی مسائل ساده ای نیست که هر کسی بیاید و ادعا کند که آن را بلد است یا

اگر کتاب و cd اش را  بخوانند می توانند آنها را یاد بگیرند ، مثل اینکه ما یک بروشور آموزش دوچرخه سواری را بین بچه ها پخش کنیم و آن وقت بگوییم بروید و دوچرخه سواری یاد بگیرید. حتماً مربی می خواهد. حتماً نظارت می خواهد. حتماً استاد می خواهد.معلم می خواهد،شما هر چقدر تحصیلات آکادمیک خلبانی ببینید باید یک ساعت مشخصی با استاد پرواز، پرواز کنی تا پرواز را یاد بگیری- کسانی که می خواهند این مهارت های زندگی را فرا بگیرند می بایست در این دوره ها شرکت کنند. حرف بزنند و تمرین کنند و ...

 

مهارت های زندگی مسائل ساده ای نیست که هر کسی بیاید و ادعا کند که آن را بلد است یا اگر کتاب و cd اش را  بخوانند می توانند آنها را یاد بگیرند ، حتماً مربی می خواهد. حتماً نظارت می خواهد. حتماً استاد می خواهد.

تبیان :در مورد موضوع اشتغال، چقدر درگیری های کاری یا درگیرهایی در محیط کار می تواند روی روابط زن و شوهر در خانواده ی نوپا اثر بگذارد یا چه عاملی می تواند بهترین میزان برای حدود این روابط باشد؟

رعایت موازین فقهی. همین 

تبیان : یعنی حضور خانم ها در محیط کاری و اجتماع هیچ تاثیری در نهاد خانواده ندارد؟

حضور زن در جامعه و اشتغال او هیچ ایرادی ندارد .اما در خانواده تاثیر دارد. برای زن بهتر است که زن کار نکند، چرا بهتر است؟ نه به این خاطر که جامعه به او نیاز ندارد به این خاطر که نگاه اصیلی که اسلام به زن دارد واقعاً ویژه است. زن ریحانه است! من معتقدم اسلام بیشتر طرفدار خانم هاست. شاید خیلی ها این نظر مرا قبول نکنند چون این موضوع را خوب تبیین نکرده ایم. مرد باید به زن خدمت کند، باید مواظب او باشد، از او محافظت و نگهداری کند.سرپرستی و خدمت به زن همراه با احترام متقابل و مودت و عشق و مهربانی. بنا براین بهتر است که زن درخانه باشد. این به معنای این نیست که حضورش در جامعه حرام است حضور زن در جامعه و ارتباط او با نامحرم اگر همراه با حجاب و وقار و ضرورت یک رابطه ی شغل مدار معقول ومعمول ، ارتباطی کاملا منطقی  و قطعا بلا اشکال است.

 تبیان : مظاهر جدید یا بهتر بگوییم دست پخت تکنولوژی. Sms (پیامک) ، ماهواره، چت چه اثری در روابط زناشویی می تواند داشته باشد؟

من در این خصوص اتفاقا مقاله ای درسایت خودم دارم که فکر می کنم پاسخ مناسبی به این سوال شما باشد. 

تبیان : بهترین زمان برای ورود بچه ها به زندگی زناشویی، چه زمانی است؟

بهتر است بگویم مدیریت زمان بچه دار شدن. این موضوع تحت تاثیر باورهای گوناگونی است که در خانواده ها شکل گرفته است- مثلاً باوراینکه فرزند مزاحم خوشی و تفریح زوج است و یا اینکه فرزند ما را به ادامه ی زندگی مجبور می کند و ما شاید بخواهیم از هم جدا شویم و یا ...

شاید به جای اینکه ما به افراد تقویم بدهیم  ، بهتر است باورهایشان را اصلاح کنیم که بچه موجب برکت در زندگی شماست. رسول خدا به بچه های شما مباهات می کنند و اینکه فرزند، مزه ی زندگی را شیرین تر و مفهوم خانواده را بهترمی کند.

مفاهیمی از این دست باید به باور تبدیل شود و وقتی به باور تبدیل شد در کنار یک سری مهارت ها و آموزه ها قرار بگیرد. مثلاً علوم پزشکی می گوید که بارداری بالای 34 سال ریسک بالایی دارد. این یک آموزه است که اگراین مطلب را لحاظ کنند بعد خودشان می توانند برنامه ریزی و زمان بندی کنند. یکی دیگر از فواید آخرین بارداری زیر 34 و 35 سال این است که دوره ی بلوغ بچه ها و دوره ی مرز نوجوانی و جوانی پسر و دختر منطبق با دوره ی یائسگی و بحران خاص آن روزهای مادر نمی شود در این وقت چون مادر خودش درگیر بحران یائسگی است دیگر نمی تواند بحران های بچه ها را به خوبی و سهولت مدیریت کند

22/06/1390

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

موضوع : تأثیر ترانه و موسیقی عاشقانه بر ازدواج جوانان

دکتر بدری سادات بهرامی» کارشناسی ارشد مشاوره و دکتری روانشناسی سلامت از دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص تاثیر موسیقی عاشقانه بر جوانان و ازدواج آنها گفت: تحلیل مردم دنیا در مورد موسیقی و ترانه ایران این است که شاعران ایرانی دائماً اشعار عاشقانه می‌سرایند تا اشعار اجتماعی و مردمی.

وی ادامه داد: مردم این اشعار را می‌خوانند و به دنبال یک موضوع برای جایگزینی آن مفهوم عاشقانه هستند. یعنی وقتی که شما می‌خوانید که «تنهایی، همین دستای تنهامه» یا «تمام شهر خالیه، من از عشق تو بیدارم»، دنبال این موضوع هستید که برای این مفهوم، موضوع یا شخصی را بیابید تا مفهومی بهتر را برایتان جایگزین کند.

موسیقی عاشقانه مخاطب را به سوی عاشق شدن سوق می‌دهد
بهرامی با اشاره به اینکه موسیقی عاشقانه مخاطب را به سمت پیدا کردن یک موضوع عاشقانه سوق می‌دهد، بیان داشت: موسیقی و ترانه عاشقانه، ما را به سمت پیدا کردن یک موضوع عاشقانه سوق می‌دهد؛ موضوعی که ما عاشقش شویم تا بتوانیم اشعار عاشقانه‌ای که تا عمق جان نفوذ می‌کنند را به آن شخص و موضوع خاص ارجاع دهیم

این عضو هیئت علمی و آموزشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: شاعران نیز که زیبایی شعرشان به این است که از عشق بگویند، اگر از موضوعات دیگری بگویند، شاید این قدر جذاب نباشد که ترانه یا شعر عاشقانه گفته شود.

شاعران برای جذابیت اشعارشان، عاشقانه می‌سرایند
وی ضمن بیان اینکه شاعران برای جذابیت اشعارشان از موضوع عاشقانه می‌سرایند، اظهار داشت: جوانان ما نیز با اشعار عاشقانه دنبال موضوع یا شخصی می‌گردند تا عشق را به آن نسبت دهند و در تنیجه عاشق می‌شوند.

در ترانه‌ها، جنبه الهی عشق نیز لحاظ شود
بهرامی در خصوص بهبود وضعیت موسیقی‌های موجود در جامعه به خبرنگار برنا گفت: قطع به یقین اگر شاعران، ترانه‌ها یا اشعارشان را به نحوی بگویند که قابلیت اتصال به عشق خداوند را نیز داشته باشد، جنبه الهی عشق را نیز بیان می‌کند؛ یعنی در کنار بیان عشق زمینی باید عشق الهی نیز بیان شود. برای مثال وقتی می‌گوییم «امشب در سر شوری دارم»، همه لحظه‌های این شعر برای عشق به خداوند و یا کسی که محرم شده است، مصداق می‌یابد.

ترانه‌سراها به سمت سُرایش اشعار عمیق عاشقانه سوق یابند
وی پیشنهاد داد: در این خصوص دو توصیه وجود دارد؛ اول اینکه جوانان‌مان را به سمت مفاهیم عرفانی که رشد دهنده است، سوق دهیم و دوم اینکه، شاعران و ترانه‌سراهایمان را به سمت سرایش اشعار عاشقانه عمیقسوق دهیم، یعنی این اشعار به قدری عمیق باشد که از مصادیق عرفانی عشق نیز سخن بگوید و به این ترتیب، هم جوانان ما می‌توانند این اشعار را درک کنند و هم شاعران ما رشد می‌کنند و جوانان نیز به جای اینکه به دلبستن‌ها و دل‌شکستن‌های زمینی و سطحی فکر کنند به مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه برسند. به این ترتیب است که ترانه‌ها، جوانان را به سمت فرهنگ صحیح ازدواج سوق می‌دهند.

بیان مفاهیم پیچیده انسانی توسط شعر، نافذتر و تاثیرگذارتر است
بهرامی در پاسخ به این سوال که آیا جای ترانه‌هایی که ارزش‌های واقعی زندگی مشترک را نمایان می‌کنند، خالی نیست، به خبرنگار برنا گفت: خیلی مواقع، وقتی خیلی از مفاهیم ارتباط بین فردی را در قالب ترانه‌ای می‌گوییم، این نوع از بیان آن قدر رسا، نافذ و تاثیرگذار است که جای ساعت‌ها گفت‌وگو را نمی‌گیرد و این موضوع به ایجاب هنر بر می‌گردد. مثلا قطعه:
کنار تو بد آوردم، نرفتم
کنار تو شکستم، خون دل خوردم، نرفتم
تحمل کردم این درماندگی را، از این زندگی مُردم، نرفتم
عمق سازگاری یک زوج را در زندگی زناشویی‌شان می‌رساند و در واقع اگر ساعت‌ها از درد و رنج این زوج صحبت شود، نتواند مفهوم را برساند ولی ایجاب هنر این مفهوم را به راحتی انتقال می‌دهد؛ یعنی با چند خط ترانه یا شعر می‌توانیم صدها خط حرف را در چند دقیقه و به صورت رساتر و عمیق‌تر بیان کنیم.

از تاثیر منفی ترانه عاشقانه نمی‌توان گذشت

وی در پایان تصریح کرد: همان طور که نمی‌توانیم منکر تاثیر مثبت موسیقی و ترانه شویم، اما از تاثیر منفی ترانه‌ها نیز نمی‌توان گذشت؛ یعنی به صورت عینی جوانان و نوجوانان و حتی بزرگسالان ما با شنیدن این ترانه‌ها و موسیقی‌ها، عاشق می‌شوند. یعنی مصداق این برداشت دنیا از مردم ایران می‌شود که مردم ایران عاشقند و بالاترین آمار عاشقی را دارند، چراکه بیشترین تعداد اشعار عاشقانه متعلق به مردم ایران است.

دکتر بدری سادات بهرامی
[ کارشناسی ارشد مشاوره و دکتری روانشناسی سلامت ]

گفت و گو: آزاده فضلی - برنا

22/06/1390

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" 


عشق واقعي را چطور تشخيص بدهيم؟

درباره عشق حرف و حديث بسيار است اما براي اينکه نظر يک روانشناس را در اين باره بدانيم با دکتر بدري سادات بهرامي مشاوره خانواده و مدرس دانشگاه گفتگو کرده ايم که مي خوانيد.
سلامت : بيشتر جوان‌ها مي‌خواهند عشقي را تجربه کنند که هيچ‌گاه درگير روزمرگي و تکرار و نابودي نشود. آيا مي‌شود به اين عشق آرماني رسيد؟
بله. اگر دو نفر به رشد کامل رسيده باشند و علاوه بر تجربه عشق به خود و رضايت‌مندي از شرايط زندگي، به مرور زمان کششي را نسبت به هم پيدا کنند به عشقي پاک و ماندگار مي‌رسند. عشق به خود اگر وجود نداشته باشد، حتم بدانيد نمي‌توانيد ديگري را دوست بداريد.
سلامت : آيا اين عشق بايد حتما پيش از ازدواج وجود داشته باشد؟
اگر دو نفر به محض اينکه عاشق هم شدند تصميم به ازدواج بگيرند و از هيچ مشاوره‌اي استفاده نکنند، به احتمال زياد شکست خواهند خورد. چرا که عشق، راهي براي تجزيه و تحليل عقل باقي نخواهد گذاشت اما افرادي که برطبق اصول عقلي و منطقي و تناسب‌هايي که با هم دارند تصميم به ازدواج مي‌گيرند پس از شروع زندگي، عشق و علاقه بين آنها ايجاد مي‌شود.
سلامت : عشق را مي‌شود تعريف کرد؟
عشق در روان‌شناسي يک تعريف قابل قبول دارد، احساس هيجاني نسبت به معشوق که توام با درد و رنج است و با وصال او به آرامش مي‌رسد. اولين عشقي که همه تجربه کرديم عشق مادر است که در اين عشق، يک‌ سوي رابطه بي‌دريغ و بدون قيد و شرط به ديگري ابراز علاقه مي‌کند و در قبال اين عشق، فقط يک چيز مي‌خواهد و آن اينکه او را تحت کنترل خود قرار دهد. اين عشق براي ازدواج دوام نخواهد داشت چون يک آدم نمي‌تواند تا ابد مانند يک رودخانه جاري و يک‌طرفه عشق بورزد بدون اينکه پاسخي دريافت کند و در عين حال، طرف مقابل هم نمي‌تواند تا ابد همه سلايق و انتخاب‌هاي زندگي‌اش را به ديگري بسپارد.
سلامت : مگر عشق با قيد و شرط هم وجود دارد؟

بله عشق پدرانه. عشق پدر عشقي با قيد و شرط است. پدر مي‌گويد به شرطي که انتظارات مرا برآورده کني دوستت دارم. در ميان بزرگسالان نيز اين عشق وجود دارد اما در گذر سال‌هاي زندگي يک نفر نمي‌تواند هميشه قيمت محبت شما را بپردازد و انتظارات‌تان را برآورده کند.
نوع ديگر هم عشق کودکانه است. بچه‌ها هر کسي که دوستشان داشته باشد، دوست‌ دارند و تنها شرط دوست داشتن‌شان اين است. اين عشق را هم در ميان بزرگسالان مي‌بينيم که اين عشق نيز در گذر زمان از بين مي‌رود.
سلامت : عشق واقعي را چطور تشخيص دهيم؟
اين عشق مشخصه هايي دارد. اولين آن احترام است. عشق واقعي آن است که طرف مقابل را همان‌طور که هست، با همه تفاوت‌هايي که با ما دارد دوست داشته باشيم. فاکتور بعدي اين است که در جهت رشد يکديگر دلسوزانه بکوشيم. مشخصه سوم دانايي است. بايد استعدادهاي هم را بشناسيم و موجب تعالي هم شويم. فاکتور بعدي احساس مسووليت است. اينکه تلاش کنيم طرف مقابل حس خوشايندي داشته باشد. عشق واقعي مفهومي تعالي‌بخش است که بين دو آدم رشد يافته صورت مي‌گيرد. پس شامل افرادي که براي يافتن راهي که خلا آنها را پر کند عاشق مي‌شوند، نمي‌شود. اگر اين عشق پاک ميان دو نفر صورت بگيرد که تناسب‌هاي لازم ازدواج را دارند، بسيار مطلوب است و به درجات بالايي از خودشکوفايي و دگرشکوفايي مي‌رسند. چون دو انسان رشديافته مي‌توانند به تعالي هم کمک مي‌کنند.
سلامت : يعني اين عشق کمرنگ و تکراري نمي شود؟
اينکه مي‌بينيم و مي‌شنويم بعد از مدتي عشق سوزان آغازين کمرنگ مي‌شود به اين معني است که عشق آنها عشق واقعي نبوده است.
سلامت : چرا گاهي اوقات عشق به نفرت تبديل مي‌شود؟
عشق همسايه ديوار به ديوار نفرت است وقتي که عشق، واقعي نيست، وقتي شما با عشقي کودکانه با ديگران ارتباط برقرار مي‌کنيد اين امکان که عشق به نفرت تبديل شود وجود دارد اما عشق واقعي هرچه از استمرارش بگذرد کامل‌تر و مستحکم مي‌شود. عشق واقعي عادي نمي‌شود و هيچ‌گاه به نفرت تبديل نمي‌شود.
سلامت : اينکه مي‌گويند عشق در يک لحظه ايجاد مي‌شود درست است؟
خير. اصولا به وجود آمدن عشق، نيازمند زمان است و عشق واقعي به تدريج حاصل مي‌شود. آنچه در يک آن و يک نگاه حاصل مي‌شود تحريک جنسي و هوس است که با وصل به معشوق پايان مي‌يابد.
سلامت : آدم‌ها بر چه اساسي عاشق مي‌شوند؟
علاقه آدم‌ها به هم ريشه‌هاي متعددي دارد و تک متغيري نيست. گاهي افراد به جاذبه تفاوت‌ها جذب هم مي‌شوند. مثلا فردي که خودش کم‌ حرف است جذب فردي مي‌شود که اتفاقا خوش‌زبان و مجلس گرم‌کن است. بعضي‌ها به جاذبه تشابه‌ها عاشق هم مي‌شوند يعني مي‌گويد فلاني کاملا مثل خودم است و انگار سال‌هاست مي‌شناسمش و نوع ديگر جاذبه بر اساس ويژگي‌هاي پاتولوژيک است. افرادي که داراي اختلالات رواني مکمل هستند مجذوب هم مي‌شوند. براي مثال، خانمي با اختلال شخصيت هيستريونيک نيازمند توجه و تعريف و ديده شدن است با مردي با اختلال شخصيت وابسته يا شخصيت مرزي عاشق هم مي‌شوند. در بين مراجعان من عشاق زيادي بودند که پس از درمان اختلالات شخصيتي با تعجب مي‌گفتند: « واقعا من عاشق او بودم؟» توصيه من اين است که افراد پيش از ازدواج حتما تحت مشاوره قرار بگيرند.

دکتر بدري سادات بهرامي---برگرفته از سایت سلامت

 

22/06/1390

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

طلاق

آمار بالای طلاق در کشور ما؛ یعنی رقم 2/9درصد در فاصله زمانی سال80 تا 85، در مقابل رقم 96/3درصد ازدواج در همین فاصله زمانی؛ آمار بسیار نگران‌کننده‌ای است.

 آماری که نشان می‌دهد چه میزان بی‌اعتمادی، ناآگاهی و سهل‌انگاری در میان جوانان ما وجود دارد که  بسیاری از آنها را اندکی پس از آغاز زندگی مشترک به فکر جدایی می‌اندازد. تردیدی نیست که مقصر اول و آخر، جوانان نیستند.

بالا بودن آمار دوستی‌های پیش از ازدواج و بی‌نیازی برای رفع این نیاز به صورت واقعی و منطقی؛ ترس از افزایش سن، اجبار خانواده‌ها به ازدواج، مراجعه نکردن به مراکز مشاوره و هزار و یک دلیل ریز و درشت دیگر؛ جوان را به سمت انتخاب بدون تفکر سوق می‌دهد اما درست کمی بعد از ازدواج، به نظر می‌رسد جدایی بهترین راه رهایی از این انتخاب نادرست است.

همه این دغدغه‌ها باعث شد تا برای پیدا کردن پاسخ این پرسش‌ها و ضرورت مشاوره پیش از ازدواج  با دکتر بدری سادات بهرامی، دکترای مشاوره خانواده و استاد دانشگاه امام حسین؛ به گفت‌وگو بنشینیم. در این گزارش مقایسه‌ای نیز بین وضعیت مشاوره پیش از ازدواج در کشورمان با کشورهای غربی داریم. بخش نخست این بررسی در این شماره از نظرتان می‌گذرد.

مشاوره در کشور ما و دیگران
هرچند در کشورهای غربی شیوه آشنایی و ارتباط 2جنس مخالف با کشور ما کاملا متفاوت است، اما یکی از نکات مورد توجه در این کشورها کمک گرفتن از مشاور برای آگاهی از مسائل  مربوط به ازدواج است.

همان‌طور که در کشورهای غربی از وکیل برای انجام کارهای حقوقی کمک می‌گیرند، برای ازدواج نیز از راهنمایی‌های مشاور استفاده می‌کنند. دکتر بهرامی در این‌باره می‌گوید: «بهترین زمان مشاوره زمانی است که حتی هنوز مورد خاصی برای ازدواج دختر یا پسر وجود ندارد. به این دلیل که اول باید معیارهای درست انتخاب همسر به دختر یا پسر آموزش داده شود و پس از آن انتخاب انجام شود.»

آمارها نشان می‌دهد چیزی حدود 56/73درصد از جوانان غربی پیش از ازدواج، تنهایی یا همراه با فرد موردنظرشان به مشاور مراجعه می‌کنند و از راهنمایی‌های مشاور بهره می‌گیرند. سطح تحصیلات این جوانان نیز متفاوت است و از کم‌سواد تا تحصیلات بالا را شامل می‌شود. اگرچه در کشور ما هم مراجعه به مشاور مورد توجه قرار گرفته؛ اما اصلا کافی نیست.

دکتر بهرامی  معتقد است: «مراجعه به مشاور پیش و پس از ازدواج در کشور ما هم  افزایش یافته است ولی کافی نیست. از طرفی این مراجعه‌ها بیشتر مربوط به قشر دانشجو است، پس نشان می‌دهد هنوز فرهنگ‌سازی لازم در این‌باره صورت نگرفته است. فکر می‌کنم رسانه‌ها می‌توانند در این‌باره فرهنگ‌سازی کنند. به‌ویژه رسانه‌ها یا برنامه‌هایی که مخاطب اصلی آنها رده سنی نوجوان و جوان است.»

دکتر بهرامی درباره سن مراجعه‌کنندگان توضیح داده و می‌گوید: «در ایران رده سنی مراجعه‌کنندگان بین 22 تا 35سال است که سن مناسبی نیست. سن مراجعه باید 5سال کاهش پیدا کند. یعنی با اولین برخوردها با جنس مخالف باید از مشاور کمک گرفت تا راه را به خطا نرفت.» به این ترتیب نتیجه می‌گیریم که در کشور ما  فرهنگ‌سازی لازم برای مراجعه زوج‌های جوان صورت نگرفته است  و این ناآگاهی می‌تواند یکی از دلایل آمار بالای طلاق در جامعه ما باشد.

با هم برویم یا بی‌هم
به عقیده روان‌شناسان مشاوره زمانی ثمربخش است که  هر دو نفر به مشاور مراجعه کنند. اگرچه مشاوره تک‌نفره هم ثمربخش است، اما بیشتر در شرایط خاص و به تشخیص مشاور اثربخش خواهد بود. دکتر بهرامی درباره شکل مراجعه زوج‌های جوان پیش از ازدواج می‌گوید: «اغلب مراجعه‌ها تک‌نفره است و آمار دخترها بیش از پسرها است.»

دکتر بهرامی علت استقبال دخترها را توجه آنها به شروع یک زندگی موفق و تداوم این وضعیت در زندگی زناشویی دانسته و معتقد است: «کانون خانواده و حفظ امنیت و آرامش آن برای دختر‌ها مقدم بر هر چیز دیگری است اما برای مردها موفقیت‌های شغلی بر هر چیز دیگری مقدم است.

 این تفاوت دیدگاه دلیل اصلی امتناع مردها برای مراجعه به مشاور است و همین امر یکی از اصلی‌ترین دلایل ایجاد مشکل در زندگی  مشترک و حل‌ نشدن مشکلات ریز و درشت است.» بنابراین مراجعه تک‌نفره باری از مشکلات زوج‌های جوان برنمی‌دارد؛ هرچند بهتر از هیچ است!

بی‌مشکل برویم یا با مشکل
در کشورهای غربی مبنای مراجعه زوج‌های جوان، پیش  از ازدواج، بروز مشکل نیست بلکه  مراجعه آنها با هدف مشورت و کسب آگاهی است اما در کشور ما بروز مشکل دلیل اصلی مراجعه به مشاور در همان عده اندک  است.

در حقیقت به عقیده دکتر بهرامی زوج‌های ما پس از بروز مشکل و ناتوانی در حل آن به مشاور مراجعه می‌کنند که در اغلب موارد مشاوره هیچ دردی از آنها دوا نمی‌کند. به گفته دکتر بهرامی اگر مشورت برای شروع زندگی مشترک مبنای مراجعه به مشاور باشد، می‌توان به موفقیت در ازدواج تقریبا مطمئن بود.

مشکلات‌مان چیست
دکتــر بهرامی دربــاره شاخص‌ترین مشکلات مراجعه‌کننده‌ها می‌گوید: «دامنه مشکلات گسترده است؛ اما شاخص‌ترین آن ناآشنایی زوج‌ها با مسئله فردیت و نیازهای مشترک است. به این معنی که دختر یا پسر تصور می‌کنند پیش و پس از ازدواج، طرف مقابل برده آنهاست و باید هر لحظه و هر جا از وضعیت او مطلع باشند.

در حقیقت برای تنهایی و نیازهای فردی  همدیگر احترام قائل نیستند. با طرف مقابل مثل یک شیء رفتار می‌کنند. زوج‌های جوان ما  مهارت داشتن رابطه سالم با حفظ آزادی‌های فردی را ندارند. همین امر رابطه آنها را در هر مرحله دچار مشکل می‌کند.» اگرچه آزادی‌های فردی نباید لطمه‌ای به کانون خانواده وارد کند؛ اما این شکل رفتار کردن نیز مورد تأیید نیست.

نداشتن استقلال عاطفی یکی دیگر از مشکلات زوج‌های جوان ماست. به این معنی که دختر و پسر باید با عواطف و احساسات منطقی‌شان - و نه با القای احساسات از سوی والدین - شریک زندگی‌شان را انتخاب کرده و با او رفتار کنند.

 دکتر بهرامی درباره استقلال عاطفی معتقد است: «زوج‌های جوان ما در مرحله آشنایی پیش از ازدواج، به جای آنکه با تفکر، احساسات منطقی و شعور‌شان تصمیم بگیرند، با فکر و احساسات والدین‌شان تصمیم می‌گیرند چون آموزش درستی در این‌باره ندیده‌اند. مراجعه به مشاور به راحتی می‌تواند آنچه را که نیاز دارند به آنها بیاموزد.»

 در حال حاضر این وابستگی هر روز بیشتر می‌شود، چون جوانان ما هر روز به والدین‌شان بیشتر وابسته می‌شوند. شاید بتوان گفت با وجود همه مشکلات ناشی از استقلال زودهنگام جوانان غربی، یکی از نکات مثبت این استقلال، رسیدن به استقلال عاطفی در زمان مقرر است.

 مهتاب خسروشاهی

22/06/1390

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

یک ازدواج موفق (آزمون روانشناسی )

 

انسان‌های موفق در یک مساله با هم مشترک هستند. همه آنها تصویری دقیق از خود و توانایی‌هایشان دارند. بدین ترتیب می‌توانند از استعدادهایشان در راه درستی استفاده کنند. شما هم اگر دوست دارید در زندگی انسانی موفق شناخته شوید، باید بکوشید به خودشناسی دست پیدا کنید. آزمون زیر به شما در این راه کمک می‌کند:

 

1   -   به نظر شما، بهترین شیوه برای این که اطمینان یابید که طرف مقابل‌تان کاملا برازنده و مناسب حال شماست، چیست؟

الف  - اینکه خواسته‌ها و سلایق‌تان در زندگی، عینا مثل هم هستند.

ب - اینکه شما در این ارتباط، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشکلی بین‌تان وجود ندارد.

ج -  اینکه به اتفاق هم با مشکلات مواجه می‌شوید و مبارزه می‌کنید و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می‌شوید.

د  -  اینکه والدین و خانواده‌تان، او را تایید می‌کنند.

2  -  به نظر شما، زوج‌ها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسائل مهم زندگی مشترکشان را حل و برطرف کنند؟ 

الف - این که ابتدا مشخص کنند چه کسی در اشتباه است و حق با کدام یک است. 

ب - حتی در صورت ناراحتی و نارضایتی شدید، باید مدام و همواره در مورد آنها با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند. 

ج  - آنها را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.

د  - تمام حواس و توجه خود را روی آنها متمرکز کنند و گوش دل و جان به حرف‌ها و پیشنهادهای یکدیگر بدهند.

3  -  واژه ماه‌عسل دوره و مرحله‌ای از زندگی مشترک زوج‌ها محسوب می‌شود که:

الف  -  باعث می‌شود اطمینان پیدا کنیم که همسرمان کاملا برازنده و مناسب حال ماست.

ب  -  فرصتی در اختیارمان قرار می‌دهد تا دریابیم که آینده زندگی مشترکمان به چه شکلی پیش خواهد رفت.

ج  -  تا حدی مسخره و بچگانه است و نمی‌توانیم طی آن دوره زندگی طبیعی خودمان را ادامه دهی

د  -  اگر واقعا همسرمان نیمه گمشده و برازنده ما باشد، این دوره می‌تواند تا ابد به همان شکل ادامه داشته باشد. 

4  -  در زندگی مشترک زوج‌ها، ممکن است تفاوت‌ها، اختلاف نظرها و مشکلاتی قدعلم کنند، اینها: 

الف  -  نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید.

ب  -  دلایل و عللی هستند که باعث می‌شوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید.

ج  -  به منزله علائم هشداردهنده‌ای هستند که ثابت می‌کنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی‌خورد.

د  -  به منزله علائم و نشانه‌هایی هستند که به ما می‌گویند زمان آن فرا رسیده است که چیزهای جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم.

5  -  زوج‌هایی که همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی‌شان را با یکدیگر تقسیم می‌کنند با زوج‌هایی متفاوت هستند که دائما ابراز نارضایتی و ناراحتی می‌کنند و دلشان با یکدیگر نیست. به نظر شما، تفاوت اصلی آنها در چیست؟

الف  -  زوج‌های گروه اول، هرگز عصبانی نمی‌شوند، جر و بحث به راه نمی‌اندازند و دعوا مرافعه نمی‌کنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ می‌کنند و خویشتندار هستند.

ب  -  زوج‌های گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمی‌زنند و در واقع در زندگی‌شان، موش نمی‌دوانند.

ج  -  زوج‌های گروه اول مسائل و مشکلات، تفاوت‌ها و اختلاف‌نظرهای کمتری دارند، در نتیجه بیشتر فرصت پیدا می‌کنند که به یکدیگر برسند و از زندگی‌شان لذت واقعی ببرند.

د  -  زوج‌های گروه اول، برای حل و رفع مسائل و مشکلات موجود در زندگی مشترکشان، از ابزار، تجهیزات، شگردها، راهکارها و تدابیر زیرکانه‌تر و بهتری برخوردارند.

نتیجه آزمون 

سوال 1: الف 3 امتیاز، ب 2 امتیاز، ج 4 امتیاز و د 1 امتیاز

سوال 2: الف 3 امتیاز، ب 2 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 4 امتیاز

سوال 3: الف 2 امتیاز، ب 4 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 3 امتیاز

سوال 4: الف 2 امتیاز، ب 3 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 4 امتیا 

سوال 5: الف 2 امتیاز، ب 3 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 4 امتیاز

 

اگر امتیازتان بین 17 تا 20 است، به شما تبریک می‌گوییم! شما بخوبی از نقاط ضعف و قوت شخصیت خودتان آگاهید و معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و همسرداری را کاملا و بخوبی درک کرده‌اید. شما می‌دانید که هر ارتباط مشترکی، از فراز و نشیب‌های خاصی برخوردار است و قادرید خودتان را با آنها هماهنگ و سازگار کنید و مشکلات و موانع را از سر راه بردارید. در هنگام مواجهه با یک اختلاف‌نظر یا اختلاف سلیقه با همسرتان، ابتدا خود را به جای او می‌گذارید و از دریچه دید او به مسائل می‌نگرید. اشتباهات خود را براحتی می‌پذیرید و در صورت لزوم حاضرید مصالحه و گذشت کنید. قطعا با این روحیه ایثار و همدلی که شما دارید، حتی قادرید کوه را از جای خود بلند کنید و از یک زندگی مشترک پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشید.

اگر امتیازتان بین 13 تا 16 است، شما از روحیه‌ای فداکار و ایثارگر برخوردارید، ولی مایلید همسرتان نیز بموقع شما را درک کنید و ازخودگذشتگی نشان دهد. ممکن است در هنگام مواجهه با مشکلات، ابتدا کمی خودتان را ببازید و دچار حالت سردرگمی و بلاتکلیفی باشید؛ ولی خیلی زود به خودتان می‌آیید و اوضاع را به بهترین نحو سروسامان می‌دهید. متاسفانه در هنگام پذیرفتن اشتباهات و خطاهایتان، کمی سرسخت و لجوجانه عمل می‌کنید؛ ولی با کمی تامل و سبک و سنگین کردن جوانب امر، قادرید به راهکارهایی مناسب دست یابید و بر موانع و مشکلات فائق آیید.

اگر امتیازتان بین 9 تا 12 است، شما فردی سرسخت و خودرای هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه‌دار و عمیق‌تان بشدت اصرار می‌ورزید و مایلید آنها را در زندگی مشترکتان اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه دست یابید و بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترکتان و شناخت هرچه بیشتر با یکدیگر، با همفکری همسرتان، آنها را با در نظر گرفتن وضعیت ارتباط‌تان، به کار گیرید. متاسفانه در هنگام مواجهه با مشکلات و موانع، بسرعت دست و پایتان را گم می‌کنید و قادر نیستید بدون گرفتن کمک فکری از اطرافیانتان به رفع و حل آنها بپردازید.

بهتر است در این طور مواقع، ابتدا به غور و بررسی پیرامون مشکل پیش‌آمده بپردازید و با گرفتن کمک فکری و معنوی از همسرتان، بدون دخالت دادن اطرافیان، مشکلات را حل کنید. 

اگر امتیازتان بین 5 تا 8 است، ابتدا باید به این سوال پاسخ دهید: آیا معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و ارتباط دوجانبه را بدرستی درک کرده‌اید؟ اگر پاسخ‌تان به این سوال منفی است (که حتما همین طور است، چون امتیازات شما نمایانگر آن است)‌ قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج، بایستی به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوج‌های اطراف‌تان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آنها را فرا بگیرید. متاسفانه از قدرت تصمیم‌‌گیری بالایی برخوردار نیستید و حرف‌های دیگران بسرعت و بسهولت رویتان اثر می‌کنند، بدون این که پیرامون آنها بیندیشید و بعد از کمی جرح و تعدیل در آنها، اقدام کنید.

زندگی مشترک بسان خیابانی دوطرفه است که باید حق و حقوق طرفین در آن، به طور یکسان و مساوی رعایت شود، وگرنه مشکلات و موانعی بر سر راهتان قد علم می‌کنند که حل و رفع آنها غیرممکن است.

  

18/06/1390

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

موضوع : 31 نکته زیبا و خواندنی در مورد زندگی


 

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر

از یاد خدا غافل مشو,فروتن باش

پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.

از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو « می‌دانم چه حالی داری » چون در واقع نمی‌دانی.

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می‌خواهی نوعی شانس و اقبال است.

هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می‌داند.

از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی‌لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.

در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.

وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی‌خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: «برای چه می‌خواهید بدانید؟»

هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

وقتی احساس خستگی می‌کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.

هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.

راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

سعی کن از آن افرادی نباشی که می‌گویند : آماده، هدف، آتش

هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می‌بخشد.

وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.

هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می‌رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن. اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن. در روز تولدت درختی بکار

طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی‌شوی.

ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

شیر کم چرب بنوش.

هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.

فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می‌رود که برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند.

02/06/1390

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" 

 

شخص غايب هميشه مورد سرزنش است.((مثل لهستاني))

 

مردم حتي زماني هم كه از شما مي خواهند معايب شان را آشكارا به آنها بگوييد، انتظار ستايش و تحسين دارند.((ويليام سامرست موام))

 

مردم را در غيب همان گوي كه در [ پيش ] روي تواني گفت.((خواجه عبدا... انصاري))

 

مشكل ترين كارها اين است كه انسان خود را بشناسد و آسانترين كارها اين است كه از ديگران عيب جويي كند.((لردآويبوري))

 

وقتي مردم از كسي تعريف مي كنند كمتر كسي باور مي كند، ولي وقتي كه از كسي بدگويي مي كنند همه باورشان مي شود.((؟))

 

اگر ما ديگران را در سختيها و گرفتاريها دلداري دهيم، خود نيز آرام مي شويم.((آبراهام لينكلن))

 

موفق ترين مديران كساني هستند كه تا وقتي " كهنه " خوب است از آن استفاده مي كنند و به محض اينكه " نو " بهتر شد آن را در اختيار مي گيرند.((رابرت وندرپول))

 

آن كس كه از اول مي داند به كجا مي رود، خيلي دور نخواهد رفت.((ناپلئون بناپارت))

 

اسارت و بندگي مردم به خود آنها و ميزان تحمل رنج و قبول فداكاري شان بستگي دارد.((گاندي))

 

تو مي كوشي كه آسوده تر باشي، من مي كوشم كه ديگران آسوده تر از من باشند.((سعيد نفيسي))

 

خود را قرباني كنيم بهتر است كه ديگران را.((گاندي))

 

رَد راستي، رَد خويشتن است.((اُرد بزرگ))

 

گمان مبر كه ديگران تو را به آرمانت خواهند رساند.((اُرد بزرگ))

 

دانشمند شيمي كه با مواد خطرناك به آزمايش مي پردازد و پزشكي كه در معرض ابتلا به بيماريهاي واگيردار است، همه به دليل وظيفه شغلي و احساس نبوغ خود فداكاري مي كنند.((جان كاينرل))

 

فداكاري در دو مورد خوب است : اول اينكه تنها راه باقي مانده باشد و از هيچ راه ديگري غير از جانفشاني نتوان به هدف مورد نظر دست يافت. دوم آنكه بدانيم ديگران با اين فداكاري خوشبخت خواهند شد.((موريس مترلينگ))

 

كساني كه ترك دنيا مي كنند، بهترين راه استفاده از دنيا را يافته اند.((حجازي))

داريد كه در دوره حيات از دست شخصيت خودتان و آنچه كه نامش را «من» مي گذاريد، چقدر آسيب ديده ايد؟ تمام اوقات تلخي ها، رنجها، زيانها، بدبختي ها و ناكامي هاي شما در طول مدت حيات از دست همين «من» بوده است.((موريس مترلينگ))

 

آتش را نمي توان با آتش خاموش كرد.((مثل يوناني))

 

اگر انسان يك روز از خودخواهي [ اش ] بگذرد، همه او را نيك خواهند گفت.((كنفوسيوس))

 

ابن سینا: من در میان موجودات از گاو خیلی می ترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد!

 

لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می شود، می تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می شود، شکست دهد. ((نارسیس))

 

مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می شوی و مهم تر آنکه خوک از این کار لذت می برد. "جورج برنارد شاو"

 

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.(مونتسکیو)

 

دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند.*انیشتین

 

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی......
نلسون ماندلا


یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را
مثل : بابا، مامان، پدربزرگ....

 

مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند."آلبرت انیشتین"

 

روان نژندها توی آسمان، قصرها می سازند. روان پریش ها توی آن ها زندگی می کنند. روان پزشک ها می روند اجاره ها را می گیرند.

 

جملۀ «نگران نباش، درست اش می کنیم.»، از مقدس ترین عباراتِ دنیاست. فکر می کنم کسانی که روزی این جمله را از کسی می شنوند، جزء آدم های خوش شانس دنیا به حساب می آیند. «نگران نباش، درست اش می کنیم.»

 

خود فریبی به این صورت بیان شده است که انگار روی وزنه ای ایستاده اید تاخود را وزن کنید، در حالی که شکم تان را تو داده اید.چارلز استیون هامبی

 

بچه دار شدن تصمیم خطیری ست. با این تصمیم می گذارید که قلب تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن تان به سر برد. / الیزابت استون

 

می شود از امشب قانون تازه ای در زندگی بنا بگذاریم؟ همواره بکوشیم قدری بیش تر از نیاز، مهربان باشیم.جی. ام. بری


شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم. / الکس تان

 

دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند.انتوان چخوف

 

بهتر است که در این دنیا فکر کنم خدا هست و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست . و این بسیار بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست و در آن دنیا بفهمم که هست .
آلبر کامو

 

جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کسی بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.پروفسور حسابی

 

هر شکلی از حکومت محکوم به نابودی با افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است"ویل دورانت"

 

مردم دو دسته اند، یا گول می خورند یا گلوله...
از دفتر خاطرات یک دیکتاتور

 

هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ

 

من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم. اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود. گرایش به خشنود ساختن همگان.افلاطون


وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی

 

 """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

اعتقادات مردم دنیا در مورد مرد و زن

1- مردم فیجی اعتقاد دارند، روح مرد مجرد به بهشت نمی رود و چنانچه مردی پیش از ازدواج از دنیا برود، روحش به خاکستر تبدیل شده و تا ابد در عذاب می ماند.
 

2- مردم جزیره ای کوچک در فیلیپین معتقدند زن تا پیش از ازدواج دارای روح نیست.
 

3-در گذشته در روم، عروس ها به جای دسته گل دسته ای سیر یا رزماری به دست می گرفتند که نشان باروری و خوش یمنی بود.
 

4- از آنجا که سفید، رنگ عزاداری در برخی کشورهای شرقی است، هندی ها معتقدند لباس عروس نباید سفید باشد.
 

5- لاس وگاس با سالیانه 100000 زوج، بزرگترین مقصد ماه عسل های جهان است و بعد از هاوایی با 25000 ماه عسل در سال قرار دارد.
 

6- حلقه ازدواج در انگشت سوم دست چپ انداخته می شود زیرا مصریان معتقدند بودند رگی از این انگشت مستقیم به قلب می رود.
 

7- تور روی سر از قدیم نشان معصومیت و محافظت او از ارواح خبیث بود. در قدیم تور روی سر عروس به رنگ های زرد و قرمز و آبی نیز پوشیده می شد. تور سفید از دوران ویکتوریا مد شد و نشان این بود که عروس به قدری کافی ثروتمند است که بتواند سفید بپوشد.
 

8- در بسیاری از فرهنگ ها، داماد، عروس را در شب عروسی می دزدید و دوستان داماد نیز در این کار او را یاری می کردند. هنگام جاری شدن عقد داماد در سمت راست عروس می ایستاد و دست راست داماد برای استفاده از شمشیر جهت مبارزه با رقیب احتمالی آزاد می مانند.
 

9- تعدادی ساقدوش مامور ریختن گل در مسیر رسیدن عروس و داماد به محراب می شدند تا با این حرکت نمادین، مسیری شاد و زیبا برای زندگی آتی آنها بسازند.
 

10- در برخی کشورهای شرقی، ریختن دانه های برنج روی سر عروس و داماد، نوعی دعای باروری و نیکروزی است.
 

11- مهمانان درجه یک در برخی کشورها و در دوران گذشته تکه هایی از دنباله لباس عروس را به عنوان دفع شر، پاره می کردند.
 

12- کیک عروسی از زمان روم باستان نشانه شادی و خوشی بوده و در قرون وسطی، رسم بوسه عروس و داماد در کنار کیک، پررنگ شده است.
 

13- در برخی کشورهای آفریقایی دعای "امیدوارم 12 فرزند برای داماد بیاوری" نوعی آرزوی خوشبختی برای عروس است.
14-
در اروپای قدیم کفش نوعی وسیله مقدس به شمار می رفت چرا که موجب بالا آمدن فرد از سطح زمین می شد و رسم بود در شب عروسی پدر عروس یک جفت کفش به داماد هدیه دهد و با این کار اختیار دختر خود را به او بسپارد.
 

15- در بریتانیای قدیم رسم بود که عروس در شب عروسی جاروی گردگیری شومینه را ببوسد زیرا جارو جهت زدودن خاکستر استفاده می شد و با این کار عروس متعهد به زدودن تیرگی های خود می شد!
 

16- در افغانستان قدیم داماد جهت خواستگاری تکه ای از موی عروس را می برید یا تکه ای آشغال به سمت عروس پرت می کرد!
 

17- در برخی کشورهای بودایی دختران از 9 سالگی شروع به دوختن لباس عروس خود می کنند و اگر تا پیش از 14 یا 15 سالگی ازدواج نکنند، ترشیده محسوب می شوند.
 

18- عروس های یونانی باور داشتند گذاشتن مقداری شکر یا قند در لباس عروسی، در زندگی آینده شان شادی به همراه می آورد.
 

19- به عنوان نماد باروری مردم ایرلند، پای مرغی آماده تخم گذاری را در شب زفاف به تخت عروس و داماد می بستند.
 

20- از آنجا که مرغابی ها یک بار جفت گیری کرده و تا آخر عمر با جفت خود می مانند، در کره رسم است که بهترین دوست داماد دو مرغابی چوبی را به عنوان کادوی عروسی به داماد بدهد.
 

21- در مصر نزدیکان عروس او را نیشگون می گیرند تا این نیشگون ها برایشان خوشی و شانس از سوی عروس و داماد به همراه بیاورد.
 

22- در هند ازدواج نمادین با درخت نوعی سنت نیکو و عبادت است.
 

23- در عربستان، پاکستان و حتی شهرهایی از ایران، دختری که بکارت خود را قبل از ازدواج از دست بدهد، به همراه معشوق خود به مرگ محکوم می شود.
 

24- عروسی متوسط در آمریکا 175 مهمان دارد.
 

25- در فرقه یهودیت در صورتی که جشن عروسی مربوط به آخرین دختر مجرد مادر عروس باشد، تاجی از برگ روی سر مادر عروس گذاشته و مهمانان دور او می رقصند.

 

 1390/04/10

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

مقدمه جدید گلستان سعدی
 

منت خدای را عزوجل که لذت زن را قند و عسل قرار داد. همو که  ازدواجش موجب محنت است و به طلاق اندرش مزيد رحمت. هر لنگه كفشي كه بر سر ما مي خورد مضر حيات است و چون مكرر فرود آید موجب ممات. پس در هر لنگه كفش دو ضربت موجود و بر هر ضربت آخي واجب.

مرد همان به كه به وقت نزاع

عذر به درگاه نساء آورد

ورنه زنش از اثر لنگه كفش

حال دلش خوب به جا آورد.

10/04/1390

 """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

خانم های عزیز چرا قدر آقایون رو نمیدونید؟؟

خانم های عزیز
ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩ :
ﭼﺮﺍ ﻗﺪﺭ ﺁﻗﺎﻳﻮﻥ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻴﺪ ؟
ﻛﻢ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﻇﺮﻑ ﺷﺴﺘﻨﺪ ؟
ﺳﻮﺳﻚ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ؟
موش دنبال کردن؟
ﻗﺪﺗﻮﻥ ﻧﻤﯿﺮﺳﻴﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ ﻛﺎﺳﻪ ﻭ ﺑﺶ...ﻗﺎﺏ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﭘﺎﻳﻴﻦ ؟
...ﺍﮔﻪ ﺍﻳﻨﺎ ﻧﺒﺎﺷﻦ ﻛﯽ ﺑﻬﺘﻮﻥ کمک میکنه ؟
ﮐﯽ ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ ؟
ﻧﺪﻳﺪﻳﺪ ﻣﯿﺎﻥ جمع ﺍﻟﻜﯽ ﺍﻟﻜﯽ ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺻﺪﻗﻪﺗﻮﻥ ﻣﯿﺮﻥ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺴﺖ ﻫﺎ ﻭ
ﻋﮑﺴﺎﺗﻮﻥ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﯿﻜﻨﻦ ﻭ ﻻﯾﮏ ﻣﯿﺰﻧﻦ؟؟
والا به خدا ، کیه که قدر بدونه....

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

خواص ازدواج برای دختر خانم ها!!

 

 

قبل از ازدواج وزن ایده‌آل با چهره‌ای بشاش، بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوی.
نتیجه‌گیری اخلاقی: آمادگی بدن در مقابله با روزهای سخت

_ قبل از ازدواج ایستادن در صف سینما و استخر، بعد از ازدواج ایستادن در صف شیر و گوشت.
نتیجه‌‌گیری اخلاقی: آموزش ایستادگی

_ قبل از ازدواج تعطیلات رفتن به دیزین واسکی، بعد از ازدواج در تعطیلات شست و شوی خانه و لباس.
نتیجه‌گیری اخلاقی: پر شدن اوقات‌فراغت

_ قبل از ازدواج نوشتن کتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس.
نتیجه‌گیری اخلاقی: شهرت بادآورده

_ قبل از ازدواج صحبت تلفنی بی‌‌محاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پرحرفی حتی برای ده دقیقه.
نتیجه‌گیری اخلاقی: حفظ عضلات صورت

_ قبل از ازدواج رفتن به سفرهای هفتگی، بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارک سر کوچه.
نتیجه‌گیری اخلاقی: در امنیت کامل به سر برد

، بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوی.
نتیجه‌گیری اخلاقی: آمادگی بدن در مقابله با روزهای سخت

_ قبل از ازدواج ایستادن در صف سینما و استخر، بعد از ازدواج ایستادن در صف شیر و گوشت.
نتیجه‌‌گیری اخلاقی: آموزش ایستادگی

_ قبل از ازدواج تعطیلات رفتن به دیزین واسکی، بعد از ازدواج در تعطیلات شست و شوی خانه و لباس.
نتیجه‌گیری اخلاقی: پر شدن اوقات‌فراغت

_ قبل از ازدواج نوشتن کتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس.
نتیجه‌گیری اخلاقی: شهرت بادآورده

_ قبل از ازدواج صحبت تلفنی بی‌‌محاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پرحرفی حتی برای ده دقیقه.
نتیجه‌گیری اخلاقی: حفظ عضلات صورت

_ قبل از ازدواج رفتن به سفرهای هفتگی، بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارک سر کوچه.

نتیجه‌گیری اخلاقی: در امنیت کامل به سر بردن

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

دختر دم بخت!!

دخــتری هستم به سن بیست و سـه ------ فـارغ از تحصیل و درس و مدرسه

...مدرک لیـسانس دارم در زبـان ------ دارم از خود خـانه و ملک و مکان


مرغم و خواهم ز بهر خود خروس ------ مـانـده ام در حـسرت تـاج عــروس

مبل و اسباب و لوازم حاضـرهـست ------ ماکرو ویو و چای ساز تا فرش و تخت

هست موجود و جهازم کـامل است ------ پــول نـقـد و زانـتـیا هم شامل است

کـاش جـای این همه پـول و طـلا ------ تـور میـشـد شـوهـری در عـشـق ما

هرچه خواهـم هست و تـنها شوی نیست ------ بر سـرم گـیـسـو و زلف و موی نیست

گـیـسـوان را من تراشـیـدم ز بـن ------ تا بیـارد بهـر بخــت من شگـون

گـیـسـوانـم در بلـنـدی بود تا زیـر کـمـر ------ آبـشاری لـخت و صـاف از فرق سر

دافم و بـی اِ ف دمـادم چون قـطار ------ مانده ام در حسرت یک خواستـگار

ترسم از بی شـوهـری گـردم تـلـف ------ بر دهـانـم آید از انـدوه کـف

آن همه آرایـش و رنگ و لعـاب ------ زلفِ مـشـکی یا بلـونـد چون جـوی آب

بی اثر بودش برای دلـبـری ------ می زدم این سوی و آن سو هر دری

هیچ کس من را برای مــن نخواست ------ طـرز فـکر و شـخـص ِمن ارزش نداشت.

 

 """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

افراد خوش‌بین بیشتر عمر می‌کنند

افراد خوش‌بین به طور سازنده‌تر و مثبت با وضعیت‌های پیش رو برخورد کرده، برای مثال مراحل درمانی خود را بهتر پیگیری می‌کنند، در صورتی که افراد بدبین بیشتر تنش و استرس را تجربه می‌کنند که اثرات مخربی بر سلامت جسمی آن‌ها خواهد داشت.

23/03/1390

 """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

تفاوت آقایان با خانم ها!!

1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ،
شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست
2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید
3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید

5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است
6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه .

٢٣/٠٣/١٣٩٠

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

ریاضیات عشقولانه

 

 

 

ریاضیات عشقولانه

 

Smart man + smart woman = romance

 

مرد باهوش + زن باهوش = عشقولانه

Smart man + dumb woman = affair

مرد باهوش + زن خنگ = روابط نامشروع

Dumb man + smart woman = marriage

مرد خنگ + زن باهوش = ازدواج

Dumb man + dumb woman = pregnancy

مرد خنگ + زن خنگ = حاملگی

 

OFFICE ARITHMETIC

حسابرسی اداری

Smart boss + smart employee = profit

رییس باهوش + کارمند باهوش = سود

 

Smart boss + dumb employee = production

 

 

رییس باهوش + کارمند خنگ = تولید

Dumb boss + smart employee = promotion

رییس خنگ + کارمند باهوش = ترفیع

Dumb boss + dumb employee = overtime

رییس خنگ + کارمند خنگ = اضافه کاری

 

SHOPPING MATH

ریاضیات خرید کردن

A man will pay $2 for a $1 item he needs.

یک مرد بابت یک کالای 1 دلاری که نیاز دارد 2 دلار می پردازد

A woman will pay $1 for a $2 item that she doesn't need.

یک زن بابت یک کالای 2 دلاری که نیاز ندارد 1 دلار می پردازد

GENERAL EQUATIONS & STATISTICS

آمار و برابری عمومی

A woman worries about the future until she gets a husband

یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند

A man never worries about the future until he gets a wife.

یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد

A successful man is one who makes more money than his wife can spend.

یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند

A successful woman is one who can find such a man.

یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند

 

HAPPINESS

شادمانی

To be happy with a man, you must understand him a lot and love him a little.

برایاینکهبایکمردشادباشیدبایداوراکاملادرککنیدوکمیدوستداشتهباشید

To be happy with a woman, you must love her a lot and not try to understand her at all.

برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید

LONGEVITY

طول عمر

Married men live longer than single men do, but married men are a lot more willing to die.

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر

آرزوی مرگ می کنند

 

PROPENSITY TO CHANGE

گرایش به تغییر

A woman marries a man expecting he will change, but he doesn't.

زمانی که یک زن که با مردی ازدواج می کند انتظار دارد که او تغییر کند ولی اینگونه نمی شود

A man marries a woman expecting that she won't change, and she does..

زمانی که یک مرد با زنی ازدواج می کند مطمئن است که آن زن تغییر نمی کند و اینگونه می شود

 

DISCUSSION TECHNIQUE

ادبیاتگفتگو

A woman has the last word in any argument.

یک زن در بحث حرف آخر را میزند

Anything a man says after that is the beginning of a new argument.

بعد از آن، هر حرفی که مرد بزند، شروع یک بحث جدید است

 

 

SEND THIS TO A SMART WOMAN WHO NEEDS A LAUGH AND TO THE SMART GUYS YOU KNOW CAN HANDLE IT

این متن را برای یک زن باهوش که به خنده نیاز دارد و مردان باهوشی که میدانید می توانند آن را هضم کنند، بفرست.

 

 

١٣/٠٣/١٣٩٠

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""                         

” سيزده خط براي زندگي“

 

  گابريل گارسيا ماركز

 

 

یک

 

دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه بخاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم.

 

دو

 

هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود

 

سه

 

اگر كسي تو را آنطور كه ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

 

چهار

 

دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.

 

پنج

 

بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.

 

شش

 

هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.

 

هفت

 

تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.

 

هشت

 

هرگز وقتت را  با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.

 

 

نه

 

شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي‌تواني شكر گزار باشي.

 

 

ده

 

به چيزي كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

 

یازده

 

هميشه افرادي هستند كه تو را مي‌آزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكني.

 

دوازده

 

خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي‌شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.

 

سیزده

 

زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي‌افتد كه انتظارش را نداري.

 

 

 

 

 

 

اين متن را براي كساني كه به هر دليل دوست تو هستند بفرست، حتي اگر آنها را هميشه نمي‌بيني يا با آنها هميشه صحبت نميكني.. ولي به خاطر داشته باش:


”هر آنچه اتفاق مي‌افتد، بنا به دليلي است“

١٣/٠٣/١٣٩٠

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

طول و عرض زندگي

 

دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.


پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.

 

به پر و پای فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگی كن." 

لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار می توان كرد؟ ..." 

خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمی‌يابد هزار سال هم به كارش نمی‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و يک روز زندگی كن." 

او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش می‌درخشيد، اما می‌ترسيد حركت كند، می‌ترسيد راه برود، می‌ترسيد زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايده‌ای دارد؟ بگذار اين مشت زندگی را مصرف كنم.." 

آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد می‌تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند .... 

 

او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد، اما ... 

اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او را نمی‌شناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد. 

او در همان يك روز زندگی كرد. 

فردای آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسي كه هزار سال زيست!" 

  

زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می انديشيم، اما آنچه که بيشتر اهميت دارد، عرض يا چگونگی آن است. 

امروز را از دست ندهيد، آيا ضمانتی برای طلوع خورشيد فردا وجود دارد!؟ 

 

 

١٣/٠٣/١٣٩٠

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

مادرم روزت مبارک

 

پیشاپیش فرا رسیدن روز تولد حضرت فاطمه زهرا (ص) را به تمامی  زنان جهان اسلام و مادران مهربان  روستای ولی آباد و همسران وفادار - پاک - و به شیر زنان واقعی و نجیب  جهان اسلام و از جمله به مادر و خانواده خود تبریک عرض می نمایم.

 

هوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهورا

 

مادرم روزت مبارک

 

 

 

هوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهوراهورا

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" 

 

 

در تراس نشسته بودم .گذشته ام را مرور می کردم وافرادی که در زندگی ام وجود دارند .خیلی چیز ها برایم روشن شد و به آرامش عجیب دست یافتم .

نا امیدی و ترس و شرمندگی را رها کردم در باره ی این که دیگران درباره ی من چه فکر می کنند و چرا احساس من را درک نمی کردند .برای این که چگونه می توانم خود واقعی ام را نشان بدهمراهی پیدا کردم .راهی برای آزاد بودن از نگرانی هایم.

لازم نبود انسانی دگر شومکافی بود پی ببرم که باید همان که هستم باشم و همان گونه نیز بمانم.و بگذارم دیگران هم همان گونه که هستند باشند

افلاطون گفته روح دایره است

من دایره های روحم را کشف کردمو

5 دایره دور روحم کشیدم

خودم را مرکز این دایره ها قرار دادم.مگر نمی خواستم خودم را کشف کنم؟؟؟پس مرکز آن دایره ها خودم بودم.

در دایره اول نام افردی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من میدهندو در دایره  پنجم  که دورترین دایره به مرکز بود نام کسانی کهاز دنیای من فاصله دارند و بیش ترین کشمکش را با آن ها دارم.

همه ی ما دلمون می خوادکه احساسی خوب در مورد خودمون داشته باشیمو گاهی اوقات نداریم. گاهی حال و هوای ما در موردخودمان به تاثیری که دیگران رویما می گذارند بستگی دارداونایی که در دایره آخر هستند سعی می کنند اعتماد به نفس ما رو از بین ببرن.

پس در مواجه با افراد از خودت بپرس

این فرد چه حسی در من ایجاد می کند ؟

در کنار او می توانم خودم باشم؟

بااو می توانم رو راست باشم؟

میتوانم به او هر چه می خواهم بگویم؟

در کنار او احساس راحتی می کنم؟

وقتی او وارد اتاق می شود چه حسی به من دست می دهد؟

و وقتی می رود چه حالی می شوم ؟

وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او رو راستم؟

آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا این که به خودم ببالم؟

فلسفه وجود اون 5 دایره ای که گفتم شناخت است ..نه پیش داوری

پس با خودت رو راست باش. با افرادی که در نظر تو بد خلق اند مدارا کن. خودت را مقید نکن که چون به صرف این که با کسی در سر کار هرروز اوقاتی را می گذرانیباید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی.

در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری .حتی اگر هر روز آنها را نمی بینیولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود. از خودت بپرسدر مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم. آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند.دوستانی خارق العاده

دایره دوم جای کسانی هست که به رشد معنوی تو کمک می کنند.مربیان ..آموزگاران

و شاید هم افرادی که برای تنها وقت گذرانی خوبند .بیرون رفتن و خندیدن. چیزی به تو اضافه نمی کنند .ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی.

دایره سوم همکارانت و اقوامت  هستند و شاید هم آدمهای خنثی کسانی که نقش بسیار کوچکیدر چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند و تاثیر آن ها نیز تنها همان چند ساعتی هست که با آنها هستی.هیچ زمانی در غیر ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمیکنی. به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند.افراد این دایره در محدوده کار و وظایف شان  با تو هستند و لاغیر.

دایره چهارم  سر آغاز عزم راسخ توست. آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند. افراد این جا لزوما با خود واقعی تو مرتبط نیستد.حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که دو را دور با آن در ارتباطی. افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند.در کنار آنها نمی توانی راحت باشیو وقتی آن ها را می بینی آشفته و پریشان می شوی.

دایره آخر جای دورترین افراد است.جای آدم هایی است که به تو لطمه زده اند .تحقیرت کرده اند. کسانی که هیشه به تو انرژی منفی می دهند واحساسات زجر آوری را با آنها تجربه میکنی .

خوب اکنون که جایگاه هر کس را تعیین کردی اجازه نده کسانی که در دایره های آخر جای دارندمستقیما روح و روان تو را هدف قرار دهند.نگذار کسی اولویت زندگی تو باشه وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی اونی...

یک رابطه بهترین حالتش وقتیه دو طرف در تعادل باشن.

گاه سال ها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی

به همین دلیل بسیار مهم است کهافرادی را در اطراف خودت داشته باشی که دوستت بدارندحتی گاهی بیش تر از آن چه کهخودت میتوانی خودت را دوست داشته باشی!!!

 

١٤/٠٢/١٣٩٠ 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

گل 

 

    علاقه به هديه گرفتن گل همواره در بين زنان از نسلي به نسل ديگر وجود داشته است. گل همواره سمبل زيبايي و سرزندگي بوده است به همين علت وقتي به زني گل هديه مي كنيد علاوه بر اينكه او را سرشار از حيات و سرزندگي مي كنيد،به او اين احساس را مي دهيد كه او برايتان انسان عزيزيست و دوستش داريد.
ابراز علاقه از طريق هديه كردن دسته گل هاي زيبا باعث افزايش علاقه و وابستگي زنان مي شود و به آن ها اين اطمينان را مي دهد كه هنوز براي شما مهم هستند.

متاسفيد؟

        در مواقع سختي ،وقتي نمي توانيد از همسرتان معذرت خواهي كنيد، وقتي به زبان آوردن متاسفم برايتان دشوار است، لازم نيست به خود فشار بياوريد و اين كلمات حزن انگيز را به زبان آوريد. كافيست يك دسته گل براي او بياوريد. زنان در ترجمه احساسات مهارت فوق العاده اي دارند، آنها دسته گل شما را به عنوان متاسفم تلقي خواهند كرد و همه چيز به خوبي و خوشي تمام خواهد شد
    ولي همواره به ياد داشته باشيد كه بهترين زمان براي هديه كردن گل به زنان، زماني است كه هيچ اتفاق خاصي رخ نداده است. ولي وقتي بي هيچ دليلي برايش گل مي خريد، علاوه بر اينكه او را غافلگير مي كنيد به او مي فهمانيد كه چقدر برايش اهميت قائليد، اين احساسي است كه زنان هيچ وقت فراموش نمي كنند.


اما هرگلي براي زنان احساس خاصي ايجاد مي كند:


دلربايي :  ميخك
دوستي :  داوودي

عشق صادقانه :  مرواريد
عشق و زيبايي :  اركيده
عشق رمانتيك :  رز سرخ
عشق پنهاني :  رز صورتي
دوستي :  رز زرد
عشق بي ريا :  رز سفيد
درخشنده ترين ستاره بودن :  آفتاب گردان
خلوص و دوستداشتني بودن :  زنبق و سوسن
موفقيت :  بامبو
صميميت :  آلسترومريا

    ممكن است او حتي نداند كه هر گلي چه اثري رويش مي گذارد و برايش چه مفهومي را القا مي كند، ولي مطمئن باشيد كه احساس به خودي خود در او ايجاد خواهد شد. حتي مي توانيد در كارتي به همراه گلي كه به او مي دهيد مفهوم گل را بنويسيد و به او بگوييد كه چرا اين نوع بخصوص گل را انتخاب كرده ايد.

براي هر مناسبتي گل بخريد:
شايد هديه اي مثل گل براي زنان يك هديه بسيار دوست داشتني باشد ولي براي هر كسي و براي هر پيشامدي گل مناسبي بخريد.
1 - دوست دختر، نامزد، همسر:

از آن جايي كه رز همواره سمبلي از علاقه و عشق است، بد نيست به شخص مورد علاقه تان رز قرمز هديه كنيد. اگر اين شخص خيلي رمانتيك است مطمئن باشيد از دسته گلي پر از رز قرمز خيلي خوشحال خواهد شد.
اگر همواره براي فرد مورد علاقه خود دسته گلي مي فرستيد و احساس مي كنيد كه اين كار خسته كننده و عادي شده است، اين بار گل ها را در يك جعبه، پاكت يا به نحوي كه با هميشه متفاوت است براي او بفرستيد.
اگر سالگردي را جشن مي گيريد فراموش نكنيد كه همراه هديه هايتان يك دسته گل هم براي او بياوريد . اين به ياد ماندني ترين كاري است كه مي توانيد براي همسرتان انجام دهيد.
2 - اعضاي خانواده :

خريدن يك دسته گل زيبا براي روز مادر ، روز پدر يا...بهترين كار براي نشان دادن تشكر قلبي و صميمانه تان از عزيزترين كسانتان است. اگر خواهرتان هميشه گله مي كند كه شما به ياد او نيستيد يك دسته گل رز زرد همه كدورت ها را از بين مي برد، به اين ترتيب به او نشان دهيد كه برايش اهميت قائليد.
فراموش نكنيد كه او همواره برايتان شكلات مي خريد، با هديه كردن يك دسته گل داوودي به او بگوئيد كه شما هم به فكر او هستيد.
3 - همكار، كارمند:

فكر مي كنيد كارمندانتان براي انجام يك پروژه از دل و جان مايه گذاشته اند؟ با يك دسته گل مي توانيد از آنها قدرداني كنيد. اما اگر مي خواهيد با دسته گلي كه مي خريد به محل كارتان طراوت و شادابي ببخشيد دسته گل داوودي و مرواريد يا يك دسته گل شامل همه انواع گلها بهترين چيز است.
بهترين روش :
نمي دانيد به چه بهانه اي و چه طور دسته گلي را كه خريده ايد به همسرتان بدهيد؟ به خاطر داشته باشيد كه هر راهي را كه براي تقديم دسته گل خود برگزينيد، به هدفتان كه خوشحال كردن اوست خواهيد رسيد.
خودتان دسته گل را براي او ببريد:
سفارش دادن دسته گل و صرف هزينه براي اينكه كسي گل ها را به او تحويل دهد ممكن است راحت تر باشد ولي اين كار را نكنيد. صبر كنيد و وقتي خود به خانه بر مي گرديد گل بخريد و به خانه برويد. حتي در باز كردن دسته گل و در گلدان گذاشتن آن به همسرتان كمك كنيد. حتي مي توانيد گل خود را به محل كار همسرتان ببريد. نه تنها همه مي فهمند كه همسرتان چه شوهر با احساس و مهرباني دارد بلكه خواهند دانست كه او چه همسر خوبي براي شماست و شما در كنار هم چه زوج خوشبختي هستيد.
در يك صورت از تحويل در محل كمك بگيريد.

وقتي خودتان در خانه هستيد با گل فروشي تماس بگيريد و سفارش يكدسته گل زيبا بدهيد. در اين صورت شاهد غافلگير شدن او هستيد. نه تنها او احساس مي كند براي شما يك دنيا ارزش دارد بلكه كاري مي كند كه شما هم احساس كنيد كه برايش همچنين ارزشي داريد.
از هر شيوه اي كه مايليد استفاده كنيد به هر حال به او نشان خواهيد داد كه چقدر دوستش داريد و ضمناَ متوجه بهتر شدن روابطتان هم باشيد.

  

 

٠٢/٠٢/١٣٩٠

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

ای گل تازه که بوئی ز وفا نیست تو را

ای گل تازه که بوئی ز وفا نیست تو را

خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را

فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود

جان من این همه بی باک نمی باید بود

همچو گل چند بروی همه خندان باشی

هم ره غیر به گلگشته گلستان باشی

هر زمان با دیگری دست و گریبان باشی

زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی

جمع با جمع نباشند و پریشان باشی

یاد هیرانی ما اری وهیران باشی

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد

به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

شب به کاشانه اقیار نمی باید بود

غیر را شمع شب تار نمی باید بود

همه جا با همه کس یار نمی باید بود

یار اقیار دل آذار نمی باید بود

تشنه خون من ذار نمی باید بود

تا بدین مرتبه خون خوار نمی باید بود

گر ز آذردن من هست غرض مُردن من

مُردم، آذار نکش از پی آذردن من

جان من سنگ دلی، دل به تو دادن غلط است

بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است

چشم امید به روی تو گشادن غلط است

رفتن و راست ز کوی تو ستادن غلط است

جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق ذارت باشم

چون شود خاک بر آن خاک زادن باشم

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

عاجزم چاره من چیست چه تدبیر کنم

جان من همچو تو غارت گر جان بسیار است

ترک ذرین کمر موی میان بسیار است

نه که غیر از تو جوان نیست ،جوان بسیار است

دیگری این همه بیداد به عاشق نکند

قصد آذردن یاران موافق نکند

چند صبح آیم؟ و از خاک درت شام روم

ازسر کوی تو خود کام به ناکام روم

صد دعا گویم واذرده به دشنام روم

از پیت ایم و با من نشوی رام روم

دور دور از تو، من تیره سرانجام روم

نبود ظهری که همراه تو یک گام روم

از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت

چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت

تا نظر میکنی از پیش نظر خواهم رفت

گر نرفتم ز درت شام، سحر خواهم رفت

نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت

نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت

چند در کوی تو با خاک برابر باشم

چند پا مال جفای تو ستمگر باشم

چند پیش تو به قدر از همه کمتر باشم

از تو چند ای بت بد پیش مکدر باشم

میروم، میروم تا به سجود بت دیگر باشم

باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم

خود بگو کس تو کِشم ناز و تقابل تا کی

طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی

سبزه دامن نسرین تو را بنده شوم

ابتدای خط مشکین تو را بنده شوم

چین بر ابرو زدن و کین تو را بنده شوم

گره بر ابروی پر چین تو را بنده شوم

حرف ناگفتن و تمکین تو را بنده شوم

طرز محجوبی و آیین تو را بنده شوم

این همه جور که من از پی هم می بینم

زود خود را به سر کوی عدم میبینم

دیگران راحت و من این همه غم میبینم

همه کس خرم و من درد و عِلم میبینم

لطف بسیار طمع دارم و کم میبینم

هستم آذرده و بسیار ستم می بینم

خرده بر حرف درشت من آذرده نگیر

حرف آذرده درشتانه بود خرده مگیر

خوش کنی خاطر وحشی به نگاهی سهل است

سوی تو گوشه چشمی ز تو راهی سهل است

 

) ای گل تازه که بوئی ز وفا نیست تورا خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را با اسیر غم خود رحم چرا نیست تورا
جان من سنگ دلی دل به تو دادن غلط است رفتن و راه ز کوی تو ستادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم
مدتی هست که پریشانم و می‌دانی تو به کمند تو گرفتارم و می‌دانی تو
مکن آن نوع که آزده شوم از رویت دست بر دل نهم و پا بکشن از کویت
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد
بشو این پند و مکن قصد دل آزرده خویش ور نه بسیار پشیمان شوی از کرده خویش
(

 

 

٠٢/٠٢/١٣٩٠

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

                        «« هزارجهدبکردم کهسرعشقبپوشم»»

 

 

هزارجهدبکردم کهسرعشقبپوشم

 

نبود برسرآتش ميسرم کهنجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

 

شمايل تو بديدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکايتی ز دهانت به گوش جان من آمد

 

دگر نصيحت مردم حکايتست به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

 

که من قرار ندارم که ديده از توبپوشم

من رميده دل آن به که در سماع نيايم

 

که گر به پای درآيم به دربرند به دوشم

بيا به صلح من امروز در کنار من امشب

 

که ديده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مرا به هيچ بدادی و من هنوز بر آنم

 

که از وجود تو مويی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکايت کنم ز درد جراحت

 

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طريقعشقرها کن

 

سخن چه فايده گفتن چو پند می‌ننيوشم

به راه باديه رفتن به از نشستن باطل

 

و گر مراد نيابم به قدر وسع بکوشم

 

 

٠٢/٠٢/١٣٩٠

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

١٠کلید اصلی تربیت فرزندان

 

خیلی مهم است که به طریقی فرزندانمان را تربیت کنیم که با دادنانگیزه درونی، بالا بردن اعتماد به نفسشان، و ایجاد حس دوست داشته شدن در آنها،مسئولیت پذیری را به آنها آموزش دهیم. اگر فرزندانمان به این طریق تربیت شوند، بههیچ وجهبرای ایجاد حس قدرت و تعلق در خودشان، به گروه های فاسد، موادمخدر و سکسروی نمی آورند.

۱۰راهکاری که به والدین کمک می کند از روش هایی استفاده کنندکه حس سلامت و امنیت فرزندانشان را تضمین می کند

۱) زمانی را خالص و کامل به فرزندتان اختصاص دهید

اعتماد به نفس فرزند شما شدیداً تحت تاثیر کیفیت زمانی است کهبا او می گذرانید نه مقدار آن زمان. با زندگی های پرمشغله امروز نمی توانیم ۱۰۰%تمرکز و توجهمان را به فرزندمان اختصاص دهیم. خیلی وقت ها وقتی فرزندمان سعی می کندبا ما ارتباط برقرار کند، وانمود می کنیم که به حرف هایشان گوش می کنیم. اگرنتوانیم در طول روز زمانی را خالص و کامل با فرزندمان بگذرانیم، مطمئناً شروع بهبدرفتاری می کند. توجه منفی در ذهن بچه ها خیلی بهتر از بی توجهی است.

همچنین خیلی مهم است که احساسات فرزندانتان درست یا غلط نیستند. مثلاً وقتی دخترتان به شما می گوید که، "مامان تو با من وقت نمی گذرانی" در حالی کهتازه با او بازی کرده اید، بدانید که او فقط احساسش را با شما در میان گذاشته است. پس بهتر است که در این اوقات برای احساسات فرزندتان ارزش قائل شوید و به او پاسخمثبت دهید.

۲) حرف نزنید، عمل کنید

آمار نشان می دهد که در روز بیشتر از ۲۰۰۰ خواسته از فرزندانمانداریم. پس عجیب نیست که بیشتر بچه هایمان دیگر صدای پدر و مادرشان را نمی شوند. بهجای غر زدن و فریاد کشیدن سر بچه ها، از خودتان بپرسید، "چه کار باید بکنم؟" مثلاً،اگر سر پسرتان غر زده اید که چرا وقتی جوراب های کثیفش را درمی آورد آنها را توی همگلوله نمی کند تا بفهمید کدام ها کثیف هستند، از این به بعد فقط جوراب هایی که درهم گلوله شده اند را بشویید. دو صدگفته چون نیم کردار نیست!

۳) با روش های درست اجازه بدهید فرزندتان احساس قدرت کند

اگر شما این کار را نکنید خودشان راه های نادرستی برای احساسقدرت کردن پیدا می کنند. راه هایی که می توانید از طریق آن باعث شوید احساس ارزشمندبودن و قدرت داشتن کنند این است که به آنها اجازه انتخاب بدهید، اجازه بدهید درحساب کتاب هایتان کمکتان کنند، در پختن غذا کمکتان کنند یا در خرید کردن. یک بچه دوساله می تواند ظرف های پلاستیکی یا سبزیجات را بشوید. بیشتر وقتها ما کارهای بچه ها را انجام می دهیم در حالی که خودشان خیلی خوب از پس آن برمیآیند.

۴) از عواقب طبیعی استفاده کنید

از خودتان بپرسید اگر در این اتفاق دخالت نمی کردید چه می شد؟وقتی بی خود در کاری دخالت می کنیم، شانس درس گرفتن از عواقب کارشان را از بچه هامی گیریم. وقتی اجازه بدهیم که عواقب کارشان به طور طبیعی اتفاق بیفتد، رابطه مانبا فرزندمان هم به خاطر غر زدن ها و سرزنش ها خراب نمی شود. باید اجازه بدهیم بچهها خودشان راه حلی برای مشکلشان پیدا کنند.

۵) از عواقب منطقی استفاده کنید

خیلی وقت ها اتفاقی که ممکن است در پس یک رفتار به وجود آید بهآینده دور مربوط می شود. در این گونه موارد، نتایج و عواقب منطقی یک عمل بسیار موثرهستند. برای تاثیرگذاری، آن نتیجه باید کاملاً به آن رفتار مربوط باشد. مثلاً اگرفرزندتان فراموش می کند ویدئویی که کرایه کرده بود را برگرداند و شما او را یک هفتهتنبیه می کنید، این فقط در او ایجاد خشم می کند. اما اگر خودتان ویدئو را برایشبرگردانید و کرایه آن را از پول تو جیبی اش کم کنید آن وقت با نتیجه منطقی کارشمواجه می شود.

۶) از دعوا و مشاجره دوری کنید

اگر فرزندتان روی اعصابتان راه می رود یا بی ادبانه با شما حرفمی زند به هیچ وجه عصبانی نشوید و از کوره در نروید. فقط کافی است که اتاق را ترککنید یا تهدیدش کنید که اگر یک بار دیگر کارش را تکرار کند، اتاق را ترک می کنید.

۷) فعل را از فاعل جدا کنید

هیچ وقت به فرزندتان نگویید که بد است. این کار اعتماد به نفساو را خدشه دار می کند. به فرزندتان کمک کنید تشخیص دهد که این طور نیست که دوستشنداشته باشید بلکه رفتار اوست که نمی توانید تحمل کنید. برای اینکه فرزندتان اعتمادبه نفس سالمی داشته باشد، باید بداند که تحت هر شرایط او را دوست دارید. با گرفتنمحبتتان از بچه نمی توانید به او انگیزه دهید.

۸) هم مهربان باشید هم قاطع

تصور کنید که به بچه ۵ ساله تان گفته اید که اگر سر وقت حاضرنشود همانطوری او را بغل کرده و سوار ماشین می کنید. به او گفته اید که هم می توانددر ماشین و هم در مهد کودک لباس بپوشد. دقت کنید که موقع بغل کردنش، با محبت اینکار را بکنید اما درست سر وقت بدون هیچ بحث اضافه این کار را بکنید.

۹) تربیت کردن با هدفی در سر

اکثر ما با رویکرد در دست گرفتن کنترل اوضاع فرزندانمان راتربیت می کنیم. ما دنبال راه حل مناسب هستیم و این معمولاً موجب تو سرخور شدن بچهها می شود. اما اگر به عنوان والدین طوری با فرزندمان برخورد کنید که احساس کند یکفرد بزرگسال است، بسیار منطقی تر و باملاحظه تر رفتار کرده ایم. مثلاً اگر فرزندمانرا تنبیه بدنی کنیم، او خشونت را از ما یاد می گیرد و وقتی بزرگ شود برای رسیدن بهخواسته هایش از زور و خشونت استفاده کند.

۱۰) ثابت قدم باشید و تا آخر راه را دنبال کنید

اگر با فرزندتان توافق کرده اید که وقتی وارد مغازه شدید نمیتواند شکلات بخرد، به هیچ عنوان با گریه کردن و التماس هایش زیر بار نروید.. با اینروش فرزندتان یاد می گیرد که به حرف شما احترامبگذارد.

٣١/٠١/١٣٩٠

 

 

 """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

نقد پیوند های اینترنتی در گفتگو با دکتر حسین اسدی روان شناس و مشاور خانواده

 

در گذشته ها ی نه چندان دور، ازدواج ها از طریق معرفی دوست وفامیل و همسایه انجام می شد و دختر و پسر بدون هیچ شناختی در روز خواستگاری با همآشنا می شدند، در دوران نامزدی شناخت پیدا می کردند و با کامل شدن این شناخت قرارمراسم عروسی گذاشته می شد....

 

البته در اکثر موارد خانواده ها یی که قرار بود با هم وصلت کننداز یک فرهنگ مشابه بودند و کمتر پیش می آمد که دو خانواده از تفاوت ها ی فرهنگیزیادی برخوردار باشند در حالی که این روزها با گسترش مهاجرت و افزایش وسایل ارتباطجمعی، به خصوص اینترنت، ازدواج ها به واسطه دوست و فامیل و خانواده محدود نبوده وبه شهر و حتی کشورهای دیگر هم می رسد. اما این سوال مطرح است چنین ازدواج ها یی کهبه ازدواج ها ی غیربومی شهرت دارد تا چه حد مستحکم خواهد بود و به طلاق منتهینخواهد شد؟ برای پاسخ به این سوال گفت وگوی ما را با دکتر حسین اسدی، روان شناس ومشاور خانواده بخوانید.

آقای دکتر! تشابهات فرهنگی چقدر در انتخاب همسر موثر است؟

برای انتخاب همسر، ملاک ها ی زیادی را باید در نظر گرفت که یکیاز مهم ترین آنها تشابهات فرهنگی میان دختر و پسر و به ویژه خانواده ها ی آنهاست. به این معنا که اگر دو خانواده از کمترین اختلافات فرهنگی برخوردار باشند کمتر دچاراختلاف سلیقه خواهند شد. البته نمی توان گفت که اگر دو خانواده کاملا هم فرهنگباشند ازدواج آنها بدون مشکل است زیرا تشابهات فرهنگی فردی و به ویژه خانوادگی،تنها یکی از معیارهای انتخاب همسر محسوب می شود.

چرا اینقدر روی تشابهات فرهنگی خانواده ها تاکید دارید؟

هر خانواده با توجه به زمینه فرهنگی و تربیتی ای که دارد در فردتاثیر متفاوتی می گذارد و این نقش تربیتی در شکل گیری شخصیت بسیار مهم است. به بیاندیگر، فرهنگ جزو جدانشدنی یک خانواده است و می تواند تاثیر بسزایی در رفتار و شخصیتفرد ایجاد کند. از طرفی منطقه و محل زندگی، قوم و نژاد مجموعه ای از عقاید و باورهاو آداب و رسوم را شکل می دهد و شخصیت و رفتار افراد را می سازد. بنابراین اگرخانواده ها هم فرهنگ باشند تا حدی می توان اطمینان داشت که دختر و پسر هم ازتشابهات فرهنگی زیادی برخوردار باشند، هر چند که نمی توان نقش محیط را نیز نادیدهگرفت.

منظورتان این است که شاید فردی تحت تاثیر محیط، فرهنگی متفاوتبا خانواده پیدا کند؟

در بسیاری از موارد پیش می آید که فردی سال های متمادی در شهریا کشوری غیراز محل تولد خود زندگی می کند و منطبق با فرهنگ آن شهر یا آن کشور میشود. به عنوان نمونه فردی ۲۰ سال یا بیشتر در یک شهر یا کشوری غیر از زادگاهش زندگیمی?کند اما زمان ازدواج تصمیم می گیرد که از شهر یا کشورش همسر انتخاب کند. حتیخانواده یا بستگان برای او فردی را انتخاب می کنند که این کار بسیار اشتباه استزیرا اختلافات فرهنگی و اجتماعی بسیاری بین آنها وجود دارد که اگر هم در دوراننامزدی و عقد نمایان نشود به طور حتم در طول زندگی مشترک مشکل ساز خواهد شد. در عینحال دوری از خانواده و دوستان بعد از ازدواج و نقل مکان به جای جدید نیز مزید برعلت می شود و اسباب اختلافات و جر و بحث ها را فراهم می کند.

این اختلافات می تواند تا جایی پیش برود که زمینه ساز طلاقشود؟

یکی از عواملی که تاثیر بسیاری در متشنج کردن فضای خانواده داردو باعث بروز بسیاری از درگیری ها و تلخی ها ی زندگی می شود، اختلاف سلیقه و تفاوتعلاقه های ناشی از تضادهای فرهنگی است به طوری که اگر زن و شوهر یاد بگیرند دربرخورد با این موضوع چه رفتاری پیش بگیرند بدون شک بسیاری از مشکلات شان رفع می شودو فضای خانوادگی مطلوبی خواهند داشت. اما گاهی اوقات این اختلافات و تفاوت ها ریشهدر فرهنگ افراد دارد و سال ها با فرد مانوس بوده بنابراین نمی توان به راحتی آن راتغییر داد و حتی تغییر دادن آن غیرممکن است

 

▪ این روزها بسیاری از دخترها  و پسرها از طریق اینترنت و شبکه های اجتماعی با هم آشنا می شوند و گاهی این آشنایی ها به ازدواج ختم می شود. دراین باره هم توضیح می دهید؟

مفهوم ازدواج اینترنتی مفهوم جدیدی است که از دهه ۹۰، شکل گرفتو در حقیقت به ازدواجی اشاره می کند که طرفین با استفاده از قابلیت ها ی موجود درسایت های اینترنتی چندرسانه ای (دارای صدا و تصویر)یکدیگر را شناخته و پس از تبادلاطلاعات متنی، صوتی و تصویری با یکدیگر، زمینه برای برقراری یک آشنایی در محیطیغیرمجازی فراهم می شود و در نهایت امر، رضایت طرفین است که اساس ازدواج را شکل میدهد. در عین حال با یک جست وجوی ساده در اینترنت می توان

ده ها سایت درباره ازدواج اینترنتی، دوست یابی اینترنتی و سایت های همسریابی پیدا کرد. شاید بررسی محتوایی این سایت ها به یک کار گسترده و علمی نیاز داشته باشد اما این نکته کاملا واضح استکه آشنایی با جنس مخالف از این طریق طرفداران زیادی دارد.

حالا این خوب است یا بد؟

نباید فراموش کرد، ازدواج پدیده ای است که نیاز به آشنایی دارد. در جوامع سنتی بر حسب قاعده خطا و آزمایش آشنایی پا می گرفت و افراد در کوچه وبازار، نانوایی، مجالس مذهبی و... با هم آشنا می شدند. با گسترش ارتباطات واسطه هاحذف شدند و جوانان فرصت بیشتری برای آشنایی با جنس مخالف و همسن و سال خود پیداکردند. از طرفی با پیشرفت فناوری، تمامی ابعاد زندگی تحت تاثیر قرار گرفت و امکانآشنایی دورادور افراد با یکدیگر فراهم شد. در این شیوه آشنایی به دلیل اینکه مواجههرودرروی جسمی به وجود نمی آید، افراد می توانند هویت کاذب برای خود دست و پا کنند وبه طرف مقابل اطلاعات غیرواقعی بدهند. این امر اولین زنجیره انحراف از اخلاقیات استکه در آشنایی های اینترنتی رخ می دهد. بیشتر این قبیل آشنایی ها نه به دوستی هایواقعی و نه به ازدواج می انجامد اما یک نکته را برای فرد محرز می کند و آن، این استکه می تواند با هویت غیرواقعی و خود ساخته اعتماد دیگران را جلب کند.

بیشتر چه افرادی به ازدواج های اینترنتی و آشنایی در فضایمجازی گرایش دارند؟

اغلب افرادی هستند که امکان برقراری ارتباط و تعامل با جنسمخالف را در فضاها و محیط های متعارف ندارند. این افراد در رویاها و آرزوهایغیرواقعی سیر می کنند و اغلب می پندارند عشق و تمایل به ازدواج برای انتخاب همسرکافی است. در صورتی که برای ازدواج، دوست داشتن لازم است اما کافی نیست زیرا ممکناست فردی، دیگری را تا آخر عمر دوست داشته باشد اما معنی آن این نیست که می تواندبا او زندگی کند. این تصور، اشتباه فاحش بسیاری از جوانانی است که با تصویری مبهماز ازدواج، عشق و دوست داشتن، همسری را انتخاب می کنند و پس از اندک زمانی متوجهاشتباه خود می شوند. در واقع باید گفت افرادی به سمت ازدواج اینترنتی می روند کهمعاشرت های کمتری دارند و واقعیت هایی را که می بینند، مطابق میلشان نیست. بنابرایندر اینترنت دنبال آرمان و آرزوهای خود هستند. البته اگر هم این آشنایی های اینترنتیبه ازدواج ختم شود در بسیاری از موارد به دلیل اختلافات فرهنگی به مشکل برخواهدخورد البته موارد موفقی نیز در این ازدواج ها وجود دارد که به دلیل شناخت مناسب ازیکدیگر و تصمیم گیری های منطقی است.

بنابراین شما آشنایی اینترنتی برای ازدواج را قبول ندارید؟

اینترنت به هیچ عنوان نمی تواند شناخت دقیق و عمیق از فرد بهطرف مقابل بدهد چرا که ابزار ناقصی برای شناخت است. در برخورد فیزیکی حرکت چشم،صورت، دست و حالات افراد قابل مشاهده است. این در حالی است که چنین امکانی دراینترنت وجود ندارد. کسی که از طریق اینترنت دنبال آشنایی با فردی است، معیار نداردزیرا اینترنت مانند دریاست. او در واقع قلاب می اندازد و منتظر اولین طعمه می شود.

هر کس آمد، طعمه اوست و او می تواند شکار کند. طبیعی است کهاولین تجربه آشنایی با فردی به معنای آخرین تجربه نخواهد بود و فرد می تواند بارهاو بارها زمینه آشنایی اینترنتی با افراد مختلف را فراهم و نسبت به همه ابراز علاقهکند. اگر چه اینترنت ابزار خوبی برای آشنایی است اما برای ازدواج نیاز به آشناییخانواده های طرفین، دیدار حضوری، انجام مشاوره و... وجود دارد و انتخاب همسر تصمیمراحتی نیست.

حرف آخر؟

افراد در انتخاب همسر باید هم سطح بودن فرهنگ یا فرهنگ شبیه خودو خانواده را در نظر بگیرند زیرا تشابه فرهنگی در ازدواج و در برگزاری مراسم و آدابو رسوم تاثیرگذار است و علاوه بر برگزاری مراسم، در طول زندگی تفاوت ها ی فرهنگیبیشتر نمایان می شود و اختلافات فرهنگی و سلیقه ای باعث درگیری و بحث در مورد مسائلزندگی و اختلاف خواهد شد.

 

 

٣١/٠١/١٣٩٠

 

 """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

عشق

وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟ با اینکه ممکن است اولین واکنشتان به اصطلاح آویزان شدن و سعی در برقراری ارتباط باشد، اما بهترین راهکار این است که واقعیت را بپذیرید و سعی کنید آن فرد را فراموش کنید.

"اگر ندیده بودمت، دوستت نمی داشتم. اگر دوستت نداشتم، عاشقت نمی‌شدم. اگر عاشقت نشده بودم، دلم برایت تنگ نمی‌شد. اما همه این کارها را کردم، می‌کنم و خواهم کرد."

درد دوست داشتن کسی که هیچ علاقه‌ای در قلبش به شما احساس نمی‌کند، نابودتان می‌کند. شما هم کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد؟ پس احتمالاً با احساسات نومیدانه مربوط به آن آشنا هستید. وقتی فکر کنید که آن فرد دقیقاً همانی است که می‌خواهید، این احساسات قوی‌تر هم می‌شوند. بیشتر آدم‌ها با امید اینکه روزی بتوانند آن فرد را به دست بیاورند روزگار می‌گذرانند اما این امیدها هیچ‌وقت به واقعیت بدل نمی‌شوند و آنها را با چشمانی گریان و دلی پردرد بر جای می‌گذارند. عشق نافرجام را همه ما احتمالاً تجربه کرده ‌ایم. منتظر وصال یک عشق شدن ممکن است شکستن قلبتان را به دنبال داشته باشد. با اینکه به نظر دشوار می‌آید اما فراموش کردن و ادامه زندگی بهترین کاری است که می‌توانید انجام دهید.

وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟

واقعیت را بپذیرید: وقتی عاشق کسی هستیم احساس می‌کنیم که آن فرد تنها کسی است که می‌تواند ما را شاد و خوشبخت کند. چیزی که نمی‌توانیم درک کنیم این است که هیچوقت نمی‌توانیم با کسی که دوستمان ندارد خوشبخت شویم. پس بااینکه ممکن است احساس کنید می‌توانید برای همه عمر به آن فرد متعهد باشید، اما فرد مقابل این احساس را به شما ندارد. پس به جای سعی و تلاش برای برقراری ارتباط با آن فرد سعی کنید این واقعیت را بپذیرید که این عشق دوطرفه نیست و آن را فراموش کنید. دیگر وقت و فکر و انرژی بیشتری را صرف آن فرد نکنید. پذیرش این واقعیات باعث می‌شود بتوانید تمرکزتان را تغییر داده و اولین قدم برای فراموش کردن آن فرد را بردارید.

فراموش کنید: برهم خوردن یک رابطه عاطفی سخت‌ترین قسمت است. تا می‌توانید گریه کنید، بعد همه عکس‌ها و یادگاری هایی که او و زمانهای خوشی که با او داشتید را به یادتان می‌آورد، بیرون بریزید و از چیزها و جاهایی که شما را به یاد او می‌اندازد دوری کنید. درعوض رو به کارهایی بیاورید که مشغولتان می‌کنند، مثل گذراندن وقت با دوستانتان، انجام کارهایی که دوست دارید و از آن لذت می‌برید. این کار باعث می‌شود دیگر در مورد آن فرد خیالپردازی نکنید و به جنبه‌های دیگر زندگی هم نگاه کنید.

عاشق شوید: اگر کسی دوستتان ندارد ولی باز هم با شما مانده است مطمئناً خیلی از خودش مایه نمی‌گذارد. به ‌جای آویزان شدن برای با او بودن، دست از عذاب دادن خودتان بردارید، دست از او کشیده و به زندگی خودتان برسید. به خودتان توجه کنید و به چیزهای غیرلازم نپردازید. با گذشت زمان یاد می‌گیرید که فراموش کنید و دوباره عاشق شوید.

عشق واقعی زمانی است که دو طرف بتوانند از نظر احساسی و ذهنی همه احساساتشان را با هم شریک باشند. این یک عشق سالم، متوازن و درست است. پس اگر به کسی ابراز عشق کرده‌اید و به نظر می‌رسد که او این احساس را به شما ندارد، دیگر عشق با ارزشتان را صرف او نکنید. با اینکه کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، اما یادتان باشد که این پایان دنیا نیست. با گذشت زمان با کسی آشنا می‌شوید که می‌تواند شاد و خوشبختتان کند و به همان اندازه دوستتان خواهد داشت.

 

 """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 ۶ باور نادرست درباره ازدواج 

توجه به عوامل پیش بینی کننده آینده ازدواج بسیار عاقلانه است

؛عواملی از قبیل ارتباط خوب، مهارت های حل مشکل، تشابه و همانندی ارزش ها و عقاید. جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارت ها و قابلیت ها را داشته باشدعاقلانه است اما از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمی توان تضمین کرد، برای کم کردنمحدودیت این تفکر می توان این گونه اندیشید که هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش ازازدواج میسر نیست اما باید سعی کافی را در این زمینه کرد و از باورهای غلط موجود درجامعه پرهیز نمود.این هفته نگاهی می اندازیم به ۶ باور شایع اما نادرست دربارهازدواج...

 

 

 اشتباه اول: عشق کافی است

 

خیلی ها فکر می کنند عشق و دوست داشتن برای شروع یک زندگی کافیاست. این یک فکر نادرست و یک باور غلط است. افراد فکر می کنند که مثلاً اگر تناسبفرهنگی یا خانوادگی نداریم اشکالی ندارد، ما خیلی همدیگر را دوست داریم و این برایاینکه خوشبخت شویم کافی است و بقیه مسایل هیچکدام مهم نیست. اینها حرف هایی است کهما در مشاوره ازدواج وقتی به طرفین می گوییم که شما به درد هم نمی خورید، می شنویم. باید بگویم تجربه ثابت کرده که عشق بستر کافی و توانمندی برای حل تمام مشکلات زندگینیست. بسیاری از اوقات در یک ازدواج غلط اساسا عشق از بین می رود چون بسیار شکنندهاست و گاهی همین عشق در ازدواج غلط تبدیل به نفرت می شود و آدم هایی که زمانی عاشقهم بودند، حتی پس از جدایی نیز با شنیدن اسم هم ناراحت و منقلب می شوند.

 

 

اشتباه دوم: آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست

 

یکی دیگر از باورها این است که ما باید حتما یک آدم کامل راپیدا کنیم تا بتوانیم عاشق او شده و با او زندگی کنیم. در حالی که اصولا چنین چیزیوجود خارجی ندارد و ما یک آدم ناکامل را پیدا خواهیم کرد همانطور که خودمان آدمکاملی نیستم. اصولا انسان از ماهیت مادی برخوردار است و در طبیعت که ماهیت مادیدارد زندگی می کند و ماده اصولا نسبی است و نه مطلق، بنابراین یک موجود مادی و نسبیدر یک ظرف مادی و نسبی مانند طبیعت هرگز نمی تواند کامل و مطلق باشد و این فکرصددرصد غلط است. افراد باید یک آدم به نسبت خوب که به آنها می خورد پیدا کنند و نهیک آدم کامل. همانطور که خودمان هم یک فرد به نسبت خوب هستیم و ضعف های خودمان راداریم. اما از آنجا که نکات خوب ما بیشتر است یک فرد به نسبت خوب می شویم.

 

 

اشتباه سوم: هنوز آمادگی اش را ندارم

 

باور غلط دیگر این است که من تا زمانی که خودم به عنوان یک همسرکامل نشده ام تمایلی به ازدواج ندارم. حتما یک بخشی از مهارت های همسر بودن مربوطبه دوران کودکی ما می شود که ما والدین مان را به عنوان الگوی همسر بودن می بینیم واین نقش را از آنها یاد می گیریم و به تدریج وقتی بزرگتر شده وارد جامعه می شویم. این الگوها را در شکل های گوناگون می بینیم، درونی می کنیم و می آموزیم، تا زمانیکه وقت ازدواج فرا می رسد. دقیقا یک بخش عمده از این نقش را زمانی یاد می گیریم کهدر جایگاه همسری قرار می گیریم. یعنی نمی شود پیش از اینکه در جایگاه نقشی قراربگیریم بتوانیم به طور کامل آن نقش را ایفا کنیم. بنابراین چنین باوری صددرصد غلطاست که پیش از ازدواج بتوان به عنوان یک همسر نقشی را یاد گرفت و بعد ازدواج کرد.

 

 

اشتباه چهارم: تا مهارت های ارتباطی ام کامل نشود ازدواج نمیکنم

 

باور غلط دیگر این است که افراد می گویند ما پیش از ازدواج مانباید ثابت کنیم که ارتباط کامل و موثری داریم و بعد ازدواج کنیم در حالی که قطعاچنین چیزی میسر نیست. ما می توانیم پیش از ازدواج، مقداری از مهارت های ارتباطی رایاد بگیریم و بعد در دوره آشنایی که داریم مقداری از این مهارت های ارتباطی را درعمل شناسایی کنیم و به کار ببندیم و موانع موجود در خودمان را برای اجرای این مهارتها شناسایی و برطرف کنیم. اما حقیقت امر این است که باز ما چون هنوز در جایگاههمسری قرار نگرفته ایم، هنوز این مهارت ها به شکل کامل و دقیق نمی تواند از ما صادرشود مگر اینکه ما در جایگاه همسری قرار بگیریم و این مهارت ها را به تدریج یادبگیریم و باز هر بار صحنه هایی وجود دارد که این مهارت ها را از ما می طلبد و هیچوقت این ارتباط پیش از ازدواج آموخته نمی شود.

 

 

اشتباه پنجم: همسرم باید متفاوت باشد

 

باور غلط دیگری که در انتخاب همسر و دوست داشتن وجود دارد ایناست که من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیت اش متضاد با من باشد. در واقعما دو جور جاذبه داریم. یک جاذبه تشابهات که ما جذب آدم هایی می شویم که شبیهخودمان هستند و یک جاذبه تفاوت ها که ما جذب آدم هایی می شویم که با ما متفاوتند. اما باید بدانید که این تفاوت ها ابتدا به ساکن خیلی جذاب و جالب اند برای مثالهمیشه این طوری است که یک آدم سرحال، معاشرتی و پرشروشور جذب آدمی آرام می شود وپیش خودش فکر می کند که چقدر این فرد آدم باشخصیتی است که می تواند هیجاناتش راکنترل کند برخلاف من که نمی توانم این کار را بکنم.

از طرف دیگر هم یک آدم آرام و درونگرایی که به راحتی نمی تواندارتباط برقرار کند، جذب یک آدم پر شر و شور و معاشرتی می شود که به راحتی می تواندبا دیگران ارتباط برقرار کند. اما افراد باید بدانند که این جاذبه تفاوت ها برای یکعمر زندگی نمی تواند جالب باشد. برای اینکه این دو نفر آنقدر با هم متفاوتند کهوقتی کنار هم قرار می گیرند هر دو اذیت می شوند و هر دو احساس تنهایی می کنند.

 

 

اشتباه ششم: ازدواج آسان تر از این حرف هاست

باور غلط دیگر این است که افراد فکر می کنند انتخاب همسرکاریندارد. ما یک شخص را خیلی اتفاقی می بینیم، خوش مان می آید و احساس علاقه می کنیم،پس می توانیم با او ازدواج کنیم.

 

 

قطعا این باور غلطی است. انتخاب همسر یک امر کاملا دقیق، منطقیو حساب شده است که حتما باید در محاسبات ما جا بگیرد و مورد قبول واقع شود. یعنیافراد باید با هم تناسب خانوادگی، فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی، اجتماعی و... داشتهباشند تا بتوانند ازدواج کنند وگرنه خود دوست داشتن در یک ازدواج غلط آسیب می بیندو از بین می رود.

 

دکتر بدری السادات بهرامی

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

اینگونه نگاه کنید...


مرد را به عقلش نه به ثروتش

.

زن را به وفایش نه به جمالش

.

دوست را به محبتش نه به کلامش

.

عاشق را به صبرش نه به ادعایش

.

مال را به برکتش نه به مقدارش

.

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

.

اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش

.

غذا را به کیفیتش نه به کمیتش

.

درس را به استادش نه به سختیش

.

دانشمند را به علمش نه به مدرکش

.

مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش

.

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

.

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

.

دل را به پاکیش نه به صاحبش

.

جسم را به سلامتش نه به لاغریش

.

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش....

 

 

 """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

برای انتخاب همسر استخاره کنیم یا تحقیق؟

آیا برای ازدواج و انتخاب همسر هم می شود استخاره کرد؟ این پرسش در شرایطی که استخاره برای ازدواج و انتخاب همسر بین مردم رواج بسیاری دارد، مطرح می شود.

"چون یکی از شما در پی کاری برآمد، باید پیش از مشورت با مردم، با پروردگار بزرگ رایزنی کند. رایزنی یعنی اینکه نخست از خداوند طلب خیر می کنی، آنگاه به مشورت با مردم می پردازی. زیرا وقتی کاری با خداوند آغاز شود، پروردگار خیر را بر زبان بندگانش جاری می سازد." حضرت امام صادق (ع)

مولوی می گوید:"مشورت ادارک و هشیاری دهد/عقل ها مر عقل را یاری دهد/این خردها چون مصابیح انور است/بیست مصباح از یکی روشنتر است"

علامه مجلسی هم پس از بحثی طولانی در این مورد می گوید:"به گمانم این که اکثر روایات معتبره دلالت بر مشروعیت اصل استخاره دارد؛ بدان جهت است که انسان استبداد رای به خرج نداده و به خدای بزرگ توسل جوید و در تمام امور به حضرت حق توکل نماید و اقرار کند که در برخی از موارد آگاه به مصالح خود نیست و به همین دلیل از طرق مختلف مثل خیر خواهی و دعا یا نظر خواهی و مشورت با دیگران و یا تفال به وسیله تسبیح یا قرآن از خداوند استمداد جوید که البته میزان قبولی از سوی خداوند و راهنمایی حضرت حق بستگی به حال و توسل و التجا شخص به خداوند دارد."

همه بزرگان بدون استثنا و به اتفاق در تعریف استخاره و زمان رجوع به آن یک چیز می گویند:استخاره تنها در شرایطی جایز است که از عقل، قدرت تفکر، مشورت با اهل به نتیجه ای نرسیم و همچنان مردد باشیم که چه کاری درست تر است.

استخاره به معنی لغوی طلب خیر کردن است. یعنی از خداوند طلب خیر کنیم و بخواهیم خیر خود را بر زبان شخصی که می خواهیم با او مشاوره و راهنمایی بخواهیم، جاری کند. استخاره در منابع دینی و گفته‌های ائمه معصوم جایگاه مشخصی دارد و تنها در موارد خاصی توصیه می شود.این روزها استخاره به شکل های مختلفی رواج دارد که البته در صحت آنها اطمینانی نیست. افراد به شکل ها و هدف های مختلف بدون آگاهی از شرایط و قوانین استخاره می گیرند.

اما آیا برای ازدواج و انتخاب همسر هم می شود استخاره کرد؟ در چه شرایطی؟ بعد از استخاره برای ازدواج باید به نتیجه آن عمل کرد؟ این پرسش ها در شرایطی که استخاره برای ازدواج و انتخاب همسر بین مردم رواج بسیاری دارد، مطرح می شود.گزارش زیر با تکیه و استناد به صحبت های کارشناسان مذهبی سعی در پرداختن به درستی یا نادرستی رجوع به استخاره برای ازدواج دارد.


نگاه اول :عقل و مشورت مقدم بر استخاره است

حجت الاسلام سید علی بنی صدر، محقق، کارشناس مذهبی: در روایات به استخاره برای هر امری تصدیق شده است. در روایات آمده که معصومان استخاره را بدون اشکال دانسته اند، حتی خود ائمه معصوم در این زمینه دستوراتی داده اند.

وقتی در کتاب شریف مفاتیح الجنان، دستور استخاره را می خوانید، آنچه از جانب امام معصوم دستور داده شده برای مثال این است که 2 رکعت نماز بخوانید.چند کاغذ بنویسید و زیر سجاده تان بگذارید، اما آنچه متداول است، چیزی غیر از این است، یعنی عده ای با تسبیح استخاره می کنند. عده ای با قرآن استخاره می کنند. عده ای هم با نماز که آن را "ذات الرقاع" می نامند.


مخالف استخاره عمل نکنید
نکته ای که در مورد استخاره مطرح است این است که به نتیجه استخاره باید عمل کرد. یعنی آقایان گفته اند اگر استخاره بد آمد، تا جایی که ممکن است با آن مخالفت نشود. این حرف نشان از این دارد که نتیجه استخاره موهوم و پوچ نیست و امری واقعی است؛ راهنمایی از جانب خداوند متعال، اما باید قبل ازاین رعایت نکته ای را مد نظر داشته باشیم: زمانی باید سراغ استخاره برویم که قبل از ان از قوه عقل و تعقل در درجه اول و در درجه دوم از پتانسیل همفکری با دوستان، آشنایان و نزدیکان مان بهره مند شده و به نتیجه ای نرسیده باشیم. یعنی در درجه اول عقل خود را به کار بگیریم.


عقل را تعطیل نکنید
در درجه دوم باید با عقلا و کسانی که تجربه دارند مشورت کنیم. یعنی اگر خودت فکر کردی،با دیگران مشورت کردی و به نتیجه ای نرسیدی، آن زمان باید سراغ استخاره بروی، اما آنچه که حالا رایج است این است که افراد نه فکر و نه مشورت می کنند و نتیجه هم روشن است، اما استخاره می کنند. این کار درست نیست. باید این پندار باطل را تغییر داده و آن را اصلاح کنند. در قرآن و در روایات نیامده که عقل را تعطیل کنید و سراغ استخاره بروید. استخاره برای زمانی است که عقل و مشورت جواب نداده و مستاصل هستیم که فلان کار را انجام بدهیم یا ندهیم.

پندار باطل دیگری درباره استخاره وجود دارد، افراد کاری را شروع کرده اند و می خواهند بدانند کارشان به ثمر می رسد یا نه و برای آن استخاره می گیرند. وقتی جواب آن خوب آمد با خودشان می گویند کارم به نتیجه خوب می رسد. استخاره برای این مواقع نیست. استخاره برای زمانی است که نمی دانیم انجام دادن کاری درست یا غلط است.


حکم خدا با استخاره تغییر نمی کند

سومین مورد این است که استخاره هرگز حکم خدا را عوض نمی کند. یعنی همچنان که استخاره می کنید باید پایبند به اصول مذهبی باشید. مثلا شخصی استخاره می کند که خودکشی کنم یا نکنم. اگر استخاره خوب آمد، اما مخالف شریعت خدا بود، استخاره باطل است. یعنی نمی توانیم بگوییم استخاره همیشه درست و صحیح است.

در پایان نتیجه می گیریم که استخاره از نظر شریعت مردود نیست، روایاتی هم در تایید آن داریم، اما مطلقا هم مورد تایید و پذیرفته شده نیست. یعنی نمی توانیم بگوییم هر چه جواب استخاره آمد، حرف خدا است. باید اینطور باشد که اگر جواب استخاره ای بد آمد تا جایی که ممکن است آن کار را انجام ندهیم. بعد هم از نیروی تفکر و مشورت کمک بگیریم تا به نتیجه درست و مثبت برسیم.


در ازدواج مشورت بر استخاره ارجح است
در مورد استخاره برای ازدواج می توانیم بگوییم، مهم تر از استخاره، مشورت، تحقیق و تفکر است. باید این موارد را مقدم بر استخاره بدانیم و استخاره را برای آخر کار بگذاریم. یعنی اینطور نباشد که همان اول کار بدون اینکه تحقیقی کرده باشیم، استخاره کنیم. اول باید تحقیق کرد. عقل و مشورت در این مورد، مقدم بر استخاره می دانیم، یعنی تا جایی که ممکن است از تفکر، تعقل و تحقیق بهره مند شوید، بعد سراغ استخاره بروید. در بحث ازدواج تحقیق از دیگر موارد مهم تر است.بهترین استخاره، در همه مورد استخاره" ذات الرقاع" است که دستور کامل آن از قول امام معصوم در مفاتیح آمده است.


نگاه دوم: اول عقل، بعد مشورت
حجت السلام علی مختار آبادی، کارشناس مذهبی و مشاور خانواده: خداوند به ما عقل و فکر داده است. بزرگان گفته اند اگر می خواهید کاری انجام بدهید، اول فکر کنید، بعد از استشاره به معنی مشورت کردن بهره بگیرید، اما اگر همچنان بر سر دوراهی ماندید و نتوانستید تصمیم بگیرید، می توانید استخاره کنید و از خداوند نظر و کمک بخواهید، این قوانین در مورد استخاره برای ازدواج هم صدق می کند.

در بعضی روایات آمده است هر وقت در کاری نیاز به مشورت دارید، یک دور تسبیح بگویید " استخیر الله " بعد با هر کسی که خواستید مشورت کنید، خداوند خیر را بر زبان او جاری می سازید. موارد استخاره هم در قرآن هم آمده است.


نگاه سوم: مسوول عواقب عمل به استخاره خودمان هستیم

حجت السلام ابولقاسم آذرسا، مسوول عقیدتی قرارگاه سازندگی خاتم النبیا (ص)، کارشناس مذهبی و مشاور خانواده: استخاره جایگاه خاص و ویژه خودش را در دیدگاه علما دارد.باید گفت بعد از تحقیق، تفحص، تفکر و تعقل می شود سراغ استخاره رفت.

رویکرد به استخاره نباید در ابتدای انتخاب باشد. یعنی بعد از تحقیق، تفحص و تعقل در حالت حیرانی و وقتی که شبهه ای راجع به مطلبی داریم به سمت استخاره می رویم تا از حیرانی بیرون بیاییم.


استخاره جای عقل را نگیرد

استخاره نباید جایگاه تفکر و تعقل را بگیرد. پرسشی که خداوند از تکالیف ما در این دنیا دارد بر اساس میزان تعقل و اندیشه ای است که به ما عنایت کرده است. بنابراین در مشکلات دنیا باید از تعقل مان استفاده کنیم. وقتی انسان این مسیر را طی کرد و باز به نتیجه نرسید برای خروج از تحیر و ابهام خداوند متعال دری را برای او باز گذاشته که می تواند به قرآن تفال بزند یا با استفاده از تسبیح پشت پرده ای را که انسان از آن مطلع نیست بداند و با مشاوره از خداوند در واقع طلب خیر کند.

در امر مهمی مثل بحث ازدواج گرایش افراد باید بر رفتار عقلانی و استفاده از عقل باشد، اختیارهای ما بر اساس میزان عقلی است که به ما داده شده و به همان میزان مسوول هستیم. باید در ازدواج ابتدا تحقیق و تفحص کرد، با افراد اهل مشاوره کرده و معیارها را به دست بگیرند. نه اینکه فرد بدون داشتن معیار با استفاده از قرآنی که در دست دارد بخواهد بداند ازدواج با فردی خوب است یا خوب نیست.

باید بعد از تحقیق و مشورت خانواده ها با یکدیگر و در میان گذاشتن نظرات و دیدگاه های خود با یکدیگر گزینه مورد نظر خود را مورد بررسی قرار دهند. وقتی در حالت تحیر باقی ماندند سراغ استخاره می روند و مشاوره ای با خدا انجام می دهند و تا از پشت پرده ای که ممکن است خداوند برای بنده اش رو کند باخبر شوند.


عمل به استخاره واجب نیست

عمل به جواب استخاره بر انسان واجب نیست. یعنی واجب نیست که حتما به آن عمل شود. اما وقتی انسان برای مشاوره به سوی کسی رفت که به او اعتماد دارد و آگاه است و طلب خیر می کند، شرط ادب این است که( اگر استخاره در شرایط درست گرفته شده باشد) مطابق آن عمل شود، اما عمل به آن واجب نیست.

نتیجه می گیریم که فرد بعد از تحقیق و تفحص و طی کردن همه مراحل در نهایت می تواند سراغ استخاره برود. مجموعه این عوامل می تواند انتخابی مناسب را رقم بزند. اما عواقب انتخاب بر عهده خود فرد است. یعنی نمی شود شخص مسوولیت عواقب انتخاب اش را به دیگران واگذار کند. برای مثال شخص استخاره بگیرد و بعدها هر مشکلی پیش آمد آن را به خداوند نسبت دهد. نمی شود گفت آن مشکل ثمره مشورت با خداوند است.

 

 

 """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

10 اشتباه رایج دختران در امر ازدواج

گاهی دختران در همان شروع انتخاب و تصمیم‌گیری برای ازدواج دچار اشتباه می‌شوند، اشتباهاتی که ممکن است مسیر زندگی آنان را تحت‌الشعاع قرار دهد.

بی‌شک انتخاب همسر آینده موضوع ساده‌ای نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت اما گاهی برخی اشتباهات دخترانه سبب می‌شود، خواستگاری که از هر جهت مناسب است را از دست بدهند و یا به اصطلاح خود را پاسوز دیگران کنند.
بهتر است برای انتخاب همسر مناسب به نکات زیر توجه کنید:

1. تهیه یک فهرست بلند بالا از خصوصیات همسر مورد نظر با تمام جزئیات و ریزه‌ کاری‌ها اشتباه است. درست است که باید فردی را انتخاب کنید که خصوصیات او به نظرات شما شبیه‌تر باشد اما اگر زیاده از حد محافظه‌کارانه عمل کنید و تمام زیر و بم او را مورد قضاوت قرار دهید، بالاخره مواردی پیش می‌آید که با فهرست شما همخوانی ندارد و همین موضوع باعث می‌شود به دلیل مسائل جزئی، فرد مورد نظر را قبول نکنید.

2. اگر تا یک سنی ازدواج نکرده‌اید و حالا فکر می‌کنید دیر شده و دیگران شما را زیر ذره‌بین قرار داده‌اند و بعد فقط به همین دلیل، فورا به یک خواستگار بله می‌گویید، اشتباه می‌کنید.

3. مقایسه همیشه کار را خراب می‌کند. اگر دائم خواستگارها را با هم یا با سایر افرادی که اطرافتان هستند و مورد تایید شما قرار گرفته‌اند، مقایسه ‌کنید، مطمئنا نمی‌توانید تصمیم درستی بگیرید.

4. بعضی‌ها به خودشان اجازه نمی‌دهند کسی را دوست داشته باشند و این مساله برایشان مشکل ایجاد می‌کند. مثلا ممکن است فردی از بسیاری جهات مورد تایید شما و دوست داشتنی باشد اما به دلیل حرف و حدیث‌ بی‌منطق و دور از عقل دیگران، مورد تایید خیلی‌ها قرار نگیرد. در این شرایط اگر فرصت دوست داشتن و بله گفتن را از خودتان بگیرید، خطای بزرگی مرتکب شده‌اید.

5. در مواردی، دختر خانم‌ها انتظار دارند فورا عشق و علاقه شدید و رویایی بین آنها و همسر آینده‌شان به وجود بیاید و به عبارتی طرف مقابل فورا یک دل نه صد دل عاشقشان بشود. وقتی چنین توقعی دارند و زلزله مورد نظر آنها اتفاق نمی‌افتد، فورا دلسرد شده، عقب می‌کشند. اگر انتظار دارید در همان برخورد اول یک رابطه شدید عاشقانه به وجود بیاید؛ جلوی این ازدواج، یک پرچم قرمز بزرگ نگه داشته‌اید. با این کار واقع‌بینی را کنار گذاشته‌اید، در حالی که دنیای ما کاملا واقعی است.

6. مرد ایده‌آل زندگی شما با مردهای به اصطلاح ایده‌آل فیلم‌ها کاملا فرق می‌کند. به عبارتی منتظر چنین موجوداتی نباشید، چون فقط به فیلم‌ها تعلق دارند.
7. گاهی دخترها سراغ فردی می‌روند که هیچ شباهتی به آنها ندارد و فقط به یک دلیل خاص مورد تایید آنهاست. یادتان باشد تنها با یک خصوصیت نمی‌توان زندگی کرد.

8. تمرکز روی نکات منفی خطای بزرگی است. یادتان باشد اگر به هر دلیلی درباره مردها احساسات منفی در شما ‌وجود داشته، آنها را کنار بگذارید و با دیدگاه مثبت، انتخابی مناسب داشته باشید.

9. بعضی دختر خانم‌ها که تحصیلات و شغل مناسبی دارند، فکر می‌کنند به دلیل رفع نیاز مالی می‌توانند از موضع بالا صحبت کنند و به کمک یک مرد احتیاج ندارند. این دختر خانم‌ها با این طرز تفکر سد بزرگی مقابل خودشان ایجاد می‌کنند و نمی‌توانند درست انتخاب کنند، چون مدام دیگران را از خود می‌رنجانند.

10. ایثار و فداکاری بیش از حد، به دیگران بیش از خود فکر کردن و نیاز دیگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگی است که بعضی دخترها مرتکب می‌شوند. اگر به هر دلیل بار مسئولیتی به دوش شماست قبول؛ اما باید اول به خودتان، نیازهایتان و آینده شخصی‌تان فکر کنید و موقعیت‌ها را از دست ندهید.

 """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 زندگی به قول دکتر شریعتی

 

همه ما خودمان را چنین متقاعد می کنیم که زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:

شغلمان را تغییر دهیم

مهاجرت کنیم

 

با افراد تازه ای آشنا شویم

ازدواج کنیم

 

فکر میکنیم،‌ زندگی بهتر خواهد شد اگر:

ترفیع بگیریم

اقامت بگیریم

با افراد بیشتری آشنا شویم

بچه دار شویم

 

و خسته می شویم وقتی:

می بینیم رییسمان نمی فهمد

زبان مشترک نداریم

همدیگر را نمی فهمیم

می‌بینیم کودکانمان به توجه مداوم نیازمندند

بهتر است صبر کنیم ...

 

با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد که :

رییسمان تغییر کند، شغلمان را تغییر دهیم

به جای دیگری سفر کنیم

به دنبال دوستان تازه ای بگردیم

همسرمان رفتارش را عوض کند

یک ماشین شیک تر داشته باشیم

بچه هایمان ازدواج کنند

به مرخصی برویم

و در نهایت بازنشسته شویم....

 

حقیقت این است که برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.

 

اگر الآن نه، پس کی؟

 

زندگی همواره پر از چالش است.

 

بهتر این است که این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم که با وجود همه این مسائل، شاد و خوشبخت زندگی کنیم.

 

به خیالمان می رسد که زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می شود که موانعی که سر راهمان هستند، کنار بروند:

مشکلی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنیم

کاری که باید تمام کنیم

زمانی که باید برای کاری صرف کنیم

بدهی‌هایی که باید پرداخت کنیم

و ...

بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

 

بعد از آن که همه ی این ها را تجربه کردیم، تازه می فهمیم که زندگی، همین چیزهایی است که ما آن ها را موانع می‌شناسیم

 

این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم که جاده‌ای بسوی خوشبختی وجود ندارد. خوشبختی، خود همین جاده است.. بیایید از هر لحظه لذت ببریم.

 

برای آغاز یک زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست که در انتظار بنشینیم:

در انتظار فارغ التحصیلی

بازگشت به دانشگاه

کاهش وزن

افزایش وزن

شروع به کار

مهاجرت

دوستان تازه

ازدواج

شروع تعطیلات

صبح جمعه

در انتظار دریافت وام جدید

خرید یک ماشین نو

باز پرداخت قسط ها

بهار و تابستان و پاییز و زمستان

اول برج

پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون

مردن

تولد مجدد

و...

 

خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد.

 

هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

 

زندگی کنید و از حال لذت ببرید

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

چگونه نه بگوئیم 

 

 همه ما بارها و بارها در موقعیت هایی قرار گرفته ایم که گفتن کلمه "نه" برایمان دشوار بوده است.برای مثال شما برای تعطیلات نوروز با گروهی از دوستانتان یک سفر زیارتی سیاحتی، ترتیب داده‌اید و والدین شما در نامه‌ای ابراز می‌دارند که چه قدر از حضور شما در خانه برای عید نوروز خوشحال خواهند شد. رئیس شما،انجام کارهای بیشتری را در یک مقطع زمانی طلب می‌کند، حال آنکه شما برای آن ساعت برنامه‌ای ازقبل تعیین کرده‌اید. استاد از شما می‌خواهد که اگر می‌توانید روی یک طرح تحقیقی که خودش روی آن کارکرده است ،به او کمک کنید. شما یک لباس پشمی خریده‌اید ودوست شما می‌خواهد در صورت امکان آن را قرض کند.

شخصی، ‌شما را برای ناهار به منزلش دعوت می‌کند، حال آنکه شما مایل به رفت وآمد با او نیستید. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که به دفعات در مقابل چنین درخواست‌هایی، تسلیم شده و با آنها موافقت می‌کنید ودائما از این بابت احساس ناخوشایندی دارید، ممکن است بخواهید بدانید که چرا شما هنگامی که "نه "گفتن را ترجیح می دهید "بله " می‌گویید.


شما ممکن است نگران از دست دادن ارتباطات مؤثر یا نگران واردآمدن آسیبی به روابط باشید. بنابراین، ارتباطات خود رامانند شی شکننده تلقی می‌کنید که البته به اطاعت های دائمی شما وابسته می‌باشد. شما همانند بسیاری از افراد چه بسا از نه گفتن احساس گناه می کنید، چون شما آموخته اید برای اجتناب از آسیب وارد کردن به احساسات دیگران، خواسته‌های خود دست بکشید. بنابراین احساس مسئولیت شما در قبال احساسات شخصی دیگران به حق جلوه می‌کند، گویی شادی آنها در گرو موافقت شماست. بدین ترتیب ممکن است شما احساس کنید با نفی آنهابه دلیل خودخواهی و خودمداری انسان بدی هستید زیرا به شما یاد گرفته‌اید که باید فداکار باشید وخود را نادیده انگارید.
بنابراین، شما بیش از خودتان دلواپس و متوجه دیگران هستید و وقتی از شما تقاضائی می‌شود ممکن است احساس کنید مورد لطف وموهبت قرار گرفته‌اید. این امر سبب می‌شود تا احساس مهم بودن کنید ونگران آن باشید که در صورت مخالفت هرگز دوباره چنین تقاضایی از شما نشود. اینها، نمونه‌هایی از احساسات دست و پا گیر هستند که می‌توانند در آزادی عمل شما مداخله کنند.

چه راههایی ، گفتن کلمه " نه "را آسانتر می‌سازد؟

.اولین کاری که باید انجام داد، تشخیص احساسات دست و پاگیر یا باورهایی است که در سر شما وجود دارند. برای مثال اگر دوستتان می‌خواهد اتومبیل شما را برای رفتن به سفر قرض کند، با گفتن کلمه نه، چه نتایج منفی را پیش بینی می‌کنید؟ آیا می‌ترسید به کارفرمای خود پاسخ منفی بدهید، آیا از برکنارشدن از کارتان در هراسید؟ اگر به استاد خود پاسخ منفی بدهید، آیا انتظار دارید نمره پایین را در آن درس کسب کنید؟
پس شما در ابتدا انتظار فاجعه آمیزی از"نه گفتن" تشخیص داده‌اید و در گام بعدی آن انتظارات را با واقع نگری بیشتری بیان می‌کنید.
برای مثال ممکن است به خودتان بگوئید اگر پاسخ منفی بدهم چه بسا دوستم از این که اتومبیل را به او قرض ندادم از من ناراحت بشود، ولی دوست شما به خاطر این گونه مسایل ناراحت نیست او احتمالا به خاطر آن که کلمه "نه" را به صراحت به کار برده‌اید، احترام بیشتری برایتان قائل خواهد شد.
ممکن است کارفرمای شما از این که حاضر به اضافه کار نشدم خوشحال نباشد؛‌ اما وقتی در آن روز، اضافه‌کاری برای من مایه دردسر بود، امتناع امری موجه بوده است. وقتی با کاری که مایل به انجامش نیستید، موافقت می کنید، احتمالا از خودتان ناراحت می‌شوید. همچنین ممکن است از دیگری برنجد و یا از او خشمگین شوید در این گونه موارد کلمه " نه "به صورت غیرکلامی ،سکوت ، فکر کردن راجع به مسائل دیگر به هنگام حضور در جمع، ظاهر می‌گردد. خود را نادیده انگاشتن سبب تحمیل رفتارهای ناخواسته‌ای است که دیگران از ما می‌خواهند و این امر سبب می‌شود آنها نسبت به ابراز درخواست‌های غیر منطقی خود تشویق شوند. پس از آنکه باورها و اعتقادات خود را به شیو ه‌ای منطقی تر مرتب کردید، برای گفتن کلمه " نه " آمادگی پیدا می‌کنید و از این امر احساس خوبی به شما دست می‌دهد.


قدم بعدی، گفتن کلمه " نه "، به شیو ه‌ای مستقیم به طرف مقابل است، به گونه‌ای که قاطعیت در صدا و رفتار شما موج بزند. مطمئن شوید پیام‌های غیر کلامی هم سنگ کلمات هستند. آیا ارتباط چشمی برقرار می کنید؟ آیا لحن کلام شما خالی از پوزش و عذر خواهی است؟
بخاطر آنکه از سنین کودکی اجتماع شما را به تسلیم شدن و مطیع بودن وادار کرده است، گفتن کلمه " نه "در دفعات نخست، بدون شرم کار بسیار دشوار خواهد بود.
برای آسانتر ساختن این مرحله، در موقعیت‌هایی که خطر پایین دارند، گفتن پاسخ های منفی را آغاز کنید. به خصوص زمانی که، کاملا مطمئن هستید که حق گفتن کلمه " نه " را دارید. با این تمرین اطمینان به خود را بنا خواهید کرد ونیز توانایی گفتن کلمه نه را در موقعیت‌های مشکل‌تر بدست خواهید آورد. و بالاخره در مواقعی که از درون به خود مطمئن نیستید این تمرین سبب بروز اطمینان می‌شود.


به طور معمول، گفتن نه به برخی افراد آسانتر از دیگران است احتمالا این افراد برای شما، ‌دوستان نزدیک، ‌غریبه‌ها و خانواده هستند. وقوع یک موقعیت را پیش بینی کنید و تمرین کنید که در آن موقعیت چه خواهید گفت. گفتن کلمه نه را به طریقی مستقیم و صریح تمرین نمایید. نسبت به کلیه رفتارهای خود و لحن کلامتان به هنگام گفتن جمله منفی آگاه باشید .
در موقعیت‌های مشکل‌تری که نسبت به ماهیت و چگونگی پاسخ خود مطمئن نیستید، با گفتن این جمله به دیگران: "می‌توانم درباره‌اش فکر کنم"مقداری زمان در اختیار خود بگیرید. سپس احساسات خود را بررسی کنید چه عقاید و انتظارات نامعقولی شما را به گفتن "نه " ‌وا می دارد.


وقتی کلمه "نه " را بکار بردید و طرف مقابل همچنان برخواسته‌اش اصرار ورزید و اولین کلمه نه شما را نشنیده گرفت. شما باید بر مخالفت خود پافشاری کنید. آیا از آن دسته افرادی هستید که به آسانی تسلیم می‌شوید؟ یا آمادگی عصبانی شدن را دارند؟ شما احتمالا باید توجه آنها را بطور مؤثری جلب کنید و به آنها بگویید، اما من مخالفت کرده‌ام و واقعا منظورم مخالفت است.
به رغم اینگونه پیام‌ها چون بسیاری ازما با سازگاری و انعطا ف‌پذیری بزرگ شده‌ایم، ‌به خاطر دیگران از خواسته‌های خود می‌گذریم.
تشخیص این نکته مهم است که در این جا رفتار خود خواهانه سالم وجود دارد. شما حق دارید که "نه "‌ را به کار ببرید و از این کار احساس خوبی داشته باشید.
هر قدر به احساس شخصی و خواسته‌های خود توجه کنید. از گفتن " بله "‌به دیگران احساس رضایت‌مندی بیشتری خواهید کرد.

 """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

با توجه به این که طبق گفته رییس جدید سازمان ملی جوانان، قرار است اخذ گواهینامه تخصصی ازدواج برای پسران اجباری شود و دخترها تنها اجازه بله گفتن به کسانی را داشته باشند که دوره سه ماهه مهارت های ازدواج را گذرانده باشد.

از این روی، یک عدد آزمون اختصاصی طراحی کرده ایم تا در پایان دوره ، جوانان را با آن محک بزنند و گواهینامه ازدواج را به کسانی بدهند که در پاسخگویی امتیاز خوبی کسب کرده باشند

 

بقیه در ادامه مطلب


 در جاده زندگی مشترک، هر یک از تابلوهای زیر به چه مفهومی اشاره دارند؟

الف. فرمان زندگی را از همان اول، خودت به دست بگیر
ب. اگر پرسپولیسی هستی آن گاه همسرت نباید استقلالی باشد

الف. انتخاب همسر از بین آدمهای برجسته
ب. شکم برجسته ممنوع!

الف. همیشه راه راست را برو
ب. به طرف منزل مادرزن

ازدواج:
الف. آغاز آزاد روابط
ب. ‌پایان روابط آزاد

 

الف. لطفا موالیدتان را کنترل کنید!
ب. یکی کمه، دو تا غمه، سه تا که شد خاطرجَمعه!

الف. به سراغ شوهر که می روی تازیانه را فراموش نکن!
ب. کتک زدن ممنوع

الف. همسرت را نپیچان
ب. دم درآوردن ممنوع!

الف. ماه عسل به دریا نروید، غرق می شوید، حسرت به دل می مانید!
ب. زیرآبی رفتن ممنوع

الف. وفاداری در حد سگ
ب. اخلاق سگی ممنوع

الف. به پای هم پیر شوید
ب. پیرتان در می آید!

الف.  ladies next
ب.  محل وقوع عشق های خیابانی

الف. بعد دوسال راه میندازیم یه مخزن گنده جوجه کشی!
ب. دو فرزند کافی است!

الف. همدیگر را دور نزنید!
ب. دور همدیگر بگردید!

الف. هنگام دعوا از چکش استفاده نکنید
ب. زندگی شما به بن بست رسیده است

 

 

زن مثل ويروسه ، اگه وارد زندگيت بشه...


 جيبها تو…..……… Search ….. مي‌كنه


پولاتو……..……… Delete ……مي‌كنه


خانوادتو…..…………. Edit  …...مي‌كنه


ارتباط با دوستاتو……..… Cut  ….مي‌كنه


موبايل‌تو………..…… Scan ……مي‌كنه


خوشي‌هاتو…..…….  Cancel  .…..مي‌كنه

 

آخرش هم ، مخت رو  Hang  .…..مي‌كنه!!!!!

 

خودتو توسط خودت...  Format   .....مي‌كنه!!!!!