شهادت حضرت امام حسن بن علی المجتبی (علیه السلام)
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
 
 

باسمه تعالی

«پرده برداری از حیله‌ای عظیم»

زبیر بن بکار مورخ بسیار کهن در کتاب خویش که به نام "الموفقیات" مشهور است، از مطرف فرزند مغیره بن شعبه نقل می‌کند:

من همراه پدرم مغیره به مسافرت شام رفته و بر معاویه وارد شده بودیم. پدرم هر روز به نزد معاویه می‌رفت و مدتی با او سخن می‌گفت. پس از آن، هنگامی که به خانه بازمی گشت، با شگفتی فراوان از معاویه و فراست و کیاست او نقل می‌کرد و از آنچه از وی دیده بود، با تعجب یاد می‌نمود. اما یک شب پس از اینکه از نزد معاویه به خانه بازگشت، از غذا خوردن امتناع ورزید و من او را سخت خشمگین دیدم. ساعتی درنگ کردم؛ زیرا می‌پنداشتم ناراحتی پدرم به خاطر سرنوشتی است که برای ما پیش آمده است. هنگامی که از او سوال کردم که چرا امشب این قدر ناراحت هستی؟

گفت: فرزندم! من از نزد خبیث ترین و کافر ترین مردم بازگشته ام!

گفتم : برای چه؟

گفت: مجلس معاویه خالی از اغیار بود. من به او اظهار داشتم:‌‌ای امیرالمومنین! تو به آرزوها و آمالت رسیده ای، حال اگر با این سن کهولت به عدل و داد، دست زنی و با خویشاوندانت — بنی هاشم (خاندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)) – مهربانی پیشه کنی و صله رحم نمایی، نام نیکی از خود به یادگار خواهی گذاشت. به خدای سوگند، امروز اینان هیچ چیزی که ترس و هراس تو را برانگیزد، ندارند!

معاویه پاسخ داد: هیهات، هیهات، آنچه می‌گویی امکان ندارد. ابوبکر به حکومت رسید و عدالت ورزید! و آن همه زحمتها را تحمل کرد! به خدای سوگند تا مرد، نامش نیز به همراهش مرد، مگر آنکه گوینده‌ای روزی بگوید: ابوبکر!! آنگاه عمر به حکومت رسید. او کوششها کرد و در طول ده سال، رنجها کشید. چند روزی بیش از مرگش نگذشت که هیچ چیز از او باقی نماند، جز این که گاه و بیگاه گوینده‌ای بگوید: عمر!! سپس برادر ما عثمان به خلافت رسید. مردی از نظر نسب چون او وجود نداشت!! و کرد آن چه کرد و با او رفتار کردند آن چه کردند. اما تا کشته شد، به خدای سوگند نامش نیز مرد و اعمال و رفتارش نیز فراموش گشت!! اما نام این مرد هاشمی (پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)) را هر روز پنج بار، در سراسر جهان اسلام (بر سر مأذنه ها) به فریاد بر می‌دارند و به بزرگی یاد می‌کنند. به خدای سوگند آرام نخواهم نشت، تا اینکه این نام را دفن کنم.(1)

در واقع سینه معاویه از شهرت عام نام پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چون کانونی از آتش کینه شعله ور بود؛ چرا که برادر، جد، دائی و کسانی دیگر از خویشانش در جنگ بدر توسط سپاه اسلام کشته شده بودند؛ کینه‌ای که هرگز نمی‌توانست آن را فراموش کند. (اگر چه که جنگ بدر را خود مشرکین و هم پیمانان معاویه ایجاد کرده بودند.) او می‌خواست این نام را دفن کرده و این نشان را نابود سازد. برای رسیدن به این مقصود نیز دو برنامه داشت: برنامه اول معاویه در این خلاصه می‌گشت که «نبایست حتی یک تن از بنی هاشم زنده بماند!». برنامه دوم معاویه این بود که «نام خاندان وحی را به فراموشی سپارد.» با این هدف بود که دستگاه عظیم حدیث سازی و جعل سیره و تاریخ را برای بدنام ساختن خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و در مقابل رفع نقص‌ها و عیوب از قریش به طور عموم و از خاندان بنی امیه (خاندان معاویه) به خصوص بر پا کرد.(2)

این حقایق به خوبی گویاست که امام مجتبی (علیه السلام) با چه توطئه و دسیسه پیچیده و دشواری مواجه بوده است. دشمنی چونان معاویه که اگر چه در دل نیت محو نمودن نام رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را می‌پروراند، اما در میان مسلمانان، به عنوان جانشین آن حضرت لقب گرفته و بر جایگاه ایشان تکیه زده بود!

اگر چه معاویه توانست تا با ترور شخصیت و سر انجام به شهادت رساندن امام(علیه السلام)، یکی از موانع مهم را از سر راه خویش بردارد؛ اما تدبیری بزرگ و حساب شده، نتیجه را تغییر داد. مدت چندانی نپایید که درایت امام مجتبی (علیه السلام) در موضوع صلح و تدبیری که آن حضرت علیرغم نداشتن یاور و در شرایط نابه سامان فرهنگی مسلمانان، اتخاذ نمود، خویش را نشان داد و پرده از نقاب معاویه در نزد عده‌ای از مسلمانان کنار زده شد.

با همت امام مجتبی (علیه السلام) و تحمل و صبر عظیم ایشان در قبول صلح با معاویه، بنی هاشم از قتل عام نجات یافتند(3) و نام اهل بیت(علیهم السلام) در تاریخ باقی مانده و در نهایت، منافقین و بنی امیه رسوا گشتند.

این تدبیر عظیم امام حسن (علیه السلام)، با قیام عاشورا تکمیل گردید و هر دو در حقیقت دو مرحله از یک سیاست واحد الهی برای احیای اسلام بودند. مصائب و صبر امام مجتبی(علیه السلام) در این راه، سر انجام نه تنها به کلی پرده قداست از چهره امویان زدود؛ بلکه با وقوع قیام عاشورا و کامل شدن این سیاست، اضمحلال حکومت اموی در سال 130 هجری قمری رقم خورد.

(برگرفته از کتاب " نقش عایشه در تاریخ اسلام "، تألیف: مرحوم علامه سید مرتضی عسکری(ره)، (با اندکی تصرف))

 فرارسیدن 28 ماه صفر، سالروز شهادت

آیت حلم و وقار و گنجینه ایمان و جوانمردی

پیشوای دوم شیعیان

حضرت امام حسن بن علی المجتبی (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت می‌گوید.

 

پایگاه اسلامی شیعی رشد


پاورقی ها:

1- مروج الذهب، (همراه با پاورقی‌های ابن اثیر)، جلد 9، صفحه 49، حوادث سال 212. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، جلد 1، صفحه 436

2- مروج الذهب، جلد 3 صفحه 28، در ذکر ایام معاویه، (تحقیق محمد محیی الدین)

3- حضرت امام مجتبی (علیه السلام) در جمله‌ای علت صلح خود را این گونه بیان می‌کند و می‌فرماید: "همانا من صلح کردم برای رهایی از کشته شدن و به خاطر ترس که بر خودم و خانواده ام و خالصینی از اصحابم داشتم ..." (بحار الانوار، جلد 44، صفحه 22)


فرارسیدن 28 ماه صفر،
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: فرارسیدن 28 ماه صفر،
 
 

باسمه تعالی

« پیوند با خویشاوندان»

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:«همه امتم را از حاضر و غایب و به آنان که تا روز قیامت در صلب مردان و رحم زنان هستند، سفارش می‌کنم به صله رحم، اگر چه یک سال راه (میان آنان فاصله) باشد و این از دین اسلام است.»(1)

پیوند با خویشاوندان و نیکی به آنان به ویژه پدر و مادر، از راه‌های مهم رشد و تعالی(2) و تقرب به خدای سبحان است(3) که پس از ایمان به خدا از بافضیلت ترین اعمال دینی به شمار می‌آید(4) و اجر و پاداش فراوانی دارد.(5) قطع ارتباط با خویشاوندان هم نوعی پیمان شکنی با خداوند به شمار می‌آید(6) و آن چنان نزد خدا منفور است که از مصاحبت و همراهی با کسی که ارتباط با خویشاوندان را قطع کند، نهی شده است(7) و خدا در قرآن او را لعن و نفرین کرده است.(8)

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)درباره برخی آثار قطع ارتباط با خویشان می‌فرماید: «قطع رحم مانع دعا و حجاب آن می‌شود.»(9)

اهمیت صله رحم به حدی زیاد است که از جهت پاداش، سریع ترین عبادت قرار داده شده و افزون بر پاداش اخروی، پاداش دنیوی زود هنگام برای آن مقرر داشته شده است؛ به گونه‌ای که حتی خاندانی گناهکار هم با رعایت صله رحم میان خود، دارایی آن‌ها فزونی می‌یابد و با نیکی به یکدیگر بر عمرشان افزوده می‌شود.(10)

در سخنی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)به پاداش‌های اخروی و دنیوی صله رحم اشاره شده است. ایشان می‌فرمایند: «هر کس صله رحم کند، خدا او را دوست بدارد و روزی وی را گسترش دهد و عمرش را فزونی بخشد و او را به بهشتی درآورد که وعده داده است.»(11)

برقراری این پیوند خویشاوندی تنها به بستگان خوب و با ایمان اختصاص ندارد؛ بلکه وظیفه فراگیر اخلاقی و الهی است، از این رو چنان چه پدر و مادر و دیگر خویشاوندان، مومن نیز نباشند، باز هم احترامشان لازم است و بر رفع نیازهای آنان تاکید شده است.(12)

به عنوان نمونه، مردی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد:‌ای رسول خدا! خویشاوندانی دارم که جز ستم، قطع رحم و دشنام من، کاری نمی‌کنند. آیا می‌توانم آنان را رها کنم؟ آن حضرت فرمود: «در این صورت خدا همه شما را ترک خواهد کرد.» آن مرد پرسید: پس چه کنم؟ نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «با کسی که پیوند خود را با تو گسسته، پیوند برقرار کن و به آن که تو را محروم ساخته، عطا کن و از آن که بر تو ستم کرده، درگذر. هرگاه چنین کردی، خدا در برابر آنان پشتیبان توست.»(13)

صله رحم مصادیق بسیاری دارد و تنها رفتن به خانه بستگان نیست؛ بلکه مصداق کاملش این است که پیش از بر طرف سازی نیاز آنان توسط دیگران، نیاز آنان را بر طرف و آنان را خوشحال سازی.(14) همچنین صله رحم و پیوند با هر خویشاوندی متناسب با شان اوست؛ چنان که گاه تنها به سلام کردن به او و پاسخ نیکو دادن به سلام اوست؛ زیرا وی به کمک مالی نیازی ندارد.

ترک آزار خویشاوندان(15)، سلام و تکریم آنان(16)، اطعامشان گر چه به جرعه آبی (17)، عیادت از آن‌ها به هنگام بیماری،(18) شرکت در مراسم عزاداریشان،(19) به دیدارشان رفتن(20) و هدیه دادن به آن ها(21) برخی از شیوه‌ها و مصادیق صله رحم هستند.

گروهی پنداشته و تلاش می‌کنند تا دین را در انزوای مسجد و محراب برده و تنها در خلوت و حیات فردی خلاصه کنند؛ در حالی که بخش اعظم از رهنمودهای انبیا و اولیا در جهت اقدامات و فعالیت‌های مختلف اجتماعی است و انسان بیش از این که جنبه شخصی داشته باشد، شخصیت اجتماعی دارد. صله رحم نیز عبادتی اجتماعی است. عبادتی که هر کس رعایت نکند، تقوای الهی را رعایت نکرده است(22) و در نتیجه دیگر اعمالش نیز پذیرفته نیست.(23)

چه خوب است پس از متذکر شدن به اهمیت پیوند با خویشان، هم اکنون اندکی درنگ کنیم. مبادا کسی از بستگانمان را رنجانده باشیم؟ نکند کسی از آنان نیازمند یاری ما بوده و ما غافل باشیم؟ اگر چنین بوده هم اکنون برای حل این مشکل فکری کنیم و اگر چنین نبوده پس از این، بیش تر از پیش با بستگان خویش ارتباط برقرار کنیم.

 

( برگرفته از کتاب مفاتیح الحیاة، تألیف آیه الله جوادی آملی (با تصرف و اضافات))

 

 فرارسیدن 28 ماه صفر، سالروز رحلت

رحمت للعالمین،

 فرستاده آخرین و سید مرسلین،

 حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)

 را به تمام مسلمانان و پیروان آن حضرت تسلیت عرض می‌کند.

 

پایگاه اسلامی شیعی رشد


 پاورقی ها:

1- کافی، جلد 2، صفحه 151

2- کافی، جلد 2، صفحه 157

3- خصال صدوق، صفحه156

4-سوره بقره، آیه 83- سوره نسا، آیه 36- سوره انعام، آیه 151

5- کافی، جلد 2، صفحه 157

6- سوره بقره، آیه 27- سوره رعد، آیه25

7- کافی، جلد 2، صفحه 641

8- سوره بقره، آیه 27- سوره رعد، آیه 25- سوره محمد، آیات 22-23

9- مستدرک الوسایل، جلد 15، صفحه 185

10- خصال صدوق، صفحه 124

11- عیون اخبار الرضا، جلد 2، صفحه 37

12- ارتباط با خویشاوندان تا جایی است که به دیگر احکام آسیبی نرسد؛ ولی اگر بر اثر این ارتباط، دیگر احکام دین در خطر قرار گیرد، نه تنها ارتباط با غیر متدینان لازم نیست بلکه جایز هم نیست.

13- کافی، جلد 2، صفحه 150

14- تسنیم، جلد 2، صفحه 560

15- قال الإمام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام): "... افضل ما توصل به الرحم کف الاذی عنها" (کافی، جلد 2، صفحه 151)

16- قال امیرالمومنین(علیه السلام): "صلو ارحامکم و لو بالتسلیم ..." (کافی، جلد 2، صفحه 155)

17- قال الإمام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام): "صل رحمک و لو بشربه من ماء .." (کافی، جلد 2، صفحه 151)

18- قال الإمام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام): "...و عودوا مرضاهم" (کافی، جلد 2، صفحه 636)

19- قال الإمام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام): "...و اشهدوا جنائزهم" (کافی، جلد2، صفحه 636)

20- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): "...یا اهل القرابه! تزاوروا ..." (الجعفریات، صفحه 153)

21- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): "...یا اهل القرابه! ..تهادوا" (الجعفریات، صفحه 153)

22- خصال صدوق، صفحه 156

23- "... انما یتقبل الله من المتقین" (سوره مائده، آیه 27),


کربلا و درک بهتر از تاریخ اسلام
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: کربلا و درک بهتر از تاریخ اسلام
 
 

باسمه تعالی

«کربلا و درک بهتر از تاریخ اسلام»(1)

هر سال بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان فداکاری بزرگ حسین بن علی (علیه السلام)، قهرمان نبرد کربلا در سال ۶۸۰ پس از میلاد، را در خاطره‌ها زنده می‌نمایند. اما در عین حال نباید از این نکته غافل شد که جمعیتی از مسلمانان، از اینکه این مساله را عمیقا مورد بررسی قرار دهند، ابا دارند و از سوال در مورد فرآیند تاریخی که به حکمرانی یزید (خلیفه اموی) انجامید، خودداری می‌نمایند. نه تنها گروه هایی از مسلمانان این حقیقت تاریخی مهم صدر اسلام را نادیده می‌گیرند؛ بلکه تعدادی اندک حتی سعی در محو و حذف هر گونه یادبود و یادآوری این واقعه دارند. در این رابطه شاید ضروری است تا دریابیم چرا چنین تفکری که توسط تروریست‌ها و عوامل افراطی نظیر القاعده و طالبان بروز و ظهور می‌کند، معمولا مجالس عزاداری واقعه کربلا و مشابه آن را مورد حمله قرار می‌دهد؟ (مانند آنچه در سالهای اخیر در عراق، افغانستان و پاکستان اتفاق افتاده است.) دلیل اصلی این گروه برای دشمنی با آنچه امام حسین (علیه السلام) برای آن ایستادگی کرد، چیست؟

برای درک بهتر زمینه عاشورا و قیام امام حسین (علیه السلام)، بررسی مختصر تاریخ ضروری است. بعد از رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در سال ۶۳۲ پس از میلاد، گسترش اسلام به واسطه عوامل مختلفی تبدیل به پدیده‌ای جهانی شد. اسلام قدرتی در حال رشد بود، اما در همین حال ساختار جامه اسلامی نیز در حال تغییر بود؛ چرا که به تدریج تحت تاثیر مردمانی از فرهنگ‌های مختلف قرار می‌گرفت.

خواص از جامعه که تنها علاقمند به قدرت و ثروت بودند، قدرت بیشتری یافتند و در نتیجه تاکید اسلام بر مساوات و عدالت، به مرور کم رنگ شد. تلاش آگاهانه‌ای که در میان برخی از افراد برای تقلید از حکومت‌های خاندانی رومی‌ها و ساسانی‌ها وجود داشت، برای بسیاری از ناظران روشن به نظر می‌رسید. قدرت و ثروت پرستی حکام اسلامی در حکمرانی خاندان اموی به اوج خود رسید. بدین سان، تغییر شکل آرمان‌های اسلامی و رویکرد دنیوی، محور حکمرانی یزید (خلیفه اموی) و هم مسلکان وی قرار گرفت. برای مثال، گسترش قدرت به وسیله شمشیر یکی از نقاط برجسته این تفکر بود.

امام حسین (علیه السلام) که در چنین زمانی نگهبان اسلام بود، با تمام قدرت در برابر این جریان ایستادگی کرد و فداکاری بی سابقه او عاملی شد برای برانگیختن وجدان اسلامی مردم و افشای این جریان انحرافی که خود را به عنوان اسلام معرفی می‌کرد. پایه قیام امام حسین (علیه السلام) بر کرامت و عزت انسانی استوار بود.(2) مقابله با جریان نوظهور نظام موروثی در حکومت نیز از مهمترین خصوصیات این قیام بود. امام (علیه السلام) در آخرین خطبه‌ای که پیش از ترک مدینه به سمت کربلا ایراد نمود، هدف خود را به وضوح چنین بیان نمود: "من به دنبال اصلاح در امت جدم هستم."(3)

 بنابر این ماجرای قیام حسین بن علی (علیه السلام) یک تقابل سیاسی نبود؛ اگر چه برخی تاریخ نویسان مسلمان تلاش کردند آنرا این گونه جلوه دهند تا نه تنها جنایات یزید را مستور کنند بلکه به طور غیر مستقیم مکتب فکری او را تایید نمایند. با این وجود نگاه جریان غالب چه در شیعه و چه در میان اهل تستن، همواره تاییدگر پیام و قیام امام حسین (علیه السلام) است. از این رو بسیار مضحک است که این ماجرا را نزاعی بین شیعه و سنی در تاریخ اسلام ببینیم. در بین مسلمانان تنها عده‌ای از علمای مناقشه برانگیز، این طرز تفکر را پشتیبانی می‌کنند. همچنین، برخی نویسندگان که این چنین پندار غلطی را تبلیغ می‌کنند، یا با تحلیلی سطحی به قضایا نگریسته اند و یا سعی در ساده کردن آن برای مخاطبین عوام غربی داشته اند.

اگر چه شیعیان در گرامیداشت مصیبت کربلا پیشگام هستند، اما سنی‌ها مخصوصا آنها که در جنوب شرقی آسیا به مکتب فکری "بریلوی" تعلق دارند و یا تمام حلقات صوفی‌ها در سراسر آسیا و خاور میانه نیز مشتاقانه در اعلام همبستگی با امام حسین (علیه السلام) شرکت می‌کنند. افراطی‌ها و تروریست‌ها نیز تلاش می‌کنند که این عامل وحدت را از بین ببرند؛ چرا که ایجاد تفرقه با برنامه فرقه گرایانه و خشونت آمیز آنان سازگار است. تحریف دین به منظور متعصبانه جلوه دادن ظاهر آن و اتخاد رویکردی خشن نیز آنان را در جهت دستیابی به اهداف خود نزدیک می‌نماید. برای آنها قدرت سیاسی فی نفسه یک هدف است و فرقه گرایی منحوسی که برخواسته از چنین دیدگاهی است، بسیار از مسلمانان را از رشد معنوی باز داشته است. علاج این بیماری در گسترش پیام اصلی کربلا در جهان اسلام و تلاش برای فهم بهتر اصول اسلام نهفته است.

پیام امام حسین (علیه السلام) کاملا در تضاد با این بینش قرار دارد. در حقیقت نیت امام (علیه السلام) در قیام عاشورا هیچگاه مبتنی بر سلاح و خشونت نبود؛ بلکه او به انتقال پیامش از طریق آگاهی مبتنی بر محبت و رحمت اعتقاد داشت. در حقیقت پیام او کاملا برخاسته از انسانیت بود. این چنین پیامی در زمینه مقاومت در برابر ظلم و ایثار برای همه بشریت و همچنین نسلهای آتی راهبردی است. از این رو، ایده مقاومت در برابر استبداد و ظلم، بسیار مدیون حسین بن علی (علیه السلام) است؛ حسینی که از تمجید حکومت یزید -خلیفه ستمگر اموی- در قالب بیعت با وی سر باز زد و به همراه اطرافیان معدودش به وحشیانه ترین وضع به شهادت رسید و خاندانش به اسارات قوم ظالم رفت. رهبر برجسته هند، گاندی، در این رابطه می‌گوید: "من از حسین آموختم که چگونه به پیروزی برسم در حالی که مظلوم واقع شده ام"...

(برگرفته از مقاله "درسهای تاریخی از کربلا تألیف: "دکتر حسن عباس (انتشار یافته در مجلهForeign Policy در تاریخ 11 دسامبر 2011)

فرارسیدن

اربعین حسینی،

سالروز گرامیداشت چهلمین روز شهادت سید شهیدان،

حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) و یارانش

را به تمامی مسلمانان، به خصوص  تعزیت می‌گوییم.

 

پایگاه اسلامی شیعی رشد


دوستت دارم حسین
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: دوستت دارم حسین

روی قلب خود نوشتم دوستت دارم حسین

                                               من اگر زیبا و زشتم دوستت دارم حسین

                              دوستت دارم حسین


چشم به خون
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: برای سرت ختم قرآن بگیرد

چشم به خون

برای سرت ختم قرآن بگیرد

 

صد و چهارده سوره را آیه آیه

                                     بخوان صوت و لحنت غریب و حزین است

بخوان بر سر نیزه بر دوش توفان

                                     که تفسیر چشم تو عین الیقین است

صد و چهارده سوره منزل به منزل

                                     بخوان بر مزار شیهدان بی سر

بخوان ساقی سبز مستان بی دست

                                      بخوان ای خُم سرخ جوشان بی سر

صد و چهارده سوره را جرعه جرعه

                                       بنوشان به لب تشنگان ابن کوثر

بخوان آیه هَل اتی ، ابن مولا

                                      حدیث کسا را بخوان  ابن کوثر

صد و چهارده سوره را ختم کن تا

                                      رقیه سرت را به دامان بگیرد

بخوان تا که زینب در این کنج غربت

                                       برای سرت ختم قرآن بگیرد

بخوان تا بخوانم، بخوان تا بگریم

                                       بخوان تا بسوزم،بخوان تا بمیرم

فدای سرت جمله سرهای عالم

                                       بخوان تا غزل -  نوحه از سر بگیرم

                                                                             نغمه مستشار نظامی


فرا رسیدن سالروز میلاد حضرت عیسی بن مریم (علیهما السلام)
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: حضرت عیسی بن مریم

 

 
 
 

باسمه تعالی

final2.jpg (550×100)

«سلامت دل»

«سلام بر من؛ روزى که به دنیا آمدم و روزى که مى‏میرم و روزى که زنده مبعوث مى‏شوم.»(1)

امام رضا (علیه ‏السلام) مى‏فرماید: "انسان سه مقطع حساس دارد: روز میلاد، روز مرگ و روز ورود به قیامت کبرا"(2) انسان آنگاه که از عالم بسته رحم مادر به این جهان وسیع قدم مى‏گذارد، با سرنوشت مجهولى وارد مى‏شود و اگر به سلامت در جهان طبیعت پا بنهد، زندگی راحتی را آغاز نموده است. ورود به عالم برزخ هم اولین لحظه وحشت اوست که اگر با سلامت وارد شود، در امان است. هنگام ورود به قیامت کبرا هم اگر با سلامت باشد، از سختی‌های قیامت کبری براى همیشه محفوظ است. (البته فقط آنانی که مراحل قبل را به ‏طهارت و سلامت گذرانده‏اند، با سلامت وارد قیامت شده و از سختی‌های قیامت در امانند.)

این سه مقطع، بسیار مهم هستند. انسان تا به سلامت به برزخ و قیامت برسد، راه دشواری را پیش رو دارد. به اعتقاد قرآن کریم، پیامبر بزرگ الهی، حضرت عیسى مسیح(علیه السلام) در این سه مقطع از کمال سلامت برخوردار بوده و خواهد بود.

در قرآن کریم، حضرت مسیح (علیه السلام) تبیین سیره خود را با تأکید بر سلامت در حیات دنیوی، برزخی و اخروی، این چنین به پایان می‌برد: «سلام بر من؛ روزى که به دنیا آمدم و روزى که مى‏میرم و روزى که زنده مبعوث مى‏شوم.»(3)

سلامت مورد اشاره، سلامت دل است، نه سلامت جسم و بدن یا سلامت به معنای آسایش. گرچه در دنیا رنجها و دشواری هاى توانفرسا براى حضرت مسیح (علیه السلام) پیش آمد، (چنانکه قرآن گوشه‌ای از مبارزات و درگیریهاى آن حضرت را با کافران در آیه 52 سوره آل عمران به نمایش می‌گذارد.)(4) اما عیسی (علیه السلام) از همه این بلایا به سلامت به مقصد رسید. یعنى هیچ حادثه‏اى نتوانست قلب مطهر عیسى (علیه السلام) را به خود مشغول کند و به دیانت او آسیب برساند. پس سلامت روح، مستقل از رفاه و سلامتی بدن است.

شاهد بر این نکته، سخن مشابه خدا درباره یحیى شهید (علیه السلام) است: «سلام بر او، آن روز که تولّد یافت و آن روز که می‌میرد و آن روز که زنده برانگیخته می‌شود!»(5) معناى این سلام بر یحیى این است که او در دنیا به سلامت به سر برد، با این که به گواهی تاریخ آن حضرت به شهادت رسید و سر مطهر او را ناپاکی از بنی اسراییل از بدن جدا کرده و براى ناپاکی دیگر از همان قوم هدیه برد. اما یحیى (علیه السلام) در عین شهادت، به سلامت به مقصد رسید. بنابراین منظور از سلامت، یعنى با قلب سلیم از این جهان رخت بربستن و با ایمان و روح سالم از دنیا وارد عالم برزخ شدن.

کسى که با قلب سالم با خداى خود در ارتباط است، با قلب سالم هم به پیشگاه خداى سبحان مى‏رود و سلام خدا بر او رواست؛ گرچه در دنیا آسیب‌ها ببیند و تهمت‌ها بشنود و او را به سوختن تهدید کنند. سلام خدا بر کسى است که دین و قلب او به سلامت به مقصد مى‏رسد.

مسیح (علیه السلام) اینچنین انسانى است و سیره او نیز آموزنده سلامت روح در سه مقطع حسّاس سیر بشرى (یعنی زندگی در دنیا، برزخ و قیامت) می‌باشد.

 (برگرفته از کتاب "تفسیر موضوعی قرآن (جلد7)" تألیف: "آیة الله جوادى آملى (با تلخیص و اضافات))

فرا رسیدن سالروز میلاد

پیامبر برگزیده خدا

حضرت عیسی بن مریم (علیهما السلام)

را به تمامی موحدان جهان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک می‌گوید.

پایگاه اسلامی شیعی رشد

 

پاورقی ها:

1.       "والسلام علىّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیاً" (سوره مریم، آیه 33)

2.       قال الإمام علی بن موسی الرضا(علیه السلام): "إنّ أوحش ما یکون هذا الخلق فی ثلاثة مواطن: یوم یولَد و یخرج من بطن امّه فیرى الدنیا و یوم یموت فیعاین الآخرة و أهلها و یوم یبعث فیرى أحکاماً لم یرَها فی الدنیا" (تفسیر نورالثقلین، جلد 3، صفحه 327)

3.       سوره مریم، آیه 33

4.       "فلمّا احسّ عیسى منهم الکفر قال من انصارى الى اللّه قال الحواریون نحن انصار اللّه"،"هنگامی که عیسی از آنان احساس کفر (و مخالفت) کرد، گفت: «کیست که یاور من به سوی خدا (برای تبلیغ آیین او) گردد؟» حواریون گفتند: «ما یاوران خداییم»" (سوره آل عمران، آیه 52)

5.       "وسلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیاً" (سوره مریم، آیه 15)

,

«عیب جویی یا عیب پوشی؟»
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: «عیب جویی یا عیب پوشی؟»

باسمه تعالی

«عیب جویی یا عیب پوشی؟»

 

شاید تاکنون در زندگی خود اشخاصی را دیده باشیم که با عیب جویی(1) از دیگران، زمینه بدبینی، کدورت، جدایی و حتی خشونت را در میان افراد مختلف فراهم می‌آورند. چه بسیار روابط افراد، دوستان، خانواده‌ها و جوامع مختلف که به همین خاطر از هم گسیخته و نابود می‌شود.

عیب جویی، یکی از بیماری‌های اخلاقی است و باعث دریدن حرمت دیگران و رسوا کردن این و آن می‌گردد. عیب جویان با عمل ضد اخلاقی خود، آبرو و ارزش مردم را می‌برند و افراد را به هم بدبین ساخته و فتنه و فساد ایجاد می‌کنند.

عیب جویی در آئین اسلام از گناهان کبیره است و قرآن کریم درباره کسانی که زشتی‌ها را منتشر و شایع می‌کنند، وعده عذاب داده است.(2)

اما اگر در مواجهه با عیب جویان و کسانی که عیب دیگران را سخن چینانه برای یکدیگر بازگو می‌کنند، قرار گرفتیم، چه کنیم؟ به راستی کدامین رفتار در مقابل آنها رفتاری صحیح و اصیل است؟ پاسخ این سوال را در میان دستوری اخلاقی از امام کاظم (علیه السلام) پیگیری می‌کنیم:

محمد بن فضیل می‌گوید:

به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: "قربانت گردم، از یکى از برادرانم خبرى مى رسد که آن را نمى پسندم و وقتى از خود او مى پرسم، وى منکر آن مى شود؛ با آن که گروه مورد اعتمادى آن را از او نقل مى کنند!"

امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: "اى محمد! گوش و چشمت را پیرامون برادرت تکذیب کن و اگر پنجاه سوگند خورنده نزد تو گواهى دهند و او سخن دیگرى گوید، سخن برادر خود را تصدیق و سخن آنان را تکذیب کن و از او خبرى را منتشر نکن که موجب زشتى او گردد و آبرویش را بریزد؛ چرا که اگر چنین کنى، از کسانى خواهى بود که خداوند درباره آنها فرموده است: «کسانى که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است ..»(3)،(4)

آری؛ عیب پوشی، یگانه راه صحیح مواجهه با عیب جویان است. عیب پوشی، نقطه مقابل عیب جویی است. عیب پوشی از فضایل است و عیب جویی از رذائل. عیب پوشی مایه تحکیم دوستی و محبت است و عیب جویی باعث کینه و دشمنی. عیب پوشی روابط اجتماعی را تقویت می‌کند و افراد را به هم نزدیک می‌کند؛ اما عیب جویی روابط مردم را برهم می‌زند و آنان را از یکدیگر دور می‌سازد. عیب پوشی از صفات حضرت باریتعالی است؛ چنان که در دعای جوشن کبیر خداوند را اینگونه می‌خوانیم: "ای پروردگاری که زیبایی و خوبی را آشکار می‌کنی و زشتی و بدی را مستور می‌داری .."(5)

بدی و نقایص دیگران را پوشاندن و از هتک حرمت مردم اجتناب کردن، قدم گذاردن در مسیر کمال و پیروی از حضرت حق و سیره پیشوایان راستین دین است. بکوشیم در حد توان این صفت عالی را در خود پرورش دهیم.(6)

 

«برگرفته از کتاب "اخلاق، از نظر همزیستی و ارزش‌های انسانی تالیف "مرحوم حجت الاسلام محمدتقی فلسفی" (با تلخیص و اضافات)»

 

فرارسیدن 7 صفر، سالروز ولادت

جانشین نیکویان و پیشوای برگزیدگان و گنجینه دار انوار علوم (7)

هفتمین پیشوای شیعیان

امام موسی بن جعفر الکاظم(علیه السلام)

را گرامی می‌دارد.

 

همچنین همانگونه که شما دوست گرامی نیز مطلع می‌باشید، مطابق برخی اقوال، 7 صفر به عنوان سالروز شهادت امام مجتبی (علیه السلام) نیز مطرح می‌باشد. لذا سایت رشد ضمن گرامیداشت این روز و ادای احترام به ساحت مقدس سبط اکبر، حضرت امام حسن بن علی المجتبی (علیه السلام)، به اطلاع می‌رساند که این مجموعه بر پایه نقل مشهور دیگر، متن مناسبتنامه این واقعه جانگداز را در 28 صفر، ارسال خواهد نمود.

 

پایگاه اسلامی ـ شیعی رشد


پاورقی ها:

1- اصطلاح شخص عیب جو، به اشخاصی اطلاق می‌شود که بدی‌های مردم را می‌بینند و مهم می‌شمرند؛ ولی خوبی‌ها را نمی‌بینند و حتی اگر دیدند، آنها را ناچیز و غیرقابل اعتنا تلقی می‌کنند و برای خوبی، ارزشی قائل نیستند. این گروه، عینک بدبینی به چشم دارند و همواره در جستجوی زشتی‌های مردم هستند و اگر کسی ده‌ها صفت خوب داشته باشد و یک صفت بد، روی آن صفت بد انگشت می‌گذارند و مکرر به بازگویی آن می‌پردازند. این چنین افرادی هستند که به بیماری عیب جویی مبتلا می‌باشند.

2- "إن الذین یحبون أن تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم فی الدنیا و الآخرة و الله یعلم و أنتم لاتعلمون"؛ "کسانى که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است؛ و خداوند مى داند و شما نمى دانید!" (سوره نور، آیه 19)

3- همان

4- اصول کافی، جلد 8، صفحه 147

5- "یا من أظهر الجمیل یا من ستر القبیح"

6- اگر چه اسلام از نظر اخلاقی به مسلمانان توصیه کرده که خیرخواه هم باشند و نقایص یکدیگر را دوستانه تذکر دهند و گناه را نهی کنند؛ اما نکته بسیار مهم و قابل ملاحظه‌ای که در این زمینه وجود دارد، این است که حتی در هنگام مبارزه با گناه نیز مسلمانان باید مراقب باشند که به نام نهی از منکر یا انتقاد از عیوب اخلاقی، به "عیبجویی" نگرایند. در این هنگام نیز فرد مسلمان نمی‌تواند در اسرار شخصی دیگران تجسس کند و باعث بی حرمتی و بی آبرویی فرد مقابل شود؛ چرا که این کار خود مایه اشاعه ناپاکی هاست.

7- "... و صل علی موسی بن جعفر وصی الأبرار و إمام الأخیار و عیبة الأنوار ..." (مفاتیح الجنان، فرازی از صلوات بر امام کاظم (علیه السلام))