دانستنیهای بسیار جالب و عجیب درباره بدن انسان !
ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

 

 

دانستنیهای بسیار جالب و عجیب درباره بدن انسان ! 

چشم ها
دلیل وجود ابرو ها این است که از ریخته شدن عرق به داخل چشمها جلو گیری کند.
دیابت اولین علت نابینایی در آمریکا است.
انسان در هرسال بیش از 6 ملیون بار پلک می زند. 

موها
یک مرد معمولی حدود 5 ماه از عمر خود را صرف اصلاح موهای صورت می کند.
مو دومین بافت در بدن است که سریع ترین رشد را دارد. مغز استخوان رتبه اول را دارد.
موها وناخن ها از یک ماده تشکیل شده اند. 

مغز
حدود 20 درصد از اکسیژنی که تنفس می کنیم به مغز می رود.
شما نمی توانید خودتان را قلقلک بدهید. چون مغز میداند که می خواهید به بدن خود دست بزنید بنابراین بر خلاف وقتی که چیز دیگری به بدن شما برخورد می کند عکس العمل نشان می دهد.

بدن
روزانه حدود 10 ملیارد سلول پوستی بدن انسان می میرند.
هر انسان روزانه بین 1 تا 3 پیمانه بزاق ترشح می کند.
بدن یک انسان بالغ روزانه به حدود 40 کیلو گرم اکسیژن نیاز دارد.

قلب
فشاری که قلب انسان تولید می کند می تواند خون را تا بیش از 10 متر بپاشد.
قلب انسان به طور میانگین حدود 35 ملیون بار در سال می تپد. بنابر این قلب یک انسان عادی روزانه صد هزار بار می تپد.

بعضی موضوعات جالب دیگر

اسید های هضم کننده معده آنقدر قوی هستند که می توانند فلز روی را آب کنند. اما خوشبختانه سلول های سطح داخلی معده به قدری سریع تجدید می شوند که این اسید ها زمان کافی برای ذوب کردن آنها ندارند.( هر 3 یا 4 روز)

در داخل ریه ها بیش از 300000 ملیون مویرگ خونی کوچک قرار دارد که اگر پشت سر هم چیده شوند طول آنها 2400 کیلومتر خواهد بود.
استخوان های انسان در تحمل وزن استحکامی برابر با گرانیت دارند. یک قطعه استخوان به اندازه یک قوطی کبریت می تواند وزنی برابر 9 تن را تحمل کند که 4 برابربیشتر از قدرت بتون است.

6 ماه طول می کشد که ناخن دست یا پا از ریشه تا نوک رشد کند.


پوست بزرگترین عضو بدن است. اندازه آن در یک انسان بالغ به حدود 1.9 متر مربع می رسد. سلول های پوستی به طور مداوم ورقه ورقه شده و می ریزند. هر انسان در طول زندگی خود معادل 18 کیلوگرم سلول پوستی از دست می دهد.

وقتی می خوابید حدود 8 میلیمتر قد می کشید و وقتی بیدار می شوید دوباره به قد اول خود بر می گردید. دلیل این امر آن است که وقتی نشسته یا ایستاده اید، صفحات غضروفی بین مفاصل، به خاطر جاذبه زمین مثل اسفنج فشرده می شوند.

یک انسان غربی معمولی در طول عمر خود 50 تن غذا می خورد و 50 هزار لیتر هم مایعات می نوشد.


هر کلّیه حاوی یک ملیون فیلتر مجزا است. کلّیه ها در هر دقیقه به طور میانگین حدود 1.3 لیتر خون را تصفیه می کنند و در روز حدود 1.4 لیتر ادرار خارج می کنند.

عضلات تمرکز کننده چشم ها روزی 100 هزار بار حرکت می کنند. اگر قرار باشد عضلات پاها هم به همین میزان تحرک داشته باشند انسان باید روزی 80 کیلومتر راه برود.

حرارتی که بدن انسان در 30 دقیقه تولید می کند می تواند حدود 2 لیتر آب را به جوش بیاورد.

یک سلول خونی ظرف مدت 60 ثانیه تمام بدن را دور می زند.

90 درصد اطلاعاتی که از دنیای پیرامون خود به دست می آوریم از طریق چشم ها است.


اگر می خواهید هویت خود را مخفی نگه دارید زبان خود را از دهان خارج نکنید. درست مثل اثر انگشت، همه انسان ها اثر زبان منحصر به فردی دارند.

تعداد استخوان های بدن یک انسان بالغ از یک نوزاد کمتر است. ما با 350 تکه استخوان به دنیا می آییم اما به دلیل اینکه در طول رشد استخوانها به هم جوش می خورند، در بزرگسالی فقط 206 تکه استخوان داریم.

 
بینی انسان به اندازه بینی سگ حساس نیست اما می تواند 50000 بوی مختلف را به خاطر بسپرد.

 طول روده کوچک حدوداً 4 برابر قد یک انسان معمولی است. با 5 تا 7 متر طول، اگر روده کوچک پیچ نخورده بود درون حفره شکمی جا نمی شد.
روی هر اینچ مربع از پوست بدن انسان حدود 32 ملیون باکتری وجود دارد اما اکثر آنها بی خطر هستند.

 
منشاء بوی بد پا مانند زیر بغل، عرق است. هر جفت پا 500 هزار غده عرقی دارند و می توانند بیش از یک فنجان عرق در روز تولید کنند.

 
هوایی که هنگام عطسه از دهان و بینی خارج می شود حدود 160 کیلومتر در ساعت سرعت دارد. بنابر این بهتر است هنگام عطسه کردن دهان و بینی خود را با دستمال بپوشانید یا وقتی صدای عطسه به گوشتان می رسد فرار کنید.

 
در بدن انسان حدود 60 هزار مایل رگ خونی وجود دارد وخون در یک مسیر بسیار طولانی سفر می کند. قلب انسان روزانه 8000 لیتر خون را از درون این رگ ها تلمبه می کند.

شما احتمالاً دوست ندارید که در آب دهان خود شنا کنید ولی اگر تمام بزاق خود را جمع کنید می توانید این کار را انجام دهید. یک انسان عادی در طول زندگی خود حدود 25000 لیتر بزاق تولید می کند که برای پر کردن 2 استخر شنا کافی است.


60 درصد از مردان و 40 درصد از زنان تا 60 سالگی خرناس می کشند. اما گاهی صدای آن کر کننده می شود. صدای خرناس به طور معمول به 60 دسیبل می رسد یعنی در سطح صدای مکالمه عادی. اما صدای آن می تواند تا 80 دسیبل هم بالا برود یعنی در حد صدای دریلی که با آن آسفالت را می کنند. درجه صداهایی که بیش از 85 دسیبل باشند برای گوش انسان زیان آورند.


افراد مو بلوند ممکن است انسان های شاد تری باشند یا نباشند ولی به طور قطع تعداد مو های بیشتری دارند. رنگ مو ها مشخص می کند که تراکم آن ها چقدر است و این تراکم در افراد مو بلوند بیشتر است. سر یک انسان معمولی حدود 100 هزار فولیکول مو دارد که هر کدام می توانند بیش از 20 تار مو در طول زندگی فرد تولید کنند. این تعداد در افراد مو بلوند 146 هزار فولیکول است. کسانی که مو های مشکی دارند 110 هزار فولیکول، مو قهوه ای ها 100 هزار فولیکول و کسانی که مو قرمز هستند از همه کمتر و 86 هزار فولیکول مو دارند.

 اگرشما ناخن های دست خود را بیشتر از ناخن های پا کوتاه می کنید کاملاً طبیعی است. وقتی روی ناخن ها باز باشد و بیشتر از آنها استفاده شود سریعتر هم رشد می کنند. همچنین ناخن انگشتانی که بلند ترند و دستی که با آن می نویسید سریع تر رشد می کند. به طور معمول ناخنها ماهیانه حدود یک دهم اینچ رشد می کنند.


این عجیب نیست که نوزادان به سختی میتوانند سر خود را نگه دارند. سر انسان در هنگام تولد یک چهارم قد او را تشکیل میدهد ولی در بزرگسالی این میزان به یک هشتم میرسد.

 
اگر بگویید که دارید از بی خوابی می میرید درست است. شما می توانید هفته ها غذا نخورید بی آنکه از پا در آیید اما نهایت زمانی که بتوانید بدون خواب دوام بیاورید 11 روز است. بیش از آن دیگر هرگز از خواب بیدار نخواهید شد.


21 جمله انرژی زا از آنتونی رابینز !!
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

 

21 جمله انرژی زا از آنتونی رابینز !!

یک به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .

دو با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید ، مهارتهای مکالمه ای مثل دیگر مهارتها خیلی مهم میشوند .

سه همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرجنکنید و یا همانقدر که می خواهید نخوابید .

چهار وقتی می گویید "دوستت دارم" منظورتان همین باشد .

پنج وقتی می گویید "متاسفم" به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .

شش قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .

هفت به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .

هشت هیچوقت به رؤیاهای کسی نخندید . مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند .

نه عمیقاً و بااحساس عشق بورزید . ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

ده در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .

یازده مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .

دوازده آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .

سیزده وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید ، لبخندی بزنید و بگویید "چرا می خواهی این را بدانی؟"

چهارده به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیتهای بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .

پانزده وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید "عافیت باشد "

شانزده وقتی چیزی را از دست می دهید ، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .

هفده این سه نکته را به یاد داشته باشید : احترام به خود ، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن

هجده اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .

نوزده وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید ، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .

بیست وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید ، کسی که تلفن کرده آن را درصدای شما می شنود .

بیست و یک زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند .


به یاد داشته باش:
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

به یاد داشته باش:

 

من نباید چیزى باشم که تو میخواهى، من را خودم از خودم ساختهام،منى که من از خود ساختهام، آمال من است،تویى که تو از من میسازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.

لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند، نه آرزوهایشان ، و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى ، و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه، ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى میتوانى دوستم داشته باشى، همین گونه که هستم و من هم میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم  چرا که ما هر دو انسانیم.

این جهان مملو از انسانهاست، پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمیصادر کنی و من هم،قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است. دوستانم مرا همین گونه پیدا میکنند و میستایند. حسودان از من متنفرند، ولى باز میستایند. دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم.

چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى. من قابل ستایشم و تو هم.

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد  به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى. همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا.نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى و یادت باشد که اینها رموز بهتر زیستن هستند.

 سرکار خانم مهندس دهقان نیری.

 استاد دانشگاه (معادلات  دیفرانسیل )


زندگی مشترک لذتبخش
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

زندگی مشترک لذتبخش

آیا هنوز به اندازه گذشته به همسرتان علاقه دارید؟ اگر پاسخ تان منفی است باید به فکر چاره باشید.
ازدواج مسئله ای پیچیده است و زوجین گاهی احساس می کنند که از یک صخره بلند سقوط کرده اند! خوشبختانه قرار نیست پس از ازدواج آرامش خود را از دست بدهید. البته طبیعی است که گاهی دچار نومیدی شوید ولی یادتان باشد همیشه جای امیدواری هست.
با به کار بستن توصیه های زیر می توانید زندگی زناشویی لذت بخشی داشته باشید:
صداقت را در سرلوحه زندگی خود قرار دهید
آیا هرگز به این نتیجه رسیده اید که نمی توانید با همسرتان به درستی ارتباط برقرار کنید؟
غالباً زوجین ساعت ها صرف دفاع از خود می کنند، بدون اینکه بتوانند به درستی به بیان احساسات و عقایدشان بپردازند. به عنوان مثال یک زن ممکن است همسرش را به تنبلی یا گرفتاری بیش از حد متهم کند. اگر زن می توانست این مسئله را به درستی بیان کند همسرش متوجه می شد که در انجام کارهای خانه نیاز به کمک او دارد.
یادتان باشد ارتباط صادقانه بسیاری از مشکلات را حل می کند.
اجازه ندهید خشم اختیار را از شما بگیرد
چند بار پیش آمده که بدون اینکه بخواهید، همسرتان را از خود برنجانید؟ به قول قدیمی ها، «زخم شمشیر درمان می شود، ولی زخم زبان نه» اگر از دست همسرتان ناراحت هستید صبر کنید تا عصبانیت شما فروکش کند و سپس نارضایتی خود را ابراز کنید.
از یاد نبرید وقتی کلمات بر زبان جاری شد نمی توان کاری انجام داد. به کنترل خشم خود بپردازید تا در آینده پشیمان نشوید.
ازدواج خود را در اولویت قرار دهید
آیا مسائل دیگری در زندگی شما اولویت دارند؟ یک ازدواج موفق با شادی، رضایت خاطر و خشنودی همراه است و نباید اجازه دهید سایر مسائل شما را از این هدف دور کند.
حتماً بارها این جمله را از زبان زوجین شنیده اید که «ما دیگر یکدیگر را دوست نداریم.»
شایع ترین دلیل ناکامی یک زندگی مشترک این است که زوجین مسائل زیادی را در اولویت قرار می دهند در حالی که اولویت شماره یک، همان ازدواج است.

روزنامه کیهان


اشتباه های رویایی دختران در ازدواج !!
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

اشتباه های رویایی دختران در ازدواج !!

● همیشه زندگی خوشی خواهیم داشت
زنان از همان روز اول زندگی، آرمان های عاشقانه دارند. کتاب ها و فیلم هایی که هدفشان جلب توجه دختران است، تصور عروسی مجلل و مرد کامل را در ذهن آنها ایجاد می کند. بنابراین تعجب آور نیست که زنان پیش از ازدواج بیشتر به عشق و عروسی توجه دارند تا ۵۰ سالی که پس از آن باید با همسرانشان بگذرانند! حقیقیت این است که ازدواج، کار مشکلی است.
یک دیدگاه واقع گرایانه این است که ازدواج شامل حدود ۲۰ درصد خوشی و شادی ، ۳۰ درصد رضایت و ۵۰ درصد کار سخت است. ازدواج با نگرشی واقع گرایانه از بروز بسیاری ناامیدی ها جلوگیری می کند.


● می توانم همسر آینده ام را تغییر دهم
زنان تمایل دارند خصوصیات ناخوشایند فرد مورد علاقه شان را نادیده بگیرند و خودشان را قانع کنند که در آینده می توانند آنها را تغییر دهند اما حقیقت این است که چنین آرزویی معمولا برآورده نمی شود و نمی توان به زور کسی را تغییر داد.
تازه اگر زن با فشار بتواند مرد را به تغییری وادارد، ممکن است روابط آسیب ببیند. در این موارد یا باید تفاوت های تان را با همسر آینده تان بپذیرید و از آنها لذت ببرید یا باید محیطی ایجاد کنید که همسرتان تشویق شود به خاطر شما خودش تغییر مورد نظر را بپذیرد.


● مشکلی به نام حفظ هویت
مشکل رایج دیگر یک زن جوان پیش از ازدواج، عواطف شدیدی است که در دوران نامزدی پیش از آنکه درک روشنی از هویت خود داشته باشد، او را در برمی گیرد. برخی از دختران جوان و کم تجربه در این دوره بدون اینکه درک واضحی از هویت خود داشته باشند به نحوی آشکار با نامزدشان همانندسازی می کنند بنابراین توجه و دفاع از خود و نیازهای شان برایشان مشکل می شود.
زنی که حسی قوی از هویت خودش داشته باشد، همسر متعادل تر و موفق تری خواهد بود.


● رهاکردن دوستان و علایق قبلی
عشقی که زنان را در دوره ازدواج فرامی گیرد، ممکن است باعث شود دوستان، خانواده، سرگرمی ها و ورزش های مورد علاقه شان را کنار بگذارند.
این کار اشتباهی اساسی است، به این علت که زنان به شبکه های حمایتی در سراسر زندگی شان نیازدارند و فقط همسرشان نمی تواند همه مشکلات آنها را حل کند. داشتن چنین تقاضایی از همسر بیش از حد توان آنهاست. مهم است که در این مورد در زندگی تان تعادل را حفظ کنید.


● صحبت نکردن درباره موضوعات جدی
لازم است با همسر آینده درباره نظرات خود در مورد مسایلی که ممکن است باعث اختلاف در زندگی مشترک شود، صحبت کنید.
درباره تعداد بچه هایی که می خواهید داشته باشید، در مورد اینکه برای بزرگ کردن آنها حاضرید کارتان را رها کنید و در خانه بمانید یا نه ، درباره اولویت های زندگی ، نحوه هزینه کردن درآمدها در زندگی ، آرزوها و اهداف ، اینکه ۲۰ سال بعد می خواهید در چه موقعیتی قرار داشته باشید، سبک های تربیت بچه ها ، سهیم شدن در مسوولیت ها و... از قبل باید دانست آیا عقاید همسران شبیه هم هست یا نه.
به توافق رسیدن درباره این موضوعات می تواند تعیین کننده ازدواجی شادمان یا پر از مشاجره در آینده باشد.



منبع : afkarnews.ir


چگونه متوجه شوید که برای ازدواج آماده اید
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

چگونه متوجه شوید که برای ازدواج آماده اید

آیا ازدواج کردن برای شما مناسب است؟ قبل از اینکه به قول معروف قاطی مرغ ها شوید چه چیزهایی را باید بدانید؟ توصیه می کنیم قبل از اینکه آستین هایتان را بالا بزنید، نگاه دقیقتری به خودتان و رابطه تان بیندازید. این سوالات را از خودتان بپرسید.
▪ چرا می خواهید ازدواج کنید؟
صادق باشید و دلایلتان را بررسی کنید. لیستی از مزایا و معایب طرف مقابل و رابطه تان تهیه کنید. اگر می خواهید خودتان را برای ازدواج کردن راضی کنید، به هیچ وجه اینکار را نکنید. اگر می خواهید طرفتان را به اینکار راضی کنید، باز هم اینکار را نکنید. مطمئن شوید که برای فرار کردن یا جلوگیری از بروز چیزی نیست که می خواهید ازدواج کنید. آیا همیشه دوست داشتید که ازدواج کنید؟ این هم اصلاً دلیل خوبی نیست.
▪ آیا به گذشته طرف مقابلتان اطمینان دارید؟
بهترین پیش گوی رفتارهای آینده، رفتارهای گذشته طرف مقابلتان است. باید از آن درس بگیرید. طرفتان در روابط قبلی خود چطور رفتار کرده است؟ با شما چطور رفتار کرده است؟ از والدین خود درمورد ازدواج چه چیزهایی یاد گرفته است؟ به دقت والدین طرف مقابلتان را بررسی کنید بچه ها تا حد زیادی تحت تاثیر والدین خود هستند.
▪ فقط می خواهید ازدواج کنید یا برنامه یک مراسم عروسی مفصل دارید؟
کیک، گل و غذاهای عالی همه هیجان انگیز به نظر می رسند اما چیزهای مهمتری هم وجود دارد. عروسی یک شب است و ازدواج یک عمر. نباید فقط بخواهید که ازدواج کنید باید بخواهید که با خوشبختی کنار هم زندگی کنید. به ۵۰ سال آینده فکر کنید. حداقل همان مقدار زمان و انرژی که برای برنامه ریزی روز عروسیتان صرف می کنید را صرف برنامه ریزی برای زندگی زناشوییتان کنید. قبل از ازدواج با طرفتان درمورد نحوه بزرگ کردن بچه ها، نظم، رابطه جنسی، مسائل مالی، کار، مذهب، بازنشستگی، مادر/پدر همسر، و از این قبیل تصمیم بگیرید. اگر در مورد این موضوعات قبل از ازدواج با هم حرف نزنید نمی توانید با هم به خوبی زندگی کنید.
آیا بیشتر از آنچه برای از دست دادن در توانتان است، سرمایه گذاری کرده اید؟
به قیمت رابطه تان نگاه کنید. مثلاً اگر مجبور خواهید بود قید دوستان، کار یا خانواده تان را بزنید، یعنی قیمت این ازدواج برایتان خیلی بالا است. ببینید اگر این ازدواج شکست بخورد، از نظر احساسی ورشکسته خواهید شد؟ بهتر است تنها ولی سالم باشید تا با هم ولی بیمار.
▪ آیا درمورد نیازها و انتظاراتتان باهم حرف زده اید؟
خودتان را بشناسید. اگر با نیازهای خودتان آشنا نباشید نمی توانید تعیین کنید که فردی برای شما خوب است یا نه. اصلاً خودخواهانه نیست که در یک رابطه برای خودتان هدف داشته باشید. نیازها و انتظارات خود را مطرح کنید، البته قبل از ازدواج نه بعد از آن!

سایت مردمان


ضرورت ارزیابی موشکافانه برای انتخاب شریک زندگی
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

ضرورت ارزیابی موشکافانه برای انتخاب شریک زندگی

هر فرد با ساختار تربیتی خاصی رشد می کند. بعضی ها مشکلات روان شناختی، نیازها و ناکامی هایی در زندگی دارند و هنگامی که با جنس مخالف ارتباط عاطفی برقرار می کنند، این نیازها و ناکامی های گذشته باعث می شود در انتخاب شریک زندگی اشتباه کنند.
انتخاب در این شرایط ممکن است با عشق همراه باشد ولی آگاهانه نیست. عشق درواقع مجموعه ای از عوامل روانی، رفتاری و عقلانی است. افراد به طور تصادفی در مسیر زندگی یکدیگر قرار می گیرند، عاشق می شوند و زمان طولانی را با هم سپری می کنند اما با گذشت زمان نظرشان تغییر می کند چون انتخاب براساس معیارهای غلط و همان ناکامی های گذشته بوده است. درواقع بت سازی و رویاپردازی چنان قوی عمل کرده که طرف مقابل را کاملا پاک و بی آلایش تصور کرده اند. مثبت اندیشی بیش از حد باعث می شود دخترها و پسرها از روی احساس عمل کنند و با ورود به زندگی زناشویی دچار تنش و اختلاف شوند. برای شناخت درست باید از دوستی های خیابانی پرهیز کرد و شناخت فرد مقابل از روی آگاهی و تفکر باشد.
همچنین ارتباط قبل از ازدواج را به صورت هدف کوتاه مدت در نظر بگیرند. مثلا اگر فردی دانشجو است و بعد از دانشگاه نیز باید خدمت سربازی هم برود، ازدواج برایش طولانی مدت است و حدود ۴ تا ۵ سال طول می کشد. طبیعی است عقیده او نیز در طول این مدت دستخوش تغییرات زیادی می شود. مهم تر از همه اینکه دختران و پسران باید بحران های عاطفی را پشت سر بگذارند و بعد ازدواج کنند. گذار از بحران در دختران بین۲۰ تا ۲۲ و در پسران بین ۲۳ تا ۲۴ سالگی است. این سنین بهترین زمان برای ازدواج جوانان محسوب می شود زیرا احساسات و عواطف روی افکار تسلط کمتری دارد و در این سن اشخاص چارچوب ها را بهتر می شناسند و موشکافانه تر مسایل را ارزیابی می کنند.

دکتر پرویز رزاقی
روان شناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی


ازدواج یا جنگ قدرت ها؟
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

ازدواج یا جنگ قدرت ها؟

زوج ها از نظر اعمال قدرت و نفوذ و به نوبه ای الگوهای رهبری به شکل های متفاوتی تقسیم می شوند. بسیار از زوج ها در مورد اعمال نظر و یا قدرت به توافق می رسند. بسیاری از آنها بر سر این موضوع مشکلات بسیاری دارند. دعوا و مشاجره می کنند و اگر نظر یکی به کرسی نشست، دیگری منتظر تلافی کردن است، این زمانی است که ازدواج تبدیل به جنگ قدرت ها می شود.

● الگوی صمیمیت و فعالیت
همسرانی که در زندگی نقش فعالی دارند، صمیمی هستند و به یکدیگر احترام می گذارند، در تعیین قوانین و مرزهای زندگی نیز فعال هستند. اگرچه ممکن است این زوج ها اشتباهاتی بکنند اما در اثر تجربه یاد می کیرند که چگونه بایستی زندگی کرد. این زوج ها احساس مسئولیت را به یکدیگر انتقال می دهند.

● الگوی قدرت و سازگاری
بسیاری از زوج ها از الگوی قدرت و سازگاری تبیعیت می کنند. در این الگو یک نفر نظر می دهد، تصمیم می گیرد و عمل کند و در مقابل همسرش تبعیت می کند. وقتی همسری با این الگو سازش می کند، در واقع رفتار طرف مقابل را تایید می کند.

● وقتی از این الگو تبعیت می کنیم چه اتفاقی می افتد؟
▪ همسر فعال بر زوج منفعل خود تسلط پیدا می کند
▪ همسر منفعل نسبت به همسر خود احساس درماندگی می کند
▪ همسر منفعل به ابتکار عمل همسر فعال خود بسیار وابسته می شود
▪ همسر منفعل به همسر فعال خود احساس خشم می کند

● اما چگونه این الگو ایجاد می شود؟
بسیاری از همسران به خاطر ترس از دادن عشق همسرشان و یا ناتوانی در مهارت های زندگی و یا الگوهای خاص فرهنگی مانند مرد سالاری و یا عدم اعتماد به نفس شخصی از این الگو تبعیت می کنند.
وقتی هر دو زوج برای زندگی اهدافی تعیین می کنند، حرفشان را می زنند، با مشکلات روبرو می شوند، در برابر حقوق خود پافشاری می کنند، در مورد مرزهای بین فردی نظر می دهند، رشد می کنند. این چنین است که با حمایت هم و احساس مسئولیت خود و احساس بزرگ و ارزشمند آزادی باعث عشق و شکوفایی هم می شوند. در جایی که آزادی هست، مسئولیت و فعالیت است و آنجایی که این سه باشند عشق متبلور می شود.

شبکه خبری برنا


برای یافتن همسر مناسب قوانین زیر را رعایت کنید
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

برای یافتن همسر مناسب قوانین زیر را رعایت کنید

▪ قانون ۱: همان گونه با طرف مقابل تان رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.
اجرای این قانون درباره تمام مراحل زندگی است که در واقع یادآور این جمله است که آنچه را بر خود نمی پسندی بر دیگران هم مپسند. اگر می خواهید شریک زندگی تان با شما صادق باشد، شما نیز باید با او صادق باشید، اگر می خواهید به شما احترام بگذارند، به طرف تان احترام بگذارید.
▪ قانون ۲: شریک زندگیتان به همان اندازه شما به عشق، محبت، توجه، اطمینان خاطر و امنیت نیازمند است. از این کلیشه رایج بگذرید که فقط زنان احساساتی هستند؛ چراکه مردان هم به اندازه زنان احساساتی و آسیب پذیرند اما غالبا بروز نمی دهند.
▪ قانون ۳: هرگز طرف مقابل تان را به بازی نگیرید. در واقع باید گفت در زندگی مشترک وارد هیچ نوع بازی نشوید همان طور که از اسمش پیداست بازی مختص بچه هاست، پس چرا باید به روابط صمیمی کشانده شود. این قانون بیشتر متوجه زنان است که از غریزه و احساسات شان کمک می گیرند و طرف شان را به بازی می کشانند.
▪ قانون ۴: همیشه خودتان باشید. سعی نکنید کسی باشید که نیستید یا تصویری از خود ارایه ندهید که مطابق خواسته شریک زندگیتان باشد. خویشتن واقعی را فراموش نکنید.
▪ قانون ۵: قبل از آنکه روابط تان به مرحله جدی و ازدواج کشیده شود، سوال های زیادی از طرف مقابل تان بپرسید. برخی همچنان بر این عقیده هستند که در ملاقات های اول نباید سوالی پرسید؛ چرا که معنای فضولی و دخالت در کار دیگران است. اما زمانی که شما می خواهید یک خانه را بخرید حتما فهرستی از سوال هایی که برای آن هیچ پاسخی ندارید، تهیه می کنید تا از مالک آن بپرسید، حال برای زندگی مشترک که بزرگ ترین تصمیم فرد است آیا صحیح است که از طرف مقابل مان سوال نکنیم؟
تلاش کنید در همان جلسات اول آشنایی اکثریت سوالاتی که ذهن تان با آن درگیر است را بپرسید تا بیشترین اطلاعات و داده ها در رابطه با شخصیت موردنظرتان را به دست آورید.
برخی از سوالات عبارتند از:
سابقه خانوادگی و چگونگی روابط میان اعضای خانواده
درس های آموخته شده از تجربه های گذشته
فلسفه مذهبی و معنوی
اهداف شخصی و حرفه ای
ارزش ها، اخلاقیات و نگرش های او به آنچه که برای شما مهم است
نگرش و موضع او در برابر مسایلی نظیر عشق، تعهد و ارتباط
▪ قانون ۶: سعی کنید شریکی انتخاب کنید که دارای نگرش مثبتی نسبت به زندگی باشد. ضرب المثل قدیمی در این باره وجود دارد که می گوید: «دو انسان در این دنیا وجود دارند: انسان های مثبت و انسان های منفی» چنانچه قرار باشد باقی عمر خود را با یکی از این دو انسان سپری کنید، کدام را برمی گزینید؟
▪ قانون ۷: درباره افراد براساس اندازه قلب و وسعت روح شان قضاوت کنید نه بر اساس حساب بانکی و کیف پول شان.
گرچه متاسفانه هنوز این باور چندان تغییری در انتخاب شریک زندگی نکرده؛ چرا که آمارها همچنان نشان می دهد که بر انتخاب ما پول، قدرت و منصب اجتماعی، شغل، حرفه، شهرت و اعتبار همچنان تاثیرگذار است که در این مورد بیشتر در زنان به چشم می خورد که امروزه مردان هم به این جرگه پیوسته اند.
▪ قانون ۸: هرگز عاشق استعدادهای درونی یا توانایی های بالقوه طرف مقابل تان نشوید. در واقع سعی نکنید عاشق پتانسیل های شریک آینده زندگیتان شوید؛ چرا که آن فرد برای شما به صورت یک پروژه تبدیل می شود که نیاز به نجات یافتن دارد.
▪ قانون ۹: در مورد احساسات خود با دیگران صادق باشید. روابط موفق همواره بر پایه و اساس «صداقت» استوار است، فقط زمانی که در مورد احساسات خود صادق نیستیم، روابط مان ناخوشایند، متلاطم و مشکل دار می شود.
▪ قانون ۱۰: زیباترین جنبه وجودی خود را که همانا فکر و ذهن شماست به شریک آینده تان نشان دهید. در واقع طرف تان باید عاشق خرد و اندیشه های شما شود نه جذابیت ظاهری. به جای سکوت در مورد مسایل، اندیشه و نگرش و شناخت های خود را با آن شخص در میان بگذارید.

آریا شیروانی
برگرفته از کتاب قوانین روابط موفق


در همسریابی بدنبال تکامل باشیم یا تشابه؟
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

در همسریابی بدنبال تکامل باشیم یا تشابه؟

اگر از دوستانتان درمورد نامزدهایشان بپرسید که " آیا شما مثل هم هستید؟ آنها اغلب پاسخ می دهند "اوه، نه؛ او خیلی با من فرق دارد".
نظریه ای وجود دارد که متضادها همدیگر را جذب می کنند، این نظریه به طور رسمی تئوری تکمیل نیازها نامیده می شود؛ یعنی مردم جذب کسی می شوند که شخصیت او، شخصیت آن ها را کامل (متوازن) کند. در این نظریه فرض بر این است که ما تمایل به جستجوی کسی داریم که او آنچه را که ما نداریم اما دوست داریم داشته باشیم، دارا است.
اغلب مردم جذب این عقیده می شوند زیرا در ظاهر حس خوبی را ایجاد می کند. اما در اغلب ازدواج های موفق، مردم معمولاً از بسیاری جهات شبیه هم هستند. آنها معمولاً طبقه ی اجتماعی، گروههای قومی و فرهنگی مشترک، نظام ارزشی و دیدگاه مذهبی مشترکی دارند. زوج ها از نظر سنی و تحصیلات رسمی شبیه هم هستند؛ علایق آنها در زندگی مشترک است در حالیکه ضرورتاً در همه ی زمینه ها مثل هم نیستند. زوج ها روابط محکمی می سازند که در آن روابط بعدی پایه گذاری می شود. این به این معنی نیست که یک آمریکایی با یک آفریقایی نمی تواند زندگی شادی داشته باشد. نمونه های بیشماری وجود دارد که ازدواج بین فرهنگی و بین قومی کرده اند و ارتباطات قومی ایجاد کرده اند.
مهم ترین مسائل در زندگی مسائلی است که افراد در آنها مشترک هستند. این استدلال قابل دفاعی است زیرا ارتباط با کسی که نگرش شماست، آسانتر است. به همین دلیل، متخصصین معمولاً با این عقیده موافقند که اگر شما می خواهید یک ارتباط طولانی مدت و پایدار ایجاد کنید، باید به دنبال کسی باشید که ویژگی های او شبیه ویژگی هایی باشد که در بهترین دوست شما است.


10 درس طلایی از آلبرت انیشتن !
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

10 درس طلایی از آلبرت انیشتن !

 


1. کنجکاوی را دنبال کنید:
"من هیچ استعداد خاصی ندارم. فقط عاشق کنجکاوی هستم"

چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید؟
من کنجکاو هستم، مثلا برای پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد.
به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام.
شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید؟
پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.


2. پشتکار گرانبها است:
"من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی می گذارم"
تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.
پس مانند تمبر پستی باشید و مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید.
با پشتکار می توانید بهتر به مقصد برسید.

3. تمرکز بر حال:
"مردی که بتواند در حالی که غذا می خورد، با ایمنی رانندگی کند، از لذت  غذا خوردن  آنطور که سزاوار آن هست بهره نمی برد"
پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی.
من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز.
یاد بگیرید که در حال باشید و تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام می دهید.
انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است.

4. تخیل قدرتمند است:
"تخیل همه چیز است. می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود. تخیــل به مراتب از دانش مهم تر است"
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید؟
تخیل پیش‌درآمد تمام داشته‌های شما در آینده است.
نشانه واقعی هوش دانش نیست، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیل تان را تمرین می دهید؟
اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.

5. اشتباه کردن:
"کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمی گیرد"
هرگز از اشتباه کردن نترسید چون اشتباه شکست نیست.
اشتباهات شما را بهتر، زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید.
قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید.
من این را قبل گفته ام، و اکنون هم می گویم، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید.

6. زندگی در لحظه:
"من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم، خودش بزودی خواهد آمد"
تنها راه درست آینده شما این است که در همین لحظه باشید.
شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید.
بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دهید.
این تنها زمانی است که اهمیت دارد، این تنها زمانی است که وجود دارد.

7. خلق ارزش:
"سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید"
وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید بلکه وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید.
اگر شما با ارزش باشید، موفقیت را جذب می کنید.
استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید.
بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد.
تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد.

8. انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید:
"دیوانگی یعنی انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن"
شما نمی توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید، به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.
برای اینکه زندگی تان تغییر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.

9. دانش از تجربه می آید:
"اطلاعات به معنای دانش نیست. تنها منبع دانش تجربه است"
دانش از تجربه می آید. شما می توانید درباره انجام یک کار بحث کنید، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این کار به شما می دهد.
شما باید این کار را تجربه کنید تا از آن آگاهی پیدا کنید.
تکلیف چیست؟ دنبال کسب تجربه باشید!
وقت خودتان را صرف یاد گرفتن اطلاعات اضافی نکنید. دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید.

10. اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید:
"اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد"

دو گام هست که شما باید انجام بدهید:
اولین گام اینکه شما باید قوانین بازی که می کنید را یاد بگیرید، این یک امر حیاتی است.
گام دوم هم اینکه شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید.
اگر شما بتوانید این دو گام را حساب شده انجام دهید موفقیت از آن شماست.

 


10 عادت کاری مثبت افراد موفق
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

10 عادت کاری مثبت افراد موفق

افراد موفق عادت های کاری مثبت زیادی دارند. در هر زمینه کاری، عشق به کار افراد را به هم متصل کرده و موجب شادی همه می شود. بااینکه بعضی اوقات، جسم ضعیف است، اما روح همچنان مشتاق است.
یادتان باشد که بدن سالم و عقل هوشیار سرمایه هایی عالی هستند. اگر تحت فشار و استرس زیادی هستید، سعی کنید کمی استراحت کنید تا انرژیتان دوباره برگردد. فردا روز دیگری است.
۱) برنامه بریزید.
یک تقویم سررسید برای خود داشته باشید و برای خودتان روی آن برنامه ریزی کنید. کارهایی را که از صبح تا شب می خواهید انجام دهید را در صفحه مخصوص هر روز یادداشت کنید. کنار آنهایی که انجام می شوند یک تیک بزنید.
۲) کمی بیشتر تلاش کنید.
انگیزه اهمیت زیادی دارد. اگر برای ۸ ساعت کار کردن در محل کار به شما حقوق می دهند، فقط به خاطر اینکه حقوق می گیرید کار نکنید. بیشتر از آن ۸ ساعت کار کنید چون گاهی اوقات لازم است و بعضی وقت ها لازم است حتی بدون گرفتن حقوق کار کنید.
۳) بیشتر از ۸ ساعت در روز کار کنید.
معمولاً آنهایی که بیشتر از ۸ ساعت در روز کار می کنند افراد موفقی هستند. این افراد حتی در منزل هم کارهایی برای انجام دادن دارند. کنار کار تحصیل هم می کنند و کنار تحصیل کار نیمه وقت انجام می دهند. اینها می توانند ناظر و مدیر باشند.
۴) با شادی و رضایت کار کنید.
دستاوردها زمانی به دست می آیند که با روحیه ای بشاش کار کنید. شاد بودن را باید از محل کار به خانه و خانواده تان هم منتقل کنید.
۵) افرادیکه در محل کارتان هستند را دوست بدارید.
از غیبت کردن دوری کنید. به همه احترام بگذارید و مراعات حال همه را در محل کار بکنید. همکارانتان را مثل اعضای خانواده تان ببینید. با آنها با صداقت و مسئولیت پذیری رفتار کنید.
۶) آراسته و سالم باشید.
غذاهای خوب و سالم بخورید. سخاوتمند باشید. محل کار را خانه دوم خودتان بدانید. افراد بالادست باید نگران کارمندان باشند. همه کارمندان باید بهداشت را به طور کامل رعایت کرده و ظاهری آراسته داشته باشند.
۷) به جایی که در آن کار می کنید وفادار باشید اما شکایات خود را مطرح کنید.
کارمندان یک اداره یا شرکت باید به هم و به جایی که در آن کار می کنند وفادار باشند. اگر شکایتی دارند، آنرا مطرح کرده و راه حلی برای آن پیدا کنند. حلسات کاری برای همین منظور تدارک دیده می شوند.
۸) از کارمندانتان حمایت کنید و به آنها انگیزه دهید.
کارگاه های آزاد برای آنها برپا کنید و آنها را از اخبار و اطلاعات جدید آگاه کنید تا بنای رشد و پیشرفت آنها باشد.
۹) بدانید که پول بعد از خدمت اهمیت دارد. کار خوب ارزشی بسیار بالاتر از حق الزحمه آن دارد.
کار خود را به خداوند و دیگران اهداء کنید. محل کار شما چه سازمانی دولتی باشد و چه خصوصی، باید سرشار از معنویت باشد.
۱۰) بخندید و از کار در کنار همکارانتان لذت ببرید.
برای همدیگر دعا کنید. در کنار هم غذا بخورید. در کنار هم کار کنید. بدانید که هر انسانی مخلوقی ارزشمند از خداوند است و استعدادهای زیادی در آنها نهفته است.


راز احساس جوانی
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

راز احساس جوانی

راز زیبایی جوانی چیست؟ بی شک خواهید گفت برتری های جسمانی که فراهم آورنده ی لذایذ و خوشی های گوناگون است. این هست، اما نه فقط همین. همه دوست دارند از این برتری ها و جذابیت های ظاهری برخوردار شوند، اما جذابیت دیگر جوانی در چیست؟
گمان می رود آنچه که بیش از همه جوانی را جذاب و مطلوب می سازد، نه جذابیت های ظاهری، بلکه احساسِ در آغاز بودن یا باز بودن راه زندگی است. این احساس چنان امید و آرزویی را در آدمی زنده می کند که خود را بر فراز مرتفع ترین قله ها می یابد؛ جایی که افق همه چیز زیر دیدگانش گسترده است.
کافی است به زمانی که دبیرستان را تمام کردیم بیندیشیم. در این هنگام شخص وقتی به آینده فکر می کند به نظرش می رسد که همه چیز امکان پذیر است. برای خودش مجسم می کند که می تواند پزشک شود یا مهندس پل سازی، جاسوس یا نویسنده، کارخانه دار یا روحانی، هنرپیشه ی سینما یا سیاستمدار و ... .
شاید بگویید این ها خیال بافی است. باشد، خیال بافی باشد، اما معنای این خیال بافی آن نیست که در همه ی این کارها واقعا از استعداد یا ذوق و شوقی برخوردار بوده ایم یا فکر کرده ایم که برخورداریم. تمام سخن فقط درباره ی احساس ماست؛ و این که هیچ چیز هنوز قطعی نیست یا به دست تقدیر محتوم نشده. راه ها گشوده است و همه چیز امکان پذیر.
هر قدر بیشتر از عمرمان می گذرد و هرچه افق امکانات گزینشی مان تنگ تر می شود، به همان نسبت بیشتر خود را در شیار مسیرها و ریل هایی می یابیم که به سختی می توان از آن ها بیرون آمد. پدیدار شدن این ریل ها هشداری است برای خروج از جوانی و پای نهادن به قلمرو میانسالی.

لِشِک کولاکوفسکی

سایت پنج روز

 


عذر خواهی» یعنی «فراموش کردن»
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

عذر خواهی» یعنی «فراموش کردن»

سکوت....جواب های سربالا....پریشان خاطری....کم محلی.... در این شرایط می خواهید موی سر خودتان را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی رسد. «عذرخواهی کردن» از نامزد خود با همسر خود ممکن است مشکل به نظر برسد، بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت کرده باشید و ممکن است در خود توان گفتن آن را نبینید. از طرفی هر کاری را هم که فکر می کردید به او می فهماند که شما از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید. کمی صبور باشید، ما در ادامه چند روش «عذرخواهی» را برایتان مطرح می کنیم، که قطعا حل وفصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید.
▪ انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید: در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید، لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.

▪ آنتراک دهید: در اوج بحث فشارخون تان بالا می رود و تپش قلب تان بالا می رود و ممکن است چیزهایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید. همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.

▪ گذشته را یادآوری نکنید: به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش بیار معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.

▪ به او بگویید که دشمن اش نیستید: اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید دست خو را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است.

▪ محیط دور برتان را درست کنید: محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد.

▪ مشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید: یک عذرخواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارائه می دهیم. برخلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.

▪ جمله ای دلپذیر به او بگویید: گاهی اوقات فراموش کردن حرف های آزاردهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیاموزید روبرو شدن با مسائل بسیار آسان تر خواهد شد.

▪ بگویید که دوستش دارید: هنگامی که می خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به دوست تان بگویید که دوستش دارید. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچگاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد، بسیار خوب است.

▪ برای عصر برنامه ریزی کنید: بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد برای آزاد شدن فکرتان از مجادله برای انجام فعالیت تفریحی آماده شوید اگر همسر یا نامزدتان قبلا برای رزرو بلیط سینما یا هر چیزی اقدام می کرد این بار شما پیش قدم شوید و این کار را انجام دهید.

▪ ببخشید و فراموش کنید: عذرخواهی تنها به این معنا نیست که بگویید متاسف هستید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.

روزنامه ابتکار

 


قوانین صحیح فرزند پروری روان
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

 

قوانین صحیح فرزند پروری روان

برخی از کودکان، دوران کودکی خود را بدون مشکلات رفتاری قابل توجهی سپری می کنند و در مقابل کودکانی نیز هستند که به طور مداوم برای خود و والدین شان مشکلات عدیده ای درست می کنند که این دسته از بچه ها به عنوان «کودکان دردسرساز» شناخته شده اند. روان شناسان و صاحب نظران معتقدند که رفتارهای خوب و بد بچه ها به وسیله پاداش هایی شکل می گیرد که آنها در دوران زندگی شان از سوی خانواده دریافت کرده اند. متخصصان برای رفع این نوع مشکلات، قوانینی را تحت عنوان فرزندپروری صحیح ارایه داده و اظهار کرده اند که اجرا و رعایت این قوانین برای والدین بسیار ساده است.
▪ قانون اول: رفتار خوب را پاداش دهید (و این کار را بلافاصله و مکرر انجام دهید). هنگامی که کودک برای انجام کار و رفتار خوبش، پاداش دریافت می کند، آن رفتار و عمل تقویت می شود و به این معناست که احتمال وقوع آن رفتار در آینده افزایش پیدا می کند و کودکان رفتاری را که برای آن پاداش دریافت کرده اند، تکرار می کنند. والدین در به اجرا گذاشتن این قانون در رابطه با نوع پاداش اختلاف نظر و مشکل دارند؛ چرا که نمی دانند از چه نوع پاداش هایی برای کودک شان باید استفاده کنند. روان شناسان معتقدند که پاداش های اجتماعی در تقویت رفتار مطلوب در مورد کودکان موثرتر از دیگر پاداش هاست. پاداش های اجتماعی شامل لبخند، در آغوش کشیدن، نوازش کردن، بوسیدن، تحسین کردن، تماس چشمی و توجه است که بهترین آن، تحسین کردن است و والدین باید بدانند در زمینه تحسین کردن، رفتار کودک را مورد تعریف قرار دهند، نه خود فرزندشان. اگر فرزندی اتاقش را تمیز کرد باید از تحسین توصیفی استفاده شود و به او بگویند: «اتاقت خیلی خوب تمیز شد.» این عبارت موثرتر از آن است که بگویند: «بچه خوبی هستی.» والدین می توانند علاوه بر پاداش های اجتماعی از پاداش های مادی (خرید اسباب بازی، خوراکی و...) و پاداش های فعالیتی (سفر تفریحی و...) کمک گیرند.
▪ قانون دوم: ناخواسته رفتار بد را پاداش ندهید.
هنگامی که پدر و مادر ناخواسته و به دلیل مشغله فکری و کاری، رفتار بد فرزندشان به پاداش می دهند، این امر باعث می شود که رفتار بد کودک تقویت و در آینده تکرار شود. به طور مثال ممکن است کودک یاد گرفته باشد که با غر زدن و گریه کردن در خانه اقوام، شب را بخواهد بماند و مسلما والدین در مقابل گریه و غر زدن ها تسلیم شده و به او اجازه دهند، که این عمل باعث می شود کودک در آینده باز این رفتار را تکرار کند. والدین در برابر مشاهده گریه سر دادن و قشقرق راه انداختن های بی مورد فرزندشان نباید تسلیم شوند.
▪ قانون سوم: برای رفتارهای بد، تنبیه در نظر بگیرید (اما فقط از تنبیه ملایم استفاده کنید). والدین باید گاهی اوقات از شیوه های تنبیهی ملایم برای کاهش یا حذف برخی از رفتارهای نامقبول و بد فرزندان شان استفاده کنند. شیوه های تنبیه ملایم شامل سرزنش کردن، محرومیت زمانمند و تنبیه رفتاری است و در مقابل شیوه های تند تنبیهی شامل کتک زدن، فریاد کشیدن، تهدیدهای ترسناک و... است.

 

روزنامه شرق


سه مشکل اصلی جوانان
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

 

قوانین صحیح فرزند پروری روان

 

برخی از کودکان، دوران کودکی خود را بدون مشکلات رفتاری قابل توجهی سپری می کنند و در مقابل کودکانی نیز هستند که به طور مداوم برای خود و والدین شان مشکلات عدیده ای درست می کنند که این دسته از بچه ها به عنوان «کودکان دردسرساز» شناخته شده اند. روان شناسان و صاحب نظران معتقدند که رفتارهای خوب و بد بچه ها به وسیله پاداش هایی شکل می گیرد که آنها در دوران زندگی شان از سوی خانواده دریافت کرده اند. متخصصان برای رفع این نوع مشکلات، قوانینی را تحت عنوان فرزندپروری صحیح ارایه داده و اظهار کرده اند که اجرا و رعایت این قوانین برای والدین بسیار ساده است.
▪ قانون اول: رفتار خوب را پاداش دهید (و این کار را بلافاصله و مکرر انجام دهید). هنگامی که کودک برای انجام کار و رفتار خوبش، پاداش دریافت می کند، آن رفتار و عمل تقویت می شود و به این معناست که احتمال وقوع آن رفتار در آینده افزایش پیدا می کند و کودکان رفتاری را که برای آن پاداش دریافت کرده اند، تکرار می کنند. والدین در به اجرا گذاشتن این قانون در رابطه با نوع پاداش اختلاف نظر و مشکل دارند؛ چرا که نمی دانند از چه نوع پاداش هایی برای کودک شان باید استفاده کنند. روان شناسان معتقدند که پاداش های اجتماعی در تقویت رفتار مطلوب در مورد کودکان موثرتر از دیگر پاداش هاست. پاداش های اجتماعی شامل لبخند، در آغوش کشیدن، نوازش کردن، بوسیدن، تحسین کردن، تماس چشمی و توجه است که بهترین آن، تحسین کردن است و والدین باید بدانند در زمینه تحسین کردن، رفتار کودک را مورد تعریف قرار دهند، نه خود فرزندشان. اگر فرزندی اتاقش را تمیز کرد باید از تحسین توصیفی استفاده شود و به او بگویند: «اتاقت خیلی خوب تمیز شد.» این عبارت موثرتر از آن است که بگویند: «بچه خوبی هستی.» والدین می توانند علاوه بر پاداش های اجتماعی از پاداش های مادی (خرید اسباب بازی، خوراکی و...) و پاداش های فعالیتی (سفر تفریحی و...) کمک گیرند.
▪ قانون دوم: ناخواسته رفتار بد را پاداش ندهید.
هنگامی که پدر و مادر ناخواسته و به دلیل مشغله فکری و کاری، رفتار بد فرزندشان به پاداش می دهند، این امر باعث می شود که رفتار بد کودک تقویت و در آینده تکرار شود. به طور مثال ممکن است کودک یاد گرفته باشد که با غر زدن و گریه کردن در خانه اقوام، شب را بخواهد بماند و مسلما والدین در مقابل گریه و غر زدن ها تسلیم شده و به او اجازه دهند، که این عمل باعث می شود کودک در آینده باز این رفتار را تکرار کند. والدین در برابر مشاهده گریه سر دادن و قشقرق راه انداختن های بی مورد فرزندشان نباید تسلیم شوند.
▪ قانون سوم: برای رفتارهای بد، تنبیه در نظر بگیرید (اما فقط از تنبیه ملایم استفاده کنید). والدین باید گاهی اوقات از شیوه های تنبیهی ملایم برای کاهش یا حذف برخی از رفتارهای نامقبول و بد فرزندان شان استفاده کنند. شیوه های تنبیه ملایم شامل سرزنش کردن، محرومیت زمانمند و تنبیه رفتاری است و در مقابل شیوه های تند تنبیهی شامل کتک زدن، فریاد کشیدن، تهدیدهای ترسناک و... است.

 

روزنامه شرق

 

 

 

سه مشکل اصلی جوانان

اگر فکر می کنید تنها امروزه از معضلی به نام «رفتار ناپسند جوانان» رنج می بریم در اشتباه هستید.
سقراط، فیلسوف یونانی قرن ها پیش چنین گفت: «جوانان ما عاشق تجملات و قدرت هستند. آنها به بزرگ ترها احترام نمی گذارند و ترجیح می دهند به جای ورزش کردن با هم حرف بزنند. آنها برای بزرگ ترها از جا بلند نمی شوند، قبل از دیگران شروع به حرف زدن می کنند، با دهان باز غذا می خورند و به آموزگاران خود بی احترامی می کنند» امکان دارد مشکلات جوانان امروز کمی با گذشته تفاوت داشته باشد ولی می توان به سه مشکل اصلی آنها اشاره کرد:
۱) یافتن دوست
همه ما به دنبال دوستان خوب هستیم ولی یادمان باشد بی دقتی در انتخاب دوست بدتر از نداشتن دوست است! بنابراین در انتخاب دوست دقت کنید. گاهی نوجوانان (و والدین آنها) اجازه می دهند دیگران در مورد نحوه لباس پوشیدن آنها تصمیم بگیرند. والدین باید بدانند که فرزندانشان به همراه دوستان خود کجا می روند. در واقع آنهایی که به فرزندانشان آزادی مطلق می دهند، در باد می کارند و در طوفان درو می کنند.
۲) رابطه با والدین
مهم ترین مشکل والدین با فرزندان در فقدان ارتباط میان آنها ریشه دارد. والدین حتما باید فرزندان خود را راهنمایی کنند و دراین میان وظیفه اصلی بر دوش پدران است.
بسیاری از والدین سعی می کنند که با صرف پول محبت فرزندان خود را جلب کنند در حالی که تمایل به مادیات یکی از بزرگ ترین مشکلات عصر ماست.
فرزندان باید از والدین خود اطاعت کنند. والدینی که قوانین جامعه را زیرپا می گذارند نمی توانند از فرزندان خود انتظار فرمانبرداری داشته باشند.
۳) یافتن همسر
به علت آمار بالای طلاق، یافتن یک همسر مناسب برای جوانان کار آسانی نیست. جوانان باید در انتخاب همسر دقت زیادی داشته باشند، زیرا پای یک عمر زندگی درمیان است.
اکثر والدین غالبا دوست دارند خودشان برای فرزندشان همسر پیدا کنند و این، اشتباه بزرگی است اگر چنین ازدواجی توأم با موفقیت نباشد و به طلاق منجر شود والدین به شدت آماج انتقاد قرارمی گیرند.
برخی از والدین به جایگاه اجتماعی و اقتصادی عروس یا داماد خود بیشتر از شخصیت او اهمیت می دهند ولی یادمان باشد تنها انسان هایی از آزمایش های دشوار زندگی سربلند بیرون می آیند که از شخصیت والایی برخوردار باشند..

روزنامه کیهان


۳ نکته طلایی برای تحریک کنجکاوی کودکان
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

۳ نکته طلایی برای تحریک کنجکاوی کودکان

خورشید از کجا می آید؟ کجا می رود؟»، «پرنده ها چه جوری آواز می خوانند؟ چه طوری لانه می سازند؟»، «آدم ها چرا می میرند؟»، «چرا نوزاد گریه می کند؟» کودکان هر روز از شما ده ها پرسش می کنند. گرچه این پرسش ها گاهی حوصله تان را سر می برند، بیشتر پدر و مادر ها می دانند که باید به آنها به شیوه های قابل فهم و زبانی ساده توضیح بدهند، چرا که پاسخ های شما نه تنها به کنجکاوی آنها نسبت به بسیاری از پدیده های جهان پاسخ می دهند، بلکه باعث می شوند خوب گوش کردن و چگونگی آموختن یک مطلب علمی را به مرور زمان بیاموزند.
این آموزش در سال های بعد سبب می شوند آنها به یادگرفتن علاقه مند شوند و در نتیجه در مدرسه هم به درس خواندن علاقه نشان دهند و با توجه به این که در کودکی راه های یاد گرفتن و درک یک مطلب را به شکل غیرمستقیم آموخته اند می توانند از همان سال های اول در تحصیل موفق شوند. بنابراین اگر پدر و مادری از راه های مشتاق کردن کودک به دانستن، آگاه باشند، موفقیت او را در دوران تحصیل، تا حدود زیادی تضمین کرده اند. برای علاقه مند کردن کودک به یادگیری و تحریک بیشتر کنجکاوی او روش های زیادی وجود دارد که از آن جمله می توان به ۳ نکته طلایی اشاره کرد:
اول: اگر او با مشاهده پدیده ای جدید، پرسشی نمی کند، شما سوال هایی را مطرح کنید و نظر او را بخواهید و سپس از او بپرسید آیا پرسشی برایش پیش نیامده است؟
دوم: در پاسخ به پرسش های کودک صبور و با حوصله باشید. اطلاعات غلط ندهید، بلکه اگر پاسخ پرسشی را نمی دانید با شجاعت این موضوع را ابراز کنید و بگویید پس از مطالعه درباره آن، به پرسشش پاسخ خواهید داد. وقتی در پاسخ به این پرسش که خورشید از کجا بیرون می آید، می گویید «از پشت یک کوه بلند»، وقتی در پاسخ به این پرسش که خورشید وقت غروب کجا می رود می گویید «روی سرش پتو می اندازد و تاریک می شود»، وقتی در پاسخ به این پرسش که آدم ها چرا می میرند، می گویید «می روند زیرزمین زندگی کنند»، وقتی در پاسخ به خیلی از پرسش های دیگر سرش داد می کشید و با خشم می گویید «چقدر سوال می کنی بچه! برو پی بازی!» چه طور می توانید انتظار داشته باشید او مهم ترین اصل یادگیری یعنی پرسیدن با جرات و جسارت را بیاموزد؟! و از طرفی آیا واقعا گمان می کنید با توجه به اطلاعات غلطی که به او داده اید در آینده به دانش شما اعتماد می کند و مهم تر از آن، آیا این اطلاعات نادرست در سال های بعد راه درک حقایق علمی را که پاسخ پرسش های کودکی اش بوده اند بر او نمی بندد؟
سوم: برایش الگوی مناسبی باشید، نباید انتظار داشته باشید کودکی که هرگز پدر و مادرش را در حال گوش کردن به یک خبر علمی از رادیو یا تماشای برنامه ای آموزشی از تلویزیون یا خواندن کتاب و روزنامه ندیده است، علاقه مند به بیشتر دانستن باشد و اگر هم در سال های اولیه کودکی کنجکاوی یا میلی برای آموختن داشته باشد با گذشت زمان این احساس در او سرکوب می شود.

مریم یوشی زاده

روزنامه جام جم


مراقب رفتار نوجوان خود باشید
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

مراقب رفتار نوجوان خود باشید

فرض کنید ساعت ۹ شب است. پسر ۱۵ ساله شما با دوستانش به خانه می آید و بدون اینکه حرفی بزند بلافاصله به اتاق خواب خود می رود. شما از پنجره به بیرون نگاه می کنید و چهره های ناآشنایی را می بینید که به تازگی از فرزندتان جدا شده اند ولی وقتی از دخترتان در مورد آنها سؤال می کنید او عصبانی می شود. آیا دخترتان در دام اعتیاد گرفتار شده یا رفتار او برای یک نوجوان، طبیعی است؟
توصیه ما به شما این است که با مشاهده این صحنه نگران شوید ولی موارد زیر را در نظر بگیرید:
۱) میان رفتارهای طبیعی و غیرطبیعی نوجوان خود تمایز قائل شوید
یکی از دشوارترین وظایف والدین این است که رفتارهای غیرطبیعی نوجوان خود را تشخیص دهند. مراقب هرگونه رفتار غیرطبیعی باشید و قبل از اینکه دیر شود دست به کار شوید.
به احساسات درونی خود اعتماد کنید. اگر احساس کردید که یک جای کار، اشتباه است احتمالا حق با شماست.
۲) مراقب افت تحصیلی فرزند خود باشید
افت تحصیلی نوجوان می تواند یک زنگ خطر باشد. تمام نوجوانان گاهی در مدرسه با مشکلاتی مواجه می شوند ولی اگر مشاهده کردید نمرات فرزندتان به شدت افت کرده، از مدرسه زیاد غیبت می کند و بی انضباطی های زیادی از او سر می زند موضوع را جدی بگیرید.
شما باید در جریان تمام کارهای فرزندتان باشید. کاری نکنید که او برای فرار از زندگی ملال آور به دامان مواد مخدر پناه ببرد.
۳) مراقب دوستان جدید فرزندتان باشید
بسیاری از نوجوانان مدام به دنبال یافتن دوستان جدید هستند ولی اگر فرزندتان تمایلی ندارد دوستان جدید خود را به شما معرفی کند و یا دوستان قدیمی دیگر به خانه شما نمی آیند موضوع را جدی بگیرید.
وظیفه والدین این است که حتی در غیاب خود محیطی مثبت در اطراف فرزند خود ایجاد کنند و بدین وسیله در جریان زیر و بم زندگی او قرار بگیرند.
۴) مراقب تغییرات جسمانی و احساسی فرزندتان باشید
▪ در نوجوانی بروز تغییرات طبیعی است ولی به موارد زیر توجه داشته باشید:
الف: تغییر در برنامه خواب مثل پرخوابی یا کم خوابی
ب: تغییرات شدید وزن
پ: ظاهر نامرتب
ت: بوی مواد شیمیایی و دود
ث: مردمک های منبسط یا تنگ
ج: چشمان قرمز
▪ نشانه های احساسی
الف: تغییرات بدون دلیل در رفتار
ب: پارانویا
پ: خشم ناگهانی و غیرمنتظره
ت: عدم تمایل فرزندتان نسبت به مسائلی که زمانی برای او اهمیت داشت
البته شرایط هر نوجوانی با سایرین تفاوت می کند ولی مطمئن باشید نوجوانان معتاد حداقل واجد برخی از نشانه های فوق هستند.
۵) از فرزندتان آزمایش اعتیاد بگیرید
در شرایط استثنایی باتوجه به وضعیت ظاهری و رفتاری فرزندتان از او آزمایش اعتیاد بگیرید. اگر فرزند شما چیزی برای پنهان کردن نداشته باشد با انجام آزمایش اعتیاد مخالفت نخواهد کرد. امتناع کردن از این کار نشانه آن است که مشکلی وجود دارد.
و نکته پایانی اینکه، نوجوان شما به دوستان بیشتر نیازی ندارد بلکه به والدین فداکار و دلسوز نیازمند است. اگر شما نگران سلامتی و امنیت فرزند خود هستید از مشاوران کمک بگیرید. یادتان باشد هیچ چیز بدتر از دست روی دست گذاشتن نیست!

روزنامه کیهان


بهترین شیوه تربیت کودکان
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

بهترین شیوه تربیت کودکان

بهداشت روانی کودکان به شیوه تعامل والدین با آنها بستگی دارد. با وجودی که هر پدر و مادری در آرزوی فراهم ساختن بهترین امکانات در خانه هستند، اما ممکن است به شیوه صحیحی آنها را در اختیار فرزندان شان قرار ندهند زیرا هنوز روش منحصر به فردی برای تربیت فرزندان اختراع نشده است. علتش این است که هیچ دو بچه ای شبیه هم نیستند. روان شناسان خاطر نشان می کنند که سبک های متفاوتی برای فرزندپروری وجود دارد. آنها عقیده دارند که سبک های فرزندپروری را می توان بر حسب دو عامل محبت و کنترل پدر و مادر، به چهار دسته تقسیم کرد.

● نوع اول: کنترل زیاد، محبت کم
برخی از والدین عقیده دارند که سخت گیری نسبت به فرزندان، بهترین شیوه تربیتی و ضامن موفقیت آنها در آینده است. در این راستا، برخی از والدین سخت گیری را از اندازه می گذرانند. آنها فراموش می کنند که هر کودکی به طور طبیعی تمایل به آزادی و استقلال عمل دارد. سخت گیری بیش از حد، روح آزادی را در کودک از بین می برد و این ایده غلط را در او به وجود می آورد که آزاد و مستقل بودن، نامطلوب است. در دنیای پر رقابت امروز، کودک باید دارای اعتماد به نفس باشد و این نیز تنها از طریق پشتیبانی والدین به دست می آید. در شرایطی که پدر و مادر تنها سخت گیری و کنترل و نه عشق و محبت را به کار گیرند، فرزندان شخصیت فردی خود را از دست می دهند و در تصمیم گیری های مناسب در زندگی شان ناکام می مانند زیرا همیشه این پدر و مادر بوده اند که تصمیمات لازم را برای آنها گرفته اند. روان شناسان به این پدیده، فرزندپروری قدرت طلبانه می گویند. کودکانی که دارای والدین قدرت طلب باشند، استقلال لازم را به دست نمی آورند و در شرایطی که نیازمند تصمیم گیری باشند، دچار اضطراب می گردند. آنها تمایل پیدا می کنند که در تمام فعالیت ها نقش دوم را بازی کنند. این کودکان در بزرگسالی نمی توانند نقش رهبری را بر عهده بگیرند.

● نوع دوم: کنترل کم، محبت زیاد
این نوع دیگری از فرزندپروری است که در آن، والدین عشق و محبت بیش از اندازه، بدون اعمال کنترل های لازم را ابراز می دارند. این گونه پدر و مادرها، تحت تاثیر این کج فهمی و سوءبرداشت که «روان شناسان با تنبیه مخالفند»، از به کار بردن هر نوع تنبیهی اجتناب می کنند. در واقع، کودکان بر حسب رفتار و اعمال شان، به تنبیه متناسب نیاز دارند. تشویق و تنبیه تنها شیوه ای است که باعث می شود کودک بین آنچه درست و آنچه نادرست است، فرق قایل شود. از طریق تشویق و تنبیه والدین است که ارزش های فرهنگی فرا گرفته می شوند. اگر شرایط ایجاد کند کودک به تنبیه نیاز دارد. در شرایط نوع دوم، کودک احتمالا لوس بار می آید و الگوهای رفتاری ضداجتماعی و مجرمانه از خود نشان می دهد.
● نوع سوم: کنترل کم، محبت کم
کودک نمی تواند در خلأ عاطفی رشد یابد. اگر والدین هیچ گونه عشق و محبتی نشان ندهند، زندگی برای کودک بی ارزش و بی ثمر می شود. کودکان به طور طبیعی بیشتر هیجانی و احساسی هستند تا عقلانی و منطقی. رشد صحیح شخصیت از ترکیب هماهنگ این دو صورت می گیرد. هنر این ترکیب، تنها در صورتی که والدین بتوانند محبت و کنترل را به نسبت صحیح به فرزندشان نشان دهند، به دست می آید. هنگامی که والدین رفتار فرزند را کنترل کنند، او درک می کند که کنترل کردن برای یک زندگی اجتماعی آرام، کاملا ضرورت دارد. به همین ترتیب، فرزندان نیاز به محبت دارند. هنگامی که فرزند احساس خطر می کند، آغوش مادر به او اطمینان و آرامش می بخشد.
تماس بدنی بین مادر و کودک، مطمئنا نخستین شاخص عشق و محبت نزد فرزند است. همچنان که کودک بزرگ تر می شود، کلمات اطمینان بخش مادر، جای آغوش او را می گیرد. نیازی به ذکر این نکته نیست که بیان عشق و محبت، ضرورت قطعی برای رشد سالم فرزند دارد و در غیاب آن، شخصیت کودک دچار اختلال خواهد شد. کودکانی که دچار فقر و محرومیت هیجانی و عاطفی باشند، نمی توانند شریک خوبی در زندگی زناشویی باشند زیرا پیوند موفق بین زندگی دو فرد از طریق عشق برقرار می گردد. بنابراین، هیجانات باید به شیوه قابل قبولی تنظیم و کنترل گردند. کنترل والدین، راهنمایی لازم برای بیان احساسات و هیجانات را در اختیار فرزندان قرار می دهد. همچنین ساختار لازم که احساسات در چارچوب آن بروز داده شوند را در اختیار می گذارد. فرزندپروری بدون کنترل و محبت، مطلوب نیست. به این دلیل است که روان شناسان این نوع فرزندپروری را «غافل و بی مبالات» می نامند.

● نوع چهارم: کنترل زیاد، محبت زیاد
از آنچه تاکنون گفته شد کاملا روشن است که بهترین شیوه فرزندپروری آن است که همراه با کنترل مناسب و محبت کافی باشد. والدین باید بین کودک به عنوان یک انسان از یک سو و رفتارهای کودکانه او از سوی دیگر، تفاوت قایل شوند. والدین نوع چهارم این فرق را بین کودک و اعمالش قایل می شوند. آنها کودک را به خاطر رفتارهای پسندیده اش تشویق و به خاطر اعمال ناپسندش تنبیه می کنند. این والدین رفتار سازگار و همخوانی در ارتباط با فرزندان شان دارند. آنها فرزندشان را با تنبیه به خاطر رفتاری در یک روز و تشویق به خاطر همان رفتار در روز دیگر، گیج نمی کنند. کودکان نیز همانند همه ما، رفتارهای سازگار را بسیار آسان تر از رفتارهای نامتعادل درک می کنند. روان شناسان، فرزندپروری نوع چهارم را «موثق» می نامند.

امیر علی تنهایی

روزنامه شرق


آیا مطمئنید که امروز آخرین روز زندگی تان نیست؟
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

آیا مطمئنید که امروز آخرین روز زندگی تان نیست؟

آخرین باری که نزد پزشکم بودم، مرگ قریب الوقوعی برایم پیش بینی نکرد. وقتی به اخبار گوش می کنم با حیرت از خودم سوال می کنم آیا کسانی که موقع برگشتن از سر کار در تصادف اتومبیل کشته می شوند به خاطر داشته اند که به خانواده شان بگویند چقدر آنها را دوست دارند؟ آیا خوب زندگی کرده اند؟ آیا خوب دوست داشته اند؟ شاید تنها چیزی که اکنون به طور حتم دارند، کارهای ناتمامی است که در سبد کارشان باقی مانده است.
حقیقت این است که هیچ کدام از ما نمی دانیم چقدر زنده ایم، اما متاسفانه طوری عمل می کنیم که انگار برای همیشه زنده خواهیم بود. کارهایی را که در عمق وجود خود خواهان انجامشان هستیم به تعویق می اندازیم، مثل گفتن این که "چقدر برایمان باارزش هستند" به کسانی که دوستشان داریم، سپری کردن مدت زمانی در تنهایی و... .
ما با منطقی پیچیده و استادانه کارهای خود راتوجیه می کنیم و به آنجا می رسیم که بیشتر وقت و انرژی خود را صرف مسائلی می کنیم که آنقدرها هم مهم نیستند. ما برای نقطه ضعفهایمان دلیل و مدرک جمع آوری می کنیم تا بیخ ریشمان بمانند.
سعی کنید در هر روز طوری زندگی کنید که انگار آخرین روز زندگی شما در روی زمین است. با این پیشنهاد، بی خیالی و بی فکری در قبال مسئولیت ها را تجویز نمی کنم؛ فقط می خواهم به شما یادآوری کنم که زندگی حقیقتآً چقدر پر ارزش است. به قول دوستم"زندگی مهم تر از آن است که خیلی جدی گرفته شود."

ریچارد کارلسون


محبت و ولایت علی بن موسی الرضا
ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

کسی که دوست دارد خندان و با روی گشاده خداوند را دیدار کند،باید از محبت و ولایت علی بن موسی الرضا علیه السلام بهره مند باشد.

(بحار الانوار،ج36،ص296)

علی رضا طالبی


خجسته میلاد با سعادت امام هشتم غریب الغربا، مبارک باد
ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

خجسته میلاد با سعادت امام هشتم غریب الغربا، معین الضعفا، السلطان اباالحسن

علی ابن موسی الرضا برعموم شیعیان جهان  و خصوصا بر شما مبارک باد.

السلام ای حضرت سلطان عشق

یا علی موسی الرضا ای جان عشق

السلام ای بهر عاشق سرنوشت

السلام ای تربتت باغ بهشت.


هویت من
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

 

«هویت من»

 "برترین خرد، شناخت انسان نسبت به خود است."(1)

                       (امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام))                                               

 

دقت داشتن به گفتار، رفتار و اعمالی که مرتکب می‌شویم و یا به عبارت دقیق تر، شناخت خود و اعمالمان و کسب مهارت خودآگاهی، وظیفه هر انسانی است. اهمیت این موضوع به اندازه‌ای است که خودآگاهی را به یک مهارت بنیادی برای کسب سعادت و زندگی بهتر تبدیل کرده است. همان گونه که علی بن موسی الرضا(علیه السلام) بیان می‌نمایند، خودآگاهی مهم ترین بعد خردورزی ماست. هر چه نسبت به خودمان شناخت بیشتری داشته باشیم، اندیشه ما دارای بالندگی و پرورش بیشتری خواهد شد.

اما منظورمان از خودآگاهی چیست؟ منظور از خودآگاهی توانایی انسان در شناخت ویژگی‌های فردی و اجتماعی اش می‌باشد؛ به گونه‌ای که او را نسبت به نقاط قوت و ضعف، علایق و تمایلات، نیازها و احتیاجات و سایر ابعاد وجودی اش آگاه سازد تا در نهایت او را به شناخت صحیحی از خود برساند. حال برای رسیدن به این شناخت درست، محورهای گوناگونی پیش رو داریم که مهم ترین آن­ها عبارت است از:

 1- حقوق شناسی: آگاهی انسان از حقوق متقابل خود و دیگران و مسئولیت‌های ناشی از آن، که باعث می‌شود روابط اجتماعی اش را بر اساس موازین صحیحی تنظیم کند.

 2- ظرفیت شناسی: آشنایی فرد با قابلیت‌ها و توانمندی‌های او که موجب اعتماد به نفس و افزایش خود باوری انسان می‌شود.

3- کاستی شناسی: همان گونه که آدمی توانمندی‌های ویژه‌ای دارد، از ضعف هایی نیز رنج می‌برد که درک آن شجاعت درونی و سعه صدر می‌طلبد؛ چرا که پذیرفتن ایرادها، کاری است بسیار دشوار که توجه به آن در خودآگاهی نقش ویژه‌ای ایفا می‌کند.

4- رغبت شناسی: این محور به شناسایی و بررسی علایق و گرایش هایی می‌پردازد که از ابتدا در فرد بوده و یا بعداً در او ایجاد شده است. فرد با آگاهی از آنها می‌تواند تمایلات اصولی و منطقی اش را از غیر آن تفکیک کند.

 5- نیاز شناسی: از ویژگی‌های مهم انسان، وابستگی او به نیازهای جسمی و روانی است. گاه این وابستگی تا اندازه‌ای است که چگونگی تامین آن عامل تعیین کننده‌ای در کیفیت رفتار و شخصیت فرد می‌گردد.

 6- آرمان شناسی: انسان به همان اندازه که به نیازهایش تعلق دارد، به آرمان‌ها و آرزوهایش نیز وابسته است؛ چرا که آرمان‌ها و آرزوها شکل دهنده تفکر و رفتار افراد می‌باشند. در نتیجه انسانی که به شناخت درستی از خود رسیده، برای آینده اش هدفی ترسیم می‌کند که در چهارچوب توانایی هایش باشد و برای رسیدن به آن، با انگیزه تلاش می‌کند.

بدون تردید ایام ولادت با سعادت حضرت امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) فرصت مناسبی برای ماست تا با خود خلوتی کرده و با اندیشیدن به هویتمان، به خودآگاهی مطلوبی دست پیدا کنیم.

 (برگرفته از کتاب "مهارت‌های زندگی در سیره رضوی تالیف: "دکتر محمدرضا شرفی")

 فرارسیدن 11 ذی قعده، سالروز میلاد

گنجینه دار علوم انبیاء و تجلی مهربانی پروردگار

حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

پایگاه اسلامی شیعی رشد

 


افلاطون گفته روح دایره است
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:
افلاطون گفته روح دایره است
و من دایره های روحم را کشف کردم!
پنح دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم
 
 
در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند
و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود
نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم
 
 
همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیمو گاهی اوقات نداریم!
گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که دیگران روی ما می گذارند
... به آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند
 
 
نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد
و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود
حتی در مفایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی...
 
در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول
ممکن است باعث شود راهت را گم کنی
یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را "تو" می کند را ازدست بدهی
 
 
گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی
به همین دلیل بسیار مهم است
که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند
حتی گاهی بیشتر از آنچه که
خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی
 
 
در مواجه با افراد از خودت بپرس
این فرد چه حسی در من ایجاد می کند...
در کنار او می توانم خودم باشم؟
با او می توانم رو راست باشم؟
می توانم به او هرچه می خواهم بگویم؟
در کنار او احساس راحتی می کنم؟
وقتی او وارد می شود چه حسی به من دست می دهد؟
و وقتی می رود چه حالی می شوم؟
وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او روراستم؟
آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا به خودم ببالم؟
 
 
فلسفه وجود این 5 دایره،  شناخت است، نه پیش داوری
پس با خودت روراست باش
با افرادی که در نظر تو بد خلق اند، مدارا کن
و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد
هر روز زمانی را می گذرانی
باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی
 
 
در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری
حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی
ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود
از خودت بپرس
در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم؟
آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند
با این افراد و در کنار آنها، قدرتمندی...
ارزشهای مشترک با آنها داری
و با حضور آنها در زندگیت، دنیا را زیباتر می بینی
دوستان و همراهانی خارق العاده!
 
 
دایره دوم جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می کنند
مربیان... آموزگاران
و شاید هم افرادی که تنها برای وقت گذرانی خوبند
بیرون رفتن و خندیدن...
چیزی به تو اضافه نمی کنند
ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی
 
 
دایره سوم همکاران و اقوامند
و شاید هم آدمهای خنثی، کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند
و تاثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی
هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی
و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند
افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر
 
 
دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست!
آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند
افراد این دایره لزوما" با خود واقعی تو مرتبط نیستند
حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی
افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند...
در کنار آنها نمی توانی راحت باشی
و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی
 
 
دایره آخر جای دورترین افراد است
جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند، تحقیرت کرده اند،
کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند
و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی
 
 
خوب اکنون که جای هر کس را تعیین کردی
اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند
مستقیما" روح و روان تو را هدف قرار دهند
نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد، وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی...
یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند
 
 
شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن
چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد
و کسی که از تو بدش بیاید، باور نمی کند!
 
 
وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی
وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!
وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم:
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم.
انتخاب با توست...
ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می کنیم و حتی به گریه می اندازیم
و گریه می کنیم برای کسانی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستند!
این یکی از حقایق عجیب زندگی است،
و اگر این را بفهمی،
هیچوقت برای تغییر دیر نیست!
 

بهتر زندگی کردن ۱۰ شرط دارد
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

بهتر زندگی کردن ۱۰ شرط دارد

۱) هدفمند زندگی کنید: به هدفمند بودن زندگی، اطمینان داشته باشید و بدانید که خلق ما انسان ها، کار بیهوده ای نبوده است. عبارت «انا لله وانا الیه راجعون»، یعنی اینکه همه ما انسان ها، ماهیتی از او و به سوی او داریم و این نشان دهنده هدف خلقت و هویت انسان است.
۲) نگرش مثبت و معنادار داشته باشید: ویکتور فرانکل، متخصص مغز و اعصاب، کتابی با عنوان «انسان در جستجوی معنا» دارد. در این کتاب آمده است که زندگی با تمام اتفاق های خوب و بد، سخت و آسان و تلخ و شیرینش، دارای معنا و دلیل است و او به همین دلیل، معنادرمانی را مطرح می کند. او می گوید: «اگر انسان بتواند معنویت را وارد زندگی اش و زندگی را معنادار کند، می تواند به بهبود وضع زندگی اش امیدوار باشد.»
۳) امیدوار باشید: انسان ناامید، انسان آماده مرگ است و نمی تواند از زندگی اش لذت ببرد. در قرآن کریم هم آمده که هرگز از رحمت الهی ناامید نشوید.
۴) خوش بین باشید: امیدوار بودن، پتانسیل خوش بین شدن به آینده را درون ما ایجاد می کند. خوش بینی آگاهانه و همراه با احتیاط می تواند وضعیت زندگی را بهبود ببخشد.
۵) به ارزش هایتان وفادار بمانید: یکی از مهم ترین مسایلی که می تواند تفاوت بین «زنده بودن» و «زندگی کردن» را به ما نشان بدهد، اهمیت دادن به ارزش ها و ظرفیت های درونی خودمان است. البته کمال گرا بودن انسان باعث می شود که به داشته هایش قانع نباشد و بخواهد همیشه بهترین باشد و به همین دلیل هم بیشتر به نقایص خود توجه کند، اما اگر یاد بگیریم که به قابلیت هایمان، اهمیت بیشتری بدهیم و خودمان را مدام با دیگران مقایسه نکنیم، می توانیم زندگی بهتری هم داشته باشیم.
۶) اهل تفکر باشید:خداوند انسان را موجودی متفکر آفریده است و این تفکر، وجه تمایز انسان با سایر جانداران است. حتما شنیده اید که ارزش یک سال تفکر، از ۷۰ سال عبادت، بالاتر است بنابراین باید با به کارگیری قدرت تفکر و تعقل، قدرت حل مسایل و مشکل های زندگی مان را بالا ببریم و راه را برای داشتن یک زندگی بهتر برای خود و اطرافیانمان هموارتر کنیم.
۷) منصف باشید: اگر می خواهید زندگی بهتری داشته باشید، باید حقوق دیگران را به رسمیت بشناسید و انصاف بیشتری را در روابط خود با آنها خرج کنید. رفتار عادلانه داشته باشید و هرچه را که برای خود می پسندید، برای دیگران هم بپسندید.
۸) خوش بین باشید: ارتباط کلامی مثبت داشته باشید؛ یعنی با دیگران، زیبا و منطقی صحبت بکنید و مهارت گوش دادن به اطرافیانتان را هم بیاموزید.
۹) خودتان را با دیگران مقایسه نکنید: اگر یاد بگیریم خودمان باشیم، می توانیم زندگی بهتری هم برای خودمان بسازیم.
۱۰) متوکل باشید: به خداوند توکل و اعتماد داشته باشید. توکل و رنگ خدایی داشتن خالص و بدون ریا، مهم ترین و باارزش ترین کاری است که می تواند انسان ها را به سمت داشتن یک زندگی مطلوب و ایده آل سوق بدهد


آموزش زندگی در کلاس مورچه ها
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

آموزش زندگی در کلاس مورچه ها

همه ما سعی می کنیم که از افراد بزرگ درس زندگی بگیریم و دوست داریم رمز و راز موفقیت آنها را بدانیم، اما فراموش می کنیم که گاهی بزرگترین درس های زندگی از کوچکترین موجودات کنار ما گرفته می شوند. مثلا مورچه ها را در نظر بگیرید. آیا باور می کنید که این موجودات کوچک می توانند به ما یاد بدهند که چطور باید زندگی بهتری داشته باشیم؟ از رفتار مورچه ها می توانیم چند درس مهم بیاموزیم که به ما برای داشتن یک زندگی بهتر کمک می کنند:
مورچه ها هیچ وقت تسلیم نمی شوند: آیا متوجه شده اید که چطور مورچه ها همیشه به دنبال راهی برای رد شدن از موانع هستند؟ انگشت تان را در راه یک مورچه قرار دهید و آن را دنبال او بکشانید، یا حتی روی او. مدام به دنبال راهی برای عبور از انگشت شما خواهد بود. هیچ وقت یکجا نمی ایستد و گیج نمی ماند. هیچ وقت دست از تلاش بر نمی دارد و عقب نمی کشد. همه ما باید یاد بگیریم که اینچنین باشیم. همیشه موانعی در زندگی ما وجود دارد. چالش این است که دست از تلاش برنداریم و به دنبال راه های جایگزین برای رسیدن به اهدافمان باشیم.
مورچه ها همه تابستان به فکر زمستان هستند: داستان قدیمی گنجشک و مورچه را یادتان هست؟ در اواسط تابستان، مورچه ها به شدت مشغول جمع کردن آذوقه برای زمستان خود هستند، در حالیکه گنجشک برای خود خوش می گذراند. مورچه ها می دانند که تابستان (اوقات خوش) برای همیشه نمی ماند. بالاخره زمستان می آید. این درس خیلی خوبی است. وقتی زندگی خوب می شود، نباید مغرور شوید و تصور کنید که هیچ وقت زندگی تان با شکست روبرو نخواهد شد. با دیگران با ملاطفت و مهربانی رفتار کنید. برای روزهای سخت پس انداز کنید و به فکر آینده باشید. و یادتان باشد که اوقات خوب همیشه نیستند اما انسان های خوب همیشه هستند.
مورچه ها همه زمستان به فکر تابستان هستند: وقتی با سرمای طاقت فرسای زمستان مواجه می شوند، همیشه به خودشان یادآور می شوند که این همیشگی نخواهد بود و بالاخره تابستان فرا می رسد. و با اولین اشعه های خورشید تابستان، مورچه ها بیرون می آیند و آماده کار و تلاش و تفریح هستند. وقتی ناراحت و افسرده هستید و وقتی تصور می کنید مشکلات تمامی ندارند، خوب است که به خودتان یادآور شوید که این نیز می گذرد. اوقات خوش فرا می رسد و خیلی مهم است که همیشه رویکری مثبت به زندگی داشته باشید.
مورچه ها هرچه از توانشان برمی آید را انجام می دهند: مورچه ها چه مقدار غذا در تابستان جمع می کنند؟ هرچقدر که بتوانند! این الگوی خیلی خوبی برای کار است. هرچه که از دست تان برمی آید را انجام دهید. یک مورچه نگران این نیست که مورچه دیگر چقدر غذا جمع کرده است. عقب نمی کشد و به این فکر نمی کند که چرا باید این قدر سخت تلاش کند. از حقوق کم خود هم شکایت نمی کند. آنها فقط سهم شان را از کار انجام می دهند. موقیت و خوشبختی معمولا در نتیجه ۱۰۰درصد بدست می آید. یعنی همه آنچه که در توان دارید را بکار گیرید. اگر به اطرافتان نگاه کنید، افراد موفقی را می بینید که با هرچه در توانشان هست زحمت می کشند در نتیجه:
۱) عقب نکشید.
۲) به فکر آینده باشید.
۳) مثبت اندیش باشید.
۴) تا جائی که توان دارید تلاش کنید.
و درس دیگری که می توان از مورچه ها آموخت. اینکه آیا می دانستید که مورچه ها می توانند شیئی با ۲۰ برابر وزن خود حمل کنند؟ شاید ما هم همینطور باشیم. ما می توانیم سختی ها را به دوش بکشیم و حجم کارهای سخت و زیاد را مدیریت کنیم. دفعه بعد که چیزی موجب ناراحتی تان شد و تصور کردید که قادر به تحمل آن نیستید، دلسرد نشوید. به آن مورچه کوچک فکر کنید و یادتان باشد که شما هم می توانید وزن بیشتری را به دوش بکشید!


هفت علامتی که دروغگوها را لو می دهد
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

هفت علامتی که دروغگوها را لو می دهد

به طور میانگین، همه مردم جهان، روزی دو مرتبه دروغ می گویند. برخی افراد، دروغگوهای خوبی نیستند و زود لو می روند اما برخی دیگر دروغگوهای قهاری هستند.
دوست دارید بدانید طرف مقابل تان در یک رابطه دروغ می گوید یا راست؟ به این ۷ نشانه دقت کنید:
▪ اضطراب و عرق کردن:
شناخته ترین نشانه هایی که می تواند یک فرد دروغگو را لو دهد، عرق کردن و اضطراب اوست. زمانی که ما دروغ می گوییم همیشه می ترسیم لو برویم. به همین دلیل دچار اضطراب می شویم و اضطراب با افزایش ضربان قلب و عرق کردن همراه است. اما این موضوع در رابطه با همه مردم صادق نیست. برخی افراد به دروغگویی عادت دارند و دچار اضطراب نمی شوند.
▪ صدای خیلی زیر یا خیلی بم:
روان شناسان معتقدند صدا، علامت خوبی برای شناسایی دروغگو است. چرا؟ در واقع این ما نیستیم که صدا را کنترل می کنیم. مغز بر اساس احساساتی که داریم آن را به شکل اتوماتیک تنظیم می کند. وقتی دروغ می گوییم، می ترسیم رسوا شویم. به همین علت معمولا تن صدا تغییر می کند و خیلی زیر یا خیلی بم می شود.
▪ سخنان ضد و نقیض:
دروغگوها به دلیل ترس از رسوا و شرمگین شدن تعادل احساسی درستی نداشته و حتی حرف های آنها کم و بیش ضد و نقیض است. برای آنکه مطمئن شوید یک فرد دروغ می گوید از او بخواهید دقیقا حرفی را که در یک موقعیت خاص زده برای شما در مواقع مختلف تکرار کند، حتی سوالات متفاوت و مدام در مورد همان مساله می تواند ثبات فکری دروغگو را بر هم بریزد.
▪ میمیک های غیرمعمول:
پلک زدن های مداوم، مالیدن پلک، نگاه های مبهم... همگی اینها نشانه میمیک صورت یک فرد حین دروغ گفتن است. صورت دقیقا احساساتی را که داریم نشان می دهد و کنترل عمقی آنها کمی سخت است. اگر فردی میمیک غیرطبیعی و غیرمعمول دارد و حین صحبت با شما دچار تیک خاصی مثل مالیدن پلک می شود، می توانید به حرف های او شک کنید.
▪ ژست های مخصوص:
سرفه کردن درون مشت، بالا بردن دست روی سر و عقب بردن بالاتنه موقع حرف زدن از جمله ژست های آدم های دروغگو است. البته باید مراقب هم بود. برخی دروغگوها برای آنکه احساسات شان نمایان نشود حین حرف زدن کاملا خنثی عمل می کنند.
▪ حرف زدن وسواسی:
دروغگوها معمولا در صحبت کردن وسواس به خرج نمی دهند و همه مسایل را رو نمی کنند. اگر شما حین صحبت ها از فردی بخواهید با دقت بیشتری مسایل را برای شما بیان کند و به عبارتی وسواسی تر از او سوال کنید، معمولا دروغگو چون حافظه خوبی ندارد و در دور بعد قادر به بیان همان جواب ها نیست. درنهایت می توانید از زبان او این جملات را بشنوید «به من اعتماد نداری؟» اگر فردی واقعا دروغگو نباشد، خیلی سریع از کوره درنمی رود و برای بار دوم هم به برخی سوالات شما پاسخ می دهد.
▪ احساسات اغراق آمیز:
وقتی فردی فقط با دهان می خندد یعنی یا می خواهد رعایت ادب کرده باشد یا دروغگوی ماهری است. یک لبخند صادقانه با عقب رفتن لب ها و چین خوردن پلک ها در سمت خارج همراه است. یک دروغگو معمولا تنها با دهان می خندد تا احساسات درونی خود را مخفی کند.


ارزش غذایی
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

بهتر است از غذاهایی که ارزش غذایی ندارند پرهیز شود. غذاهایی که تنها باعث چاقی می شوند نه تنها حافظه را تقویت نمی کنند، بلکه کلسترول خون را نیز افزایش می دهند.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه، ۱۰ ماده غذایی وجود دارد که می تواند برای تقویت هوش شما و فرزندانتان بسیار مفید باشد.

اسفناج:

اسفناج به دلیل برخورداری از بافت های گیاهی از بروز بسیاری از بیماری ها پیشگیری می کند. تحقیقات نشان می دهد زنانی که از اسفناج و سبزی های سبز دیگر استفاده می کنند، پیر شدن سلول هایشان را به تاخیر می اندازند. اسفناج به دلیل آنزیم های موجود در برگ هایش، سیناپس بین سلول ها را تسهیل می بخشد و هوش را تقویت می کند. اسفناج از ماده دارویی به نام فولیک اسید برخوردار است که در جهت تقویت حافظه موثر است. اسفناج همچنین برای مبتلایان به عارضه قلبی بسیار مفید است. اسفناج حاوی مواد آنتی اکسیدان نیز است.

قهوه:

قهوه از موادی مانند آنتی اکسیدان ها، آمینواسید، ویتامین و مینرال برخوردار است؛ بویژه اگر دانه های قهوه را دم کنید و بخورید در جهت تقویت حافظه بسیار مفید است. کافئین قهوه در جهت تقویت حافظه مفید است. قهوه همچنین ضد آلزایمر است و با مصرف مداوم آن دچار آلزایمر نخواهید شد.

غلات:

غلاتی مانند سویا، لوبیا، نخود فرنگی و عدس از روغن بسیار مفیدی برخوردارند که در جهت تقویت حافظه لازم است.

میوه و سبزیجات:

میوه و سبزیجات دارای آنتی اکسیدان های بسیار مفیدی هستند. میوه و سبزیجات بسیار برای تقویت حافظه مفیدند.

تخم مرغ:

تخم مرغ ماده بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه است؛ بویژه اینکه مادران باردار هنگام بارداری و زمانی که جنینی را در رحم دارند، تخم مرغ مصرف کنند در هوش فرزندشان بسیار موثر است.

ماست:

آیا می دانید یک پیاله ماست دارای امگا ۳ و دی اچ ای است. امگا ۳ و دی اچ ای مواد بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه است. اگر فرزندتان در زمان رشدش هر روز ماست مصرف کند، تاثیر بسیاری بر روی رشد او دارد.

انبه:

این میوه ماده دیگری است که در تقویت حافظه بسیار مفید است. با این که میوه چرب است و دارای بافت های چربی است اما باعث می شود که گردش خون تسریع یابد. هنگامی که گردش خون سریع تر شود باعث می شود خون بیشتری به مغز برسد و همچنین این میوه در حافظه نیز موثر است.

 

سیب زمینی:

محققان استرالیایی به تازگی دریافته اند موادی مانند کربوهیدرات هایی که به وفور در سیب زمینی یافت می شود، باعث تقویت حافظه می شوند.

ماهی:

ماهی نیز یکی دیگر از مواد غذایی است که باعث تقویت و رشد سریع تر سلول های مغز و در نتیجه باعث تقویت حافظه می شود. ماهی برای عارضه قلبی نیز مفید است.

شکلات:

شکلات نیز یکی دیگر از موادی است که باعث تقویت حافظه می شود. البته بهتر است شکلات هایی را مصرف کنید که یا تلخ هستند و یا حاوی شیر باشند.


از چیزی می ترسید؟ این مطلب را از دست ندهید
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

از چیزی می ترسید؟ این مطلب را از دست ندهید

هنگامی که از مردم پرسیده می شود که از چه می ترسند، معمولا از چیزهایی مانند مار، عنکبوت، صاعقه یا مرگ نام می برند. وقتی که ترس آنقدر جدی شود که زندگی روزمره را مختل کند، به عنوان هراس (فوبیا) شناخته می شود. طبق تعریف انجمن روان پزشکی آمریکا، هراس عبارت است از یک ترس نامعقول و افراطی از یک شی یا یک وضعیت. در اغلب موارد، هراس مستلزم حس به خطر افتادن یا ترس از آسیب دیدن است. برای نمونه، کسانی که هراس از مکان های باز دارند (اگورا فوبیا)، از گرفتار شدن و به دام افتادن در یک مکان یا وضعیت غیرقابل فرار می ترسند.
نشانه های هراس
نشانه های هراس یا هنگامی که شخص در معرض شی یا وضعیتی که از آن می ترسد، قرار می گیرد یا گاهی حتی هنگامی که به آن فکر می کند، بروز می کند. نشانه های متداول هراس ها عبارتند از:
ـ سرگیجه
ـ نفس تنگی
ـ تهوع
ـ ترس از مرگ
ـ حس غیرواقعی بودن
ـ و واقعیت نداشتن اتفاقات
در برخی موارد، این نشانه ها ممکن است آنقدر تشدید شود که به یک حمله تمام و کمال اضطراب بینجامد. در نتیجه این نشانه ها، برخی افراد به انزوا و گوشه گیری روی می آورند که این خود به مشکلات جدی در زندگی روزمره می انجامد. در موارد دیگر، فرد ممکن است به دلیل توجه مداوم به مرگ قریب الوقوع یا بیماری های خیالی به مراقبت پزشکی نیاز پیدا کند.

● انواع هراس ها
هراس ها به سه رده کلی تقسیم می شوند:
۱) هراس اجتماعی: ترس از وضعیت های اجتماعی
۲) هراس از مکان های باز: ترس از گرفتار شدن در یک مکان یا موقعیت غیرقابل فرار
۳) هراس های خاص: ترس از یک چیز خاص (مثلا مار)
هراس های خاص ۴ نوع عمده دارند:
۱) محیط طبیعی: ترس از صاعقه، آب، طوفان و غیره
۲) حیوانات: ترس از مار، عنکبوت، جوندگان و غیره
۳) پزشکی: ترس از دیدن خون، آمپول، ملاقات دکتر و غیره
۴) موقعیتی: ترس از پل، تنها ماندن در خانه، رانندگی و غیره
● شیوع و رواج هراس ها
هراس ها بسیار شایعند. برای نمونه، در آمریکا بیش از ۱۰ درصد کل جمعیت، حداقل از یک چیز هراس دارند و در این کشور، هراس شایع ترین اختلال ذهنی است. معمولا تعداد زنانی که گرفتار هراس هستند، بسیار بیشتر از مردان است. در بسیاری از موارد، مردم می توانند تشخیص دهند که ترسشان غیرمعقول است و در نتیجه، برای فایق آمدن بر هراس خود اقدام می کنند. طبق «راهنمای آماری اختلالات ذهنی»، تنها در حدود ۱۰ درصد هراس ها تمام عمر باقی می مانند.

● درمان هراس ها
چند رویکرد مختلف برای درمان هراس ها وجود دارد. اثربخشی هر درمان به خود فرد و نوع هراس بستگی دارد. در زیر، برخی روش های درمان آورده شده اند:
در درمان های مواجه ای، به منظور کمک به بیمار برای غلبه بر ترسش، او را در معرض چیزی که از آن می ترسد قرار می دهند. یک نوع از درمان مواجه ای، غرقه سازی (flooding) است که در آن، بیمار برای مدتی طولانی، بدون فرصت یا امکان فرار، با چیزی که از آن می ترسد مواجهه داده می شود. هدف از این روش، کمک به فرد در روبه رو شدن با آنچه از آن هراس دارد و درک این واقعیت است که آسیبی از آن به او نمی رسد.
روش دیگری که غالبا برای درمان هراس به کار گرفته می شود، شرطی سازی تقابلی (counter conditioning) نام دارد. در این روش به بیمار یاد داده می شود که واکنش متفاوت و تازه ای نسبت به چیزی که از آن می ترسد نشان دهد. بیمار یاد می گیرد که به جای وحشت زدگی در صورت مواجهه با شیء مورد نظر چگونه از روش های آرامش درمانی استفاده کند و آن را جایگزین اضطراب و ترس کند. این رفتار جدید با واکنش وحشت زده قبلی ناسازگار است و در نتیجه، واکنش هراس به تدریج از بین می رود. شرطی سازی تقابلی معمولا در مورد بیمارانی به کار گرفته می شود که نمی توانند درمان های مواجه ای را تحمل کنند.

منبع: کلینیک الکترونیکی روان یار


۱۰ اشتباه رایج در مسواک زدن
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

۱۰ اشتباه رایج در مسواک زدن

سال ها طول کشید تا مسوولان توانستند از طریق رسانه ها عادت به مسواک زدن را در زندگی روزمره مردم وارد کنند و حالا که این عادت در بسیاری از خانواده ها جزیی جدایی ناپذیر از زندگی شده است، دست اندرکاران بهداشت دهان و دندان قصد دارند به مردم یاد بدهند چطور اصولی و درست مسواک بزنند...

به همین بهانه تصمیم گرفتیم چند اشتباه رایج که خیلی ها هنگام مسواک زدن مرتکب می شوند، زیر ذره بین ببریم. شما کدام یک از این خطاها را مرتکب می شوید؟

۱) از مسواک مناسبی استفاده نمی کنید؟ قبل از خرید مسواک باید به اندازه دهان خود و مسواک موردنظر دقت کنید مثلا اگر برای بردن مسواک داخل دهان باید دهان را خیلی باز کنید، یعنی مسواک برای دهانتان بزرگ است. دسته مسواک هم باید خوش دست باشد و به راحتی بتوان آن را در دست گرفت. هرچه مسواک در دهان و دست راحت تر قرار گیرد، بهتر می توان آن را در دهان حرکت داد. بسیاری از مراجعان دندان پزشکی می پرسند بهتر است مسواک برقی بخرند یا دستی؟ در پاسخ باید بگوییم اگر استفاده از مسواک دستی برایتان راحت است، دلیلی برای هزینه اضافی ندارید.

۲) پرزهای مسواکتان نامناسب است؟ پرزهای برخی مسواک ها زاویه دار است و برخی دیگر پرزهایی صاف دارند؛ یک فرد عادی باید کدام یک از این مسواک ها را بخرد؟ دندان پزشکان روش مسواک زدن را از نوع پرزهای مسواک بااهمیت تر می دانند اما آنچه درباره پرز مسواک اهمیت دارد، سختی یا نرمی آن است زیرا پرزهای سخت می توانند بافت لثه را از بین ببرند. به طور کلی سختی پرز باید به حدی باشد که بتواند پلاک ها را از دندان بزداید ولی به لثه ها آسیبی نرساند پس بیهوده پولتان را برای مسواک هایی با پرزهای طبیعی مثلا تهیه شده از موی حیوانات هدر ندهید.

۳) به تناوب و مدت کافی مسواک نمی زنید؟ بهتر است در طول روز حداقل ۲ بار به آرامی دندان هایتان را بشویید. اگر فاصله بین ۲ نوبت مسواک زدن خیلی طولانی شود، پلاک ها روی هم انباشته می شوند و خطر ابتلا به پوسیدگی های دندانی و التهاب لثه ها را افزایش می دهند. هر نوبت مسواک زدن باید ۳ ۲ دقیقه طول بکشد مثلا می توانید هر نیم آرواره تان را در ۳۰ ثانیه مس باشید.

۴) محکم مسواک می زنید؛ آن هم با تناوب کوتاه؟ خوب است که بعد از خوردن هر غذایی مسواک بزنید اما نباید بیشتر از ۴ بار در روز شود زیرا مسواک زدن بیش از حد هم می تواند به ریشه دندان ها و لثه ها آسیب برساند و مینای دندان را هم ضعیف کند. بهتر است روزی ۳ ۲ بار و هر بار به آرامی ظرف ۳ ۲ دقیقه مسواک بزنید.

۵) درست مسواک نمی زنید؟ اگر پرزهای مسواک را با شدت روی خط لثه هایتان بکشید آنها را خراش خواهید داد. مسواک را به نرمی روی دندان هایتان بکشید و نزدیک خط لثه، مسواک را با زاویه ۴۵ درجه بگیرید. حرکات مسواک باید عمودی باشند نه افقی.

۶) همیشه مسواک زدن را از یک نقطه آغاز می کنید؟ شروع مسواک زدن دندان ها از یک نقطه با مرور زمان شما را نسبت به مسواک زدن کسل و بی حوصله می کند و به این ترتیب آن طور که باید با دقت مسواک نمی زنید.

۷) سطوح داخلی دندان را مسواک نمی زنید؟ سطوح داخلی دندان که می توانید زبانتان را روی آنها بکشید هم به اندازه سطح خارجی دندان ها مهم و محل خوبی برای تجمع پلاک های دندانی هستند بنابراین هم سطوح داخلی دندان و هم سطوح خارجی را خوب مسواک بزنید.

۸) مسواکتان را خوب آبکشی نمی کنید؟ باکتری ها می توانند به راحتی لابه لای مسواکی که خوب آبکشی نشده، تکثیر و هنگام استفاده دوباره از مسواک، به دهان منتقل شوند در چنین حالتی شما باکتری های قدیمی را دوباره به دهانتان راه داده اید بنابراین بعد از هر بار مسواک زدن مسواکتان را خوب بشویید.

۹) نمی گذارید مسواکتان خوب خشک شود؟ بسیاری از افراد همین که آب به مسواکشان خورد، تصور می کنند آن را استریل کرده اند. این افراد مسواک مرطوب خود را داخل درپوش کوچکی می گذارند و آن را داخل کیف یا کشو یا در جامسواکی قرار می دهند و چراغ دستشویی را خاموش می کنند و می روند. محیط تار و مرطوب برای رشد میکروب ها بسیار مناسب است بنابراین توصیه می کنیم مسواک را حتما بعد از هر بار استفاده روی سطحی تمیز مثلا دستمال کاغذی یا جامسواکی خارج دستشویی در معرض جریان هوا و مکانی نورگیر قرار دهید و بعد از اینکه کاملا خشک شد، آن را در یک دستمال کاغذی تمیز بپیچید و داخل کیف یا کشو بگذارید.

۱۰) مسواک را دیر به دیر عوض می کنید؟ بعضی ها سالی یک بار مسواک می خرند ولی این کار درست نیست. دندان پزشکان توصیه می کنند هر ۴ ۳ ماه یک مسواک نو بخرید اما اگر پرزهای مسواک در مدتی کمتر از ۴ ۳ ماه شل، کج و بی کیفیت شدند، باید آن را هرچه زودتر دور بیندازید.واک بزنید تا زمان صحیح مسواک زدن را رعایت کرده


۸ راز ازدواج موفــق
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

۸ راز ازدواج موفــق

اگر احساس می کنید بعد از ازدواج رابطه تان با همسرتان کمی سرد شده و مثل گذشته گرم و صمیمی نیستید نکات زیر را بخوانید و به آنها عمل کنید.
۱) مسایل کوچک را سرسری نگیرید
شاید به نظرتان برسد برخی مسایل آنقدر کوچکند که نمی توانند باعث دعوا شوند اما کاملا برعکس گاهی نگذاشتن ظرف ها در ظرفشویی یا درآوردن کفش در مکانی نامناسب، باعث دعواهای بزرگی می شود. اگر مسایل کوچک بین زوج ها حل نشود تبدیل به یک مشکل بزرگ خواهد شد. پس اجازه ندهید مشکلات بی اهمیت صمیمیت?تان را از بین ببرد و با گذشت زمان شما را از هم دور کند. اگر بتوانید مسایل کوچک را بین خود حل کنید به راحتی از پس حل مشکلات بزرگ تر برمی آیید.
۲) ابراز علاقه کنید
برای خوشبخت بودن در یک رابطه لازم است هر روز پیام مثبت دریافت کنید. بیان جملاتی نظیر دوستت دارم، دلم برایت تنگ شده، احساس خوبی به من می دهی یا خرید یک هدیه، می تواند عشق را شعله ور کند. فراموش نکنید مردان بیش از زنان به شنیدن این مسایل نیاز دارند. زن ها برای حرف زدن و بیان احساساتشان معمولا اشخاص دیگری را در کنارشان دارند اما مردها به ندرت کسی را پیدا می کنند. در میان زوج هایی که زنان به همسرشان ابراز علاقه نمی کنند، میزان طلاق ۲ برابر است.
۳) ابراز احساسات را نادیده نگیرید
مردان با درست کردن میز شکسته آشپزخانه ممکن است علاقه خود را به همسرشان نشان دهند در صورتی که زنان با بیان کلمات این کار را می کنند. فراموش نکنید که زنان و مردان راه های متفاوتی از هم برای بیان احساسات دارند پس به شکلی که همسرتان از طریق آن ابراز احساس می کند احترام بگذارید.
۴) صحبت کنید
هر روز حداقل ۱۰ دقیقه در مورد مسایلی غیر از کار، خانواده، وظایف و رابطه تان صحبت کنید. برخی افراد فکر می کنند همیشه در حال برقراری ارتباط با همسرشان هستند در حالی که در واقع در حال انجام کارهای روزمره اند. ارتباط برقرار کردن واقعی یعنی اینکه شما در رابطه با موضوعات خصوصی، اهداف و رویاهایتان با همسرتان صحبت کنید. به عنوان نمونه موضوعاتی مانند اینکه آیا شده برای چیزی حسرت بخوری؟ وقتی بچه بودی مامان را بیشتر دوست داشتی یا بابا را؟ سال گذشته بهترین کاری که انجام دادی و به آن افتخار می کنی چه بوده است؟ هرچه سوالات شما خصوصی تر باشد درجه صمیمیت شما بالاتر می رود.
۵) از روزمرگی فرار کنید
تمامی روابط ابتدا و انتهایی دارند. زوج هایی که در روزمرگی بمانند به انتهای خط می رسند و روزمرگی خوشبختی آنها را در خود دفن می کند. اگر می خواهید رابطه خوشبختی داشته باشید باید کاری کنید زوج شما احساس بی حوصلگی نکند و از روزمرگی بیرون بیاید. چه عیبی دارد هر از چند گاهی کاری انجام دهید که عادت به انجام آن نداشته اید. با هم به پارک بروید و بدمینتون بازی کنید.
۶) داستان پریان واقعیت ندارد
برخلاف آنچه عموم مردم فکر می کنند ۲ نفر به خاطر داشتن روابط جنسی و برقراری ارتباط با هم ازدواج نمی کنند. آنچه ۲ نفر را به هم نزدیک تر می کند دلسردنشدن است. دلسردی از جمله دلایل اصلی احساس بدبختی در انسان هاست. پس در مورد مشکلات زندگی با هم صحبت کنید و راه حلی بیابید تا طرف مقابل شما دلسرد نشود.
۷) به موقع دعوا کنید
اگر از چیزی ناراحتید موقع مناسبی برای پیش کشیدن آن پیدا کنید. در مورد آنچه می خواهید بگویید درست فکر کنید. بعد از اتمام بحث هم حتی اگر شما آغازگر بحث نبوده اید یا مقصر نیستید، عذرخواهی کنید. اگر دعوا را درست اداره نکنید به مرور رابطه بین شما و همسرتان سرد می شود.
۸) روی منفی ها تمرکز نکنید
برای انجام فعالیت های مثبت وقتی تعیین کنید و تمام تمرکزتان را روی حذف منفی ها نگذارید. اشتباه بسیاری از زوج ها این است که روی امور منفی زندگی و حذف آنها تمرکز می کنند. به جای اینکه تمام مدت به دنبال حل مشکلات زندگی باشید به لذایذ آن، دوستی ها و احساسات تان بها دهید تا ببینید مشکلات چه راحت از سر راه کنار می روند.

منبع: Success Magazine


عذرخواهی شجاعت می خواهد و هوش
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

عذرخواهی شجاعت می خواهد و هوش

عذرخواهی از همسر یا نامزدتان ممکن است مشکل به نظر برسد به خصوص زمانی که بر سر مساله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت کرده باشید و حالا ممکن است در خود توان گفتن متاسفم را نبینید. هر چند هر کاری را که فکر می کردید به او می فهماند از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید.
در این مطالب چندین روش جهت عذرخواهی مطرح شده است. این روش ها به حل و فصل کردن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید.
۱) انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید
در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل است به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید، لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.
۲) از شیوه فاصله گذاری برای رسیدن به آرامش استفاده کنید
در اوج بحث معمولا فشار خون تان و تپش قلب تان بالا می رود و با چنین حالتی ممکن است چیز هایی بگویید که لزوما از بیان آنها منظور خاصی ندارید. در چنین مواقعی همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.
۳) به هیچ وجه گذشته را یادآوری نکنید
فقط به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش آور معرکه شدن با نقب زدن به گذشته راه به جایی نخواهد برد. مطمئن باشید با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.
۴) به او بگویید که دشمن اش نیستید
اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یک باره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و سعی کنید که او را آرام کنید، شما می توانید دست خود را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است و مهم علاقه دو طرفه میان شماست.
۵) محیط دور برتان را مناسب کنید
محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد. در این روند آرام سازی محیط هم موثر است مثلا در یک خانه منظم دلباز طرفین راحت تر به آرامش می رسند.
۶) مشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید
یک عذرخواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارایه می دهیم! بر خلاف تصور همه انسان ها، افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن دچار مشکل نشده و غش نکرده است.
۷) جمله ای مهربانانه و دلپذیر به او بگویید
گاهی اوقات فراموش کردن حرف های آزار دهنده کسی که دوستش دارید، مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیاموزید روبه رو شدن با مسایل بسیار آسان تر خواهد شد. در واقع گفتن یک کلمه محبت آمیز می تواند زهر دلخوری ها را کمرنگ کند.
۸) بگویید که دوستش دارید
هنگامی که می خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به همسرتان بگویید که دوستش دارید. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد، بسیار بسیار خوب است.
۹) برای چند ساعت بعد برنامه ریزی کنید
بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد، برای آزاد شدن فکرتان از مجادله برای انجام فعالیت تفریحی آماده شوید. اگر همسر یا نامزدتان قبلا برای رزرو بلیت سینما یا هر چیزی اقدام می کرد، این بار شما پیشقدم شوید و این کار را انجام دهید. چنین تفریحی می تواند آخرین ذره های ناراحتی را از میان ببرد.
۱۰) ببخشید و فراموش کنید
عذرخواهی تنها به این معنا نیست که بگویید متاسفید، بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می شود که مساله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.

ترجمه: مانی نامور


تفاوتهای جالب روانشناسی زنان و مردان
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

تفاوتهای جالب روانشناسی زنان و مردان

۱) نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.
از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری فضایی باشند.
۲) بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.
۳) مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.
۴) هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

● تفاوتهای روانشناسی
۱) مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.
۲) مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.
۳) مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند۴) ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.
۵) مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.
۶) مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.
۷) مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.
۸) زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.
۹) بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.
۱۰) مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند


حسادت های زنانه را چه باید کرد؟
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

حسادت های زنانه را چه باید کرد؟

● حسادت چیست؟
بیایید اول با مفهوم حسادت آشنا شویم. حسادت، نگرانی و ترس از یک رقیب احتمالی است که فکر می کنید علاقه یا محبت همسرتان را به خود جلب کرده است. این احساس می تواند شامل شک و تردید نسبت به خیانت همسرتان یا کسی که دوستش دارید باشد.
سه نوع حسادت وجود دارد. نوع اول بر اساس یک رقابت شکل می گیرد. این نوع حسادت معمولا زمانی بروز پیدا می کند که پای یک رقابت واقعی در میان است. نوع دوم حسادت، برنامه​ریزی شده است.
این احساس زمانی رخ می دهد که شما همسرتان را به حسادت متهم می کنید در حالی که آن کسی که واقعا دارد حسادت می کند خود شما هستید.
در نهایت نوع سوم حسادت، توهمی است. در این نوع حسادت، فرد سناریوهای خیالی در ذهن خود درست کرده و در نتیجه حسودی می کند.


● آیا حسادت همیشه بد است؟
خب نه، حسادت همیشه بد نیست. حسادت می تواند منافعی هم داشته باشد. بعضی از پزشکان معتقدند وجود کمی حس حسادت در عشق لازم است. این حسادت می تواند از رابطه و زندگی زناشویی شما در برابر خطرهای واقعی محافظت کند. گاهی کمی حسادت سالم می تواند ارتباط متقابل شما با همسرتان را بهتر کند، مرز و محدوده زندگی مشترک شما را مشخص نماید و احساس مسئولیت و تعهد شما را افزایش دهد.
اگرچه در صورتی که خانم شما حسود است، به چیزهایی بیشتر از درک معنا و مفهوم حسادت نیاز دارید. برای کسانی که حسادت بر زندگی مشترک آنها سایه انداخته، چند توصیه ویژه دارم که باید مورد توجه قرار دهند.


● صبور باشید
شاید به نظر برسد کسی که با او ازدواج کرده​اید همیشه موضع حسادت را در پیش می گیرد اما این موضوع تا ابد مشکل​ساز نخواهد بود. آدم ها رشد می کنند، تغییر می کنند و عاقل​تر می شوند.
چیزهایی که اوایل ازدواج شما را آزار می دهد، ممکن است بعدها اهمیت چندانی نداشته باشند. من بر اساس تجارب شخصی خود می دانم که کمی رفتار عاقلانه از سوی همسرم می تواند تا حد زیادی مشکل حسادت او را حل کند. اکنون روزها است که او به من نگاه می کند و می گوید واقعا آنقدر وقت و انرژی ندارم که صرف حسادت کنم. بارها در زندگی مشترک خود به این فکر می کردم که هیچ وقت چنین روزی را نخواهم دید. صبر و شکیبایی در مقابله با این مشکل کمک زیادی به شما خواهد کرد.


● اعتمادسازی کنید
هرچه بیشتر اعتماد را وارد زندگی مشترک​مان می کردم، همسرم راحت​تر می توانست حس حسادت خودش را کنترل کند. کارهایی بود که می توانستم برای جلب اعتماد همسرم انجام دهم. مثلا او می دانست که من هنگام کار در ساعت ناهار با همکاران زن ناهار نمی​خورم، مگر اینکه جمع بزرگی از دوستان و همکاران در کنار هم نشسته باشیم. دانستن این موضوع باعث می شد او دیگر وقتی به این فکر می کرد که من الان دارم چه کار می کنم، دچار حسادت توهمی نشود.


● عزت نفس همسرتان را افزایش دهید
ریشه بسیاری از حسادت های همسرتان در کمبود عزت نفس اوست. راهی پیدا کنید تا عزت نفس همسرتان را افزایش دهید. او را تشویق کنید در یک کلاس فوق​برنامه شرکت کرده یا به طور منظم ورزش کند. به روش های گوناگون از تیپ ظاهری یا طرز صحبت کردن او تعریف کنید. اگر همسرتان احساس کند به او احترام می گذارید و دوستش دارید، به سختی گرفتار حسادت می شود.


اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir


ارتباط مناسب میان زوجین
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

ارتباط مناسب میان زوجین

برقراری ارتباط مهارتی است که شامل گفتار تأثیرگذار و شنیدن فعالانه می باشد. مشکلات زوجین تا حد زیادی در ناتوانایی آنها در برقراری ارتباط ریشه دارد. سازش میان زوجین به درک شخصیت طرف مقابل بستگی دارد. هر اندازه هم که عشق بر رابطه زوجین حاکم باشد اگر آنها نتوانند ارتباط مؤثری با یکدیگر برقرار کنند با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد.
همسران به طور متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می کنند. مردان دوست دارند در مورد «مسائلی حقیقی» که قابل لمس هستند حرف بزنند در حالی که زنان بیشتر درباره «احساسات انتزاعی» صحبت می کنند. حتی با وجود این تفاوت ها، در صورتی که مردان و زنان بتوانند از پرخاشگری بپرهیزند، می توانند به تعامل درستی دست یابند. بزرگترین مشکلات ارتباطی زوجین به شرح زیر است:

● گوش ندادن
غالباً مردان و زنان به سخنان یکدیگر گوش نمی دهند و معمولا هنگام حرف زدن طرف مقابل تنها به دنبال یافتن جواب هایی هستند که خودشان باید بدهند.برخی ازافراد به شدت درگیر مشکلات زندگی هستند و قدر همسر خود را نمی دانند. آنها از هرگونه بحث خودداری می کنند. برخی از زنان که از بی اعتنایی مردان به حرفهای شان ناخشنود هستند به پرحرفی روی می آورند و در عوض، مردان که در لاک خود فرو می روند متهم به بی توجهی می شوند.

● پیش کشیدن مسائل گذشته
وقتی مسائل غیرقابل حل گذشته پیش کشیده می شود تمام تلاش ها برای برقراری ارتباط مؤثر بی نتیجه می ماند. در این زمان است که زوجین بیشتر به دنبال اثبات مقصر بودن طرف مقابل هستند!هیچ چیزی به اندازه پیش کشیدن مشکلات گذشته موجب بروز مشاجرات شدید نمی شود.

● نیاز به محق بودن
وقتی یک نفر بیشتر از تقسیم افکار و احساسات، به فکر این است که حق به او داده شود تلاش برای برقراری ارتباط با شکست مواجه می شود. به ویژه در زمان بروز اختلاف، تمرکز به آسانی از دست می رود. در این زمان به آسانی مسئله اصلی فراموش می شود و زوجین به فکر این هستند که به هر قیمتی که شده «برنده» شوند!

● احتراز کردن
ایجاد ارتباط مناسب، مستلزم روراستی است. اگر زوجین در مورد برخی از مشکلات سکوت کرده و یا موضوع بحث را عوض کنند ارتباط دچار خلل می شود.از دیگر عادات منفی، پرداختن به مسائل حاشیه ای و مته به خشخاش گذاشتن است.این چها خانوادگی است. اگر متوجه شدید همسرتان ترجیح می دهد درباره مشکلات خود با دوستانش حرف بزند باید موضوع را جدی بگیرید و به فکر چاره باشید. با افزایش آگاهی و کسب مهارت های لازم می توانید به درک درستی از همسرتان دست یابید و رابطه مؤثرتری را پایه ریزی کنید.



زندگی مشترک لذت بخش
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

زندگی مشترک لذت بخش

آیا هنوز به اندازه گذشته به همسرتان علاقه دارید؟ اگر پاسخ تان منفی است باید به فکر چاره باشید.
ازدواج مسئله ای پیچیده است و زوجین گاهی احساس می کنند که از یک صخره بلند سقوط کرده اند! خوشبختانه قرار نیست پس از ازدواج آرامش خود را از دست بدهید. البته طبیعی است که گاهی دچار نومیدی شوید ولی یادتان باشد همیشه جای امیدواری هست.
با به کار بستن توصیه های زیر می توانید زندگی زناشویی لذت بخشی داشته باشید:
صداقت را در سرلوحه زندگی خود قرار دهید
آیا هرگز به این نتیجه رسیده اید که نمی توانید با همسرتان به درستی ارتباط برقرار کنید؟
غالباً زوجین ساعت ها صرف دفاع از خود می کنند، بدون اینکه بتوانند به درستی به بیان احساسات و عقایدشان بپردازند. به عنوان مثال یک زن ممکن است همسرش را به تنبلی یا گرفتاری بیش از حد متهم کند. اگر زن می توانست این مسئله را به درستی بیان کند همسرش متوجه می شد که در انجام کارهای خانه نیاز به کمک او دارد.
یادتان باشد ارتباط صادقانه بسیاری از مشکلات را حل می کند.
اجازه ندهید خشم اختیار را از شما بگیرد
چند بار پیش آمده که بدون اینکه بخواهید، همسرتان را از خود برنجانید؟ به قول قدیمی ها، «زخم شمشیر درمان می شود، ولی زخم زبان نه» اگر از دست همسرتان ناراحت هستید صبر کنید تا عصبانیت شما فروکش کند و سپس نارضایتی خود را ابراز کنید.
از یاد نبرید وقتی کلمات بر زبان جاری شد نمی توان کاری انجام داد. به کنترل خشم خود بپردازید تا در آینده پشیمان نشوید.
ازدواج خود را در اولویت قرار دهید
آیا مسائل دیگری در زندگی شما اولویت دارند؟ یک ازدواج موفق با شادی، رضایت خاطر و خشنودی همراه است و نباید اجازه دهید سایر مسائل شما را از این هدف دور کند.
حتماً بارها این جمله را از زبان زوجین شنیده اید که «ما دیگر یکدیگر را دوست نداریم.»
شایع ترین دلیل ناکامی یک زندگی مشترک این است که زوجین مسائل زیادی را در اولویت قرار می دهند در حالی که اولویت شماره یک، همان ازدواج است.

 


زنـدگـی بـا زنـده بـودن فـرق دارد
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

زنـدگـی بـا زنـده بـودن فـرق دارد

زنده بودن فی نفسه دارای ارزش است. به همین دلیل است که همه موجودات از کوچک ترین میکروب تا اشرف مخلوقات، برای زنده ماندن تلاش می کنند. ممکن است یک جانور تک سلولی به نظر انسان بسیار حقیر برسد اما حتی آن موجود هم دارای خصوصیتی است که انسان نمی تواند آن را بیافریند...
زنده بودن، یعنی همان تعادل لرزنده ولی پیچیده ای که نام حیات به آن داده ایم و فقط خداوند قادر به خلق آن بوده است. اگر همه اجزای یک میکروب را کنار هم بچینیم و مولکول های پیچیده و موادمعدنی را هم کنار یکدیگر بگذاریم، آن مجموعه حیات نخواهد یافت و به یک سامانه زنده تبدیل نخواهد شد. به همین دلیل است که ارزش زنده بودن را که در فرضیه عمومی سامانه های زنده به عنوان یک پدیده نوخاست مطرح می شود و هدیه خداوند است، باید شناخت.اما همان گونه که سامانه زنده بر موجود بی جان و جماد برتری دارد، در سیر تکاملی زندگی، حرکتی را به سوی شعور می بینیم. این شعور، آگاهی از زندگی، آگاهی از خود و سرانجام آگاهی از آفریننده است که در مسیر تکامل زندگی پدیدمی آید. باز هم برحسب فرضیه عمومی موجودات زنده، پدیده نوخاسته دیگری به نام زبان، اندیشه و خودآگاهی در انسان به لطف حق پدیدار شده و او را بر دیگر جانداران برتری داده است.
انسان تنها موجودی است که نه فقط زنده است بلکه آگاهی کامل از زنده بودن خود دارد. انسان برخلاف دیگر موجودات زنده نه فقط در زمان حال زندگی می کند بلکه گذشته و آینده هم دارد. انسان تنها موجودی است که دارای تاریخ است یعنی علاوه بر گذشته فردی، گذشته گروهی هم دارد که برای ساختن آینده بهتر از آن عبرت بگیرد. توجه به موارد فوق الذکر باعث شده تعریف محدود تندرستی، امروز به تعریف جامع تر سلامت که شامل ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی و روحانی زندگی است، تبدیل شود. انسان سالم نه تنها به بیماری های جسمی دچار نیست، بلکه مشکلات روانی نیز ندارد.

دکتر فربد فدائی
مدیرگروه روانپزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی


نواهای درون ذهن شما چه می گویند؟
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

نواهای درون ذهن شما چه می گویند؟

آن نـدای درونـی ذهـن شـمـا کـه زمـزمـه مـی کـنـد، هـر چـیزی امکان پذیر است بـجـای غیر ممکن است، یا چه روز خوبی است، بجای زندگی سخت است، همانـند نوری برای گذشتن از پیچ و خم دشواری های زندگی یاریتان می کند.
خوش بینی محض در افراد بصورت نادر یافت شده و چنین اشخاصی اغلب مـورد پـسند دیـگـران نیستند.
ما کسانی که دائما در حال خوشحالی و شـادمـانی هسـتـند را مـورد تـمسخر قـرار داده و خـود آشـکارا بـخاطر بـدی هـوا یـا کـمبـود چای در دفتر کار دچار تردید می شویم.
در حـیرتیم که آنها چگونه می تواننـد دنـیا را آنگونه که هست نبینند؟ دنیائی که مملو از ناملایمات و بی عدالتی است. خوب، حقیقت این است که آنها عقـیـده دارند که دنیا به همراه مردمانش دارای عیوب و کاستی می باشند، امّا به سـادگی تمرکز روی چیزهای خوب را برمـی گـزینـند و چنین دیدگاهی فواید بزرگی را بدنبال خواهد داشت؛ سلامتی بهتـر، انـرژی بیـشتر، خلاقیت، توانائی های حل مسئله و یک حس کلی سرور و شادمانی.
بنابراین، آیا می توانیم یک سوئیچ خوشبینی کوچک را در ذهنمان روشن کرده و بلافاصلـه شاهـد اثـرات و نـتایج مطلوب آن باشیم؟ متأسفانه آنـقدرهـا هـم سـاده نـیـست، امّـا روشهـایی وجود دارند که بتوان با آنها مثبت بـودن را تـمـرین کـرده تـا بـصورت واکـنـشی طبیعی در بیاید و منفی نگری را تقلیل دهد.


زیبایی و خوش تیپی یعنی عشق به زندگی
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

زیبایی و خوش تیپی یعنی عشق به زندگی

همیشه از مردم می شنوید که می گویند، «اگر چیزی را که حالا می دانم آن موقع می دانستم چه و چه» هیچوقت خواسته اید پاسخ این را بدانید؟ پس گوش کنید.
اگر چیزی را که حالا می دانم آن موقع می دانستم با دقت بیشتری به ندای قلبم گوش می دادم بیشتر لذت می بردم... کمتر نگران می شدم می دانستم که مدرسه هم بزودی تمام می شود و کار هم همین طور پس فکرش را نمی کردم.
این قدر نگران نمی شدم که مردم درباره ام چه فکر می کنند، قدر شور و نشاط کودکی و جوانی ام را می دانستم، بیشتر بازی می کردم، کمتر ناراحت می شدم، می دانستم که زیبایی و خوش تیپی یعنی عشق به زندگی، می دانستم که پدر و مادرم عاشقانه دوستم دارند و باور می کردم که هرکاری از دستشان بربیاید می کنند. از این که مثل بچه ها باشم نمی ترسیدم، شجاعتر می شدم، در دیگران دنبال خوبی هایشان می گشتم و از مصاحبت با آنها به خاطر خوبی هایشان لذت می بردم. با مردم فقط به خاطر این که سرشناس و پرطرفدار هستند، معاشرت نمی کردم. از ظاهر و جسمم به همان شکلی که بود لذت می بردم. برای دیگران دوست قابل اعتمادی می شدم. از محبت کردن و محبت دیدن لذت می بردم. مسلماً قدرشناس تر و شاکرتر می شدم.


فرارسیدن اول ذی قعده، سالروز میلاد حضرت فاطمه معصومه
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

«پدر به فدای دختر» 

یکی از بارزترین مواضع اسلام، جانبداری اصولی از علم آموزی و گسترش دانش در بین انسان­هاست. در این میان، تفاوتی میان مردان یا زنان وجود ندارد و با یک نگاه کلی به معارف اسلامی، به خوبی می‌توان دریافت که جانب داری‌ها و دفاعیات اسلام از تحصیلات و آموزش زنان نسبت به سایر ادیان جهان بی­نظیر است.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در همین رابطه می‌فرمایند: "کسب علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است."(1)

زندگانی الگوهایی که اسلام ارائه می‌دهد، گواه صادقی بر این جانب داری است که نه تنها تحصیل علم و تعلم برای زنان مهم تلقی شده است، بلکه آنان می‌توانند با رعایت شرایطی علوم فراگرفته خود را به دیگران نیز بیاموزند.

لذا علم آموزی، هم شامل همسران و دختران معصومان (علیهم السلام) می‌شد و هم شامل تمام کسانی که به نحوی می‌توانستند از محضر ایشان بهره مند شوند؛ به گونه‌ای که هر یک منشأ علم و کمال برای جامعه اسلامی می‌گردیدند.

به عنوان نمونه در زمان امام کاظم (علیه السلام)، جمعى از شیعیان براى دریافت پاسخ سوال‏هاى خود، وارد مدینه شدند تا به محضر امام کاظم (علیه السلام) برسند. آن حضرت در سفر بود. لذا آنها ناگزیر، پرسش‏هاى خود را نوشته و به خانواده امام (علیه السلام) تحویل دادند تا در سفر بعد، پاسخ آنها را دریافت کنند.

مدتى بعد در هنگام خداحافظى، حضرت معصومه (علیها السلام) ـ دختر امام ـ را دیدند که پاسخ پرسش‏هاى آنها را نوشته و آماده کرده است. آنها شادمان پاسخ‏ها را دریافت کردند و به سوى وطن خود رهسپار شدند. در میانه راه با امام کاظم (علیه السلام) برخورد نمودند و ماجرا را به عرض آن حضرت رساندند. امام (علیه السلام) نوشته­ها را طلبید و آنها را مطالعه کرده و پس از این که پاسخ‏هاى حضرت معصومه (علیها السلام) را درست یافت، سه بار فرمود: "پدرش به فدایش باد .."

آری؛ در مکتب اسلام، زنان چنان به شکوفایی و رشد حقیقی و انسانی رسیده و می‌رسند که نه تنها خود طریق کمال را طی می­نمایند، بلکه می­توانند به پیشرفت بشریت و جامعه خود کمک کرده و محل رجوع علمی دیگران هم باشند.

 «برگرفته از کتاب "حضرت معصومه(علیها السلام)، فاطمه دوم تألیف: "حجة الإسلام محمدی اشتهاردی"(با تصرف و اضافات)»

 

فرارسیدن اول ذی قعده، سالروز میلاد

شفیعه روز جزا و کریمه اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)

حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست عزیز تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

 

 


هفت قانون معنوی موفقیت(قانون"دارما" )
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

هفت قانون معنوی موفقیت

 

 

-1- قانون"دارما" یا غایت حیات
هنگامی که استعداد بی همتای خود را به خدمت به دیگران می آمیزیم، وجد و استعلای جان خویش را تجربه می کنیم که هدف غایی همه هدفهاست. و راه آن: کشف ضمیر برتر، تهیه فهرست از استعدادهای بی همتای خود، و خدمت به دیگران است.

کاربرد قانون" دارما" یا غایت حیات
با خود عهد می بندم با دنبال کردن گامهای زیر، قانون دارما را به عمل خواهم آورد:

(1) امروز با مهر و محبت خدایی را که در ژرفای روحم نهفته است خواهم پروراند. به جان درونم که هم به جسم و هم به ذهنم روح می بخشد توجه خواهم کرد. خود را به روی سکون ژرف قلبم بیدار خواهم کرد. آگاهی بی زمان و هستی جاودانه میان وجود محدود به زمان را با خود همراه خواهم داشت.

(2) از استعدادهای یکتای خود فهرستی تهیه خواهم کرد. آنگاه همه آنچه را که دوست دارم انجام خواهم داد و به هنگام بیان و کاربرد استعدادهای بی همتایم در راه خدمت به بشریت،"گذشت زمان را از یاد خواهم برد و در زندگی خودم و دیگران فراوانی به وجود خواهم آورد."

(3) هر روز از خود خواهم پرسید:" چگونه می توانم خدمت کنم؟ چگونه می توانم کمک کنم؟ پاسخ به این سئوالها به من اجازه خواهد داد تا با عشق به همنوعانم خدمت کنم."

 

- 2- قانون توانایی مطلق
منشاء هر آنچه آفریده می شودآگاهی مطلق و توانایی مطلق است که جویای تجلی از نا متجلی است. و راه آن مراقبه سرشار از سکوت، اتصال با طبیعت، و عدم داوری است.

کاربرد قانون توانایی مطلق
عهد می بندم که با دنبال کردن گامهای زیر، قانون توانایی مطلق را به عمل درآورم:

(1) با رعایت سکوت روزانه و بودنِ محض، با حیطه توانایی مطلق در تماس خواهیم بود. همچنین دست کم روزی دوبار به تنهایی، تقریبا به مدت نیم ساعت صبح و نیم ساعت غروب به مراقبه سکوت خواهم نشست.

(2) هر روز مدتی را در ارتباط با طبیعت و نظاره خاموش هوشمندی درون هر موجود زنده خواهم گذراند. خاموش به تماشای غروب آفتاب یا گوش دادن به صدای اقیانوس یا جویبار یا به بوییدن عطر گلی خواهن نشست- در وجد سکوتم و با ارتباط با طبیعت، از تپش حیات اعصار- حیطه توانایی مطلق و خلاقیت نامحدود- محظوظ خواهم شد.

(3) عدم داوری را تمرین خواهم کرد. روزم را با این جمله آغاز خواهم کرد که: "امروز درباره هیچ یکی از آن چیزها که پیش می آید داوری نخواهم کرد." و در سراسر روز به خاطر خود خواهم آورد که داوری نکنم.

 

3- -قانون بخشایش
با اشتیاق به بخشیدن آنچه می جوییم، فراوانی کائنات را در زندگیمان به جریان می اندازیم. و راه آن این است:ببخشید. دریافت کنید. به جریان اندازید.

کاربرد قانون بخشایش
عهد می بندم که با دنبال کردن گامهای زیر،قانون بخشایش را به عمل درآورم:

(1) به هر جا که می روم و با هر کس که روبرو می شوم، هدیه یی به او می دهم. هدیه می تواند تحسین یا شاخه گلی یا دعایی باشد. امروز با هرکس که روبرو شوم، هدیه یی به او خواهم داد و به این طریق فرآیند به جریان انداختن شادمانی و ثروت و فراوانی را در زندگی خودم و دیگران آغاز خواهم کرد.

(2) امروز با سپاس همه هدایایی را که در زندگی به من پیشکش می کند دریافت خواهم کرد. هدایای طبیعت را دریافت خواهم کرد:نورآفتاب و آواز پرندگان و بارانهای بهاری یا نخستین بارش برف زمستان را. در برابر دریافت از دیگران نیز گشوده خواهم بود: خواه هدیه یی مادی و پول یا تحسین یا یک دعا.

(3) عهد می بندم که با دادوستد گرانقدرترین هدایای زندگی- موهبتهای توجه و محبت و تحسین و عشق- ثروت را در زندگیم در جریان نگاه دارم. هر بار که کسی را ببینم، خاموش برای او خوشبختی و شادی و خوشدلی آرزو خواهم کرد.

 

4- -قانون "کارما" یا علت و معلول
وقتی اعمالی را بر می گزینیم که برای دیگران شادمانی و کامیابی می آورند، ثمره"کارما"ی ما شادمانی و کامیابی خواهد بود. و راه آن: نظاره انتخابها، ارزیابی عواقب، و گوش سپردن به گواهی دل است.

کاربرد قانون"کارما" یا علت و معلول
عهد می بندم که با دنبال کردن گامهای زیر، قانون کارمارا به عمل درآورم:

(1) امروز انتخاب هر لحظه ام را نظاره خواهم کرد. و صرفا با نظاره این انتخابها، آنها را به آگاهی هشیار خود خواهم آورد. می دانم بهترین راه آمادگی برای هر لحظه در آینده این است که اکنون کاملا آگاه باشم.

(2) هر گاه به انتخابی دست می زنم این دو سوال را از خود می پرسم:"عواقب این انتخاب چه خواهد بود؟" و " آیا این انتخاب برای خودم و کسانی که تحت تاثیر آن قرار می گیرند توفیق و شادمانی خواهد آورد؟"

(3) از ژرفای دلم هدایت خواهم طلبید تا با احساس آسودگی یا ناآسودگی برایم پیام بفرستد. اگر این انتخاب احساس آسودگی ایجاد کند، تسلیم آن خواهم شد. اگر این انتخاب احساس نا آسودگی ایجاد کند، مکث خواهم کرد و با بصیرت درونم عواقب عملم را خواهم نگریست. این هدایت این توانایی را به من خواهد بخشید تا به طور خود انگیخته برای خودم و همه اطرافیانم به انتخابهای درست دست بزنم.

 

-5- قانون کمترین تلاش
در هر قصد و آرزو مکانیسم توفیق آن نهفته است. اگر قصد و آرزو به حیطه توانایی مطلق درافکنده شود، دارای قدرت نظام دهنده نامحدود است و راه آن این است. تهیه فهرست آرزوها، سپردن و تسلیم آنها به کائنات، و هشیاری از لحظه حال.

کاربرد قانون کمترین تلاش
عهد می بندم که با دنبال کردن گامهای زیر،قانون کمترین تلاش را به عمل در خواهم آورد.

(1) پذیرش را تمرین خواهم کرد. امروز افراد و اوضاع و شرایط و موقعیتها و رویدادها را همان گونه که پیش می آیند خواهم پذیرفت. خواهم دانست که این لحظه همان گونه است که باید باشد، زیرا کل کائنات همان گونه است که باید باشد. با عدم ستیز بر ضد این لحظه، بر ضد کل کائنات به ستیز بر نخواهم خاست. پذیرشم کامل و تمام عیار است. امور را همان گونه که در این لحظه هستند می پذیرم، نه آن گونه که آرزو می کردم باشند.

با پذیرش امور به همان گونه که هستند، مسئولیت وضعیت خود و همه رویدادهایی را که به صورت مشکلات می بینم به عهده می گیرم. می دانم که مسئولیت یعنی ملامت نکردن هیچ کس یا هیچ چیز برای وضعیتی که دارم (از جمله خودم). این را نیز می دانم که هر مشکل مجالی است در جامه مبدل، و این هوشیاری در برابر مجالها به من اجازه می دهد تا این لحظه را به موهبتی عظیمتر متحول کنم.

(3) امروز آگاهیم در عدم تدافع استقرار خواهد یافت. نیاز به دفاع از نقطه نظرم را رها خواهم کرد. نیازی احساس نخواهم کرد تا دیگران را مجاب یا ترغیب کنم که نقطه نظرم را بپذیرند. در برابر همه نقطه نظرها گشوده خواهم ماند، و سرسختانه به هیچکدام از آنها نخواهم چسبید.

 

-6- قانون قصد و آرزو
در هر قصد و آرزویی مکانیسم توفیق و تجلی آن نهفته است... قصد و آرزو در حیطه توانایی مطلق دارای قدرت نشام دهنده نامحدود است؛ و هنگامی که در خاک حاصلخیز توانایی مطلق قصدی را درافکنیم، این قدرت نشام دهنده نامحدود را برای خود به کار وا می داریم. و راه آن این است: تهیه فهرست آرزوها، عدم دلبستگی و تسلیم آرزوها به کائنات، حضور در لحظه حال.

کاربرد قانون قصد و آرزو
با خود عهد می بندم که با دنبال کردن گامهای زیر،قانون قصد و آرزو را به عمل درخواهم آورد:

(1) فهرستی از آرزوهایم تهیه خواهم کرد. این فهرست را به هر کجا که بروم خواهم برد. پیش از سکوت و مراقبه ام به این فهرست نگاه خوام کرد. پیش از خواب شبانه ام به فهرستم خواهم نگریست. صبح به محض بیدارشدن از خواب به آن نگاه خواهم کرد.

(2) فهرست آرزوهایم را رها خواهم کرد و به زهدان آفرینش خواهم سپرد. یقین دارم هنگامی که به نظر می رسد که امور به راه خود نمی روند، دلیلی دارد و مشیت کیهانی برایم طرحهایی بسیار عظیمتر از آنچه تصور می کردم در نظر دارد.

(3) به هنگام همه اعمالم به خاطر خود خواهم آورد تا هوشیاری از لحظه حال را تمرین کنم. اجازه نخواهم داد موانع، کیفیت توجهم در لحظه حال را از بین ببرند و متلاشی کنند. اکنون را همان گونه که هست خواهم پذیرفت، و از طریق ژرفترین و ارجمندترین قصدها و آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.

 

-7- قانون عدم دلبستگی
با اشتیاق خود به گام نهادن در ناشناخته که حیطه تمامی امکانات است، خودرا به ذهن خلاقی می سپاریم که چرخش کائنات را همنوا می سازد. و راه آن: عدم دلبستگی، حکمت عدم یقین، و امکانات نامحدود است.

کاربرد قانون عدم دلبستگی
با خود عهد می بندم با دنبال کردن گامهای زیر، قانون عدم دلبستگی را به عمل در خواهم آورد:

(1) عهد می بندم که امروز عدم دلبستگی را به کاربندم. به خودم و اطرافیانم این آزادی را خواهم داد که همان گونه که هستند باشند. عقیده ام را در هیچ موردی به دیگران تحمیل نخواهم کرد. راه حلها را بر مشکلات تحمیل نخواهم کرد، تا از این طریق مشکلات تازه ایجاد کنم. با عدم دلبستگی در همه امور مشارکت خواهم جست.

(2) امروز عدم یقین را به صورت بخشی بنیادی از زندگیم به کار خواهم گرفت. به دلیل اشتیاقم برای پذیرش عدم یقین، راه حلها خود به خود از دل مشکل- از دل آشفتگی و بی نظمی و اغتشاش – بر می خیزند و پدیدار می شوند. هر چه امور نامطمئن تر به نظر برسند، احساس امنیت بیشتری خواهم کرد زیرا عدم یقین، راه من به سوی آزادی است. از طریق حکمت عدم یقین، امنیت خود را خواهم یافت.

(3) به حیطه تمامی امکانات گام خواهم نهاد و هیجانی را انتظار خواهم کشید که وقتی در برابر بیکرانگی انتخابها گشوده بمانم می توانند رخ دهند. وقتی به حیطه تمامی امکانات گام بگذارم، شادی و ماجرا و افسون و رمز و راز زندگی را تجربه خواهم کرد. 
نوشته:  دیپاک چوپرا – خالق کتاب «هفت قانون معنوی موفقیت»

دیپاک چوپرا را بشناسیم
دیپاک چوپرا، رهبری است که در زمینه رابطه علمی ذهن و تن و توانایی انسان، آوازه جهانی دارد. نویسنده کتابهای پرفروشی چون "ذهن بی انتها، جسم پردوام" و "شفای کوانتومی" و " آفرینش فراوانی"، و تعدادی برنامه هایی ویدئویی است. کتابهای او به بیش از بیست و پنج زبان ترجمه شده اند و در سراسر آمریکا و هندوستان و اروپا و ژاپن و استرالیا، سخنرانی می کند. اخیرا در مرکز بهداشت سان دیه گو، واقع در کالیفرنیا، ریاست موسسه رابطه علمی ذهن و تن و توانایی انسان را به عهده گرفته است.

دکتر چوپرا پس از شرح هفت قانون معنوی موفقیت از همه جهانیان خواسته است که به منظور ایجاد یگانگی در آگاهی جمعی سیاره زمین، هر روز از هفته را به ترتیب زیر به یکی از این قوانین اختصاص دهند.

 شنبه: قانون "دارما" یا غایت حیات.

یک شنبه: قانون توانایی مطلق.

دوشنبه: قانون بخشایش.

سه شنبه: قانون"کارما" یا علت و معلول.

چهارشنبه: قانون کمترین تلاش .

پنج شنبه: قانون قصد و آرزو.

جمعه: قانون عدم دلبستگی.

می توانید برنامه بالا را بر روی مقوای کوچکی بنویسد و همواره با خود نگاه دارید و به آن عمل کنید.