"شیعه واقعی"
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ دی ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: "شیعه واقعی"

باسمه تعالی

"شیعه واقعی"

 

تاریخ زندگی اهل بیت (علیهم السلام) نشان می­دهد که آنان توجه خود را به تهذیب فکری و تربیت اخلاقی مسلمانان گماشتند تا به فرمان خداوند، شیعه واقعی و حقیقی تربیت کنند. آنها برای رسیدن به این هدف، نهایت کوشش خود را در آموزش احکام و معارف انجام دادند. آنان ملاک واقعی بودن ایمان افراد را پیروی از تمامی دستورات الهی بیان نمودند.

در منطق اهل بیت (علیهم السلام)، تنها کسانی می­توانند خود را شیعه و پیرو حقیقی آنان به حساب آورند که مطیع امر خدا و پرهیزکار و دور از هوای نفس و عالم به تعالیم و دستورهای آنها باشند. در نزد ائمه شیعه (علیهم السلام)، تنها در صورتی دوستی و ولایت آنها مایه نجات خواهد بود که با اعمال صالح همراه باشد و شیعیان عمل خود را به راستی و درستی و پرهیزکاری بیارایند. بدین ترتیب، پیروان واقعی ائمه معصوم (علیهم السلام)، دوست داشتن آنان را برای نجات کافی نمی­دانند، و این گونه نیست که خود را در اختیار شهوات و گناهان قرار دهند و بخواهند از راه دوستی با اهل بیت (علیهم السلام) برای گناهان خود در پیشگاه خدا عذری بتراشند.

اما در میان ائمه (علیهم السلام)، امام صادق (علیه السلام) با توجه به شرایط اجتماعی، موقعیت مناسب­تری را برای بیان معارف دینی پیدا کردند و از همین رو برای تربیت شیعه واقعی تلاش‌های فراوانی نموده و ملاک‌های ایمان حقیقی را بیان نمودند. در این جا به برخی از فرمایشات امام صادق (علیه السلام) در این خصوص اشاره می­شود:

"...تنها اصحاب [واقعی] من کسی است که بسیار باتقوا باشد و برای خالقش عمل کند و امید به ثواب داشته باشد."(1)

"تقوای الهی داشته باشید؛ و رکوع و سجود را به نیکی به جای آورید؛ و مطیع ترین بندگان خدا باشید؛ همانا شما به ولایت ما نخواهید رسید مگر با ورع [ترک گناه]؛ و به آنچه نزد خداوند است دست نمی­یابید مگر با عمل... "(2).

"ما کسی را مؤمن و شیعه [واقعی] به حساب نمی­آوریم مگر وقتی که همه اوامر ما را پیروی کند و خواستار پیروی از ما باشد و باید بداند که یکی از موارد پیروی از دستورات ما، ورع و خداترسی [تقوا] است. پس خود را به ورع بیارایید تا خداوند شما را مشمول رحمتش کند"(3).

"شیعه جعفر کسی است که شکم و شهوت خود را همیشه از حرام و گناه حفظ کند، کوشش وی در راه دین بسیار و کارش برای خدا باشد؛ امیدش به پاداش او و بیمش از کیفر او باشد. هر گاه این گونه افراد را دیدی آنها شیعیان جعفر هستند"(4).

در مجموع، می­توان گفت تنها کسانی می‌توانند ادعای «شیعه واقعی بودن» را بنمایند که رفتار و کردارشان در تمامی ‌زمینه‌ها شبیه آن بزرگواران باشد. به بیان دیگر، معیار تشخیص شیعیان حقیقی میزان تقوا، ورع و اطاعت آنان از فرامین الهی است.

«برگرفته از کتاب: "پژوهشی در معارف امامیه"، نوشته: "علیرضا مسجد جامعی" (با اندکی تغییرات و اضافات)»

سالروز ولادت گنجینه دار علوم و رییس مذهب جعفری،

ششمین پیشوای شیعیان،

امام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

 


پاورقی­ها:

1- "...إنما أصحابی من اشتد ورعه و عمل لخالقه و رجا ثوابه‏..." (اصول کافی، جلد 2، صفحه 77)

2- "اتقوا الله، و أَحسنوا الرکوع و السجود، و کونوا أَطوع عباد الله، فإِنکم لن تنالوا ولایتنا إِلا بالورع، و لن تنالوا ما عند الله [تعالى] إلا بالعمل‏" (أمالی طوسی، صفحه 679، حدیث 1441)

3- "إنا لا نعد الرجل مؤمنا حتى یکون لجمیع أَمرنا متبعا مریدا أَلا و إن من اتباع أَمرنا و إرادته الورع فتزینوا به یرحمکم الله" (اصول کافی، جلد 2، صفحه 78)

4- "فإنما شیعة علی من عف بطنه و فرجه و اشتد جهاده و عمل لخالقه و رجا ثوابه و خاف عقابه فإذا رأیت أُولئک فأُولئک شیعة جعفر" (اصول کافی، جلد 2، صفحه 233)


«بنده شایسته خدا»
ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

باسمه تعالی

http://www.roshd.org/multimedia/masih/final2.jpg

«بنده شایسته خدا»

"...إنما المسیح عیسی‌ ابن مریم رسول الله و کلمته ألقاها إلی‌ مریم و روح منه..."

مسیح، عیسی‌ بن مریم فقط فرستاده خدا و کلمه (و مخلوق) او است، که او را به مریم إلقا نمود و روحی‌ (شایسته) از طرف او بود...

(سوره نساء، آیه 171)

قرآن کریم در جای جای خود به معرفی انبیاء الهی گذشته پرداخته و در این میان آیات متعددی به پیامبر بزرگ الهی، حضرت عیسی (علیه السلام) اختصاص دارد. در آیه بالا که نمونه ای از آن­هاست، خداوند در آغاز می‌فرماید: "عیسی‌ (علیه السلام) فقط فرزند مریم (علیها السلام) بود." ذکر نام مادر عیسی‌ (علیه السلام) در کنار نام اوکه در شانزده مورد از آیات قرآن مجید آمده است، خاطر نشان می‌­سازد که مسیح (علیه السلام) مانند همه انسان­ها در رحم مادر قرار داشت، دوران جنینی‌ را گذراند و همانند سایر افراد بشر متولد شد، شیر نوشید و در آغوش مادر پرورش یافت.(1) به عبارت دیگر تمام صفات بشری‌ در او بود.واضح است چنین کسی‌ که مشمول و محکوم قوانین طبیعت و تغییرات جهان ماده است، نمی­تواند خداوند ازلی‌ و ابدی‌ باشد و این موقعیت، تناسبی‌ با خدایی او ندارد! خصوصا کلمه "إنما" که در این آیه آمده است به این شبهه نیز پاسخ می‌‏گوید که: اگر عیسی‌ (علیه السلام) پدر نداشت، مفهومش این نیست که فرزند خدا می­باشد، بلکه فقط فرزند مریم بود. این امر مسئله عجیبی نبود؛ چرا که آدم (علیه السلام) نیزبه اراده پروردگار بدون پدر و مادر وجود یافت و این خلقت خاص را هیچ شخصی دلیل بر الوهیت ایشان نمی‌­داند. لذا در قرآن به این مطلب اشاره شده است که همان­گونه که خلقت آدم (علیه السلام) از خاک بود، خلقت حضرت مسیح (علیه السلام) نیز از خاک بوده است. (2)

طبق نظر اسلام و آنچه مکرر در قرآن کریم آمده است، حضرت عیسی (علیه السلام) فرستاده خدا بود. (به طور مثال در آیه فوق با عبارت "رسول الله" به آن اشاره شده است.) این موقعیت، یعنی پیامبر و فرستاده خدا بودن نیز ارتباطی‌ با الوهیت ایشان ندارد. قسمتی‌ از سخنان مختلف حضرت مسیح (علیه السلام) که در انجیل کنونی‌ موجود است، این مطلب را تایید می­کند و همگی‌ حاکی‌ از مخلوق بودن، نبوت و رسالت او برای‌ هدایت انسان­ها است، نه الوهیت و خدایی‌ او. (3)

از طرف دیگر، در کنار این که اسلام الوهیت حضرت عیسی (علیه السلام) را به صراحت نفی می­کند، اعتقاد دارد که او انسانی عادی نیز نبوده است. طبق آنچه در قرآن آمده، عیسی‌ (علیه السلام) کلمه خدا بوده که به مریم (علیها السلام) القاء شد. در چندین آیه قرآن کریم، از عیسی‌ (علیه السلام) تعبیر به "کلمه" شده است و این عبارت، به خاطر آن است که به مخلوق بودن مسیح (علیه السلام) اشاره کند. همان طور که کلمات، مخلوق ما هستند، موجودات عالم آفرینش هم، مخلوق خداوندند و همان طور که کلمات اسرار درون ما را بیان می‌­کنند و نشانه­ای‌ از صفات و روحیات ما هستند، مخلوقات این عالم نیز، روشنگر صفات جمال و جلال خدایند.به همین جهت، در چند مورد از آیات قرآن به تمام مخلوقات "کلمه" اطلاق شده است. (مانند آیه 109 سوره کهف و یا آیه 27 سوره لقمان((4) ولی این کلمات با هم تفاوت­هایی دارند؛ مثلا بعضی‌ بسیار برجسته و بعضی‌ نسبتا ساده هستند و عیسی‌ (علیه السلام) به خصوص از نظر آفرینش (علاوه بر مقام رسالت) برجستگی‌ خاصی‌ دارد؛ چرا که او بدون پدر آفریده شده بود. (5)

علاوه بر این، حضرت عیسی‌ (علیه السلام) در قرآن به عنوان روحی‌ معرفی گشته که از طرف خدا آفریده شده است. این تعبیر که در مورد آفرینش آدم (علیه السلام) نیز در قرآن آمده است (6)، اشاره به عظمت آن روحی‌ است که خدا در آدم، مسیح و پیامبران (علیهم السلام) قرار داده است. اگر چه بعضی‌ خواسته اند از این تعبیر سوء استفاده کنند که: عیسی‌ (علیه السلام) (نعوذ بالله) جزئی‌ از خداوند بوده و تعبیر «مِنه» در عبارت قرآنی "و روح مِنه" را گواه بر این پنداشته اند؛ ولی‌ به دلیل عدم امکان وجود تشابه بین خالق و مخلوق به لحاظ عقلی و هم­چنین روایات مستدل ذیل این آیات به راحتی در می­یابیم که «مِنْ» در این گونه موارد برای‌ تبعیض نیست، بلکه به اصطلاح حکایت از بیان سرچشمه و منشأ پیدایش چیزی‌ دارد.

این نکته نیز جالب توجه است که در کتب تاریخی آمده است:

«هارون الرشید» طبیبی‌ نصرانی‌ داشت که روزی‌ با «علی‌ بن حسین واقدی‌» ـ که از دانشمندان مسلمان بود ـ مناظره کرده، می گوید: در کتاب آسمانی‌ شما آیه ای‌ وجود دارد که مسیح (علیه السلام) را جزئی‌ از خداوند معرفی‌ کرده؛ سپس آیه فوق را تلاوت کرد.

«واقدی‌» بلافاصله در پاسخ او این آیه از قرآن را تلاوت نمود:"و سخر لکم ما فی‌ السماوات و ما فی‌ الارض جمیعا منه" (7) (آنچه در آسمان­ها و آنچه در زمین است را مسخر شما کرده و همه از ناحیه او [و مخلوق او] است.) سپس اضافه کرد: اگر کلمه «مِنْ» معنی جزئیت را برساند، باید تمام موجودات زمین و آسمان طبق این آیه جزئی‌ از خداوند باشند!

طبیب نصرانی‌ با شنیدن این نکته ظریف، مسلمان گشت.هارون الرشید نیز از این جریان خوشحال شد و به سبب ذکاوت «واقدی‌» جایزه قابل ملاحظه ای‌ به او اعطا کرد. (8)

آری؛ عیسی (علیه السلام) دارای کتاب و شریعت بود و به همین جهت از جمله پنج پیامبر اولوالعزم الهی محسوب می شود. او پیامبری عظیم الشان و روح خدا بود که کرامات و معجزاتی مخصوص به خود داشت. مسیح (علیه السلام) با عمل شایسته خود که مطابق فرامین الهی بود، همواره بندگی خدای خویش را نمود و پیوسته برای هدایت انسان­ها به راه صحیح تلاش کرد.

«برگرفته از کتاب "تفسیر نمونه"، تالیف: "آیت الله ناصر مکارم شیرازی" (با تغییرات و اضافات)»

د فرارسیدن سالروز ولادت

کلمه الهی و روح پروردگار،

حضرت عیسی بن مریم(علیه السلام)

را به تمامی موحدان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌کند.



پاورقی ها:

1- "ما المسیح ابن مریم إلا رسول قدخلت من قبله الرسل و امه صدیقه کانا یاکلان الطعام..."؛ "مسیح فرزند مریم جز فرستاده ای‌ نیست که پیش از وی‌ نیز فرستادگانی‌ گذشته‏ اند و مادر او زنی‌ بسیار راستگو و درست کردار بود، هر دو طعام می‌‏خوردند..." (سوره مائده، آیه 75)

2- "ان مثل عیسی‌‏ عند الله کمثل ءادم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون" ؛ "مثل عیسی‌ در نزد خدا، چون مثل آدم است که او را از خاک بیافرید و به او گفت: موجود شو؛ پس موجود شد." (سوره آل عمران، آیه 59)

3- "عیسیاوراجوابدادکهاولازهمهاحکامایناستکهبشنوایاسرائیل،خداوند،خدایما خداوند واحد است." (مرقس 29:12)

"برایشمااولاخدابندهخود،عیسیرابرانگیخته،فرستادتاشمارابرکتدهدبهبرگردانیدنهریکیازشماازگناهانش." )اعمال رسولان 26:3)

"عیسیدرجوابایشانگفت: تعلیممنازمننیست،بلکهازفرستندهمن است." (یوحنا 16:7)

4- "قل لو کان البحر مدادا لکلمات ربی‌‏ لنفد البحر قبل أن تنفد کلمات ربی‌‏ و لو جئنا بمثله مددا"؛ "بگو: اگر دریا برای‌ نوشتن کلمات پروردگار من مرکب شود، دریا به پایان می‌‏رسد و کلمات پروردگار من به پایان نمی‌‏رسد، هر چند دریای‌ دیگری‌ به مدد آن بیاوریم." (سوره کهف، آیه 109)

"و لو أنما فی‌ الأرض من شجرة أقلام و البحر یمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت کلمات الله إن الله عزیز حکیم" ؛ "و اگر همه درختان روی‌ زمین قلم شوند و دریا مرکب و هفت دریای‌ دیگر به مددش بیاید، سخنان خدا پایان نمی‌‏یابد. و خدا پیروزمند و حکیم است." (سوره لقمان، آیه 27)

5- از امام باقر (علیه السلام) نیز روایت شده است که جبرئیل در گریبان مریم دمید و در همان لحظه عیسی‌ در رحم مادر ایجاد شد، در حالی‌ که در رحم زن­های‌ دیگر آفرینش و پرورش طفل نه ماه طول می‌‏کشد. مریم از آنجا بیرون آمد و شکمش برآمده و سنگین شده بود. خاله مریم از دیدن او ناراحت شد و مریم که از خاله خود و زکریا خجالت می‌‏کشید، از نزد آنها رفت. (ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، جلد ‏15، صفحه 159؛ عربی جلد 6، صفحه 789)

6- سوره جاثیه، آیه 13

7- "فإذا سویته و نفخت فیه من روحی‏ فقعوا له ساجدین" ؛ "هنگامی‌ که کار آن را به پایان رساندم و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگی‌ برای‌ او سجده کنید." (سوره حجر، آیه 29)

8- تفسیر المنار، جلد 6، صفحه 84


غریب توس
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ دی ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: امام رضا

باسمه تعالی

 

«غریب توس»

«دعبل خزاعى»(1) خود را به شهر مرو(2) رساند و بر امام رضا (علیه السلام) وارد شد.

او با اشتیاقی زیاد به حضرت (علیه السلام) گفت: "ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) من قصیده‌ای ساخته و سوگند یاد کرده‌ام که براى أحدى قبل از شما نخوانم."

حضرت فرمود: "بخوان دعبل."

دعبل قصیده را خواند تا به این بیت رسید:

"مدارس و محافلى که در آن قرآن خوانده و تفسیر و تدریس می‏شد، اکنون خالى است و محل نزول وحى، چون صحرایى بى‏ آب و علف، خشک افتاده است.

غنائم و بیت المال مسلمین را مى‏بینم که در میان دیگران تقسیم مى‏شود و می نگرم که دست‌هاى ایشان (اهل بیت (علیهم السلام)) از آن خالى است."

در این لحظه، امام رضا (علیه السلام) گریست و فرمود: " اى خزاعى! راست گفتى. همین طور است."

دعبل ادامه داد تا به این بیت رسید که:

"هر گاه (اهل بیت (علیهم السلام)) هدف حربه، تیر جنایت، بلا و ظلم دشمن واقع می‌شوند، دست‌هاى خالی از حربه و بسته شده را به سوى دشمن می‌گشایند."

در این هنگام امام (علیه السلام) کف دو دستش را می‌چرخانید و بالا و پایین می‌کرد و می‌فرمود: "آرى این چنین است، دست‌ها بسته است."

دعبل ادامه داد و به این بیت رسید:

"من چون داراى محبت شما خاندانم، همه عمر در ترس و وحشت زندگى کردم. اما امید من همه این است که پس از وفاتم دیگر از عذاب در امان باشم."

حضرت رضا (علیه السلام) در واکنش به این بیت فرمود: "خداوند تو را از فَزَع اکبر(3) که قیامت است؛ از عذاب در امان دارد."

دعبل از گفته امام (علیه السلام) شادمان گشت و شعر را در توصیف احوالات و مقابر اهل بیت (علیهم السلام) ادامه داد تا به این بیت از قصیده خود رسید:

"و قبرى در بغداد، از برای نفس زکیه‌اى است که خداوند در یکى از غرفههای بهشتی او را جایگاه داده است. (اشاره به محل دفن حضرت امام موسى کاظم (علیه السلام))

در این جا امام رضا (علیه السلام) فرمود: "آیا [در این قسمت شعر] دو بیت به قصیده‌ات بیفزایم تا کامل‏ گردد؟"

دعبل عرض کرد: "ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بفرمایید."

حضرت فرمود:

"و قبرى در شهر توس(4) است که وامصیبتا از غم و اندوهش؛ که آتش مصیبت فاجعه مرگش در اعضاء و رگ و ریشه بدن شعله می‌زند تا روز حشر. مگر خداوند قائمى برانگیزد و بر ستم و ستمکاران پیروز شود و درد و رنج ما تا حدى آرام بخشد."(5)

دعبل با نگرانی گفت: "مولای من! بفرمایید که قبر چه کسی در شهر توس است؟"

حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: "آن قبر من است که روزگارى نمى‌گذرد تا این که توس محل رفت و آمد شیعیان و زوار قبر من مى‏شود. اعلام می کنم که هر کس مرا در زمان غربت قبرم در توس زیارت کند، او در درجه من، با من همدم خواهد بود. در حالى که خداوند او را از گناه پاک و آمرزیده باشد."(6)و(7)

سپس حضرت پس از این که قصیده دعبل به پایان رسید، از جاى برخاست و دعبل را گفت که همان جا بماند. سپس به درون خانه رفت و لحظاتی بعد خادم آن حضرت با کیسه‌اى از طلا که داراى یک صد دینار بود بیرون آمد و آن را به دعبل داد و به او گفت: "مولایت فرموده این کیسه طلا را خرج خود کن."

دعبل گفت: "به خدا سوگند من‏ براى اخذ صله و پاداش به این جا نیامده‌ام و این قصیده را به طمع مال نسروده‌ام. بنابراین مال را نگرفت و رد کرد و تقاضاى جامه‌اى از جامه‌هاى آن حضرت را نمود که بدان تبرک جسته و خود را مشرف به آن جامه نماید."

پس امام (علیه السلام) لباسی با همان کیسه طلا توسط خادمش به او عطا فرمود و خادم را دستور داد تا به دعبل بگوید که این مال را بپذیرد زیرا بدان محتاج خواهد شد و آن را باز نگرداند. دعبل کیسه طلا با آن لباس را پذیرفت و به سوی شهرش بازگشت.

وقتی دعبل به شهر خویش رسید، دزدان همه اموال خانه‌اش را به یغما برده بودند و همان‌طور که امام رضا (علیه السلام) پیش‌بینی فرموده بود به سکه‌های اهدایی ایشان احتیاج پیدا کرد.

(برگرفته از کتاب: "عیون اخبار الرضا (علیه السلام) تألیف: "شیخ صدوق (ره)) (با تلخیص و اضافات)(8)

 فرارسیدن آخر ماه صفر، سالروز شهادت

امام رئوف و حجت عطوف،

هشتمین پیشوای شیعیان،

حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

را به تمامی شیعیان جهان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت می‌گویم.


پاورقی ها:

1- دعبل بن علی خزاعی (زاده ۱۴۸ هجری قمری و درگذشته ۲۴۵ هجری قمری) از شاعران و ادبای نامدار شیعی در قرون دوم و سوم هجری قمری است. وی در اواخر زندگی امام صادق (علیه السلام) در کوفه به دنیا آمد. او محضر امام کاظم و امام رضا و امام جواد (علیهم السلام) را درک کرده است.

2- مرو یکی از چهار شهر قدیم خراسان بود که زمانی پایتخت این استان بوده است. این شهر از نظر نظامی و تجاری موقعیتی خاص داشته است. به همین جهت از دیرباز تا زمان مأمون همیشه این شهر پایتخت خراسان بوده است. مرو هم اکنون در کشور ترکمنستان قرار دارد.

3- "فزع اکبر" به معنی وحشت و هراس بسیار بزرگ کنایه و توصیف قرآن کریم از احوال انسان‏ها در روز قیامت دارد. این عبارت در آیه 103 سوره انبیاء مورد اشاره واقع شده است.

4- توس نه نام یک شهر بلکه نام یک ناحیه بسیار وسیعی در خراسان میباشد. مورخان و جغرافیدانان آوردهاند که این ناحیه بیش از چند هزار آبادی را در بر میگرفته است. اما در این میان دو شهر مهم وجود داشته است: یکی نوقان و دیگری تابران.

حضرت رضا (علیه السلام) پس از شهادت به دست مامون عباسی در سال 202 هجری، در آرامگاه هارونی سناباد در حاشیه شهر نوقان به خاک سپرده شد. از آن پس سناباد نوقان به نام مشهد [یعنی محل شهادت حضرت رضا (علیه السلام)]خوانده شد و اندک اندک بر پهنه آن افزوده شد. به مرور زمان و به دلایل مختلف مشهد که مقبره امام هشتم شیعیان (علیه السلام) را در برداشت، جایگاه و آوازه و گستره آن دو را در برگرفت. (برگرفته از : معجم البلدان، جلد 4، صفحه 49 ؛ فرهنگ خراسان، جلد 1، بخش طوس)

5- و قبر بطوس یا لها من مصیبة / توقد بالأحشاء بالحرقات‏ / إلى الحشر حتى یبعث الله قائما / یفرج عنا الهم و الکربات

6- "قبری و لا تنقضی الأیام و اللیالی حتى تصیر طوس مختلف شیعتی و زواری ألا فمن زارنی فی غربتی بطوس کان معی فی درجتی یوم القیامة مغفورا له‏" (عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، جلد 2، صفحه 264)

7- با توجه به روایات متعدد از ائمه اطهار (علیهم السلام) نقش اصلی در برخورداری از فضیلت و کمال زیارت، معرفت و آگاهی به حق مزور میباشد. این که امام معصوم چه شخصیتی است؟ معرفت او چگونه ممکن است؟ حق او و معرفت او چیست؟ و… مطالبی که بحث های طولانی طلب میکند.

اما به عنوان نمونه «بزنطی» میگوید: در نامه حضرت رضا (علیه السلام) خواندم که فرمود: این پیام را به شیعیان ما برسانید که زیارت من در پیشگاه الهی با هزار حج برابری می کند. [تعجب کردم، از این رو] به امام جواد (علیه السلام) گفتم: واقعا این زیارت با هزار حج برابری میکند؟ فرمود: آری، به خدا سوگند! با هزار هزار حج برابری میکند [لیکن] برای کسی که همراه با معرفت زیارتش کند. (ثواب الأعمال، صفحه 98؛ عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، جلد 2، صفحه 257) 

8- متن فوق از ترجمه فارسی کتاب مذکور که توسط آقایان حمیدرضا مستفید و على اکبر غفارى صورت گرفته، انتخاب شده است.‏