مدارا
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

باسمه تعالی

milad.jpg (550×100)

«مدارا»

همه ما می‌دانیم که پروردگار مهربانمان در آیات متعدد قرآن کریم و در آینه روایات اهل بیت (علیهم السلام)، بارها بارها موضوع رعایت حال والدین و احترام ویژه نسبت به آنان را به ما فرمان داده است. اما این سؤال پیش می‌آید که اگر پدر و مادری در عمل دچار اشتباه شدند یا بالاتر از آن، در عقیده به باوری اشتباه و کفر آمیز اعتقاد داشتند، در این حالت وظیفه ما چیست و چه برخوردی باید با آنان داشته باشیم؟

در همین رابطه یکی از دوستان امام جواد (علیه السلام)دچار چنین مشکلی شد. او نه تنها پدرش مخالف اهل بیت(علیهم السلام) بود؛ بلکه دشمنی سرسختی نیز با آنان داشت و به آن بزرگواران توهین و فحاشی می‌نمود. از این رو آن شخص، دست به دامان امام جواد (علیه السلام) شد تا راه حلی در مواجهه با پدر خویش پیدا کند ...

بکر بن‏ صالح‏ گوید‏: داماد من‏ نامه ‏اى‏ براى‏ حضرت‏ امام محمد تقی، جواد الائمه (علیه السلام)نوشت‏ که‏ پدرم‏ ناصبى‏(1) بسیار خبیث‏ و متعصبی است‏. از دست‏ او خیلى‏ رنج‏ و ناراحتى‏ می‌کشم‏. اگر صلاح‏ بدانید برایم‏ دعا کنید. در ضمن‏ نظر شما چیست:؟ من‏ با او کار را یکسره‏ کنم‏ یا مدارا نمایم‏؟

حضرت امام محمد تقی (علیه السلام) در جواب نوشت:

"جریان پدرت را متوجه شدم. ان شاء الله برایت دعا خواهم کرد. بهتر این است که با او مدارا کنى. در هر گرفتارى یک فرج و گشایش است. شکیبا باش که پایان پسندیده اختصاص به پرهیزکاران دارد. خداوند تو را در ولایت خاندان نبوت ثابت قدم بدارد. ما و شما در پناه خدایى هستیم که پناهندگان خود را از دست نمى‏ دهد."

بکر بن صالح گفت: مدتی بعد دامادم به من گفت خداوند دل پدرم را مهربان کرد؛ به گونه‌ای که دیگر به هیچ وجه با اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)مخالفت نمى ‏نمود.

(برگرفته از کتاب "بحار الأنوار تالیف "مرحوم علامه محمد باقر مجلسی(ره)" (همراه با اضافات))(2)

 

                                    فرارسیدن دهم ماه رجب، سال روز میلاد

نور الهی در تاریکی‌‌های زمین و راهبر و حجت آسمانی،

نهمین پیشوای شیعیان

حضرت امام محمد بن علی الجواد (علیه السلام(

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

 

پایگاه اسلامی شیعی رشد


پاورقی ها:

1ـ دشمن سر سخت اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

متن فوق از ترجمه فارسی کتاب مذکور که توسط آقای موسی خسروی صورت گرفته، انتخاب شده است.‏


چه زیبا گفته اند که ....
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: چه زیبا گفته اند که

چه زیبا گفته اند که ....

هرگز در زندگی این دو را ابراز نکنید

نخست، آنچه نیستید
و
دوم ، همه آنچه هستید!
 
 
 
تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم
دیدن آنچه که همه میبینند هنر نیست!
 
 
 
 
بهترین آیینه وجدان توست...
آگاه و بیدار باش...
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عمری گذشت تا باورمان شد
آنچه را باد برد...
خودمان بودیم...
 
 
 
 
ثبت احوال در شناسنامه ام
همه چیز را ثبت کرده
جز احوالم...
 
 
 
 
نه صدایش را نازک کرده بود
نه دستانش را آردی...
از کجا باید به گرگ بودنش شک میکردم؟؟
 
 
 
 
چه خوشبختی بزرگی است...
بدبختی های کوچک!
 
 
 
 
 
جسم ما باغی است
که اراده
باغبان آن است
 
 
 
اگر درد داری تحمل کن
روی هم که تلنبار شد
دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاست
کم کم خودش بی حس میشود!!
 
 
 
 
روزگاریست که شیطان فریاد میزند
آدمی پیدا کنید، سجده خواهم کرد!
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
راز این هستی چیست؟
ما چرا آمده ایم؟
کار ما نیست گذر از هستی
گذر از آدم ها
کار ما شاید
پر کردن تنهایی یک دل تنها باشد
 
 
 
 
یادم نرود که: من تنها هستم... اما تنها من نیستم که تنها هستم!
 
 
 
 
خدایا!
من دلم قرصه!
کسی غیر از تو با من نیست
خیالت از زمین راحت، که حتی روز روشن نیست
کسی اینجا نمیبینه، که دنیا زیر چشماته
یه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاته
فراموشم شده گاهی، که این پایین چه ها کردم
که روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردم
خدایا وقت برگشتن، یه کم با من مدارا کن
شنیدم گرمه آغوشت
اگه میشه منم جا کن...

«راز زندگی»
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: «راز زندگی»
 
«راز زندگی»
غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی لب ز خنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
 
گل به خنده گفت:
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه
 
از هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک دُرست گفته اند ؟
من که فکر می کنم گل
 
به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن
بیشتر ز غنچه پاره کرده است.

قیصر امین پور.

 

 

زیباترین قسم سهراب
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: زیباترین قسم سهراب

زیباترین قسم سهراب

نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچی از مردم آبادی.

به حباب نگران لب یک رود قسم!

و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت.

غُصه هم می گذرد

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند.

لحظه ها عریانند .

به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز .........